بررسی چالش های مراکز کاریابی
مدیر اندیشکده کار و اشتغال میزان، درباره فقدان راهنمای شفلی در کارجویان صحبت کرده است.

راهنمای شغلی یکی از مشکلات جدی در بحث اشتغال فارغالتحصیلان است. تجربه نشان داده بسیاری از فارغالتحصیلان کشور حتی نمیتوانند پنج شغل مرتبط با رشته تحصیلی خودشان را نام ببرند ونمیدانند در چه مشاغلی که متناسب با رشته تحصیلیشان است، وارد شوند. این معضل مربوط به سیستم آموزشی کشور است که موجب عدم توازن عرضه متخصص، در مقابل تقاضای کارفرما در بحث نیروی کار شده است، که این عدم توازن در بحث راهنمای شغلی و آشنا نبودن دانشجوها و فارغالتحصیلان با فضای کاری و فضاهای استخدامی نقش بسزایی دارد.
این شکاف ساختاری اشتغال کشور نکتهای است که کارجویان مؤسسات کاریابی درگیر آن هستند. به عنوان مثال طبق آخرین آمار یکی از سه رشته دانشگاهی که دارای بیشترین فارغالتحصیل بیکار است رشته کامپیوتر است، در صورتی که در طرف مقابل یکی از پرتقاضاترین شغلها از سمت کارفرمایان همین رشته است. این عدم توازن شکاف ساختاری است و دلیلش هم نبود آموزش مهارتهای لازم و به روز بازار کار به دانشجویان است که پس از فارغالتحصیلی تبدیل به کارجو میشوند. سیستم آموزشی و عرضه کارجو در کشور ما متناسب با مهارتهای مورد نیاز روز، برنامه ریزی نشده است و به نظر تصمیم و عزمی برای پایش این موضوع دیده نمیشود.
این مهم از سوی متولیان امور عزم جدی را میطلبد تا در تربیت نیروی کار و پس از آن اشتغال افراد پایشی صورت گیرد که چه شایستگیها و مهارتهایی از نیروی تربیت شده از سوی بازار کار انتظار میرود. این پایش باید آیندهنگر باشد، چرا که مشاغل و بازار کار همواره در حال تغییر هستند و در پی آن مهارت و شایستگیها نیز باید در سیستم آموزشی تغییر کند. برای مثال شاید ۱۰ سال دیگر بسیاری مشاغل از بین بروند اما از سوی دانشگاهها همچنان نیروهایی برای این مشاغل تربیت شوند، البته این مسأله در حال حاضر هم وجود دارد برای مثال در رشته (IT) که به آن اشاره شد در دانشگاهها زبانهای منسوخی را آموزش میدهند در صورتی که نیاز کارفرمایان، زبانهای روز در این رشته است.
مهارت سنجی حلقه اتصال کارجو به کارفرما
قمری، راهکار مناسب برای اتصال کارجو و کارفرما را مهارتسنجی کارجویان میداند و این فرایند را این گونه توضیح می دهد: مهارت سنجی دو مزیت دارد. مزیت اول این است که شرکتها از طریق مؤسسات به کارجویان نوپا و بدون سابقه کار اعتماد میکنند. فرایند مهارت سنجی اطمینان را برای شرکتهای متقاضی ایجاد میکند که این فرد در چه حوزههایی مهارت دارد. در این فرایند به کارجویان هم کمک میشود تا ضعفهای خود را شناسایی کرده و در پی رفع آن برآیند. برای مثال لینکدین، بزرگترین پلتفرم یعنی شبکه اجتماعی کسب و کار دنیا است. درصد شایستگی مهارتی افراد را به صورت آنلاین مهارتسنجی میکند.
در حال حاضر تقاضای شغلی از طرف کارفرمایان فراوان وجود دارد ولی متأسفانه مشکل اتصال کارفرمایان به کارجویانی که مهارت مورد نظر کارفرما را داشته باشند وجود ندارد. در حال حاضر کارفرمایان به دنبال راه حلهای جدید و جایگزین راه حلهای سنتی و قدیمی برای جذب نیرو هستند چرا که شرکتها در حال تغییر به سمت شیوههای نوین و فناورانه هستند اما نیروی کار مورد نظرشان همچنان آموزشهای سنتی را دیده اند. پس کارفرما به دنبال پلتفرمهای جدید برای جذب نیرو میرود. روشهای مهارتسنجی و راستیآزمایی مهارتهای افراد به صورت آنلاین یک روش نوین در این عرصه است، البته با این روش طی چند سال اخیر اعتماد لازم در کارفرما ایجاد شده و در حال حاضر بیش از ۲۳۰۰ شرکت از این فرایند مهارتسنجی آنلاین خدمت دریافت میکنند.
۲۰ درصد از شاغلان تحصیلات دانشگاهی دارند
قمری با اشاره به آمار شاغلان تحصیلکرده به تشریح چرایی این رقم میپردازد و میگوید: متأسفانه طبق آماری که من دارم یکی از آسیبهای بزرگ کشور این است که در حال حاضر فقط ۲۰ درصد از شاغلان تحصیلات دانشگاهی دارند و حدودا ۵۰ درصد از افراد بیکار نیز تحصیلات دانشگاهی دارند. این به چه معناست؟ یعنی اینکه افرادی مشغول به کار هستند که تحصیلات دانشگاهی ندارند و شاید هم اصلا نیاز به تحصیلات دانشگاهی نبوده که شاغلان آن را داشته باشند. برای مثال اگر من بخواهم مغازه باز کنم احتیاج به تحصیلات دانشگاهی ندارم. خیلی از مشاغل کشور مشاغل خرد و کوچک هستند ونیاز به تحصیلات دانشگاهی ندارند. این هم یکی دیگر از ابعاد اختلافات ساختاری در اشتغال کشور است، یعنی من در کشورم موقعیتهای شغلی دارم که حدود ۷۰ تا۸۰ درصدشان نیازمند تحصیلات دانشگاهی نیست. از طرفی ۴ میلیون فارغ التحصیل بیکار داریم یعنی کل جامعه جویای کار ۵۰ تا ۶۰ درصد فارغ التحصیل دانشگاهی هستند که دست به هر کاری نمیزنند. پس کار درست این است که ما قبل از دیپلم بایک برنامهریزی درست مانند کشورهای پیشرفتهای مثل استرالیا و انگلستان رشتههای فنی حرفه ای را ترویج بدهیم.
کارجویان دنبال استخدام شدن و امنیت شغلی
او در پاسخ به این سؤال که آیا مؤسسات کاریابی پس از اتصال کارجو و کارفرما مسئولیتی در قبال خروج فرد از سیستم یا اخراج کارجو دارند، میگوید: «رسالت مؤسسات کاریابی همان مچ میکینگ است، یعنی اتصال کارفرما به کارجو و معمولا مؤسسات پس از اتصال دخالتی در وضعیت شغلی فرد نمیکنند اما زمانی که در این اتصال بعد شخصیتی و علایق افراد در نظر گرفته میشود اتصال بلند مدت و موفقتری به وجود میآید. در مطالعاتی که در دنیا انجام شده نشان میدهد که فرد فقط به خاطر حقوق در شغلی جذب نمیشود و شغل باید به شخصیت، علایق و توانمندیهای فرد نزدیک باشد در این صورت است که رضایت شغلی در کارکنان ایجاد میشود، اما در کشور ما زیاد به این ابعاد توجه نمی شود و همان طور که شاهد آن هستیم افراد فقط به دنبال استخدام شدن و امنیت شغلی میگردند و پس از چند سال، فرسایش شغلی به سراغشان میآید و بهرهوری سازمانها بشدت کاهش پیدا میکند. این هم یکی از دلایلی است که شرکتها دیگر به صورت سنتی نیرو جذب نمیکنند. تقریبا سالی صد هزار نفر کارجو مهارتسنجی و تقریبا سالی ۱۰ هزار نفر از طریق آزمون استخدام میشوند. نکتهای که در بحث کاریابی وجود دارد این است که در فرایند تحصیلی انتظار دانشجویان و فارغ التحصیلان از کار بدرستی مهندسی نمیشود. در این حالت فرد با خود تصور میکند که ۱۰ الی ۱۲ سال درس خواندهام حالا دولت باید به من کار بدهد. اغلب کارجویان ما انتظار دارند پس از فارغ التحصیلی، کارفرما به دنبال آنها راه بیفتد! و مثلا یک شبه مدیر فلان بخش شوند. در حالی که فرد باید بداند همان قدر که تلاش کرده در دانشگاه قبول شود باید تلاش کند تا مشغول به کار شود و این تلاش هم باید یک تلاش فعالانه باشد به معنای صرف فقط جست وجو نیست بلکه به معنای تقویت مهارتهای شخصی هم هست. متأسفانه در حال حاضر ۴ میلیون فارغالتحصیل بیکار داریم. نکته اساسی این است که ما باید راهنمای شغل و هدایت شغلی در بدو تحصیل افراد در دانشگاه یا حتی پیش از آن را آغاز کنیم این در حالی است که در کشورهای پیشرفته از دوره دبیرستان و قبل از مقطع دیپلم این اتفاق میافتاد.
پینوشت: متن حاضر گفتگوی روزنامه ایران با محمدحسین قمری، مدیر اندیشکده کار و اشتغال میزان، است.



