سیاست گذاری فرهنگی جمعیت
الزامات سیاست گذاری فرهنگی جمعیت در جمهوری اسلامی ایران و راهبردهای رفع چالش های آن
سیاست های جمعیتی در مسیر توسعه کشورها نقش مهمی دارند. یکی از بایسته های مهم تدوین سیاست جمعیتی، شناسایی دقیق علل و عوامل شکل گیری بحران یا مسئله جمعیتی است. از این رو پیش از تدوین و تصویب سیاست جدید جمعیتی نظام جمهوری اسلامی باید دلایل کاهش شدید جمعیت کشور را در دو دهه اخیر به طور دقیق شناسایی کرد. این موضوع از آن رو اهمیت دارد که شناخت میزان اثرگذاری هر یک از عوامل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در این روند، می تواند سمت و سوی فعالیت های نظام اسلامی را برای اصلاح و تغییر روند موجود تعیین و اولویت های فعالیت آن را مشخص کند.
ضرورت و اهداف پژوهش
نظام جمهوری اسلامی ایران با گذشت بیش از سی سال از اجرای سیاست تحدید جمعیت، با توجه به ملاحظات گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی، سیاست افزایش جمعیت را در پیش گرفته است. بی تردید برای تحقق این سیاست جدید جمعیتی باید اقدام های متعددی در حوزه های گوناگون انجام شود؛ ولی یکی از مهم ترین این اقدام ها، «فرهنگ سازی» و تغییر گفتمان جامعه از کاهش جمعیت به افزایش جمعیت است. بر این اساس، رسانه ملی به عنوان یکی از نهادهای فرهنگی در جایگاه یکی از مهم ترین دستگاه های فرهنگ ساز کشور که به تعبیر مقام معظم رهبری مسئولیت مدیریت و هدایت فرهنگ و افکار عمومی جامعه را بر عهده دارد، باید بر مبنای طرح و برنامه ای دقیق، مشخص و زمان بندی شده برای تحقق سیاست جدید جمعیتی کشور وارد میدان شود و از همه ظرفیت های خود در موضوع یادشده استفاده کند. پیش از هر اقدام باید راهبردها و سیاست های فرهنگی و رسانه ای در این زمینه مشخص شود تا فعالیت های اجرایی و برنامه های تولیدی اهداف را به خوبی برآورده سازند. از همین رو پژوهش حاضر با بررسی دلایل کاهش جمعیت کشور و چالش های آن به ارائه راهبردهای رسانه ای و فرهنگی افزایش جمعیت پرداخته است.
دلایل کاهش شدید جمعیت کشور در دو دهه اخیر
در قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که در سال ۱۳۶۸ تصویب شد، پیش بینی شده بود در سال ۱۳۹۰ میزان باروری عمومی زنان از ۶.۴ نوزاد به ۴ نوزاد و نرخ رشد طبیعی جمیعت از ۳.۲ درصد به ۲.۳ درصد برسد. در عمل رویدادی بسیار فراتر از این پیش بینی رخ داد و در سال ۱۳۹۰ میزان باروری عمومی (کل) زنان به ۱.۶ یا ۱.۵ نوزاد و نرخ رشد طبیعی جمعیت به ۱.۲۹ درصد رسید. برخی صاحب نظران بر این باورند که مهم ترین عامل کاهش نرخ زاد و ولد در دهه هفتاد و هشتاد و به تبع آن، کاهش ناگهانی رشد جمعیت، از تحولات ساختاری، تغییر سبک زندگی و تسلط گفتمان فردگرایانه و مصرف گرایانه سرچشمه می گرفت که در پی اجرای الگوهای توسعه غربی از اواخر دهه شصت به بعد در کشور رخ داد. بنابراین، در تدوین و تصویب سیاست جدید جمعیتی نظام جمهوری اسلامی، باید به علل و عوامل یادشده در کاهش میزان باروری و کاهش جمعیت توجه کرد و راهکاری متناسب با آن برای افزایش میزان باروری و افزایش جمعیت در نظر گرفت.
چالش های جمعیتی موجود در کشور
از جمله مهم ترین چالش های جمعیتی کشور عبارتند از:
- چالش های فرهنگی – اجتماعی: بحران ساختاری خانواده، شکاف های نسلی بر اثر به هم خوردن توازن جمعیت نسل ها، جمع شدن چترهای حمایتی خانواده از سالمندان و کاهش تدریجی سرمایه اجتماعی از جمله مهم ترین چالش های فرهنگی اجتماعی ناشی از کاهش ناگهانی رشد جمعیت هستند؛
- چالش های اقتصادی: از نگاه جمعیت شناختی، جمعیت در حال رشد و جوان احتیاج بیشتری به کالا و خدمات دارد و به همین دلیل در جامعه در حال رشد تقاضا برای امکانات مسکن، املاک و مستغلات افزایش می یابد، ولی با کاهش سطح باروری و کم شدن جمعیت، جمعیت متقاضی کالاهای اساسی از جمله مسکن و امکانات رفاهی کاهش خواهد یافت و این موضوع زمینه ساز ایجاد بحران اقتصادی در جامعه خواهد بود؛
- چالش های سیاسی – امنیتی: کاهش جمعیت جوان به معنای کم شدن تعداد نیروهای توانمند برای دفاع از اقتدار، امنیت و تمامیت ارضی کشور است و این موضوع برای کشوری با ویژگی های نظام جمهوری اسلامی ایران که همواره در معرض تهدیدهای فزاینده نظام سلطه و جهان استکبار است، بسیار خطرساز است.
راهبردهای رسانه ای و فرهنگی افزایش جمعیت
بر اساس بررسی های انجام شده، برخی از مهم ترین راهبردهای رسانه ملی برای فرهنگ سازی در زمینه تغییر سیاست جمعیتی نظام جمهوری اسلامی، از کاهش جمعیت به افزایش جمعیت را به شرح ذیل می توان برشمرد:
- گفتمان سازی در زمینه ضرورت افزایش زادولد: اقدامات گوناگون فرهنگی، آموزشی، رسانه ای، اجتماعی، اقتصادی و… که در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد در زمینه مهار رشد جمعیت در کشور صورت گرفت، موجب ایجاد گفتمان ویژه در زمینه زاد و ولد در جامعه ایران شد. این گفتمان به تدریج در سراسر کشور و در میان همه قشرهای شهری و روستایی مرفه و مستمند، تحصیل کرده و بی سواد، مذهبی و غیرمذهبی نهادینه شد و این ذهنیت را در همه ایجاد کرد که داشتن بیش از دو یا سه فرزند ناهنجار و خلاف چارچوب های پذیرفته شده اجتماعی است. از این رو می توان گفت نخستین گام در اصلاح سیاست های جمعیتی کشور، تغییر گفتمان حاکم و ایجاد گفتمانی جدید بر مبنای ضرورت افزایش زادولد است؛
- ایجاد زمینه های لازم برای تحکیم خانواده ها: بر اساس آمارهایی که سازمان ثبت احوال کشور درباره میزان ازدواج ها و طلاق های ثبت شده در کشور ارائه کرده است، در طول سال های 1383 تا 1390 تعداد ازدواج ها حدود ۲۰.۸ درصد و تعداد طلاق ها حدود ۹۳.۳ درصد رشد داشته است. آمارهای یادشده، همچنین حکایت از این دارد که نسبت ازدواج به طلاق در سال ۱۳۸۳، ۹.۸ بوده است، ولی این نسبت در سال ۱۳۹۰ به ۶.۱ رسیده، یعنی حدود ۶۰ درصد کاهش داشته است. کاهش چشمگیر نسبت ازدواج به طلاق و افزایش قابل توجه میزان طلاق، در سال های اخیر زمینه ساز مشکلات و آسیب های گوناگون فرهنگی، تربیتی، اخلاقی و اجتماعی در جامعه ایران شده که یکی از آن ها کاهش نرخ باروری است. از این رو رسانه ملی باید با در پیش گرفتن سیاست های ذیل، از همه ظرفیت های خود برای تحکیم نهاد خانواده استفاده کند:
- آموزش حقوق و مسئولیت های خانوادگی زن و مرد به جوانان در آستانه ازدواج؛
- توانمندسازی جوانان برای مقابله با مسائل و مشکلاتی که در کانون خانواده با آن ها روبه رو می شوند؛
- به تصویر کشیدن روابط مطلوب اعضای خانواده (زن شوهر و فرزندان) در برنامه های نمایشی.
- اصلاح بینش نگرش و رفتار خانواده ها: امروز بیشتر زوج های جوان، دست کم در چند سال نخست زندگی ضرورتی برای فرزنددار شدن احساس نمی کنند و فرزندداری را مزاحم تحصیل، اشتغال رفاه و رشد و پیشرفت خود می دانند. به همین دلیل آن ها حتی اگر مشکل مالی هم نداشته باشند، حاضر به فرزنددار شدن نمی شوند. به همین دلیل، رسانه ملی برای تحقق سیاست افزایش جمعیت در درجه نخست باید به اصلاح و تغییر بینش نگرش و رفتار خانواده ها در زمینه فرزندآوری بپردازد و با برنامه ریزی دقیق و حساب شده و در بازه زمانی مشخص بر هر سه حوزه شناختی عاطفی و رفتاری مخاطبان با ارائه پیام های مناسب اثر بگذارد.
سیاست های رسانه ای و فرهنگی
برای تحقق کامل راهبردهای یادشده رسانه ملی باید سیاست های ذیل را در دستور کار خود قرار دهد:
اقناع مدیران و برنامه سازان رسانه ملی درباره سیاست جدید جمعیتی
بی تردید مدیران و برنامه سازان رسانه ملی آنگاه می توانند نقش خود را در زمینه فرهنگ سازی برای تحقق سیاست جمعیتی نظام اسلامی به خوبی ایفا کنند که خود درباره این سیاست جدید متقاعد شده و درباره آن به شناخت و باور قلبی رسیده باشند؛ زیرا در غیر این صورت برنامه های تولیدی آن ها فقط جنبه سفارشی و دستوری خواهد داشت و اثر چندانی بر مخاطب نخواهد گذاشت. بنابراین، سازمان صدا و سیما در نخستین گام به سوی فرهنگ سازی برای افزایش جمعیت باید با برگزاری همایش ها و نشست های علمی و تخصصی، مدیران گروه های برنامه ساز، تهیه کنندگان، کارگردانان و پژوهشگران و نویسندگان خود را در این زمینه توجیه کند و به پرسش ها و ابهام های آن ها در این زمینه پاسخ دهد.
بهره گیری از رویکرد القای غیرمستقیم پیام
با توجه به مشکلات گوناگونی که در حال حاضر در زمینه اشتغال، ازدواج، مسکن، تامین هزینه های زندگی و… در جامعه ایران وجود دارد، بهره گیری از پیام های مستقیم در زمینه ضرورت افزایش جمعیت اثر مثبت چندانی ندارد و چه بسا موجب عکس العمل های منفی شود. از این رو در تبلیغ و ترویج سیاست جدید جمعیتی کشور، باید از روش القای غیرمستقیم پیام استفاده کرد؛ پیام هایی که بیشتر ناظر به آثار و پیامدهای منفی کم شدن زادولد برای خانواده و اجتماع است. برخی موضوع هایی که در این زمینه می توان به آن ها پرداخت، به شرح ذیل است:
- آثار و پیامدهای نامطلوب پیر شدن جمعیت؛
- ضرورت وجود ارتباط های خویشاوندی برای رشد عاطفی فرزندان؛
- جایگاه و نقش تعدد فرزندان در جامعه پذیری و توانمند شدن آن ها برای مقابله با مسائل و مشکلات.
پرهیز از هرگونه شتاب زدگی و سطحی نگری
یکی از شروط مهم موفقیت رسانه ملی در ایفای رسالت و مسئولیتی که در زمینه تغییر جمعیتی نظام جمهوری بر عهده دارد، اقدام همراه با تدبیر دوراندیشی و میانه روی و پرهیز از هرگونه شتاب زدگی سطحی نگری و روش های تبلیغی رسانه ای مبتنی بر تکرار و تهاجم است. موضوع افزایش جمعیت، کاملا به موضوع تغییر سبک زندگی مردم وابسته است و به همین دلیل برای تحقق آن در درجه نخست باید به اقناع اقشار گوناگون جامعه به ویژه نخبگان فرهیختگان و اقشار تحصیل کرده پرداخت. با توجه به این موضوع، هرگونه شتاب زدگی، سطحی نگری و اقدام های صرفا شعاری، رسانه ملی را از ایفای رسالت و مسئولیت واقعی اش دور و پیام های رسانه را به ضد خود تبدیل می کند. بنابراین، رسانه ملی باید با برنامه ای دقیق و حساب شده و با شیبی منطقی و ملایم موضوع ضرورت افزایش جمعیت را در دستور کار خود قرار دهد و بکوشد که به تدریج اقشار گوناگون جامعه را با سیاست جدید جمعیتی نظام جمهوری اسلامی همراه و هم آوا سازد.
جمع بندی
نظام جمهوری اسلامی ایران با گذشت بیش از سی سال از اجرای سیاست تحدید جمعیت، اکنون سیاست افزایش جمعیت را در پیش گرفته است. از همین رو پژوهش حاضر با بررسی دلایل کاهش جمعیت کشور و چالش های آن به ارائه راهبردهای رسانه ای و فرهنگی افزایش جمعیت پرداخت. برخی صاحب نظران بر این باورند که مهم ترین عامل کاهش نرخ زاد و ولد در دهه هفتاد و هشتاد و به تبع آن، کاهش ناگهانی رشد جمعیت، از تحولات ساختاری، تغییر سبک زندگی و تسلط گفتمان فردگرایانه و مصرف گرایانه سرچشمه می گرفت که در پی اجرای الگوهای توسعه غربی از اواخر دهه شصت به بعد در کشور رخ داد. از همین رو برخی از مهم ترین راهبردهای رسانه ای و فرهنگی افزایش جمعیت گفتمان سازی در زمینه ضرورت افزایش زادولد و ایجاد زمینه های لازم برای تحکیم خانواده ها است. همچنین اقناع مدیران و برنامه سازان رسانه ملی درباره سیاست جدید جمعیتی از جمله سیاست های تحقق راهبردها است.
این مطالعه در اندیشکده نظام مسائل حکمرانی کشور توسط محمود نظرنیا در سال 1401 انجام شده است.




