امنیت و سیاست خارجیبررسی و تحلیلسند تحلیل مسئلهمعاهدات بین المللی

ابعاد همکاری ایران و روسیه در سازمان های چندجانبه نوظهور

بررسی ساختار و کارکرد سازمان های همکاری های شانگهای و بریکس و شناسایی ابعاد همکاری های راهبردی ایران و روسیه ذیل این سازمان ها

در سال های اخیر، جهان شاهد تحولات عمیقی در ساختار قدرت و نظم جهانی بوده است. روند افول تک قطبی گرایی و ظهور نظم چندقطبی، زمینه را برای نقش آفرینی بیشتر بازیگران و سازمان های نوظهور فراهم کرده است. در این میان همکاری های بین المللی و چندجانبه به عنوان ابزاری مهم برای حفظ منافع ملی و تقویت امنیت و اقتصاد کشورها مطرح شده اند. ایران و روسیه دو کشور تاثیرگذار در منطقه اوراسیا و خاورمیانه، با توجه به تحولات سیاسی و اقتصادی جهانی، به دنبال گسترش همکاری های راهبردی در قالب سازمان های چندجانبه ای هستند که نقش مهمی در شکل دهی به ساختار آینده نظام بین الملل خواهند داشت.

ضرورت و اهداف پژوهش

در دهه های اخیر، به ویژه پس از بحران اوکراین و تشدید رقابت های ژئوپلیتیکی، سازمان های چندجانبه غیرغربی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای نقش مهمی در اقتصاد جهانی و امنیت منطقه ای یافته اند. همگرایی ایران و روسیه در این نهادها، نه تنها نتیجه فشارهای غربی بلکه ناشی از منافع مشترک ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی است. حضور فعال این دو کشور، گامی موثر برای گذر از محدودیت های نظام غرب محور و حرکت به سمت نظم چندقطبی است. روسیه با جایگاهی کلیدی در این سازمان ها، همکاری راهبردی با ایران را تقویت کرده که به ارتقای موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در اوراسیا و خاورمیانه و بهره مندی از ظرفیت های اقتصادی و فناورانه جدید کمک می کند. همچنین این تعامل برای روسیه فرصتی است تا عمق راهبردی خود را در خلیج فارس و آسیای غربی افزایش دهد. این همکاری مشترک نفوذ دو کشور را گسترش داده و وابستگی به ساختارهای غربی را کاهش می دهد. به همین دلیل بررسی این همکاری ها اهمیت راهبردی دارد، چراکه هم پاسخ به فشارهای غرب و هم فرصتی برای بازتعریف جایگاه در نظم جهانی چندقطبی آینده است. از همین رو پژوهش حاضر با بررسی ساختار و کارکرد بریکس و سازمان همکاری شانگهای و چالش های همکاری های ایران و روسیه به ارائه سناریوهای آینده روابط ایران و روسیه می پردازد.

بریکس و سازمان همکاری شانگهای؛ ساختار و کارکرد

سازمان های چند جانبه ای مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای نقش کلیدی در شکل دهی نظم نوین جهانی و منطقه ای دارند و با هدف مقابله با هژمونی غرب، توسعه همکاری های اقتصادی، امنیتی و سیاسی به ویژه در منطقه اوراسیا فعالیت می کنند. افزوده شدن ایران به بریکس و عضویت دائم در سازمان همکاری شانگهای، این نهادها را به بلوک های قدرتمندتری تبدیل کرده است، هرچند کشورهای عضو با چالش هایی مانند تفاوت های ایدئولوژیک و تضاد منافع مواجه اند. همکاری های ایران و روسیه در زمینه های اقتصادی، انرژی، حمل و نقل و امنیت، به تقویت روابط دو کشور در برابر فشارهای غربی کمک می کند، اما هماهنگی و ثبات این همکاری ها با چالش هایی نیز روبرو است.

بعد ژئوپلیتیک

همگرایی ایران و روسیه در بریکس و سازمان همکاری شانگهای دو هدف اصلی دارد: بازتوزیع نفوذ در برابر هژمونی غرب و کسب عمق راهبردی با پیوستن به شبکه های منطقه ای برای حمایت سیاسی، اقتصادی و امنیتی. این همکاری برای ایران فرصتی است تا جایگاه خود را بازتعریف کند، اثر تحریم ها را کاهش دهد و قدرت چانه زنی اش را افزایش دهد. روسیه نیز با تعمیق روابط با ایران، خلا ناشی از تمرکز بر اوکراین را پر کرده و نفوذش در خاورمیانه را حفظ می کند؛ اما اختلافات منطقه ای و احتمال تبدیل همکاری به رقابت، محدودیت هایی ایجاد می کند. موفقیت همگرایی وابسته به مدیریت تعارض منافع و حفظ تعامل سازنده بین بازیگران منطقه ای است.

بعد اقتصادی

تحکیم روابط اقتصادی ایران و روسیه در بریکس و شبکه های اوراسیا واکنشی استراتژیک به انزوای مالی و تجاری ایران است که موجب رشد مبادلات، تنوع بازارها، پایداری زنجیره تامین و ایجاد سازوکارهای پرداخت جایگزین می شود. تجارت دوجانبه افزایش یافته اما بیشتر شامل کالاهای کشاورزی و واسطه ای با ارزش افزوده کم است. برای رشد پایدار، به سیاست صنعتی مشترک، سرمایه گذاری فناوری و تسهیل جریان سرمایه گذاری خارجی نیاز است. همچنین ریسک هایی مانند جایگزینی تجارت غرب و وابستگی به بازار روسیه باید مدیریت شود. اهداف اصلی شامل ارتقای صادرات با ارزش افزوده بالا، سرمایه گذاری مشترک و نهادسازی پرداخت های امن است.

بعد امنیتی

بعد امنیتی روابط ایران و روسیه ترکیبی از همکاری تاکتیکی در مقابله با تهدیدات مشترک و بهره گیری از ابزارهای امنیتی چندوجهی است. پیمان راهبردی ۲۰ ساله تا سال ۲۰۲۵، مواردی چون همکاری نظامی، تبادل اطلاعات و همگرایی امنیتی را تقویت کرده اما دفاع متقابل گسترده ندارد. همکاری نظامی و سایبری با هزینه های سیاسی و ریسک های بسط رقابت ها همراه است. هماهنگی در مناطق حساس مانند قفقاز و سوریه مهم است اما تفاوت اولویت ها و حضور بازیگران ثالث ممکن است اصطکاک ایجاد کند. مدیریت این همکاری نیازمند مکانیسم های کنترل، خطوط ارتباطی مستقیم و توافق بر خطوط قرمز برای جلوگیری از تنش است.

چالش ها و محدودیت ها در همکاری ایران و روسیه

همکاری ایران و روسیه در قالب بریکس و سازمان همکاری شانگهای با وجود ظرفیت های ژئوپلیتیکی و اقتصادی بالا، با چالش ها و محدودیت های مهمی روبرو است که بر عمق و پایداری این روابط تاثیر منفی دارد.

تعارض منافع در حوزه انرژی

ایران و روسیه هم شریک و هم رقیب در بازار نفت و گاز آسیایی و اروپایی هستند که رقابت و اختلاف پروژه ها مانند کریدور شمال-جنوب منجر به تضاد منافع و کاهش اعتماد می شود. تحریم ها سرمایه گذاری ایران را محدود کرده و روسیه ممکن است فشار مالی وارد کند. برای مدیریت این تعارض نیاز به دیپلماسی انرژی دقیق، توافقنامه های شفاف و هماهنگی راهبردی برای حفظ منافع و پایداری روابط است.

فشارهای غربی و تحریم ها

تحریم های غرب دسترسی ایران و روسیه به بازار سرمایه، فناوری پیشرفته و سیستم های بانکی بین المللی را محدود کرده و اجرای پروژه های بزرگ را دشوار می سازد. تلاش برای ایجاد سیستم های مالی جایگزین با مشکلات فنی و امنیتی روبروست و سرمایه گذاری خارجی کاهش یافته است. برای حفظ و تقویت همکاری های دو کشور در انرژی و زیرساخت ها، نیاز به راهبردهای بلندمدت، بهره گیری از بازارهای جایگزین و ایجاد سازوکارهای مالی مستقل است.

بی اعتمادی تاریخی و رقابت های ژئوپلیتیکی

بی اعتمادی تاریخی میان ایران و روسیه به دلیل اختلافات سیاسی و رقابت های منطقه ای، هماهنگی امنیتی و نظامی را کاهش داده و روند تصمیم گیری و اجرای پروژه ها را کند کرده است. برای رفع این مشکل، ضرورت شفافیت، توافق نامه های مشخص و سازوکارهای مستمر اعتمادسازی وجود دارد تا همکاری های بلندمدت توسعه یابد.

پیامدهای راهبردی برای ایران و روسیه

همکاری های ایران و روسیه در سازمان های چندجانبه ای مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای، به ویژه پس از امضای «پیمان جامع همکاری های راهبردی» در ژانویه ۲۰۲۵، به روابط دوجانبه ابعاد جدیدی بخشیده است. این پیمان که در مسکو میان پوتین و پزشکیان امضا شد، زمینه ساز تحولات ژئوپلیتیکی و اقتصادی مهمی در منطقه و فراتر از آن شده است.

تقویت موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به عنوان حلقه اتصال شرق-غرب و شمال-جنوب

ایران با موقعیت راهبردی در تقاطع آسیا و اروپا، به عنوان کریدور ترانزیتی حیاتی برای انرژی و کالا شناخته می شود. همکاری های ایران و روسیه در پروژه هایی مانند «کریدور حمل و نقل بین المللی شمال-جنوب» و توسعه خطوط ریلی مشترک، به ویژه راه آهن رشت-آستارا، این موقعیت را تقویت کرده و حمل و نقل کالا به روسیه و آسیای میانه را تسهیل می کند. این پروژه ها علاوه بر دور زدن تحریم ها، نفوذ ایران در منطقه را افزایش داده و روابط با کشورهای همسایه و فرامنطقه ای را تقویت می کنند.

کمک به روسیه برای کاهش انزوای بین المللی پس از اوکراین

پس از جنگ اوکراین و تحریم های غربی علیه روسیه، همکاری راهبردی با ایران به این کشور کمک کرده تا انزوای بین المللی خود را کاهش دهد. توافقات در حوزه های انرژی، نظامی و اقتصادی، به ویژه تامین گاز و پروژه های هسته ای، نشان دهنده تلاش روسیه برای کاهش وابستگی به غرب و تقویت روابط با کشورهای غیرغربی است. این همکاری ها هم به مقابله با تحریم ها کمک می کند و هم موقعیت روسیه را در عرصه بین المللی تقویت می کند.

افزایش ظرفیت دو کشور برای مذاکره با غرب از موضع قدرت

همکاری های ایران و روسیه به ویژه در حوزه های انرژی، نظامی و اقتصادی باعث تقویت موقعیت هر دو کشور در مذاکره با غرب شده است. این همکاری ها به ایران کمک می کند در برابر فشارهای غربی مقاومت کند و به روسیه امکان می دهد نقش مؤثرتری در مسائل امنیت منطقه ای و بحران های جهانی ایفا کند. این روند نشان دهنده تغییر موازنه قدرت و افزایش تاثیر کشورهای غیرغربی در تصمیم گیری های جهانی است.

سناریوهای آینده روابط ایران و روسیه

روابط ایران و روسیه در سال های اخیر با تحولات مهمی مواجه شده است؛ از جمله امضای پیمان جامع همکاری های راهبردی در ژانویه ۲۰۲۵ در مسکو که پس از سفر رئیس جمهور ایران به امضا رسید و زمینه همکاری های گسترده تر را فراهم کرد. همکاری ایران و روسیه در بریکس و سازمان همکاری شانگهای فراتر از مقابله با فشارهای غربی است و تلاشی راهبردی برای تبدیل تهدیدها به فرصت در چارچوب چندجانبه گرایی نوظهور محسوب می شود. این همکاری موقعیت تهران را از انزوا به بازیگری فعال و به روسیه در تثبیت جایگاه منطقه ای پساجنگ اوکراین کمک می کند، این همکاری ها با تمرکز بر همگرایی نرم اقتصادی، مالی و انرژی است. موفقیت آن وابسته به دیپلماسی منعطف، سرمایه گذاری مشترک و اعتمادسازی است.

با وجود چالش هایی مانند تعارض منافع و بی اعتمادی تاریخی، این همکاری فرصتی برای بازطراحی قواعد منطقه ای و شکل دهی نظم چندقطبی آینده است و فراتر از واکنش کوتاه مدت به تحریم هاست. با این حال، آینده این روابط بستگی به عوامل متعددی دارد که سناریوها و گزینه های مختلف سیاستی را شکل می دهند.

سناریوی خوشبینانه: تعمیق همکاری ها و کاهش وابستگی به غرب

در این سناریو، ایران و روسیه با تقویت همکاری در بریکس و سازمان همکاری شانگهای، وابستگی به غرب را کاهش داده و از طریق پروژه های مشترک در ترانزیت، انرژی و سرمایه گذاری، تجارت را تسهیل می کنند. همچنین با تمرکز بر انرژی های تجدیدپذیر و هسته ای، نیازهای انرژی خود را تامین و نفوذ منطقه ای و جهانی خود را افزایش می دهند.

سناریوی میانه: محدودیت های همکاری و چالش های سیاستی

در این سناریو، همکاری های ایران و روسیه عمدتا در حوزه های اقتصادی و ترانزیتی محدود می ماند و با چالش های سیاسی روبرو می شود. تعارضات منافع انرژی، فشارهای غرب و پیچیدگی های ساختاری سازمان های چندجانبه می تواند توسعه همکاری های عمیق تر را محدود کند. رقابت در بازارهای انرژی آسیای میانه و هند و اختلافات سیاسی مانند بحران سوریه نیز ممکن است به تنش در روابط دو کشور منجر شود.

سناریوی بدبینانه: رقابت و کاهش همکاری ها

در این سناریو تعارض منافع، فشارهای غرب و ناکامی در بهره برداری از عضویت در سازمان های بین المللی مانع همکاری های مؤثر ایران و روسیه می شود. رقابت در بازار انرژی چین و هند کاهش همکاری های اقتصادی را به دنبال دارد. همچنین عدم انسجام سازمان های چندجانبه و اختلافات سیاسی باعث کاهش اعتماد متقابل و همکاری ها می شود، بنابراین دو کشور مجبور به مدیریت رابطه در سطح حداقلی و با تعاملات محدود خواهند بود.

جمع بندی

در سال های اخیر، همکاری ایران و روسیه در قالب سازمان های چندجانبه مانند بریکس و همکاری شانگهای، با هدف مقابله با هژمونی غرب و ارتقای نفوذ ژئوپلیتیکی شکل گرفته است. این تعاملات، فراتر از پاسخ به فشارهای تحریمی غرب، فرصت های اقتصادی، امنیتی و سیاسی جدیدی فراهم کرده و به تقویت جایگاه ایران در منطقه و کاهش انزوای روسیه پس از بحران اوکراین کمک می کند. اگرچه چالش هایی مانند تعارض منافع انرژی، بی اعتمادی تاریخی و محدودیت های تحریمی وجود دارد، همگرایی راهبردی دو کشور در حوزه های اقتصادی، حمل و نقل و امنیت سبب بازتعریف قواعد نظم چندقطبی و افزایش قدرت چانه زنی آن ها خواهد شد. موفقیت این همکاری مستلزم دیپلماسی منعطف، سرمایه گذاری مشترک و اعتمادسازی مداوم است تا بتوانند به صورت پایدار در عرصه جهانی نقش آفرینی کنند.

این مطالعه در اندیشکده سرآمد توسط عارف بیژن در سال 1404 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا