چالش های اندیشکده ها در قرن 21

مقدمه:
این متن خروجی پژوهش و نظرسنجی است که توسط گروه تحقیقاتی مجموعه کست فرام کلی در سال 2021 انجام شده است. نویسندگان در این متن چالش های اندیشکده ها در قرن 21 را مورد بررسی قرار داده اند. چالشی که بیش از همه توجهات را به خود جلب می کند، ضعف اندیشکده ها در ارتباط گیری و معرفی فعالیت هایشان به عموم مردم است. از این رو، این متن در پی آن است تا میزان ارتباط گیری اندیشکده ها با عموم مردم و چالش هایی که در این مسیر پیش روی خود دارند را مورد بررسی قرار دهد.
آنچه با خواندن مقاله زیر متوجه خواهید شد:
- با تغییرات موجود در حوزه سیاستگذاری و اهمیت پیدا کردن نقش مردم آشنا خواهید شد.
- با نقش رسانه ها و فضای مجازی در شکل دادن به پویایی فضای سیاستگذاری آشنا خواهید شد.
- با چالش های پیش روی متخصصان حوزه سیاستگذاری و نحوه تعامل آن ها با افکار عمومی آشنا خواهید شد.
متن ترجمه:
دنیای صد سال پیش که اندیشکده در آن متولد شد، امروز به طرز چشمگیری تغییر کرده است. بیشتر افراد فعال در این حوزه میدانند که سالهای اخیر به ویژه 10 تا 15 سال گذشته شاهد یک تغییر پارادایمی بودهایم تا جایی که امروزه بسیاری از متفکران به نقش متخصص حوزه سیاسی در قرن بیست و یکم فکر میکنند. ما در حال بررسی این موضوع نیز بودهایم و بدین منظور از تحقیقات موجود در زمینه های مختلفی مانند روان شناسی شناختی، فلسفه سیاسی، انسانشناسی و نظرسنجی عمومی بهرهمند شدهایم. در نهایت، در هر نقطهای که ما شکافی دیدیم سعی داشتیم تا با تحقیقات خود آن شکاف را پر کنیم. در ادامه خلاصهای از نتیجه گیری ما آمده است.
پویایی جدید سیاست
اکنون چشم انداز سیاستگذاری تغییرات اجتماعی گسترده تری را منعکس میکند. در گذشته مخاطبان اصلی اندیشکده ها، سیاستگذاران و روزنامه نگاران بودند و دستور کار سیاسی هم معمولا با تعامل بین این دو گروه تعیین میشد. این البته بدان معنا نیست که افکار عمومی هرگز اهمیتی در فرآیند سیاستگذاری نداشتهاند، قطعا افکار عمومی حائز اهمیت بوده اما مردم به طور سنتی بازیگر فعالی در این حوزه نبودند. سیاستگذاری عموما به واسطه نظرسنجیهای عمومی و نظرسنجی هایی از گروه های متمرکز یا تحقیقات بازار صورت میگرفت. گاهی اوقات، مردم از طریق تظاهرات یا اعتصاب دست به یکسری اقداماتی میزدند، اما تعداد این موارد بسیار اندک بود و معمولا ارتباطی بین مردم و فرآیند سیاستگذاری وجود نداشت.
در حال حاضر رسانههای اجتماعی این امکان را به مردم داده اند تا صدای خود را به گوش سیاستگذاران برسانند. این صدا اگر چه بدون شک آشفته و پر هرج و مرج به نظر میرسد، اما در مجموع وزن قابل توجهی دارد. رسانههای اجتماعی امروزه میتوانند نظرات مردم را متمرکز کرده و جریان حمایتی پیرامون آن ها شکل دهند. برای درک بهتر آنچه گفته شد به جنبش بلک لایو متر و جنبش می تو یا واکنش به مالیات مربوط به آلزایمر رجوع کنید.
چالش پیش روی کارشناسان حوزه سیاستگذاری
حقایق امروز دیگر آن صخره های یقینی که قبلا بودند نیستند. انقلاب دیجیتال امکان دسترسی به اقیانوسی از اطلاعات را فراهم کرده است. شما برای هر استدلالی که پشتوانهای از حقایق را پشت سر خود میبیند، میتوانید استدلال های متقابلی را بیابید که با مجموعی از حقایق دیگر پشتیبانی میشوند. جای تعجب نیست که در این محیط، مردم به سختی بفهمند که اصلا چه چیزی را باید باور کنند. باور شما در چنین محیطی اساسا بستگی به این دارد که به چه کسی اعتماد دارید. حال پرسش اینجاست که اندیشکده ها در چنین محیطی که به هیچ چیز اعتماد صد در صدی وجود ندارد چگونه فعالیت میکنند؟!
آخرین بررسی ادلمن نشان داد که بیش از نیمی از عموم مردم فکر میکنند که رهبران دولتی، رهبران تجاری و روزنامه نگاران عمدا سعی در گمراه کردن آن ها دارند. نکته مثبت اما اینکه از هر 5 نفر 3 نفر اعلام داشتند که به تحقیقات علمی و تخصصی اطمینان دارند.
متاسفانه به همه کارشناسان اعتماد یکسانی وجود ندارد. تحقیقات سال 2020 خود ما یک شکاف 40 درصدی را بین میزان اعتماد به کارشناسان پزشکی (با میزان اعتماد 92 درصدی) و مهندسی (با میزان اعتماد 88 درصدی) در مقابل (تنها 50 درصد) اعتماد به کارشناسان حوزه سیاستگذاری را نشان میدهد. از این رو، متفکران خود را در تلاقی دو فشار همگرا میبینند:
- بحران اعتماد در دولت، رسانهها و کسب و کارها، ناشی از نقض مکرر اعتماد مردم توسط هر یک از این گروهها است.
- ظهور عصر شبکهای که در آن همه قادر به تولید محتوا و نشر مطلب هستند. در چنین محیطی با وجود فراوانی حقایق ولی کم ارزش آن ها کم شده است. همزمان در این شرایط منابع معتبری که قبلاً مورد اعتماد بودند دیگر شرایط سابق را ندارند.
به نظر ما متخصصان همچنان مهم هستند، اما آن ها باید ارتباط بهتری با افکار عمومی برقرار کنند.
کست فرام کلی (Cast From Clay) در سال 2016 دقیقا برای مقابله با این چالش تأسیس شد، در زمانی که اعتماد به کارشناسان حوزه سیاست گذاری در سطح پایینی به نظر میرسید. در آن مقطع، سیاستهای عوام فریبانه یا همان پوپولیستی اعتبار کارشناسان و مشروعیت نهادها را به شدت زیر سوال برده بود. ما معتقدیم که جوامع ما باید بر اساس شواهد اداره شوند و اندیشکدهها نقش اساسی در ایجاد ایدههای سیاستی دارند.
با این حال، ما همچنین میدانیم که کارشناسان حوزه سیاستگذاری در انتقال تخصص خود به اندازه کافی موفق عمل نکردهاند. در سال 2018، ما تحقیقاتی را در مورد میزان درک ارتباطات سیاستی انجام دادیم و شکاف بزرگی بین اشتیاق مردم برای ارتباطات خوب سیاستی و عرضه آن یافتیم. هم در بریتانیا و هم در ایالات متحده آمریکا، از هر 10 نفر هفت نفر معتقدند که عموم مردم باید درک بهتری نسبت به سیاستهای دولت پیدا کنند. در بین فعالان سیاسی نیز از هر 10 نفر، 6 نفر احساس میکنند که سیاست دولت به درستی و خوبی ابلاغ میشود، اما در بین عموم مردم شرایط متفاوت است. در افکار عمومی کمتر از دو نفر از هر 10 نفر احساس مشابهی با فعالان عرصه سیاست گذاری دارند. این آمار نشان میدهد که شرایط به اندازه کافی خوب نیست و همه ما وظیفه داریم که عملکرد بهتری از آنچه امروز داریم داشته باشیم.
برای اعتماد به پیام، باید به پیام رسان اعتماد کنید
اندیشکدهها نقش کلیدی در شکلدهی به بحثهای سیاسی دارند. با این حال، آن ها ابتدا باید اعتماد عمومی را جلب کنند. در این عصر شبکهای جدید، منابع سنتی اقتدار باید با پویایی های جدید رقابت کنند. اکنون کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد. در تحقیقات سال 2018، ما متوجه شدیم که تنها 17 درصد از مردم در بریتانیا و 20 درصد مردم در ایالات متحده آمریکا به آنچه اندیشکدهها میگویند اعتماد دارند. با این حال خبر خوب این است که تنها 28 درصد آن ها کاملا بی اعتماد بودند و اکثریت نمی دانستند نظر دقیقشان چیست.
واقعیت این است که به گفته خود مردم شرکت کننده در این نظرسنجیها، به ندرت نیمی از مردم می دانند که یک اندیشکده چیست و دقیقا چه کار میکند. حتی در میان افراد علاقه مند به سیاست، تنها دو سوم از آنها میدانند که اندیشکده چه کار میکند. از این رو، به منظور افزایش تاثیرگذاری، اندیشکده باید به مردم در مورد آنچه انجام میدهد و نقش مثبتی که میتواند در سیاستگذاری صحیح و مبتنی بر شواهد ایفا کند، توضیحات لازم را بدهد.