اخباریادداشت سیاستی

تقویت قدرت هوشمند رسانه‌ای ایران در نظم ارتباطی نوین

اندیشکده راهبردی پژواک توصیه به گذار از «قدرت نرم گفتمانی» به «قدرت هوشمند شبکه‌ای» کرده است.

✍️ مهدی میرمظاهری، اندیشکده راهبردی پژواک

خلاصه مدیریتی

جهان امروز عرصه‌ای است که در آن مرزهای قدرت، از جغرافیا به روایت منتقل شده است. جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از ذخایر غنی قدرت سخت – شامل توان نظامی، موقعیت ژئوپلیتیک و منابع طبیعی – و سرمایه‌های بی‌بدیل قدرت نرم – نظیر تمدن دیرپای ایرانی، گفتمان انقلاب اسلامی، ادبیات عرفانی و ظرفیت‌های علمی – در آستانه فرصتی تاریخی برای خلق «قدرت هوشمند رسانه‌ای» قرار دارد. اما شکاف میان داشته‌ها و بازدهی، پرسش اصلی این گزارش است: «چرا این اندوخته‌های سخت و نرم، در میدان رسانه‌ای جهان به قدرتی منسجم و تأثیرگذار تبدیل نمی‌شوند؟»

تحلیل حاضر، بر پایه نظریه قدرت هوشمند جوزف نای، استدلال می‌کند که مسئله اصلی نه «فقدان منابع قدرت»، بلکه «نبود مدیریت ترکیبی» است. به بیان دیگر، قدرت سخت ایران کمتر به خدمت روایت‌سازی درآمده و قدرت نرم نیز فاقد زیرساخت فناورانه برای جهانی‌شدن است. رسانه، همان حلقه مفقوده‌ای است که می‌تواند این دو بال را به پرواز درآورد.

تعریف مسئله

رسانه‌ها دیگر صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی نیستند؛ آن‌ها سازوکار اعمال قدرت در سه سطح هستند: ساختاری (زیرساخت‌ها و نهادها)، گفتمانی (نظام معنایی و روایت‌ها) و کنشگری (بازیگران داخلی و فراملی). ایران با داشتن میراث تمدنی غنی، سواد رسانه‌ای عمومی و ظرفیت‌های فناورانه، در عمل با چالش‌های زیر مواجه است:

  • پراکندگی نهادی: فقدان راهبرد واحد رسانه‌ای و هماهنگی میان نهادهای ذی‌ربط
  • ضعف دیپلماسی رسانه‌ای: ناتوانی در تولید روایت‌های رقابتی و جذاب در سطح جهانی
  • محدودیت‌های فناورانه: تحریم‌های فناوری، مهاجرت پلتفرم‌ها و چالش‌های زیست‌بوم دیجیتال
  • فقدان انسجام گفتمانی: ناهماهنگی میان پیام‌های داخلی و خارجی

نتیجه این چالش‌ها، شکاف میان ظرفیت‌های بالقوه و عملکرد بالفعل در مدیریت تصویر کشور و شکل‌دهی به شناخت جهانی از ایران است.

تحلیل وضعیت

براساس نظریه جوزف نای، مسئله اصلی ایران فقدان قدرت نرم نیست، بلکه ضعف در مدیریت ترکیبی قدرت نرم و سخت از مسیر رسانه است. قدرت هوشمند رسانه‌ای ایران در حال گذار از «قدرت نرم گفتمانی» به «قدرت هوشمند شبکه‌ای» است. در این گذار، سه تحول بنیادین ضروری است:

اول، کنشگری رسانه‌ای باید از حالت واکنشی به راهبردی تبدیل شود. به جای پاسخ‌گویی صرف به روایت‌های رقیب، باید روایت‌سازی پیشگیرانه و جذاب صورت گیرد. مثال موفق این رویکرد را می‌توان در دیپلماسی فرهنگی سینمای ایران دید که توانسته بدون تقابل مستقیم، تصویری مثبت از فرهنگ ایرانی در جهان ترسیم کند.

دوم، ساختارهای نهادی باید از مدل سلسله‌مراتبی سنتی به مدل شبکه‌ای و چابک تبدیل شوند. تجربه کشورهایی نشان می‌دهد که هماهنگی میان دستگاه دیپلماسی، نهادهای فرهنگی و بخش خصوصی در قالب یک راهبرد واحد، می‌تواند به افزایش چشمگیر قدرت نرم منجر شود.

سوم، فناوری‌های نوظهور باید در خدمت روایت ملی قرار گیرند. هوش مصنوعی، تحلیل کلان‌داده و پلتفرم‌های دیجیتال می‌توانند ابزارهای قدرتمندی برای شخصی‌سازی پیام، رصد افکار عمومی و تولید محتوای چندزبانه باشند.

فرصت‌های نوظهور

در کنار چالش‌ها، فرصت‌هایی در افق قدرت رسانه‌ای ایران نمایان است:

  • فرصت دیپلماسی داده‌محور: با ایجاد مرکز ملی رصد قدرت رسانه‌ای مجهز به هوش مصنوعی، می‌توان به‌صورت لحظه‌ای روندهای افکار عمومی جهانی را رصد کرد و راهبردهای رسانه‌ای را بر اساس شواهد تنظیم نمود. این رویکرد علمی جایگزین تصمیم‌گیری‌های شهودی خواهد شد.
  • فرصت اقتصاد خلاق: صنایع خلاق ایران -از انیمیشن و بازی‌های رایانه‌ای تا موسیقی و هنرهای تجسمی-می‌توانند حامل‌های نامحسوس ارزش‌ها و فرهنگ ایرانی باشند. سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌های محتوایی و پلتفرم‌های بومی می‌تواند هم اشتغال‌زا باشد و هم قدرت‌ساز.
  • فرصت دیپلماسی شهری: شهرهای بزرگ ایران می‌توانند به‌عنوان کانون‌های دیپلماسی عمومی عمل کنند. برگزاری رویدادهای بین‌المللی، جشنواره‌های هنری و نمایشگاه‌های فناوری در شهرهایی مانند تهران، اصفهان و شیراز، فرصتی برای تعامل مستقیم با افکار عمومی جهانی فراهم می‌آورد.
  • فرصت شبکه‌سازی منطقه‌ای: ایران می‌تواند با ایجاد شبکه رسانه‌ای منطقه‌ای در غرب آسیا و آسیای مرکزی، هاب تولید و توزیع محتوای فارسی‌زبان شود. این شبکه می‌تواند جایگزینی برای وابستگی به پلتفرم‌های غربی باشد.

توصیه‌های سیاستی

  1. تدوین سند راهبردی ملی: شورای عالی امنیت ملی با همکاری وزارتخانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی، خارجه، سازمان ارتباطات و سازمان صداوسیما، سند «راهبرد ملی قدرت هوشمند رسانه‌ای» را با افق ده‌ساله تدوین کند. این سند باید اهداف قابل سنجش، شاخص‌های پایش و مکانیزم‌های پاسخگویی داشته باشد.
  2. ایجاد مرکز ملی رصد قدرت رسانه‌ای: این مرکز با بهره‌گیری از هوش مصنوعی و تحلیل کلان‌داده، به‌صورت مستمر جایگاه رسانه‌ای ایران را در سطح جهانی پایش کند و گزارش‌های فصلی به سیاست‌گذاران ارائه دهد.
  3. توانمندسازی فناورانه: سرمایه‌گذاری در آموزش نیروی انسانی متخصص در حوزه‌های هوش مصنوعی، تحلیل داده و تولید محتوای چندزبانه.
  4. ایجاد صندوق حمایت از استارتاپ‌های رسانه‌ای و محتوایی
  5. دیپلماسی رسانه‌ای فعال: گسترش همکاری با رسانه‌های بین‌المللی معتبر، تبادل خبرنگار، برگزاری کارگاه‌های مشترک و ایجاد شبکه‌های منطقه‌ای رسانه‌ای.
  6. ساخت روایت‌های جهانی: تولید محتوای جذاب و مستند بر پایه جذابیت‌های فرهنگی، علمی و تمدنی ایران. این روایت‌ها باید به زبان‌های مختلف و با لحنی قابل فهم برای مخاطبان بین‌المللی تولید شوند.
  7. طراحی شاخص‌های ملی: توسعه شاخص‌های اختصاصی برای سنجش قدرت هوشمند رسانه‌ای ایران و انتشار گزارش سالانه برای ارزیابی پیشرفت.

جمع‌بندی

قدرت هوشمند رسانه‌ای نه یک انتخاب، که ضرورت راهبردی ایران در نظم نوین جهانی است. این مهم تنها زمانی محقق می‌شود که قدرت سخت، پشتوانه روایت باشد؛ قدرت نرم، محتوای روایت را تأمین کند؛ و رسانه به مثابه سکوی ترکیب‌گر، این دو را به زبانی جهانی ترجمه نماید. مسیر پیش رو، گذار از «قدرت نرم گفتمانی» به «قدرت هوشمند شبکه‌ای» است؛ گذاری که نیازمند جسارت در بازآرایی نهادی، خلاقیت در روایت‌سازی و هوشمندی در بهره‌گیری از فناوری‌های نوظهور می‌باشد.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا