حکمرانی و توسعهسند گزارش پژوهشیطراحی الگو و مدلمشارکت مردم در حکمرانی

اعتماد مردم به حکومت از منظر علوم رفتاری

ارائه چارچوب مفهومی نوین برای اعتماد به حکومت به همراه معرفی شاخصی بومی و مبتنی بر علوم رفتاری جهت سنجش اعتماد مردم به حکومت در ایران

اعتماد یکی از مهمترین عناصر پیونددهنده مردم به حکومت است. نتایج پژوهش ها و پیمایش های انجام شده در ایران و جهان نشان می دهد، اعتماد مردم به حکومت در سال های اخیر با روند کاهشی مواجه بوده است؛ به طوری که به زعم برخی پژوهشگران، بی اعتمادی به حکومت تبدیل به یک بحران جهانی شده است. از این جهت در سال های اخیر مطالعات متعددی با هدف درک بهتر این پدیده و راهبردهای مواجهه با آن در جهان انجام شده و این مسئله تبدیل به یکی از اصلی ترین مسائل نظام های حکمرانی کشورهای مختلف شده است. اهمیت روزافزون اعتماد به حکومت موجب شده است که دانش های نوینی همچون علوم رفتاری و شناختی وارد این عرصه شوند و رویکردهایی نوین را برای مواجهه با این بحران در اختیار سیاستگذاران قرار دهند.

ضرورت و اهداف پژوهش

اعتماد، زیربنای تمام روابط انسانی و تعاملات نهادی است و بسیاری از عملکردهای جامعه بر پایه آن شکل می گیرند. اعتماد به حکومت در اغلب کشورهای جهان در دو دهه اخیر کاهش یافته است و کشورها با پدیده بحران بی اعتمادی به حکومت روبه رو هستند. از این جهت در سال های اخیر مطالعات متعددی حول این مفهوم انجام شده است. اغلب مطالعات پیشین، مفهوم اعتماد را به صورت سطحی و تک بعدی بررسی کرده اند و به دلیل در نظر نگرفتن اعتماد از زاویه رفتاری و روان شناختی، از درک کامل مفهوم اعتماد و شیوه تخریب و آسیب دیدن آن در میان مردم، ناتوان بوده اند.

با این وجود، در سال های اخیر، مطالعات متعددی در دنیا به بررسی اعتماد از نگاه علوم رفتاری و شناختی پرداخته اند و با به کارگیری نگاهی چندبُعدی به مفهوم اعتماد، ابعاد و عناصر مختلف این مفهوم را معرفی و ترسیم کرده اند. همچنین ضمن به کارگیری روش های نوین برای سنجش مفهوم اعتماد، بینش ها و توصیه های سیاستی با هدف افزایش اعتماد ارائه کرده اند. از آنجا که نگاه رفتاری و روان شناختی به مفهوم اعتماد، نگاهی نوظهور در جهان است، در کشور ایران مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته است و پژوهش حاضر، یکی از نخستین پژوهش هایی است که با تمرکز بر رویکرد بینش های رفتاری، اعتماد مردم به حکومت را از زاویه رفتاری و روان شناختی بررسی می کند. این گزارش به دنبال تحقق سه هدف عمده است: اول، بررسی جدیدترین ادبیات نظری اعتماد به حکومت در جهان، دوم، ارائه یک چارچوب جدید از مفهوم اعتماد به حکومت و در نهایت، معرفی یک شاخص بومی برای سنجش اعتماد به حکومت در ایران.

سنجش میزان اعتماد مردم به حکومت

اگرچه در گذشته به گستردگی به مفهوم و اهمیت اعتماد مردم به حکومت در جهان پرداخته شده است، اما سنجش آن به ویژه در آمارهای رسمی جهان و همچنین ایران سابقه طولانی ندارد و سنجش های قبلی نیز اغلب محدود و ناقص بوده اند. در سال های اخیر کاهش فزاینده اعتماد به حکومت ها و نمایان شدن پیامدهای آن سبب شده است حکومت و دولت ها در کشورهای مختلف انگیزه بیشتری برای اطلاع از وضعیت اعتماد پیدا کنند و به بهره برداری از نتایج آنها با هدف جهت دهی به سیاست های خود، متمایل شوند. سنجش سطح اعتماد به حکومت، چهار کاربرد مهم دارد:

  • بررسی وضعیت فعلی اعتماد به حکومت، نهادها و بخش های گوناگون آن و نیز حکمرانان
  • شناسایی تغییرات اعتماد به حکومت در طول زمان، پس از رویدادها و اجرای سیاست های مختلف
  • مقایسه سطح اعتماد به حکومت در گروه های مختلف مردم
  • تشخیص عوامل مسئول کاهش یا افزایش اعتماد در زمینه ها و مخاطبان متفاوت

نتایج به دست آمده توسط این سنجش ها، می تواند بینش ها و راهبردهای کارآمدی جهت اصلاح و بهبود سطح اعتماد مردم به حکومت ارائه کند.

شاخص های سنتی و رفتاری سنجش اعتماد به حکومت

هر چند که سنجش اعتماد به حکومت سال هاست توسط پیمایش های متعدد در سراسر جهان انجام می شود اما پژوهشگران این حوزه نسبت به پذیرش شاخص های مرسوم و سنتی سنجش اعتماد که در این پیمایش ها مورد استفاده قرار می گیرد، ابراز نگرانی کرده اند. شاخص های سنتی به لحاظ مفهومی و روشی دارای اشکالاتی هستند و به صورت دقیق مفهوم اعتماد به حکومت را اندازه نمی گیرند. شاخص های سنتی سنجش اعتماد، این مفهوم را تک بعدی در نظر می گیرند و از طریق نظرسنجی های تک موردی ارزیابی می کنند: «چه قدر به [نهاد] در [کشور] اعتماد دارید؟». اما ماهیت چند بعدی اعتماد به حکومت در مطالعات متعددی اعم از مطالعات علوم رفتاری و شناختی به صورت تجربی تایید شده است و این مطالعات نشان می دهند اعتماد دارای چند مؤلفه است.

شاخص های رفتاری سنجش اعتماد به حکومت مزایای زیادی به همراه دارد. سنجش اعتماد با شاخص های رفتاری و در واقع به صورت چندبعدی می تواند تصویر کامل تر و دقیق تری از اعتماد به حکومت و نهادهای آن ارائه کند و تبیینی نوین از وضعیت اعتماد و نیز عوامل مؤثر بر کاهش و افزایش سطح آن فراهم آورد. همچنین کمک می کند تا مؤلفه هایی که بیشترین تاثیر را بر میزان اعتماد دارند و نیز تفاوت تاثیر مؤلفه های اعتماد بر جمعیت های مختلف مشخص شوند و در نتیجه بینش های مفیدی برای طراحی و اجرای سیاست های ناظر به ارتقای سطح اعتماد ارائه شود. در واقع چارچوب های مفهومی اعتماد که برگرفته از رویکرد رفتاری هستند، پیوندی تئوریک برای اتصال سیاست ها به اقدامات اصلاحی قابل اجرا فراهم می کنند.

چارچوب رفتاری سنجش اعتماد به حکومت در ایران

برای سنجش و اندازه گیری هر مفهومی پیش از هر چیز لازم است تصور روشنی از مفهوم مورد نظر وجود داشته باشد. بنابراین توسعه چارچوب مفهومی صحیحی از اعتماد که مبتنی بر مبانی نظری باشد، پیش نیاز ضروری اقدام برای سنجش اعتماد به حکومت است. چارچوب مفهومی پیشنهادی این پژوهش برای اعتماد به حکومت مبتنی بر جدید ترین یافته های علوم رفتاری شامل ۵ مولفه و ۲۲ متغیر به شرح زیر است:

  • مولفه اول: شایستگی
  • شامل متغیرهای توانایی، تخصص، اثربخشی، کارایی
  • مولفه دوم: خیرخواهی
  • شامل متغیرهای نگرانی و اهمیت، منافع، درک داشتن
  • مولفه سوم: درستکاری
  • شامل متغیرهای صداقت، عمل به وعده، فساد، ثبات، یکپارچگی رفتاری
  • مولفه چهارم: عدالت
  • شامل متغیرهای برابری، ادراک عدالت توزیعی، ادراک عدالت رویه ای، صدا، احترام، توضیحات
  • مولفه پنجم: گشودگی
  • شامل متغیرهای برقراری ارتباط، شفافیت، شمولیت، پاسخگویی

تدوین مقیاس سنجش اعتماد به حکومت در ایران

مبتنی بر چارچوب مفهومی ارائه شده، مقیاسی جهت سنجش سطح اعتماد به حکومت در ایران تدوین شد. ابزار تدوین شده، مبتنی بر دانش روز دنیا و در قالب پرسشنامه ای با ۲۵ سؤال است که به لحاظ ویژگی های روان سنجی نیز مورد تایید قرار گرفته است. این مقیاس، ابزاری قابل استفاده برای سنجش سطح اعتماد مردم به حکومت و نیز نهادها و بازیگران مختلف آن خواهد بود. وضعیت اعتماد به حکومت در ایران با استفاده از مقیاس طراحی شده و طی یک پیمایش ملی، مورد سنجش قرار گرفته است و نتایج آن طی پژوهشی دیگر منتشر شده است.

جمع بندی

سنجش های سطح اعتماد مردم به حکومت در ایران تا امروز مبتنی بر روش سنتی و نگاه تک بعدی به مفهوم اعتماد بوده است. با توجه به خلا های نظری موجود در مسئله اعتماد به حکومت در کشور، طراحی و تدوین چارچوب مفهومی نوین اعتماد به حکومت مبتنی بر جدیدترین یافته های علوم رفتاری دنیا، به ویژه برای کشور ایران، گامی مهم در تحول حوزه اعتماد به حکومت در ایران محسوب می شود. با طراحی و به کارگیری این رویکرد مفهومی و ابزار تدوین شده می توان امید داشت، مسئله اعتماد به حکومت به یکی از مسئله های محوری در سیاست گذاری کشور تبدیل شود و دوره جدیدی از تلاش و توجه برای ارتقای سطح اعتماد مردم به حکومت توسط تمام نهادها و مسئولین آغاز شود و تحولی جدی در مسئله اعتماد مردم به حکومت کشور ایران رخ دهد.

 

این مطالعه در مرکز بینش های رفتاری ایران و با همکاری دفتر افکارسنجی ملت مرکز پژوهش های مجلس و توسط فاطمه مروتی، فاطمه ملکی و محمدحسن ابراهیم کنی در سال ۱۴۰۲ انجام شده است.

مرکز بینش های رفتاری ایران

مرکز بینش های رفتاری ایران با هدف کاربردی سازی علوم رفتاری و روان‌شناختی در حل مسائل روز جامعه ایران تشکیل شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا