پویش

پویش شفافیت داوطلبانه

گفت‌وگو با محمدحسین مرادی پیرامون پویش شفافیت داوطلبانه

اندیشکده شفافیت برای ایران، طی پویش شفافیت داوطلبانه به بومی سازی مولفه های شفافیت پرداخته است.

اندیشکده شفافیت برای ایران، پویش شفافیت داوطلبانه مجلس شورای اسلامی را با هدف ترویج و گفتمان سازی درباره شفافیت و نقد محرمانگی داده های عمومی و حاکمیتی، برای نخستین بار در سال ۹۴ کلید زد. سال ۹۸ نیز پویش دیگری شکل گرفت. این اقدام در مدت کوتاهی تبدیل به موج پیش رونده‌ای شد که دربرگیری وسیعی را در شبکه های اجتماعی در بحبوبه انتخابات داشت. با محمدحسین مرادی، مسئول گروه مجلس اندیشکده شفافیت برای ایران، در این گفت وگو از آغاز، روند و چشم اندازهای این پویش صحبت کرده ایم.

تعریف شما از پویشی که راه اندازی کردید و حالا به شهرت زیادی هم رسیده، چیست؟ پویش شفافیت داوطلبانه چه سازوکاری دارد و چشم انداز آن چیست؟

پویش را باید مجموعه‌ای از تلاش ها جهت ایجاد مکانیسم اجرایی برای مطالبه از سوی مردم و دریافت اطلاعات از نامزدها دانست. پویش شفافیت داوطلبانه تلاشی برای ترویج مفهوم شفافیت بود. در میثاق نامه‌ای که طراحی کردیم و توسط نمایندگان تکمیل می شد، چند صفحه‌ای مفصلا شاخص های شفافیت را معرفی کرده و توضیح داده بودیم. نامزد انتخاباتی این موارد را مطالعه و سپس در جداولی اطلاعات مربوط به خود را تکمیل می کرد. همچنین تلاش کردیم با تولید و انتشار محتوای چندرسانه‌ای به ترویج مفاهیم و اهداف پویش کمک کنیم. این پویش تنها به دنبال طرح موضوع شفافیت در انتخابات نبود، بلکه پیگیری شفافیت مجلس پس از انتخابات شروع شده و نمایندگان راه یافته به بهارستان در پیشبرد این هدف کمک خواهند کرد. چشم انداز نهایی ما از ایجاد این پویش، ترویج و ارتقای فرهنگ شفافیت است.

از ضرورت پویش شفافیت داوطلبانه صحبت کنیم. چرا بحث شفافیت را به صورت عمومی پی گرفتید؟

سابقه فعالیت ما در پویش شفافیت داوطلبانه به سال ۹۴ برمی گردد که اولین بار بحث شفافیت داوطلبانه را پیگیری کردیم. روش شفافیت داوطلبانه یک روش جهانی و مرسوم است که شفافیت را از طریق مطالبه مردمی و پاسخ دهی مسئولین در شرایطی که قانون و ضمانت های اجرایی محکمی وجود ندارد، پی می گیرد.

ما از این رویکرد در جهت ترویج فرهنگ شفافیت استفاده کردیم. شفافیت داوطلبانه گام اول بود تا زمانی که قوانین و ضمانت های اجرایی بعدی به دنبالش بیاید و اتفاقا یکی از نقاطی شد که هم موثر بود، چون به صورت داوطلبانه و با اشتیاق از جانب کسانی که هوادار شفافیت بودند پاسخ داده می شد و هم معنی دار بود به واسطه این که مردم می توانستند ارزیابی خود را از این شفافیت در انتخابات تاثیر بدهند.

ضرورت پویش، ترویج و گفتمان سازی درباره شفافیت و ایجاد مطالبه عمومی درباره آن بود. وقتی سال ۹۴ این پویش شروع شد، مقوله شفافیت در امر سیاست شناخته شده نبود و نخبگانی محسوب می شد. در سال ۹۸ اثر این کار را دیدیم. که غیر از مجموعه شفافیت برای ایران سه مجموعه را می شناسم که موضوع شفافیت داوطلبانه را دنبال می کردند. همین نشان می دهد که شفافیت وارد فرهنگ و ادبیات سیاسی ایران شده و به امری مردمی بدل شده است.

این موازی کاری نبود؟

در مواردی موازی کاری بود و شاید بهتر بود که هماهنگی اجرایی صورت می گرفت. اما این اتفاق مزیت هم داشت. چون جنس مطالبات متفاوت بود، مسئله شفافیت داوطلبانه از چند زاویه مطالبه می شد. پویش شفافیت داوطلبانه، امضای کامل محورهای شفافیت بود که از طریق میثاق نامه آن را منتشر کرده بودیم. «دیدبان شفافیت و عدالت» یک فرم پیش آماده‌ای را داشتند که نامزد فقط باید امضا می کرد. مجموعه‌ای به نام «از ما» تست روانشناسی می گرفتند و از روی آن، میزان شفافیت را محاسبه می کردند. این ها، چون جنس متفاوتی داشتند، به نظر من همگی باعث ترویج هدف شفافیت شدند. گرچه شاید امکانش بود که حرکت منسجم تری برگزار شود.؛ با این حال سال ۹۸ این اتفاق با استقبال بیشتری روبرو شد و فقط مجموعه ما نبود که مطالبه شفافیت را در اولویت قرار داده بود. رویداد جالب دیگر این بود که برخی از نامزدهای انتخاباتی روی شبکه اجتماعی توییتر اطلاعات اموال و دارایی هایشان را به صورت خودجوش منتشر کردند.

در طراحی ایده اولیه قطعا نکاتی وجود دارد که به عنوان تجربه و الگویی برای کارهای مشابه می تواند موثر باشد. درباره این نکات صحبت می کنید؟

نکته قابل توجه بومی سازی تجربیات موفق جهانی است. کار مهمی که در اندیشکده شفافیت در ایران درباره مجلس شکل گرفته، مسئله بومی سازی مولفه ها و شاخص های شفافیت است. ما چندین نوع پارلمان داریم و پارلمان کشورها گرچه در ظواهر مشترک هستند، اما شکل آن ها و رویه های قانون گذاری و نظارتشان متفاوت است. ما سعی کردیم بر اساس شکل و قالب مجلس ایران، مولفه های شفافیت را استخراج کنیم؛ که خودمان به این مدل می گوییم «نقشه شفافیت مجلس» که ۸۰ شاخص در ۱۲ مولفه تعریف شد و بر اساس مهم ترین این معیارها، پویش شفافیت داوطلبانه شکل گرفت.

مهم ترین اولویت شما در این پویش، ترویج و گفتمان سازی درباره مفهوم شفافیت و مطالبه عمومی آن عنوان شد. آیا درباره اهداف دیگری هم می شود صحبت کرد؟ این اهداف چه بودند؟ چقدر محقق شده‌اند؟ نحوه ارزیابی مجموعه شما از تحقق اهداف پویش چگونه است؟

هدف اصلی و آنچه اهمیت بالایی داشت همان ایجاد و ترویج گفتمان شفافیت بود که این هدف به نظر من در این چهار سال محقق شده بود و در سال ۹۸ هم میخش محکم تر کوبیده شد! در گام بعدی باید این شفافیت از انتخابات و از مطالبه مردمی تسری پیدا کند به رویه و فرهنگ اداری و قانون و هر اقدامی که زنجیره انتشار را تا تحقق کارآمدی مجلس، مشارکت و نظارت عمومی که آثار شفافیت هستند، فراهم کند. مطالبه گری هدف اصلی ما بود که محقق شد و ارزیابی‌اش هم در همین گفت وگوها و مصاحبه ها و خروجی های رسانه‌ای که بر مسئله شفافیت تاکید می شود، مشخص است.

مسئله دوم این بود که شفافیت از یک مفهوم کلی خارج شود. ما محورها و مولفه های آن (مثل شاخص اموال و دارایی ها، شاخص هزینه های انتخاباتی اعم از منابع و مصارف، شاخص وعده ها و تعهدات، شاخص اطلاعات عملکردی نماینده و غیره) را شناسایی کردیم و شناساندیم. این دو هدف در نهایت به هدف اصلی که همان ساخت یک فرهنگ مبتنی بر مولفه های شفافیت بود، منجر شد و همین فرهنگ هم در نهایت زمینه چینی برای تحقق آن مولفه ها در آینده خواهد بود. اثر و هدف کوتاه مدت پویش هم انتشار اطلاعات بود که این داده ها در درجه پایین تری از اهمیت است ولی در جای خود قابل توجه است.

در سامانه چه محتوایی را پوشش می دهید؟ صرفا اطلاعات مربوط به پویش روی خروجی آن قرار می گیرد یا پشتوانه رسانه‌ای ویژه‌ای برای پویش است؟

ما سامانه به آن معنا نداشتیم. یک سایتی بود که اطلاعات را نشان می داد. صرفا یک ابزار اطلاع رسانی بود. یک سایتی طراحی کردیم که میثاق را منتشر می کردیم که مردم، نماینده ها یا کسانی که با نماینده مرتبط بودند، فایل مربوطه را پرینت می گرفتند و جداولی که توسط نامزدها تکمیل و امضا می شد، و نهایتا فرم تکمیل شده برای ما ارسال می شد که اطلاعات آن را روی سایت نمایش می دادیم.

البته علاوه بر سایت پویش و بخش اطلاع رسانی آن، از سامانه «مجلس نما» هم رونمایی کرده‌ایم که مکمل پویش بود و اطلاعات گسترده تری را شامل می شد. از مجلس چهارم تا مجلس دهم، اطلاعات قابل توجهی را شامل مشروح مذاکرات صحن علنی مجلس، اطلاعات کمیسیون ها، اطلاعات مربوط به نماینده ها و اطلاعات طرح ها و لوایح، را تحلیل کردیم. اطلاعاتی که روی این سامانه وجود داشت، می توانست مبنای ارزیابی عملکرد نمایندگانی باشد که برای دوره جدید ثبت نام کرده بودند.

برای سامانه و پویش شفافیت داوطلبانه، جامعه هدف ویژه‌ای هم تعریف کرده‌اید؟

بیشتر از سامانه، متن آن میثاق و تعهد اهمیت داشت که مخاطبش عموم مردم، نماینده ها و افرادی بودند که با نماینده ها ارتباط داشتند. بین عموم مردم، افرادی هستند که دغدغه این مسئله را دارند؛ یا فعال دانشجویی و مدنی هستند یا دغدغه شخصی دارند. این دسته با آشنایی با موضوع شفافیت، سراغ نامزد یا نماینده می روند و به تشریح و تبیین می پردازند یا افرادی که در دفتر نماینده هستند و نماینده را از این جریان مطلع می کنند. گاهی هم خود نامزد انتخاباتی یا نماینده تماس گرفته و خواسته است در پویش شرکت کند و اطلاعاتش را منتشر کند.

پس هدف گیری شما بیشتر متاثر کردن حوزه عمومی است؟ بخش حاکمیتی در مسئله شفافیت کمتر اهمیت دارد یا حاکمیت را از طرق دیگری غیر از این پویش به عنوان هدف دنبال می کنید؟

ما این را در لایه دیگری که با نماینده یا نامزد انتخاباتی در ارتباطیم دنبال می کردیم. به این معنا که علاوه بر انتشار اطلاعات مربوط به محورهای شفافیت مثل اموال و دارایی ها و یا هزینه های انتخاباتی؛ درباره انتشار اطلاعات پس از ورود به مجلس نیز نامزد را آماده می کردیم. مثلا انتشار حقوق و مزایا، اطلاعات حضور و غیاب، سفرهای خارجی و غیره نیز به عنوان مطالبات آینده معرفی می کردیم. چون شاخص هایی مربوط به داخل مجلس است. این مطالبات را شخص پس از ورود به مجلس، چه در زمینه ساختاری و چه به صورت فردی دنبال کند، هر دو یک نتیجه دارد: باعث ایجاد فرهنگی می شود که در نهایت منجر به ایجاد فشار اجتماعی روی نمایندگانی است که شفاف نیستند.

لایه حاکمیتی‌اش این است. فرض کنید تعدادی از نامزدهای محترم وارد مجلس شوند و همه معتقد باشند که شفافیت درست است و باید انجام شود. یا این افراد طرح و لایحه می نویسند و به صورت ساختاری بحث شفافیت را پیگیرند، یا به صورت داوطلبانه اطلاعات خود را منتشر می کنند که همین باعث فشار اجتماعی روی نمایندگان دیگر می شود و مطالبه عمق بگیرد و گسترش پیدا کند.

پشتوانه اصلی پویش را چه می دانید؟ یعنی تداوم آن از سال ۹۴ و تعمیق آن در سال ۹۸ را می شود منوط به چه عواملی دانست؟ این پشتوانه می تواند سرمایه اجتماعی باشد که در طول گفت وگو به آن اشاره کردید یا عوامل نهادی و سازمانی.

این پویش توسط اندیشکده شفافیت برای ایران شکل گرفت. و این اندیشکده در نزدیک به شش سال از شکل گیری‌اش در مقوله شفافیت و مبارزه با فساد فعالیت های زیادی انجام داده است. در واقع سرمایه نهادی پویش، اندیشکده است.

بعد دیگر هم همان طور که در گفت وگو اشاره کردم آشنایی مردم با مقوله شفافیت بود. قصد ما نقد کردن بود. این طور نبود که مفهوم جدیدی را وارد کنیم. این مفهوم وجود داشت. کمپین شفافیت آرا که در مجلس دهم به تصویب نرسید یا سال ۹۴ که پویش شفافیت داوطلبانه و انبوه مطالبات، سخنرانی ها و مباحث که درباره اهمیت و ضرورت شفافیت، وجود داشت. همه این ها کمک کرده بود که مردم آشنا شوند و همین آشنایی و زمینه مند بودن و اینکه مردم برای این موضوع احترام قائل بودند و آن را ضروری می دانستند، سرمایه بزرگی برای پویش است. به نظر من، این یک اتفاق واقعا مهم است که عموم مردم مطالبه اصلاح ساختاری مانند شفافیت را پیگیری کنند. غالبا مطالبات مردمی در ارتباط با مجلس، مربوط به مسائل معیشتی و صنفی بوده است و این مسئله نادری است که مردم به صورت خودجوش چنین مطالبه‌ای از مجلس و نمایندگانش داشته باشند.

امتیاز کاربر ۰ (۰ رای)
برچسب ها
امتیاز کاربر 0 (0 رای)

اندیشکده شفافیت برای ایران

«شفافیت برای ایران» مجموعه‌ای است غیرانتفاعی که با اعتقادی راسخ پیرامون ضرورت تحقق مفهوم کلان و زیرساختی «شفافیت» در سطوح مختلف حکومت، به عنوان «ساده‌ترین، سریع‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و کارآمدترین» راه‌کار برای حل مشکلات بنیادین حکمرانی فعالیت می‌نماید. ورود به صفحه اندیشکده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن