اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

نکاتی درباره آرایش حساس ایران و آمریکا

مدیر اندیشکده احیای سیاست، درباره شرایط ابهام نه جنگ نه صلح میان ایران و امریکا، نکاتی را برشمرده است.

✍🏻 مهدی خراتیان

 

ایران بدون شک در یکی از مهمترین و سرنوشت سازترین بزنگاه‌های تاریخ معاصر خود قرار دارد و در جنگی چندلایه که دیپلماسی نیز بخشی لاینفک از آن است، در حال مبارزه است‌. تمام تلاش لابی اسراییل و حامیان آن طی یک ماه اخیر این بود که اولا طرح بهم‌ریختگی درونی ایران را -که پیشتر هم زمان (بازه زمانی نوامبر و دسامبر) و هم کم‌وکیف آن (تحریک گسل طبقاتی و اجرای کشته‌سازی) پیش‌بینی شده و ناظر به آن بارها هشدار داده شده بود- به اجرا درآورد و تا حد امکان هزینه گزاف جانی و روانی را بر گرده جامعه زخم‌خورده ایران بار نماید.

در ادامه، با بزرگنمایی فاحش آمار کشته‌ها و حتی عبور از برآوردهای محتاطانه موساد (حداقل ۵۰۰۰) و گزارشگر ویژه سازمان ملل (حدود ۵۰۰۰) و طرح اعداد محیرالعقولی چون ۳۶۵۰۰، ۴۳۰۰۰ و حتی ۱۰۰ هزار، روایت «نسل‌کشی» و «کشتار بزرگ» را برجسته و آن را مستمسکی برای موجه‌کردن مداخله نظامی در ایران قرار دهد.

همچنین تلاش بسیاری توسط این لابی صورت گرفت تا هزینه‌های جنگ با ایران برای ترامپ کوچک‌نمایی و ایران در آستانه انقلابی بزرگ و فروپاشی سیستم امنیتی تصویر شود.

با این اقدامات تا مدتی جریان‌های مخالف جنگ در کاخ سفید عملا منفعل شده و روبیو و هگست و امثال گراهام و تام کاتن توانستند پس از موفقیت ارتش امریکا در ونزوئلا ترامپ را متقاعد کنند که وی می‌تواند همانند ونزوئلا دستاوردی تاریخی را برای خود ثبت کند. همین امر موجب شد که ترامپ وارد پلکان افزایش تنشی پرهزینه با تهران شود، پلکانی که نهایت آن تغییر رژیم سیاسی در تهران بود‌.

ترامپ در میانه راه متوجه شد که برخی برآوردها از هزینه جنگ با ایران درست نبوده است، امری که به لغو دقیقه نودی حمله به ایران در ۲۴ دی‌ماه (۱۴ ژانویه) منجر شد. از آن به بعد ارتش امریکا به‌دستور ترامپ در حال تقویت استعداد نظامی خود در حوزه سنتکام بوده است، به این امید با گذر زمان و انجام کارهای پرحجم اطلاعاتی، زمینه حذف کادر رهبری نظام فراهم شود یا تهران در چارچوب دیپلماسی زور وادار به واگذاری امتیازاتی تاریخی به واشنگتن شود.

در این میان ترامپ به‌خوبی آگاه است که تهران به‌سرعت خود را پس از شوک ۱۸ و ۱۹ دی بازسازی کرده و احتمالا می‌تواند با راهبرد تصعید افقی جنگ و تبدیل جنگ با ایران به جنگی منطقه‌ای، هزینه جنگ را آنچنان گزاف کند که ترامپ و جریان ماگا نتوانند در انتخابات میان‌دوره‌ای زیر بار آن کمر راست کنند‌. ترامپ می‌داند که پس از شوک پرونده اپستین و بلوای مینیاپولیس، راه‌اندازی جنگی پرهزینه در خاورمیانه می‌تواند میخی بر تابوت جریان ماگا و عمر سیاسی خودش باشد و از همین‌رو به‌دنبال خروجی آبرومندانه از مخمصه‌ای است که جریان جنگ‌طلب حزب و لابی اسراییل وی را در آن گرفتار کرده‌اند، اگرچه هنوز از ایده جنگ کاملا دست نکشیده است. ونس نیز که به‌شکل نسبی تلاش کرد خود را از هیاهوی مرتبط با ایران دور نگهدارد و در مصاحبه اخیر با مگن کلی نشان داد که مسئله ایران را هسته‌ای می‌داند و تمایل کمی برای مداخله نظامی در ایران دارد، به‌شدت نگران تبعات جنگ با ایران بر سرنوشت سیاسی خود است. بنابراین باب مذاکره در اصل به‌دلیل تصحیح سوءبرآوردهای پیشین و یک خروج مناسب از مخمصه فعلی مجددا باز شده است.

با وجود این لابی اسراییل بیکار نیست و همچنان گزاره‌های «جنگ کم هزینه» و «کشتار وسیع» را برجسته کرده و با بسط روایت‌های اگزوتیکی چون «حمله شیمیایی به مخالفان» جهت ایجاد اجماع در حزب جمهوری‌خواه، نظام سیاسی ایالات متحده و عرصه جهانی همچنان به‌شکلی پرتلاش اقدام می‌کند.

همچنین ترامپ هنوز گزینه نظامی را منتفی نمی‌داند و امیدوار است با شعله‌ورشدن مجدد اعتراضات در ایران یا خطای فاحش حفاظتی در صیانت از جان رهبران نظام‌، بتواند به روشی کم‌هزینه کار ایران را یکسره کند.

بنابراین، سرنوشت مذاکرات اخیر به این وابسته است که نیروهای مسلح ایران از اشتباهات جنگ ۱۲ روزه درس گرفته و به‌معنای واقعی کلمه «دست بر روی ماشه» باشند و گروه‌های مقاومت در منطقه نیز کاملا آماده یک درگیری فراگیر و پرهزینه باشند و روایت «ایران آماده جنگ» روزبه‌روز تقویت و روایت «ایران در حال فروپاشی از درون» روزبه‌روز تضعیف شود.

پس در این نبرد چندلایه و پیچیده، سرنوشت دیپلماسی ربطی بسیار پررنگ و شاید پررنگ‌تر از همیشه به معادلات میدان دارد. اینکه تهران بتواند وضعیت فعلی را به امتیازاتی برای خود مبدل کند به «هزینه جنگ» در ذهن ترامپ و ونس و کشورهای منطقه و البته ملاحظات روان‌شناسی سیاسی ترامپ وابسته است.

برداشت من این است که درصورت هوشیاری نیروهای مسلح و جامعه اطلاعاتی کشور امکان موفقیت در دیپلماسی هست، اما با فشار لابی اسراییل همه‌چیز می‌تواند ناگهان فروبریزد!

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا