تفکیک دانش آموزان و تنوع مدارس در ایران
بررسی نظرات مخالفان و موافقان تفکیک آموزشی و مدارس استعداد درخشان
کشورها نسبت به استعدادهای برتر در دو دسته جای می گیرند؛ برخی از آن ها مانند ایران مدارس خاصی دارند، اما بسیاری از کشورها، دانش آموزان تیزهوش را در کنار دانش آموزان عادی می نشانند و از تفکیک آن ها پرهیز می کنند. در حالی که دبیرخانه مقابله با فقر و نابرابری آموزشی بر این باور بوده که باید در سیاست گسترش سمپاد تجدید نظر کرد؛ اخیرا وزیر آموزش و پروش در برنامه تلویزیونی پرسشگر، به فراهم کردن هر چه بیشتر امکانات برای دانش آموزان نخبه اشاره کرده و تاکید کرد که یکی از اهداف مهم انقلاب پیاده کردن عدالت آموزشی بوده است. لذا این سوال پیش می آید که تشکیل مدارسی با عنوان استعداد درخشان تا چه اندازه درست بوده است؟
ضرورت و اهداف پژوهش
بر خلاف گونه های متنوع مدارس در شرایط موجود بر اساس معیارهای مختلف همچون استعداد تحصیلی، سلامت جسمی، قدرت اقتصادی، منزلت اجتماعی و یا ترکیبی از آن ها، بر اساس نظر گروهی از صاحب نظران، تفکیک دانش آموزان در مدارس مختلف یکی از مشکلات نظام فعلی است و محل اختلاف نظر بسیاری از کارشناسان آموزش و پرورش بوده است. طرفداران این وضعیت آن را تکثر نظام آموزشی دانسته و ناقدان، سیاست تفکیک دانش آموزان بر اساس استعداد و قدرت اقتصادی خانواده ها را عاملی برای ایجاد جزایر مجزا و متفاوت آموزشی در ایران می دانند که به تمایز و تبعیض راه می برد. یکی از جلوه های پدیده ایجاد جزایر آموزشی، نتایج کنکور است. 53 درصد دانش آموزان پایه دوازدهم کشور در مدارس دولتی درس می خوانند اما کمتر 10 درصد از آن ها موفق شده اند رتبه کمتر از سه هزار داشته باشند؛ در حالی که در مدارس استعدادهای درخشان از هر 1000 دانش آموز بیش از 144 نفر دانش آموز به این رتبه دست خواهند یافت. به همین دلیل هدف اصلی این پژوهش پرداختن به این سوال مهم است که تا چه اندازه این تفکیک دانش آموزان بر مبنای معیارهای مختلفی همچون استعداد تحصیلی، سلامت جسمی و قدرت اقتصادی و… اقدامی درست بوده است.
استدلال مخالفان تفکیک آموزشی
استدلال مخالفان تفکیک دانش آموزان برحسب استعداد تحصیلی را می توان در محورهای زیر جای داد:
- خطای نخبه پروری در نظام آموزشی: نخبه پروری به معنای طراحی نظام آموزشی برای تربیت افرادی است که بتوانند در تحصیل و به مشاغل ویژه دست یابند؛ درصورتی که یک نظام آموزشی کارآمد ابتدا باید از تامین کارکردهای اساسی نظام آموزش اطمینان داشته باشد. بدین معنا که از تامین مهارت خواندن و نوشتن و تضمین حداقل درآمد برای آینده شغلی همه دانش آموزان اطمینان حاصل پیدا کرده باشد. لذا پنهان شدن یا غفلت از منافع و مسائل اکثریت جامعه یکی از مسائل اصلی نظام های نخبه پرور است؛
- تضعیف کارکرد مدرسه به عنوان نهاد خنثی کننده نابرابری ها: انسان ها در شرایط یکسان به دنیا نمی آیند. چنانکه گفته می شود سرنوشت افراد در قبل از ورود به آموزش رسمی تعیین شده است، نظام آموزش رسمی باید نابرابری ها را جبران کرده و برای دانش آموزان با زمینه های فرهنگی و خانوادگی با امکانات کم، فرصتی دوباره فراهم کنند. تفکیک دانش آموزان بر اساس استعداد تحصیلی، تشدیدکننده نابرابری است و مغایر با کارکرد مدرسه به عنوان سازوکاری برای جبران سایر عقب ماندگی ها است؛
- تضعیف مهارت های ارتباطی و اجتماعی: دانش آموزان باید در طول دوره تحصیل، مهارت های ارتباطی خود را گسترش دهند. اگر به مدرسه به عنوان محیط جامعه پذیری توجه نشود آن گاه خانواده ها و نهادهای رسمی به دنبال جایگزین های ناقصی مانند آموزش مجازی یا تدریس در خانه خواهند رفت؛
- یادگیری از همسالان: در کلاسی که دانش آموزان با سطوح یادگیری متفاوت (قوی و ضعیف) در کنار هم درس می خوانند، دانش آموز قوی محرک کلاس و دانش آموز ضعیف ترمزکلاس هستند. به این ترتیب دانش آموزان قوی نقش دستیار معلم را پیدا می کنند و زمانی که دانش آموز ضعیف درس را با یک بار تدریس معلم یاد نمی گیرد، با تکرار همکلاسی قوی خود بهتر یاد می گیرد. این فرصت نه تنها فضای رقابتی بین دانش آموزان را به فضای مشارکتی تبدیل می کند، بلکه تکرار مطلب باعث تعمیق یادگیری در دانش آموز قوی می شود.
استدلال موافقان تفکیک آموزشی
استدلال موافقان تفکیک آموزشی بر حسب استعداد تحصیلی را می توان در محورهای زیر جای داد:
- حضور در صحنه رقابت جهانی و تربیت افراد برای امور خاص: پس از تشکیل سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در سال 1355 توسط بهروز برومند، تجربه شرکت ایران در المپیادهای جهانی بسیار درخشان بوده است. از سال 1366 که برای اولین بار ایران در این آزمون شرکت کرد تا سال 1400، موفق به دریافت 766 مدال شده است. رسالت بنیادین سازمان آن است که برای همه افراد مستعد ایرانی صرف نظر از محل سکونت، جنسیت، درآمد و گروه های اجتماعی آنان، فرصت های آموزشی را طوری فراهم آورند که استعداد افراد در مسیر رشد و شکوفایی بارور شود؛
- توجه به نخبگان به عنوان یک سیاست ملی: سیاست تربیت نخبگان یک سیاست ملی است و به عنوان یک دستور بالادستی به آموزش و پرورش کشور ابلاغ شده است. طرفداران مدارس استعدادهای درخشان به سخنان رهبر انقلاب در خصوص ضرورت توجه به رشد استعدادهای برتر به عنوان موهبت الهی استناد می کنند؛
- عدم امکان تعطیلی مدارس استعدادهای درخشان: این مدارس در کشور تاریخی پنجاه ساله دارند. امور اداری و اجتماعی که در طول زمان ریشه در آموزش کشور دارد به راحتی قابل تغییر نیست؛ در شرایط کنونی حذف مدارس استعدادهای درخشان، دانش آموزان را به مدارس غیرانتفایی سوق خواهد داد و در عمل به تجاری شدن بیشتر آموزش و پرورش منجر می شود؛
- مقاومت های سازمانی در برابر تغییر وضعیت موجود: سازمانی که 50 سال به قعالیت خود ادامه می دهد، در برابر تغییر مقاومت می کند. این مقاومت صرفا برگرفته از منافع درون سازمان نیست بلکه هر سازمانی درک بیشتری از اهداف و ماموریت های خود دارد و وظیفه خود می داند از اهداف سازمان دفاع کند.
پیشنهادهایی به منظور بررسی و تصمیم گیری درست در رابطه با تفکیک یا ادغام مدارس در ایران
استدلال مخالفان و موافقان و تجارب پیشین نشان می دهد ادغام یا هر تغییری در مدارس استعدادهای درخشان به سادگی امکان پذیر نیست و تصمیم گیری در این مورد را نباید امری اداری پنداشت. ارزیابی و ارائه هر پیشنهادی در خصوص تفکیک مدارس نیازمند دسترسی به اطلاعات و پژوهش هایی است که امروز فاقد آن هستیم. تصمیم گیری در این مورد مانند بسیاری دیگر از امور آموزش و پرورش به انتشار اطلاعات و گفتگو در سطوح مختلف نیاز دارد. از جمله:
- شفاف سازی بودجه و آمار: بودجه مدارس استعدادهای درخشان در تفاهم نامه این وزارت با سازمان برنامه و بودجه درج می شود و تنها کارشناسان بودجه وزارتخانه و سازمان برنامه از آن مطلع هستند. سرانه بودجه، فضای آموزشی، تجهیزات، نیروی انسانی در این نوع از مدارس منتشر نمی شود. تا زمانی که این دست اطلاعات منتشر نشود ارزیابی کارشناسی از عملکرد گونه های مختلف مدارس امکان پذیر نیست.
- پیمایش ملی پیامدهای اجتماعی و تربیتی تفکیک مدارس: به لحاظ نظری تفکیک دانش آموزان می تواند تاثیر منفی انگ زنی بر همه دانش آموزان را به دنبال داشته باشد. بررسی این که تا چه حد این پدیده در مدارس ایران رخ داده است و به صورت جدی موجب آثار منفی شده است، نیازمند پیمایش های ملی است. بررسی نظرات معلمان، دانش آموزان و خانواده های آن ها و سایر کارکنان آموزش و پرورش روشنگر تصمیمات کارساز در این زمینه است.
- یافتن جایگزین برای علایق و منافع سیاست گذار و مردم: توجه به استعدادهای درخشان در نزد سیاست گذار تنها به علت درک آن ها از منافع عمومی نیست؛ بلکه کسب محبوبیت و مشروعیت بخشیدن به سازمان خود از اهداف عموم سیاست گذاران است. مخالفان تفکیک مدارس باید به این سؤال پاسخ دهند که چه چیز جایگزین افتخارات و کسب مدال های المپیادی جهانی می شود؟
جمع بندی
تفکیک دانش آموزان محل اختلاف نظر بسیاری از کارشناسان آموزش و پرورش قرار گرفته است. طرفداران این وضعیت آن را تکثر نظام آموزشی و ناقدان، تفکیک دانش آموزان بر اساس استعداد و قدرت اقتصادی خانواده ها را عاملی برای ایجاد جزایر مجزا و متفاوت آموزشی در ایران می دانند. از همین رو در این پژوهش استدلال مخالفان و موافقان تفکیک آموزشی مورد بررسی قرار گرفت. مخالفان سیاست تفکیک آموزشی، این موضوع را به دلیل وجود خطای نخبه پروری در نظام آموزشی دانسته و آن را زمینه ای برای تضعیف کارکرد مدرسه به عنوان نهاد خنثی کننده، تضعیف مهارت های ارتباطی و اجتماعی و عدم امکان یادگیری از همسالان ذکر می کنند. در مقابل موافقان وجود مدارس تیزهوشان، این مدارس را زمینه ساز حضور در صحنه رقابت جهانی و تربیت افراد برای امور خاص، توجه به نخبگان به عنوان یک سیاست ملی دانسته و پیامدها و مقاومت گسترده در برابر تعطیلی مدارس استعدادهای درخشان را پیش بینی می کنند. به منظور شناخت بهتر این مسئله پیشنهادهایی چون انجام یک پیمایش ملی، به منظور مطالعه و تصمیم گیری در ارتباط با تفکیک یا ادغام دانش آموزان در مدارس، ارائه شده است.
این مطالعه در اندیشکده مقابله با فقر و نابرابری در سال 1402 انجام شده است.




