امنیت و سیاست خارجیبررسی و تحلیلحکمرانی بخش سیاست خارجیسند تحلیل مسئله

بازخوانی قدرت نرم چین در ایران

تحلیل تحولات روابط ایران و چین و بررسی تاثیرات و نمایه قدرت نرم چین بر ایران در سایه همکاری های موجود

در سال های اخیر، روابط بین المللی جهان با تغییرات چشمگیری رو به رو شده است. ایران و چین به عنوان دو بازیگر مهم در این عرصه، همکاری های خود را در زمینه های مختلف گسترش داده اند. چین با سیاست های اقتصادی و فرهنگی خود در صحنه جهانی تلاش می کند تا به قدرتی موثر در شرق تبدیل شود، در حالی که ایران نیز با توجه به فشارهای بین المللی و تحریم ها، به دنبال تقویت روابط خود با کشورهای همسو است. این تحولات نه تنها روابط دوجانبه را تحت تاثیر قرار داده بلکه به شکلی عمیق تری بر دینامیک های منطقه ای و جهانی نیز اثر گذاشته است.

ضرورت و اهداف پژوهش

در دهه اخیر، روابط ایران و چین با تحولات قابل توجهی همراه بوده است. این روابط به دلیل تحریم های سخت گیرانه غرب علیه ایران و تلاش های چین برای گسترش نفوذ خود در سطح جهانی به سمت یک مرحله نوین و چندبعدی حرکت کرده است. در این میان، قدرت نرم چین به عنوان یک ابزار تاثیرگذار در روابط دو کشور مطرح شده است. این قدرت نرم به شکل فرهنگ، آموزش و همکاری های رسانه ای تجلی پیدا کرده و بر روانشناسی جمعی و ذهنیت مردم و نخبگان ایرانی تاثیرگذار بوده است. رسانه های ایرانی به طور فزاینده ای به پوشش روابط ایران و چین پرداخته و این همکاری ها را نه تنها اقتصادی، بلکه فرهنگی و اجتماعی نیز می دانند. درنتیجه، ارتباطات دو کشور به یک موضوع پیچیده و چندلایه تبدیل شده است که می تواند در آینده تاثیرات عمیق تری بر منطقه و فراتر از آن داشته باشد. از همین رو پژوهش حاضر به بررسی قدرت نرم چین در ایران پرداخته است.

نمادهای موفق قدرت نرم چین در رابطه با ایران

این نمادها عبارتند از:

سفر رئیس جمهور چین؛ فرصت سازی دیپلماتیک و قدرت نرم

سفر رسمی رئیس جمهور چین به تهران در سال ۱۳۹۴ نمایانگر قدرت نرم پکن در روابط دو کشور بود و پیام حمایت و اعتماد چین را به ایران ارسال کرد. امضای برنامه جامع همکاری ۲۵ ساله نیز گامی کلیدی در نهادینه سازی روابط بلندمدت به شمار می رفت. با این حال، دولت وقت ایران نتوانست از این فرصت بهره برداری کند و تمرکز خود را بر مذاکرات هسته ای گذاشت. همچنین، رسانه های غربی و فارسی زبان علیه توافق ۲۵ ساله تبلیغات گسترده ای کردند که منجر به نگرانی عمومی شد. ضعف در پاسخ رسانه ای نهادهای داخلی باعث شد که این فرصت به نماد موفقیت قدرت نرم چین در ایران تبدیل نشود و در ذهن جامعه ناقص باقی بماند.

دیپلماسی واکسن؛ نقطه عطف در حافظه جمعی

ارسال گسترده واکسن کرونا توسط چین به ایران در دولت سیزدهم نشانگر قدرت نرم این کشور بود. تماس مستقیم روسای جمهور باعث تسریع ارسال واکسن و نجات جان هزاران ایرانی شد، در حالی که کشورهای غربی از فروش واکسن به ایران خودداری کردند. این اقدام تصویر چین را به عنوان کشوری قابل اعتماد تقویت کرد و جای خالی دیپلماسی پزشکی غرب را پر نمود. همچنین، این کمک به آرامش روانی و حس همبستگی بین المللی در ایران کمک کرد و رسانه ها آن را نشانه ای از وفاداری چین در بحران های جهانی منعکس کردند و جایگاه پکن را به عنوان شریک قابل اعتماد در ذهن ایرانیان تثبیت کرد.

عضویت ایران در سازمان های منطقه ای و تحول در افکار عمومی

حمایت قاطع چین از عضویت ایران در نهادهای مهم منطقه ای مانند سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس، نقطه عطفی در دیپلماسی چندجانبه ایران محسوب می شود و به ارتقای جایگاه بین المللی تهران کمک کرده است. این حمایت تصویری مثبت از چین در میان نخبگان سیاسی و اقتصادی ایران ایجاد کرده و رویکرد مشارکت محور و چندقطبی پکن را نشان می دهد. با بروز منافع اقتصادی این عضویت ها، نقش کلیدی چین در این دستاوردها بیشتر درک خواهد شد و این روند می تواند قدرت نرم چین در ایران را تقویت و آن را به شریک قابل اعتماد منطقه ای تبدیل کند.

میانجی گری در روابط ایران و عربستان

میانجی گری موفق چین میان ایران و عربستان در سال ۱۴۰۱، تحولی مهم در دیپلماسی منطقه ای بود که جایگاه چین را به عنوان بازیگری قابل اعتماد در خاورمیانه تثبیت کرد و نشانه ای از نفوذ بین المللی پکن در برابر هژمونی غرب محسوب شد. این اقدام نشان دهنده توانایی چین در شکل دهی به معادلات ژئوپلیتیکی بود و به عنوان نقطه ای مثبت در تعامل با ایران ثبت شد و به تقویت سرمایه نمادین چین در این کشور کمک کرد.

جنگ 12 روزه و نماد ابرقدرتی چین

جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل در ژوئن 2025، حساسیت عمومی نسبت به تقویت نیروی هوایی و سامانه های پدافندی را افزایش داد و توان نظامی ایران به یک مطالبه ملی تبدیل شد. در این شرایط، سفر فوری وزیر دفاع ایران به چین پس از آتش بس به پکن فرصتی داد تا به عنوان حامی مطمئن شناخته شود. پیروزی نیروی هوایی پاکستان با تسلیحات چینی علیه هند نیز موجب تقویت همکاری های نظامی ایران و چین شد. همچنین دعوت از رئیس جمهور ایران به رژه نظامی چین، نشانه ای از همبستگی پکن با تهران بود که تاثیر مثبتی در افکار عمومی ایران و تقویت تصویر چین به عنوان حامی قابل اعتماد داشت.

چالش های موجود قدرت نرم چین در ایران

از جمله این چالش ها عبارتند از:

نفت، تحریم و قدرت نرم پنهان

در دوران تشدید تحریم ها، چین به عنوان یکی از مسیرهای اصلی بقای اقتصادی ایران شناخته شد و خرید نفت و مبادلات مالی غیررسمی با پکن به درآمدهای ارزی کشور کمک کرد؛ اما این همکاری به عنوان منبع قدرت نرم چین در ایران محسوب نشد، زیرا ماهیت پنهان تجارت در دوران تحریم باعث عدم اطلاع رسانی و سکوت رسانه ای شد. به همین دلیل، رسانه های غرب گرا تصاویری منفی از روابط ایران و چین ارائه کردند و همکاری های غیررسمی به ضدخود تبدیل شد.

پروژه تهران-شمال و حافظه جمعی از بدعهدی

آزادراه تهران-شمال به عنوان یک پروژه عمرانی مهم تاثیر زیادی بر زندگی ساکنان تهران دارد، اما در اذهان عمومی با «بدقولی شرکت های چینی» مرتبط است. پیمانکاران چینی تاخیرها را به مشکلات مالی ایران نسبت می دهند، در حالی که عموم مردم این مشکلات را ناشی از بی کیفیتی چینی ها می دانند. اگر بخش پایانی پروژه با سرعت و کیفیت اجرا شود، می تواند به نمادی از توان فنی چین در ایران تبدیل شود و ذهنیت منفی موجود را به تصویری مثبت تغییر دهد.

تصویر ذهنی از کالاهای چینی و بازسازی اعتماد عمومی

یکی از بزرگ ترین موانع ذهنی در میان ایرانیان، تصور رایج از کالاهای بی کیفیت چینی است که ناشی از عملکرد تجار ایرانی در واردات کالاهای ارزان قیمت است. برای تغییر این تصویر، چین می تواند با سرمایه گذاری رسانه ای و اجرای کارزارهای تبلیغاتی هدفمند، نظام رده بندی کیفی کالاهای خود را معرفی کند. همچنین، همکاری دولت ایران در محدود کردن واردات کالاهای بی کیفیت می تواند به تسریع این فرایند کمک کند.

فرصت ها برای توسعه همکاری ها

این فرصت ها عبارتند از:

رسانه و دیپلماسی خبری

یکی از راه های تقویت قدرت نرم چین در ایران، سرمایه گذاری در حوزه رسانه و خبرگزاری است. حضور فعال رسانه های چینی می تواند سوءتفاهم ها را برطرف کرده و نقش چین در خرید نفت ایران و تاخیر در پروژه هایی مانند آزادراه تهران-شمال را روشن کند. ایجاد دفاتر خبری مشترک، تولید محتوا به زبان فارسی و راه اندازی کارزارهای رسانه ای می تواند افکار عمومی را نسبت به همکاری های دو کشور واقع گرا تر کند و چین را از «شریکی خاموش» به «شریکی توسعه محور» تبدیل نماید.

تیک تاک و دیپلماسی دیجیتال

نقش تیک تاک در افشای جنایات رژیم صهیونیستی در غزه، اهمیت شبکه های اجتماعی غیرغربی را نشان می دهد. این پلتفرم از حقوق فلسطینیان حمایت کرده و مواضع ایران را در واکنش به تجاوزات اسرائیل منعکس می کند که در رسانه های غربی کمتر به چشم می خورد. با آزادسازی و بومی سازی تیک تاک در ایران، این پلتفرم می تواند ابزاری موثر برای تعامل فرهنگی و اطلاع رسانی مستقل باشد. توجه به این شبکه، به ویژه با محبوبیت آن در میان جوانان، می تواند جایگزینی قدرتمند برای پلتفرم های غربی باشد و به تقویت قدرت نرم چین و ایران در عرصه دیجیتال کمک کند.

خلا رسانه ای و فرصت فرهنگی از دست رفته

در دهه های گذشته، رسانه ملی ایران به شکل غیرمستقیم به افزایش قدرت نرم کشورهای شرق آسیا کمک کرده است. سریال های ژاپنی و کره ای، تصویری مثبت از این کشورها در ذهن ایرانیان ایجاد کرده اند؛ اما چین از این فرصت فرهنگی کمتر بهره مند شده است. علیرغم پیشرفت سینما و انیمیشن های چینی، حضور آن ها در رسانه ایران اندک است. با توجه به سرمایه فرهنگی چین و تولیدات گسترده اش، ورود هدفمند و ترجمه شده این آثار به صداوسیما و پلتفرم های ایرانی می تواند قدرت نرم چین در ایران را به طور چشمگیری افزایش دهد.

توسعه قدرت نرم چین در ایران؛ راهبردی برای تعامل فرهنگی و اقتصادی پایدار

قدرت نرم چین در ایران در دهه اخیر از طریق دیپلماسی واکسن، میانجی گری منطقه ای و سرمایه گذاری فرهنگی و رسانه ای شکل گرفته است. آینده این روند به درک پکن از ذهنیت ایرانی و تعامل مستقیم با مردم بستگی دارد. افزایش رفت و آمد میان دو کشور، به ویژه سفرهای تجار، دانشجویان و گردشگران، می تواند به انتقال طبیعی قدرت نرم کمک کند. روایت های این گروه ها از تجربه هایشان در چین، همراه با رسانه ها و فرهنگ، می تواند شکاف ادراکی را کاهش دهد. همچنین، سرمایه گذاری چین در پروژه های زیربنایی ایران، اگر با همکاری متقابل و اطلاع رسانی شفاف همراه باشد، می تواند نمادی از همکاری توسعه محور باشد. پروژه های بزرگ و باکیفیت می توانند تصویر فنی چین را در ذهن ایرانیان تثبیت کنند. درنهایت، تداوم قدرت نرم چین در ایران نیازمند یک راهبرد ترکیبی است که رسانه، دانشگاه، اقتصاد و زیرساخت ها را در یک مسیر هم افزا قرار دهد تا جایگاه چین به «شریک ذهنی و فرهنگی پایدار» ارتقا یابد.

جمع بندی

در دهه اخیر، روابط ایران و چین به واسطه تحریم های غرب و تلاش های چین برای گسترش نفوذ خود به مرحله نوینی رسیده است. قدرت نرم چین، از طریق فرهنگ، رسانه و دیپلماسی، تاثیر چشم گیری بر ذهنیت ایرانیان دارد. سفرهای دیپلماتیک، دیپلماسی واکسن و حمایت از عضویت ایران در نهادهای بین المللی، نمادهای موفق این قدرت اند. با این حال، چالش هایی نظیر تصور منفی از کیفیت کالاهای چینی و پروژه های ناتمام مانند آزادراه تهران-شمال وجود دارد. فرصت هایی همچون سرمایه گذاری در رسانه و بهره برداری از شبکه های اجتماعی مانند تیک تاک می تواند به تقویت تعاملات فرهنگی و اقتصادی کمک کنند. درنهایت، همکاری های پایدار نیازمند یک راهبرد ترکیبی است که رسانه، آموزش و زیرساخت ها را همگرا کند.

این مطالعه در موسسه ایرانی مطالعات کمربند راه توسط ابراهیم یوسف نژاد شمالی و به سفارش مرکز تجاری جمهوری اسلامی ایران در شانگهای در سال 1404 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا