الزامات نگرش نظام مند و یکپارچه در حکمرانی صنعت هسته ای کشور
بررسی دلالت هایی از اصول یکپارچه سازی سیستم ها و تجربه ناموفق جهانی از مدیریت توسعه پروژه های پیچیده در صنعت هسته ای

صنعت هسته ای دارای پیچیدگی های فنی زیاد و عدم قطعیت های غیرفنی بالایی است. این عدم قطعیت ها در موضوعات سیاسی، اقتصادی، حقوق بین الملل، دیپلماسی فناوری و غیره خود را نشان می دهند. با توجه به تجربیات بین المللی در پروژه های پیچیده و ویژگی های صنعت هسته ای، نباید نگاه مهندسی سیستم را صرفا منحصر در بخش های فنی و مهندسی صنعت هسته ای نگه داشت؛ بلکه باید ادبیات مهندسی سیستم در میان مدیران و سیاستگذاران این صنعت وارد شود. سیستم های ساده در بهترین حالت نیازمند مدیر محصول و برنامه ریزی برای توسعه محصول هستند، اما در سیستم های پیچیده (نظیر صنعت هسته ای)، برای غلبه بر پیچیدگی ها و عدم قطعیت ها، اتخاذ رویکرد نظام مند و یکپارچه ضروری است.
ضرورت و اهداف پژوهش
امروزه مسئله انرژی به عنوان محور اصلی توسعه و پیشرفت جوامع بشری محسوب می شود. در این میان توسعه صنعت هسته ای به عنوان یک صنعت دارای “سامانه های محصول پیچیده” (Complex Products and Systems) از منظر فناورانه و اقتصادی اهمیت راهبردی مضاعفی دارد. سامانه های محصول پیچیده که به اختصار سمپ یا(COPS) نامیده می شوند، به سیستم ها یا محصولات پرهزینه، کلان مقیاس و دارای مولفه های سفارشی سازی شده زیاد، فناوری پیشرفته و فعالیت های مهندسی اطلاق می شود که ویژگی های منحصر به فردی دارند و طبیعتا حکمرانی توسعه آن ها نیازمند الزامات ویژه است. در محصولات و سامانه های پیچیده روابط میان مولفه ها پیچیده و غیرخطی است، ورودی های دانشی و مهارتی متنوعی وجود دارد، شبکه پیچیده ای از چندین بنگاه در آن دخالت داشته و متحد می شوند، نیازمند ساختار پروژه محور و در عین حال بهینه ای هستند و از همه مهم تر نقش آفرینی بنگاه یکپارچه ساز در آن بسیار کلیدی است. لذا پژوهش حاضر به بررسی الزامات نگرش نظام مند و یکپارچه در حکمرانی صنعت هسته ای کشور پرداخته است.
تعامل بازیگران مختلف در توسعه سامانه های محصول پیچیده هسته ای
یک نیاز اساسی در سامانه های سمپ، نیاز بالا به قابلیت یکپارچه سازی سیستم است. بدین معنا که پیچیدگی و تنوع بالای زیرسامانه های مربوط و ترکیب ماژول های مختلف فناوری در یک سیستم نیاز به مدیریت سیستم را ضروری می نماید. همچنین لزوم همکاری بین بازیگران مختلف و متفاوت موجود در نظام نوآوری سمپ ها، پیچیدگی و نیاز به قابلیت هماهنگی پویا را بیشتر می کند. این بازیگران می توانند کاربران، تامین کنندگان، قانون گذاران، پیمانکاران و غیره باشند. مفهوم شبکه سازی و استفاده از ظرفیت بازیگران متعدد در عین لزوم حفظ یکپارچگی توسعه سامانه محصول پیچیده، ارتباط نزدیکی با تعریف نظام نوآوری مبنی بر «مجموعه ای از بازیگران که در شرایط نهادی خاصی با یکدیگر تعامل می کنند» برقرار می کند؛ به عبارت دیگر یکپارچه سازی نه فقط در سطح طراحی و ساخت بلکه در سطح مدیریت و راهبری این پروژه ها مورد تاکید ادبیات این حوزه است. بر اساس پژوهش های صورت گرفته، در شرکت های بزرگ توسعه دهنده راکتور هسته ای همچون BAE Systems در انگلیس، یکپارچه سازی سیستم ها به عنوان توانایی طراحی مفهومی، کنترل شبکه تامین کنندگان و تعیین مشخصات سیستم معنا می شود؛ درحالی که برای دفاتر طراحی و برنامه ریزان توسعه فناوری (به طور مثال سازمان انرژی اتمی)، یکپارچه سازی سیستم ها همان فرآیند تنظیم الزامات فنی اولیه سیستم و ارزیابی مناقصه های رقیب از پیمانکاران اصلی است. در نهایت برای سازمان «بهره بردار» (به عنوان مثال وزارت نیرو)، یکپارچه سازی سیستم ها در حد مهارت شناسایی قابلیت ها و محدودیت های سامانه، شناخت تامین کنندگان آن ها و پیش بینی نحوه استفاده از سیستم در یک محیط عملیاتی، کافی به نظر می رسد.
دلالت های مهندسی سیستم ها و اصول آن بر مدیریت توسعه صنعت هسته ای
مهندسی سیستم ها یک شاخه از مهندسی است که به طراحی، تحلیل، اداره و بهبود سیستم های پیچیده می پردازد؛ به عبارت دیگر محصولاتی که طراحی و ساخت آن ها ساده باشد و یا از ترکیب چندین ماژول تشکیل شده باشد (محصولات ماژولار) نیاز چندانی به مهندسی سیستم ها ندارند. در واقع سیستم های پیچیده و با درجه درهم تنیدگی بالا که اجزای آن با یکدیگر یکپارچه شده اند، برای توسعه نیازمند این حوزه تخصصی هستند. یکپارچه سازی به معنای افزایش متناسب سطح بلوغ کلیه زیرفناوری ها و واسط بین آن ها به نحوی است که با یکدیگر مطابق باشند و نهایتا سیستم بتواند معیارهای عملکردی و اثربخشی برآمده از الزامات اولیه را پاس کند. ایده محوری این پژوهش، لزوم تزریق نگاه یکپارچه سازی سیستم ها (System Integration) به مدیریت پروژه های هسته ای با درنظر گرفتن تمامی نکات و اصول آن است. به کارگیری اصول یکپارچه سازی در مدیریت صنعت هسته ای، به دلیل اینکه این صنعت مملو از پروژه هایی است که شامل اجزاء مختلف از بخش های مختلف و ابعاد فناورانه پیچیده ای هستند، ضرورت دارد. در صنعت هسته ای بازیگران و نهادهای زیادی در زمینه های متنوعی درگیر هستند. بازیگرانی مانند نهادهای قانون گذار و تنظیم گر، صنایع و شرکت ها، دانشگاه ها و پژوهشگاه ها و دیگر ذی ربطان که هرکدام شرایط خاص خود را داشته و فرهنگ سازمانی مختص به خود را همراه خود به داخل پروژه می آورند. این حجم از ناهمگونی، عدم قطعیت نیز با خود داشته و در صورت عدم یکپارچه سازی مناسب، شکست پروژه حتمی خواهد بود.
تجربه ناموفق جهانی از مدیریت توسعه پروژه های پیچیده در صنعت هسته ای
یکی از پروژه های نسبتا معروف صنعت هسته ای در دنیا پروژه توسعه راکتور ماژولار کوچکSMR) ) شرکت NuScale آمریکا بوده است. در ماه های اخیر خبر لغو شدن انجام این پروژه به دلایل اقتصادی منتشر شد که بسیاری از توجهات را به خود جلب کرد. این درحالی است که شرکت های رقیب در حال پیش برد پروژه های توسعه راکتور کوچک خود هستند. لغو شدن پروژه ساخت SMR توسط شرکت NuScale آمریکا از منظر اصول یکپارچه سازی در مهندسی سیستم ها قابل بحث و بررسی است. با بررسی دلایل توقف این پروژه می توان فهمید عدم توجه کافی به دو جنبه نهادهای تامین مالی و نهادهای بازار و تجاری سازی محصول، مهم ترین دلایل شکست آن بوده است. مدیران پروژه بیان داشتند افزایش 75 درصدی هزینه های ساخت و ساز و به تبع آن افزایش قیمت هدف برای برق تولیدی که عمدتا تحت تاثیر عوامل کلان خارجی مانند فشارهای تورمی بر زنجیره تامین انرژی هستند منجر به این شکست شده است. هزینه کل پروژه 9.3 میلیارد دلار پیش بینی شده است که 4.2 میلیارد دلار آن را وزارت انرژی آمریکا به عنوان مشارکت و سهم خود در توسعه پروژه پرداخت می کند. هرچند به دلیل جذابیت این پروژه برای صنعت هسته ای آمریکا هنوز امیدهایی برای بازگرداندن آن به مدار تولید وجود دارد، ولی نبود نگاه نظام مند در مدیریت پروژه، تبدیل به پاشنه آشیل آن شده است؛ به عبارت دیگر طبق اصول یکپارچه سازی بایستی بازار، شرکت های کوچک، صنایع بزرگ، نهادهای تنظیم گر و قانون گذار که ساختار نظام نوآوری را شکل می دهند، در تعامل دقیق و اثرگذار با یکدیگر باشند. در این پروژه اگر مولفه هایی همچون مشروعیت بخشی، بازار، تامین مالی پایدار و تعاملات میان بخش ها به درستی تعریف می شد، علاوه بر تمرکز بر پیشرفت طراحی های مهندسی و اجرای ساخت و ساز، امکان همراهی بازیگران مختلفی مانند مردم با سیاست اتخاذ شده فراهم می شد.
جمع بندی
امروزه مسئله انرژی به عنوان محور اصلی توسعه و پیشرفت جوامع بشری محسوب می شود. در این میان توسعه صنعت هسته ای به عنوان یک صنعت دارای سامانه های محصول پیچیده (سمپ) از منظر فناورانه و اقتصادی اهمیت راهبردی مضاعفی دارد. لذا پژوهش حاضر به بررسی الزامات نگرش نظام مند و یکپارچه در حکمرانی صنعت هسته ای کشور پرداخته است. یکی از موارد مورد نیاز در سامانه های محصول پیچیده هسته ای لزوم همکاری بین بازیگران مختلف و متفاوت موجود در نظام نوآوری است. به کارگیری اصول یکپارچه سازی در مدیریت صنعت هسته ای به دلیل اینکه این صنعت مملو از پروژه هایی است که شامل اجزای مختلف از بخش های مختلف و ابعاد فناورانه پیچیده ای هستند، ضرورت دارد. بازیگرانی مانند نهادهای قانون گذار و تنظیم گر، صنایع و شرکت ها، دانشگاه ها و پژوهشگاه ها و دیگر ذی ربطان که هرکدام شرایط خاص خود را دارند و فرهنگ سازمانی مختص به خود را همراه خود به داخل پروژه می آورند.
این مطالعه در اندیشکده پرتو توسط محمدجواد ره پیک در سال 1402 انجام شده است.



