خوشه های مدیریت پسماند روستایی
ارائه الگوی خوشه ای مدیریت پسماند روستایی در استان های شمالی با بهره گیری از تجربه زباله سوزهای کوچک مقیاس
مدیریت پسماند یکی از چالش های مهم زیست محیطی در مناطق روستایی است که نیازمند راهکارهای بومی و پایدار است. کمبود منابع، پراکندگی جمعیت و شرایط خاص اقلیمی، اجرای برنامه های موثر را دشوار می کند. در عین حال، مشارکت فعال جوامع محلی و بهره گیری از فناوری های مناسب می تواند نقش کلیدی در بهبود وضعیت داشته باشد. این امر نیازمند طرح های جامع و تطبیق پذیر است که بتواند به شرایط متفاوت روستاها پاسخ دهد. بررسی و توسعه مدل های موفق مدیریت پسماند روستایی، بستر مناسبی برای تحقق این هدف بوده و ارتقای کیفیت زندگی روستاییان را فراهم می آورد.
ضرورت و اهداف پژوهش
مدیریت پسماند در استان های شمالی کشور به ویژه در مناطق روستایی، به دلیل جمعیت بالای روستایی، آلودگی های محیطی و کمبود بودجه، با مشکلات جدی مواجه است. در گیلان، دهیاران روستاها به دلیل هزینه های گزاف جمع آوری و دفن پسماند و تعطیلی مکرر مراکز دفن، ناچار به سوزاندن غیرقانونی زباله ها می شوند. سطل های مخزنی نیز به دلیل بارندگی و شرایط اقلیمی مناسب نیستند و سیاست های متضاد در این زمینه مزید بر علت شده است. در این میان، روستای سالکده با جمعیت ۵۰۰ خانوار، با استفاده از یک زباله سوز کوچک مقیاس و مشارکت بالای مردمی، نمونه موفق حذف پسماند تر و مدیریت کامل محلی پسماند را ارائه داده است. این الگو به عنوان «فناوری محرک توسعه» و نمونه ای موفق در بهبود نظام مدیریت پسماند روستایی معرفی شده است. گزارش پیش رو، درواقع گام دوم برای تبدیل این الگو به یک طرح سیاستی فراگیر است که با نام «خوشه های مدیریت پسماند روستایی» معرفی می شود.
نیاز برای اقدام در استان گیلان
چشم انداز مدیریت پسماند روستایی، مسیر روشن و مشخصی برای هدایت برنامه ها، بودجه ها و طرح های استانی به سوی بهبود وضعیت و حل مشکلات موجود است. مدیریت پسماند در استان گیلان با وجود بودجه های ملی و طرح های متعددی همچنان دچار بحران است، به ویژه در بخش روستایی که دهیاران بدون دستورالعمل و منابع کافی مسئولیت سنگین مدیریت پسماند را بر عهده دارند.
اصول جهانی مدیریت پسماند بر کاهش تولید، بازیافت و حداقل انتقال زباله به دفنگاه ها تاکید دارد، اما این اصول بدون بومی سازی مناسب برای شرایط محلی به شکست می انجامد. استان های موفقی مانند اصفهان با طراحی مدل های بومی توانسته اند به نتایج مطلوب برسند. در گیلان، تجربیات متعدد نشان دهنده امکان ایجاد یک مدل بومی روستایی است که با نمونه های آزمایشی، الگوسازی، نهادسازی و توسعه می تواند به اجرا برسد.
مروری بر نمونه اجرایی و الگوی سالکده
در این بخش به مرور نمونه اجرایی و الگوی روستای سالکده پرداخته می شود:
شروط اجرای الگوی سالکده
الگوی سالکده، نمونه ای موفق در مدیریت پسماند روستایی استان گیلان، بر دو شرط اساسی تکرارپذیری استوار است:
- اول، حذف پسماند تر از چرخه انتقال با تفکیک از مبدا و پیشگیری از انتقال پسماند تر به زباله سوز یا دفن است. این شرط باعث جلوگیری از آلودگی، کاهش هزینه ها و افزایش کارایی زباله سوزهای کوچک مقیاس می شود و با آموزش چهره به چهره، مشارکت مردمی، حذف سطل های مخزنی و پیگیری مداوم اجرا می شود؛
- دوم، ایجاد تشکیلات اجرایی پایدار و نهادسازی با حمایت قانونی و نهادی از سوی شهرداری، بخشداری و سازمان محیط زیست است که توان اداره جمع آوری، تفکیک و بازیافت را به صورت اقتصادی داشته باشد. تشکیل تعاونی های محلی با مشارکت شورا، دهیار و گروه های مردمی، تضمین استمرار مدیریت و بهره برداری اجتماعی و اقتصادی از پسماند خواهد بود. بدون این نهادسازی، حتی پروژه های فنی موفق نیز به شکست خواهد انجامید.
زباله سوز کوچک مقیاس به عنوان محرک اجرای الگو
زباله سوزهای کوچک مقیاس هدف اصلی اجرای الگوی خوشه های مدیریت پسماند روستایی نیستند؛ بلکه بخشی از راهکارها هستند که در صورت نیاز و نبود جایگزین، به کار گرفته می شوند و می توانند با فناوری های مناسب تر جایگزین شوند. این فناوری ها به عنوان محرکی برای جلب مشارکت مردم و دهیاران در مدیریت پسماند عمل می کنند، زیرا حضور آن ها ایجاد امکانات جدید و تغییر رفتار را ممکن می سازد. تجربه های پیشین نشان داده اند که دستورات حاکمیتی، حذف سطل های مخزنی یا آموزش های مقطعی تاثیر کافی در جلب مشارکت مردم نداشته اند. فناوری زباله سوزهای کوچک می تواند به عنوان کاتالیزوری در توسعه و تغییر الگوهای مدیریت پسماند روستایی عمل کند و انگیزه ای برای همکاری و پیوستن به خوشه های مدیریت پسماند فراهم آورد. به این ترتیب، نقش اصلی این فناوری ها توسط سیاست گذاران تعیین می شود و آن ها وسیله ای برای تسهیل تغییرات هستند نه تنها راه حل نهایی.
خوشه سازی برای تضمین موفقیت الگو
اجرای موفق طرح مدیریت پسماند در سالکده با مقیاس یک روستا آغاز شده و نمونه ای مشابه در روستای لسکوکلایه نیز اجرا می شود. این طرح با مشارکت مردمی، آموزش حذف پسماند تر و ایجاد سازوکار تشکیلاتی پیش رفته است. اکنون توسعه الگو به سطح دهستان کیاشهر رسیده که فرمانداری، بخشداری و استانداری گیلان نقش هماهنگ کننده و حامی مالی زباله سوزهای کوچک مقیاس را دارند. با این حال، برای گسترش طرح به بخش، شهرستان و کل استان، ضرورت طراحی جامع تر و دقیق تر احساس می شود تا از اجرای شتاب زده و تغییر ماهیت اصلی الگو جلوگیری شود. بر این اساس، مدلی به نام «خوشه» برای تکمیل و توسعه طرح طراحی شده است.
خوشه های مدیریت پسماند روستایی
خوشه در مدیریت پسماند روستایی نمادی از مجموعه ای از روستاها (دانه ها) است که حول یک محور مشترک حکمرانی شکل گرفته اند. این محور شامل اصول بنیادین، اهداف مشخص، چشم انداز مدیریتی و فناوری کوچک مقیاس به عنوان محرک توسعه است. خوشه ها از طریق سازوکاری خاص، روستاهایی را که شرایط لازم شامل حذف پسماند تر و ایجاد تشکیلات مناسب را دارند انتخاب و به خود اضافه می کنند تا رشد یابند و مدیریت پسماند موثرتری ارائه دهند.
محور خوشه
یک خوشه مدیریت پسماند روستایی، از تشکیل محورش آغاز می شود و ویژگی اصلی این محور، جایگاه حاکمیتی آن است. بنابراین تشکیل یک خوشه در استانداری به عنوان یک سیاست کلی و یک مدل اجرایی پذیرفته می شود، در یک شهرستان از فرمانداری آغاز می شود و بخشداری برای تشکیل خوشه ای در بخش خود اقدام می کند. این اقدام شامل مراحل زیر است:
- دفتر اجرایی خوشه مدیریت پسماند روستایی در بخشداری دهستان تشکیل می شود؛
- فناوری کوچک مقیاس محرک توسعه، مانند زباله سوزهای کوچک، تعیین می شود؛
- بودجه لازم برای نیروی آموزش دیده و فناوری از منابع مختلف تامین می شود؛
- شرایط پیوستن به خوشه و استفاده از فناوری به دهیاران ابلاغ می شود؛
- روستاهای متقاضی توسط بخشداری ارزیابی و در صورت تایید به خوشه ملحق می شوند.
دانه های روستایی خوشه
در ادامه شیوه هایی که دانه های روستایی را برای پیوستن به خوشه ترغیب و حمایت می کند آمده است:
- در گیلان و مازندران، روستاها با خبر نصب زباله سوز کوچک یا فناوری مشابه، تشویق به پیوستن به خوشه می شوند که این مورد محرک توسعه است؛
- دهیاران مسئول اجرای ابلاغیه ها هستند اما در صورت عدم تمایل آنان، افراد یا نهادهای محلی می توانند برای پیوستن اقدام کنند؛
- روستاهای مایل باید تشکیلات محلی مانند هیات امنای مسجد یا پایگاه سلامت تشکیل دهند تا مدیریت پسماند را بر عهده بگیرند؛
- این تشکیلات مردم را آموزش داده و روش های جدید جمع آوری پسماند را جایگزین روش های قدیمی می کند؛
- پس از انجام آموزش و تشکیل تشکیلات، نماینده روستا درخواست پیوستن به خوشه را به بخشداری می دهد و ناظر جهت تایید اعزام می شود.
زندگی و رشد خوشه
سومین عنصر خوشه مدیریت پسماند روستایی، پایداری آن است. همان طور که دانه ها در خوشه رشد می کنند، خوشه های پسماند نیز با فناوری کوچک مقیاس، احساس مشارکت را جایگزین خشم و ناکامی گذشته می کنند و به رشد و تکامل غیرقابل پیش بینی می رسند. نگهداری فناوری ها تضمین کننده تداوم فعالیت های اجتماعی و توسعه نهادهای موثر مدیریت پسماند است.
شناخت موانع و سازوکارها
در این بخش به شناخت موانع و سازوکارها پرداخته می شود:
مقاومت در برابر تغییر بزرگ
طرح خوشه های مدیریت پسماند روستایی تغییرات بنیادینی در مدیریت محلی پسماند ایجاد می کند که با چالش ها و مقاومت هایی همراه است:
- تغییر سهم روستاها از بودجه پسماند: روستاها که پیش تر سهم ناچیزی از بودجه پسماند داشتند، اکنون صاحب امکانات جدید و سهم بودجه ای می شوند. این موضوع باعث مشارکت آنان شده اما ذینفعان سابق بودجه ممکن است مخالفت کنند؛
- فرارفتن از ساختار شهر محور پروژههای پسماند: ساختار موجود مدیریت پسماند در گیلان، شهر محور است و روستاها در تصمیم گیری و بودجه بندی جایگاهی ندارند. اجرای طرح خوشه ساختار را تغییر داده و سهم روستاها را افزایش می دهد که می تواند مقاومت هایی در ساختار فعلی ایجاد کند؛
- توزیع امکانات و مسئولیت در جامعه محلی: این طرح، مشارکت و مسئولیت پذیری مردم روستا را افزایش می دهد و نهادهای محلی را وارد مدیریت پسماند می کند. این تغییر شیوه و ایجاد شرکای جدید، ساختار تصمیم گیری سنتی را دگرگون می کند.
عدم درک کوچک مقیاس ها در قوانین اجرایی
شناخت تفاوت فعالیت های کوچک مقیاس و بزرگ مقیاس در مدیریت پسماند برای سیاست گذاران دشوار است و گاهی همه زباله سوزها یکسان دیده می شوند. این اشتباه باعث تحمل فناوری های پرآلودگی مثل دفنگاه های غیراصولی یا زباله سوزهای بزرگ روستایی می شود. درحالی که قوانین سختگیرانه ای برای کنترل آلودگی ها وجود دارد که فعالیت های کوچک مقیاس را نیز شامل می شود و باید این واحدها با رعایت ملزومات قانونی و سلامت استقرار یابند تا نگرانی ها رفع شود؛ اما الزام تهیه پیوست های سلامت و ارزیابی محیط زیستی برای فناوری های کوچک مقیاس ممکن است موانع غیرضروری ایجاد کند.
جمع بندی
مدیریت پسماند روستایی در استان گیلان با مشکلاتی چون کمبود بودجه، آلودگی و ضعف زیرساخت ها روبروست. روستای سالکده با بهره گیری از زباله سوز کوچک مقیاس و مشارکت مردم، الگویی موفق در حذف پسماند تر و مدیریت محلی ارائه داده است. این الگو که بر اساس دو اصل حذف پسماند تر از مبدا و نهادسازی پایدار استوار است، به مدل «خوشه های مدیریت پسماند روستایی» توسعه یافته و مورد حمایت نهادهای دولتی قرار گرفته است. این مدل، سهم روستاها در بودجه و مدیریت پسماند را افزایش داده و ساختار شهری موجود را تغییر می دهد. با این حال، سیاست گذاران به درستی تفاوت میان فناوری های کوچک و بزرگ مقیاس را درک نکرده و برخی مقررات سختگیرانه می تواند مانع بهره گیری از فناوری های کوچک شود. توسعه این الگو با حمایت قانونی و مشارکت مردمی، زمینه بهبود مستمر و پایدار مدیریت پسماند روستایی را فراهم می کند.
این مطالعه در اندیشکده پژوهش های راهبردی پسماند با همکاری نرگس آذری، سامان محمدی و سحر جعفرصالحی در سال 1404 انجام شده است.




