مطالعه نظام آموزش عالی در کشور آمریکا
بررسی مهم ترین ویژگی های نظام آموزش عالی در آمریکا، چالش ها و آینده آن
یکی از راهبردهای اساسی برای ظرفیت سازی و استفاده حداکثری از توانمندی های آموزش عالی برای توسعه اجتماعی و اقتصادی، انجام مطالعات تطبیقی و بهره گیری از تجارب کشورهای پیشرفته در سیاستگذاری ها و رویکردهای آموزش عالی است. سیستم آموزش عالی در ایالات متحده آمریکا به لحاظ محیطی، دارای پیچیدگی ها و ویژگی های خاصی است که آن را به جهانی منحصر به فرد تبدیل کرده است. در واقع همزیستی پایدار تعداد بسیاری از کالج ها، دانشگاه های خصوصی و غیر انتفاعی با نهادهای دولتی و محلی این محیط را شکل داده است. لذا مطالعه نظام آموزش عالی این کشور می تواند راهبردهای مناسبی پیش روی سیاست گذاران قرار دهد.
ضرورت و اهداف پژوهش
بررسی ها نشان دهنده این است که دانشگاه های غربی و خصوصا آمریکا در ارائه آموزش پیشرفته، ترویج پژوهش و توسعه علمی موفق بوده اند و توانسته اند جوامع خود را در راه رسیدن به توسعه که روز به روز مسئولیتی پیچیده تر می شود، یاری رسانند. شاید بتوان گفت استفاده از آموزش عالی در جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها مهم ترین نوآوری دوران حاضر بوده است. رشد دانشگاه در این قرن عمدتا مرهون این ایده هاست: «آموزش عالی باید با بودجه های عمومی و دولتی بی دریغ حمایت شود»؛ «دانشگاه باید در خلق دانش و نیز انتقال آن مشارکت جوید» و «مراکز دانشگاهی در عین حال باید از استقلال لازم برخوردار باشند». نظام آموزشی آمریکا، قبل از نظام فدرالی به یادگیری علوم نظری و فلسفه معنوی گرایش داشت و به عبارتی اخلاق محور بود، اما پس از دوره فدرالی، گرایش آن به سمت دسترسی عمومی و پیشرفت اقتصادی بود. تاثیر سیستم هدایت فدرالی بر آموزش عالی آمریکا بسیار قاطع و غیرقابل انکار بوده و نیز در ساختن آمریکا به عنوان بزرگ ترین مرکز فکری و علمی جهان موثر بوده است. اقدامات فدرال، بسیار هوشمندانه و زیرکانه بوده و از سوی دیگر، پاسخ و واکنش مناسب و باشکوه آموزش عالی آمریکا را به همراه داشته است و شناخت آموزش عالی آمریکا می تواند به ایران در رسیدن به یک الگوی آموزشی مناسب کمک کند. لذا پژوهش حاضر به بررسی نظام آموزش عالی در آمریکا پرداخته است. این پژوهش نشان می دهد که چگونه تغییرات در سیاست های مالی و اجتماعی می توانند بر ساختار و کیفیت آموزش عالی تاثیرگذار باشند.
مهم ترین ویژگی های نظام آموزش عالی در آمریکا
برخی از مهم ترین ویژگی های نظام آموزش عالی در آمریکا عبارتند از:
ساختار مدارج و مدارک
درجه تحصیلی کاردانی، اولین درجه تحصیلی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی است. این درجه تحصیلی معمولا در پایان دو سال تحصیل اعطا می شود و درجه تحصیلی قابل قبولی است که آموزشکده ها و دانشسراهای دوساله (کالج ها) اعطا می کنند. درجه تحصیلی کارشناسی پس از چهار سال تحصیل و به صورت مرسوم مقارن با اتمام این دوره اعطا می شود. معمولی ترین درجه تحصیلات تکمیلی، عبارتند از: درجه کارشناسی ارشد که پس از دو سال تحصیل یا اندکی بیشتر در این دوره، اعطا می شود و درجه دکتری که درجه ای پژوهشی است به طور معمول پس از چهار سال تحصیل در دوره تکمیلی یا بیش از آن اخذ می شود. زمان دقیق اخذ درجات تحصیلی دوره های تکمیلی به مدت زمان پژوهش مورد نیاز و گزارش نتایج آن بستگی دارد.
مدیریت در سطح ملی
مسئولیت رشد و توسعه و هماهنگ سازی آموزش عالی چهار ساله ایالات متحده آمریکا در درجه اول بر عهده ایالت هاست. آن ها این مسئولیت را از طریق کمیته های قانون گذاری، هیئت های هماهنگ کننده ایالتی، مدیریت های دولتی و یا ترکیبی از آن ها اعمال می کنند. در برخی از ایالت ها، غالب موسسات آموزش عالی عملا از استقلال نسبی برخوردارند. با اینکه منابع مالی آن ها را عمدتا دولت های ایالتی تامین می کنند، اما سازماندهی و فعالیت آن ها زیر نظر مستقیم هیئت رئیسه خودشان صورت می پذیرد. مسئولیت اداره کالج های دو ساله دولتی نیز بر عهده هیئت های امنای خود آن هاست؛ اما این کالج ها را ایالت ها یا بخش های مربوط به آن ها به وجود می آورند و اعضای هیئت امنای آن ها با رای مردم انتخاب می شوند. هماهنگ بودن آموزش عالی دولتی و خصوصی یک امر اختیاری است؛ اما با وارد ساختن مقامات دولتی در ترکیب هیئت های امنای موسسات خصوصی یا ایجاد کمیته های ایالتی، ممکن است صورتی رسمی به خود بگیرد. به هر صورت، در عمل، هماهنگی بین موسسات خصوصی و دولتی تحقق یافته است و مقامات آموزش عالی دولتی باید به منظور جلوگیری از دوباره کاری های غیر لازم و نیز نظارت بر کفایت سیاست ها و برنامه های موجود آموزش عالی در رفع نیازهای منطقه ای، همکاری های تنگاتنگی با موسسات خصوصی داشته باشند.
نحوه اداره
نحوه اداره مراکز آموزش عالی ایالات متحده برگرفته از روش دانشگاه ییل ((Yale است که در 1701 میلادی تاسیس شد. بنیان گذاران این دانشگاه برای نظارت در امور ییل، هیئت امنایی را برگزیدند که اعضای آن غیر دانشگاهی بودند. آنچه امروز در نحوه اداره دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی در این کشور مشاهده می شود، از همین دانشگاه آغاز شده و از آغاز قرن نوزدهم میلادی هرچه بیشتر گسترش یافته، استقلال دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی از اولویت خاصی برخوردار شده و از نظر ایالت های مختلف، هیئت امنا در امر هدایت مراکز دانشگاهی و پاسخگویی به نیازهای جامعه اصلی مهم به شمار می رود.
مالیه
در ایالات متحده، موسسات بخش خصوصی در حدود 25 درصد دانشجویان و حدود 35 درصد کل مخارج را به خود اختصاص داده اند و تقریبا 40 درصد درآمد آن ها از شهریه دریافتی از دانشجویان تامین می شود. در حالی که موسسات بخش دولتی تنها 15 درصد درآمدشان از شهریه تامین می شود. کل مخارج صرف شده برای آموزش عالی (اعم از دولتی و غیر دولتی) نسبت به تولید ناخالص داخلی (GDP) در بین کشورهایی که آمار آن ها اعلام شده، مربوط به کشورهای آمریکا و کره جنوبی هر دو با 2.6 درصد است. می توان گفت که این شاخص مهم ترین شاخص مالی آموزش عالی است. البته در سال 2001 نسبت بودجه آموزش عالی به GDP در آمریکا 3.3 درصد، در اتحادیه اروپا به طور متوسط 1.3 درصد و در ژاپن 1.2 درصد بود. همچنین مخارج سرانه دانشجویی در سال 2001 در اتحادیه اروپا 8600 یورو و در آمریکا بیش از دو برابر اروپا و معادل 20000 یورو بود.
تامین منابع مالی
بودجه ایالتی، قوی ترین ابزار دولت برای کنترل آموزش عالی است. این بودجه ها را همه ساله فرمانداران پیشنهاد می کنند و در مجالس قانون گذاری ایالتی، بازنگری و تصویب می شوند. منابع مالی کالج ها و دانشگاه های ایالات متحده آمریکا به صورت های گوناگونی تامین می شود. بودجه موسسات آموزش عالی دولتی از محل تخصیص های دولتی است و از طریق شهریه دانشجویی، اعتبارات پژوهشی دولتی و خصوصی و برنامه های ویژه تکمیل می شود. موسسات خصوصی از محل درآمدهای مربوط به وقف، هدایا و کمک های بلاعوض و شهریه دانشجویی اداره می شوند. با وجود این، اختلاف تدارک و تامین امکانات مالی بین دو بخش خصوصی و دولتی چندان روشن نیست. میزان درآمد هر یک از منابع تفاوت دارد؛ اما چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی، درآمد بر اساس «میانگین حضور روزانه» در قالب شهریه مستقیم یا هزینه های جنبی دانشجویی و یا اعتبارهای دولتی تحصیل می شود.
چالش های اساسی در پیش روی آموزش عالی
در دل معضلات هر دولتی، تنشی بر سر پیدا کردن موثرترین و مناسب ترین شیوه تامین منابع مالی آموزش عالی وجود دارد؛ مثلا یکی از مهم ترین و پرمجادله ترین مباحث برای آموزش عالی آمریکا، تامین مالی دولتی بوده است. از این رو، تاکنون توافق عامی در خصوص سطح مناسب دخالت دولت در آموزش عالی به وجود نیامده است. با این حال، با بررسی سیر تحولات تامین مالی آموزش عالی می توان برخی روندهای کلی را تشخیص داد. حمایت های مالی عمومی و دولتی از آموزش عالی در آمریکا به طور مداوم در حال کاهش بوده است. از سال 1980 تا 2005 بودجه سرانه دانشجویی تخصیص داده شده برای آموزش عالی به طور متوسط 20 درصد کاهش یافته و فقط در شش ایالت آمریکا این شاخص با افزایش مواجه بوده است. همچنین سهم تامین مالی دولتی و داخلی از کل بودجه موسسات آموزش عالی عمومی (دولتی) چهارساله آمریکا از حدود 60 درصد در سال 1987 به کمتر از 40 درصد در سال های اخیر کاهش یافته، در حالی که در همین مدت سهم شهریه از 20 درصد به بیش از 40 درصد رسیده و دو برابر شده است. درواقع برای اولین بار سهم شهریه از سهم حمایت های مالی دولتی فزونی گرفته است.
روندهای آینده آموزش عالی
در شرایطی که آمریکا نیازمند گسترش آموزش عالی است، این نگرانی وجود دارد که ممکن است برخی از دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی در پروسه خصوصی سازی و بازار رقابتی از میان بروند. هم اکنون دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی دولتی آمریکا حدود 77 درصد از کل دانشجویان را در خود جای داده اند. بعید است دانشگاه های خصوصی بتوانند چنین نسبتی را پر کنند و جای موسسات دولتی را در تامین ظرفیت سرمایه انسانی بگیرند. کاهش جمعیت دانشجویی هم در ایجاد فرصت های اقتصادی و هم در افزایش تحرک اجتماعی اثر منفی می گذارد که برای دموکراسی مشکل زا است. به علاوه، اقتصاد جدید به دانش و مهارت های آنان احتیاج دارد. در حالی آمریکا با خطر کاهش ظرفیت ایجاد سرمایه انسانی مواجه است که دیگر کشورها در حال گسترش و توسعه آموزش عالی خود هستند. در میان 27 کشور عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) آمریکا از لحاظ درصد پذیرش فارغ التحصیلان دبیرستان در دانشگاه، رتبه بیست و یکم را احراز کرده است. در ایالات متحده 32.5 درصد از فارغ التحصیلان مقطع دبیرستان در دانشگاه های این کشور ادامه تحصیل داده اند، در حالی که متوسط این شاخص در OECD معادل 37.2 درصد است. این نرخ مشارکت در آموزش عالی در 10 کشور از OECD حتی بیشتر از 40 درصد است.
جمع بندی
بررسی ها نشان دهنده این است که دانشگاه های غربی و خصوصا آمریکا در ارائه آموزش پیشرفته، ترویج پژوهش و توسعه علمی موفق بوده اند و توانسته اند جوامع خود را در راه رسیدن به توسعه که روز به روز مسئولیتی پیچیده تر می شود یاری رسانند. شاید بتوان گفت استفاده از آموزش عالی در جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها مهم ترین نوآوری دوران حاضر بوده است. شناخت آموزش عالی آمریکا می تواند به ایران در رسیدن به یک الگوی آموزشی مناسب کمک نماید؛ لذا پژوهش حاضر به بررسی نظام آموزش عالی در آمریکا پرداخت. برخی از مهم ترین ویژگی های نظام آموزش عالی در آمریکا که مورد بررسی قرار گرفتند عبارت بودند از: ساختار مدارج و مدارک، تامین مالی و نحوه اداره. همچنین چالش های نظام آموزش عالی آمریکا نیز احصا شد که تامین مالی دولتی یکی از مهم ترین آن ها است. این موضوع موجب شده است تاکنون توافق عامی در خصوص سطح مناسب دخالت دولت در آموزش عالی به وجود نیاید.
این مطالعه در اندیشکده کسب و کار با همکاری میلاد حقیقی و احمد روشن در سال 1402 انجام شده است.



