اخبارگزارش خبری

گزارش نشست شصت‌ونهم کافه آینده: «ایران پساجنگ؛ نظم تازه، سناریوهای تازه»

مقدمه

نشست شصت‌ونهم کافه آینده، در چارچوب فصل «ایران ثروتمند؛ اقتصاد پساجنگ» و با عنوان «ایران پساجنگ؛ نظم تازه، سناریوهای تازه»، بر یک مسئله بنیادین متمرکز بود: ایران چگونه می‌تواند در افق هفتادسالۀ پیش‌رو، ثروت خود را نه فقط حفظ، بلکه بازتعریف، تکثیر و به توسعه‌ای پایدار تبدیل کند؟

وجه متمایز این نشست، فاصله گرفتن از بحث‌های متعارف درباره شاخص‌های کوتاه‌مدت پیشرفت اقتصادی و تمرکز بر سازوکارهای عمیق‌تر شکل‌گیری آینده بود. مسئله، پیش‌بینی یک آینده قطعی برای ایران نبود؛ بلکه گشودن میدان چند آینده ممکن و شناخت نیروهایی بود که می‌توانند مسیرهای اقتصادی، اجتماعی و توسعه‌ای کشور را در دهه‌های آینده شکل دهند. در این تلقی، «پساجنگ» صرفاً نام یک مقطع زمانی پس از پایان درگیری نیست؛ بلکه نشانه لحظه‌ای از گسست، بازآرایی و بازاندیشی در نظم اقتصادی، ظرفیت‌های ملی و نسبت جامعه با آینده است.

 آینده‌پژوهی؛ تمرین عبور از بداهت‌های امروز

طراحی جلسه بر یک جابه‌جایی ذهنی استوار بود: بازگشت به حدود هفتاد سال پیش و نگاه کردن به ایران از موقعیت انسان دهه‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰. چنین تمرینی به ما یادآوری می‌کند که آنچه امروز بدیهی می‌پنداریم، در گذشته نه بدیهی بوده و نه الزاماً قابل پیش‌بینی.

انسان ایرانی در میانه دهه ۱۳۵۰، در شرایطی زندگی می‌کرد که درآمدهای نفتی افزایش یافته بود، برنامه‌های نوسازی در جریان بود، اما شهرها برخلاف حقیقتی به نام انسان ایرانی تغییر می‌یافتند و ایران در معادلات منطقه‌ای موقعیت ویژه‌ای داشت؛ موقعیتی پیشتاز اما توأم استعمار هویتی. با این همه، کمتر کسی می‌توانست با اطمینان از انقلاب، جنگ، تحولات بعدی در ساختار سیاسی و اجتماعی، گسترش کمّی آموزش عالی، تداوم مسئله تورم، یا شکل‌گیری برخی ظرفیت‌های علمی و فناورانه در دهه‌های بعد سخن بگوید.

چنین مرور تاریخی، یک درس روش‌شناختی دارد و آن اینکه آینده را نمی‌توان با امتداد مکانیکی وضعیت حاضر ساخت. آنچه آینده را می‌سازد، فقط روندهای قابل مشاهده نیست؛ بلکه حاصل برهم‌کنش روندهای بلندمدت، انتخاب‌های انسانی، ظرفیت‌های نهفته، تعارض‌های انباشته و رخدادهای گسست‌آفرین است.

بنابراین، آینده‌پژوهی نه علم خبر دادن از رخدادهای آینده، بلکه دانش تشخیص تغییر، فهم عدم‌قطعیت و آماده‌سازی برای آینده‌های بدیل است. ارزش این دانش در آن است که جامعه را از اسارت پیش‌فرض‌های زمانه آزاد می‌کند؛ پیش‌فرض‌هایی که اغلب تا هنگامی که یک تحول بزرگ آن‌ها را درهم نشکند، طبیعی و دائمی جلوه می‌کنند.

 

تاریخ؛ میدان امکان‌ها و نه روایت اجتناب‌ناپذیر

یکی از محورهای محوری گفت‌وگو، نگاه به تاریخ به‌مثابه «بستر امکان» بود. در این تلقی، تاریخ فقط زنجیره‌ای از وقایع رخ‌داده نیست که از امروز بتوان درباره آن داوری کرد. هر دوره تاریخی دارای ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها، نیروهای فعال و مسیرهای بدیلی بوده است که برخی از آن‌ها بالفعل شده و برخی دیگر ناتمام یا مسدود مانده‌اند.

چنین نگاهی، از قضاوت ساده‌انگارانه درباره گذشتگان جلوگیری می‌کند. انسان‌های هر دوره با افق دانایی، اضطرارها، امیدها و محدودیت‌های زمان خود تصمیم می‌گیرند. ازاین‌رو، بازگشت به دهه‌های گذشته باید بیش از آنکه روایت‌گری پسینی باشد، کوششی برای شناخت شرایط امکان تحولات بزرگ باشد: چه نیروهایی در جامعه انباشته می‌شدند؟ چه نشانه‌هایی از دگرگونی قابل مشاهده بود؟ چه نهادها و باورهایی توان بسیج‌کنندگی داشتند؟ و چه انتخاب‌هایی مسیر آینده را تغییر دادند؟

در بحث‌های نشست، تجربه ایران در دو سده اخیر ــ از مواجهه با جهان جدید و مسئله بازیابی هویت تا تحولات اجتماعی، تجربه نفت، نوسازی، انقلاب، جنگ، بازسازی و توسعه آموزش و فناوری ــ به‌عنوان زمینه‌ای برای فهم آینده مطرح شد. اهمیت این تاریخ در آن است که نشان می‌دهد ایران صرفاً مجموعه‌ای از منابع طبیعی یا شاخص‌های اقتصادی نیست؛ بلکه جامعه‌ای با حافظه، تجربه، ظرفیت‌های فرهنگی و امکان‌های نهادی ویژه است. ایران، یک پیشنهاد در ظرف وجودی جهان است…

رجوع به این حافظه به معنای بازگشت به گذشته نیست. مقصود، یافتن آن دسته از ذخایر فکری، فرهنگی و اجتماعی‌ است که بتوانند در شرایط نوین، بازخوانی و به ظرفیت‌های مولد برای ساخت آینده تبدیل شوند.

 

منطق سناریو: روندها، پیشران‌ها و شگفتی‌سازها

برای آنکه گفت‌وگو از سطح آرزو یا نگرانی‌های پراکنده فراتر رود، لازم است میان سه لایه از تغییر تمایز گذاشته شود: روندها، پیشران‌ها و گسست‌ها.

روندها؛ تغییرات آرام اما انباشته

روندها، تغییراتی‌اند که به‌تدریج شکل می‌گیرند و آثارشان در بلندمدت انباشته می‌شود. سالمندی جمعیت، تحول الگوهای کار و اشتغال، تغییرات سبک زندگی، فشار بر منابع آب، دگرگونی بازارهای انرژی، گسترش فناوری‌های دیجیتال و افزایش نقش داده در اقتصاد، از این جنس‌اند.

روندها لزوماً خبرساز نیستند، اما می‌توانند در افق بلندمدت تعیین‌کننده‌تر از بسیاری از رخدادهای روز باشند. برای مثال، پیری جمعیت فقط یک مسئله جمعیت‌شناختی نیست؛ بلکه بر بازار کار، ساخت خانواده، نظام بازنشستگی، الگوی مصرف، خدمات سلامت، بهره‌وری و سازمان فضایی شهرها اثر می‌گذارد.

 پیشران‌ها؛ نیروهای جهت‌دهنده به آینده

در گفت‌وگوهای جلسه، جمعیت، فناوری، فرهنگ، کریدورها به‌عنوان چند نمونه از پیشران‌های مهم آینده مطرح شدند. افزون بر این‌ها، حاکمیت ملی، نفت و گاز، آب، نظام‌های منطقه‌ای و الگوهای کار و اشتغال نیز از جمله متغیرهایی دانسته شدند که باید مفروضات اصلی سناریوهای اقتصادی ایران بر پایه آن‌ها شکل گیرد.
پیشران‌ها به‌صورت منفرد عمل نمی‌کنند. فناوری بدون سرمایه انسانی، زیرساخت، انرژی پایدار، داده و محیط نهادی مناسب به مزیت توسعه‌ای تبدیل نمی‌شود. موقعیت کریدوری ایران نیز بدون شبکه حمل‌ونقل، خدمات لجستیک، ثبات قواعد، اعتماد تجاری و توان پیوند با بازارهای منطقه‌ای، صرفاً یک ظرفیت جغرافیایی بالقوه باقی می‌ماند. به همین ترتیب، نفت و گاز بدون راهبرد تبدیل درآمد به سرمایه‌های مولد، می‌تواند به وابستگی و آسیب‌پذیری بینجامد، نه ثروت پایدار.

گسست‌ها؛ رخدادهایی که قواعد بازی را تغییر می‌دهند

 در کنار روندها و پیشران‌ها، آینده‌نگری باید نسبت به گسست‌ها نیز حساس باشد. جنگ، انقلاب، جهش‌های فناورانه، بحران‌های محیط‌زیستی، تغییر در نظم منطقه‌ای و تحولات پیش‌بینی‌ناپذیر در ساختارهای جهانی، از جمله رخدادهایی‌اند که می‌توانند مفروضات رایج را از اعتبار بیندازند.
این‌ها همان «شگفتی‌سازها» هستند: رخدادهایی که شاید نتوان زمان و شکل دقیق آن‌ها را پیش‌بینی کرد، اما می‌توان امکان وقوعشان و پیامدهایشان را در سناریوها در نظر گرفت. گسترش آموزش عالی در دهه‌های گذشته نیز از این منظر قابل تأمل است؛ روندی که پیامدهای آن در حوزه اشتغال، انتظارات اجتماعی، سبک زندگی، ساخت طبقاتی و مطالبات جامعه بسیار فراتر از یک تغییر کمّی در نظام آموزش بوده است.
سناریوی حرفه‌ای، نه بر فرض ثبات محیط، بلکه بر آمادگی برای تغییرات قوی بنا می‌شود. ازاین‌رو، هدف سناریونویسی ساخت یک تصویر واحد از آینده نیست؛ بلکه ساخت چند تصویر منسجم و متفاوت است تا بتوان در برابر آینده‌های گوناگون، تصمیم‌های مقاوم‌تر و منعطف‌تر گرفت.

ثروت؛ از منابع پراکنده تا منظومه سرمایه‌ها

 یکی از مهم‌ترین دستاوردهای مفهومی نشست، بازتعریف مسئله ثروت بود. در این نگاه، ثروت صرفاً پول، درآمد، دارایی مالی، نفت یا حجم زیرساخت نیست. ثروت، ظرفیت یک جامعه برای شناخت، حفظ، ترکیب و تبدیل سرمایه‌های متنوع به ارزش پایدار است. این بخش حاصل جمع‌بندی و تعمیم مفاهیم گفت‌وگوهای سه سال گذشته در فصل تابستان بود.
در گفت‌وگوها، نه گونه سرمایه مورد توجه قرار گرفت:
1. سرمایه مالی؛
2. سرمایه فرهنگی؛
3. سرمایه طبیعی؛
4. سرمایه انسانی؛
5. سرمایه اجتماعی؛
6. سرمایه داده‌ای؛
7. سرمایه جغرافیایی و اقلیمی؛
8. سرمایه سیاسی و نمادین ملی؛
9. سرمایه فیزیکی و زیرساختی.
این صورت‌بندی، مسئله توسعه را از پرسش «چه چیزی داریم؟» به پرسش «چه توانایی‌ای برای تبدیل داشته‌ها به ارزش پایدار داریم؟» منتقل می‌کند. ایران ممکن است از منابع طبیعی، نیروی انسانی، موقعیت جغرافیایی، سابقه تمدنی و ظرفیت‌های فناورانه برخوردار باشد؛ اما اگر این سرمایه‌ها از یکدیگر جدا بمانند یا در اثر سیاست‌های ناپایدار فرسوده شوند، به ثروت توسعه‌ای تبدیل نخواهند شد.
برای نمونه، سرمایه طبیعی بدون دانش، قواعد بهره‌برداری و ملاحظات بین‌نسلی به تخریب سرزمین می‌انجامد. سرمایه انسانی بدون فرصت، نهادهای شایسته‌گزین و محیط اقتصادی مولد، به مهاجرت، بی‌انگیزگی یا اتلاف استعداد منجر می‌شود. سرمایه داده‌ای بدون حکمرانی مناسب، اعتماد و مهارت، به ارزش افزوده اقتصادی تبدیل نمی‌شود. سرمایه اجتماعی نیز اگر امکان سازمان‌یابی، مشارکت و عاملیت واقعی مردمی نیابد، در سطح یک ظرفیت خام باقی می‌ماند.
در این چارچوب، آگاهی نه در برابر ثروت، بلکه از ارکان آن است. دانش و قدرت تحلیل هم خود سرمایه‌اند و هم توان تبدیل دیگر سرمایه‌ها به ثروت را افزایش می‌دهند. نقد جلسه به الگوهای سودمحور و نامتوازن نیز از همین جا قابل فهم است: اقتصادی که سود کوتاه‌مدت را به بهای فرسایش سرمایه‌های انسانی، طبیعی، فرهنگی و اجتماعی تولید کند، در واقع پایه‌های ثروت آینده را تضعیف می‌کند و نمی‌تواند محوری برای رشد عمومی و خیر جمعی باشد.

تصویر مطلوب بومی؛ میان خودباوری و یادگیری

 بخش دیگری از بحث به نسبت ایران با تجربه خود و تجربه جهان مربوط بود. پرسش این بود که آیا می‌توان از دل تاریخ، تجربه‌های نهادی و تأملات فکری ایرانی، تصویری از اقتصاد مطلوب استخراج کرد؛ تصویری که در عین برخورداری از هویت، در برابر یادگیری از دیگران نیز بسته نباشد؟
در این زمینه، رجوع به تجربه‌ها و اندیشه‌های نخبگان ایرانی ــ از جمله تأملات درباره اقتصاد، تعاون، عدالت، سازمان‌دهی اجتماعی و نقش مردم در تولید ــ به‌عنوان مسیری برای بازخوانی پرسش‌های بنیادین اقتصاد مطرح شد. مسئله این نیست که برای امروز نسخه‌ای آماده از گذشته استخراج شود؛ مسئله، بازسازی پرسش‌هایی است که در تجربه ایرانی حضور داشته‌اند: اقتصاد با چه غایتی سازمان می‌یابد؟ نسبت ثروت با عدالت، کرامت، مشارکت و استقلال چیست؟ و چگونه می‌توان جامعه را در تولید و توزیع ارزش شریک کرد؟
از دل این گفت‌وگو می‌توان دو اصل مکمل استخراج کرد:
• باور به خود: شناخت و پذیرش ظرفیت‌های ایرانی، تجربه‌های تاریخی، قابلیت‌های سرزمینی و امکان‌های بومی؛
• استفاده از دیگران: یادگیری انتقادی از تجربه‌های جهانی، شناخت دستاوردها و خطاهای دیگران و ترجمه آن‌ها به زبان نیازها و اقتضائات ایران.
این دو اصل، جایگزین دوگانه نادرست «خودبسندگی یا تقلید» می‌شوند. توسعه‌ای که از واقعیت و تجربه ایران جدا باشد، معمولاً در اجرا بی‌ریشه می‌شود؛ و توسعه‌ای که از جهان و تحولات آن نیاموزد، افق خود را محدود می‌کند. مسئله اصلی، توان «ترجمه و انطباق» تجربه‌ها در زمینه فکری و فرهنگی آرمان‌های یک ملت است، نه پذیرش یا رد یکپارچه آن‌ها.

مردم؛ سرمایه‌گذار، مالک و سازنده آینده

در بخشی از نشست، نمونه مطرح‌شده از یک منطقه روستایی، بعد عملی بحث را روشن‌تر کرد. در این تجربه، یک کارآفرین اجتماعی بومی با اتکا به اعتماد عمومی و گفت‌وگو با مردم، سرمایه‌های خرد آنان را برای احداث نیروگاه خورشیدی گرد آورد و از رهگذر همین شبکه اعتماد و همکاری، زمینه گسترش فعالیت‌های دام و طیور و ایجاد اشتغال را فراهم ساخت.
اهمیت این مثال در آن است که توسعه را از چارچوبی صرفاً دولت‌محور یا پروژه‌محور خارج می‌کند. مردم در این الگو، فقط دریافت‌کننده خدمات یا مخاطب سیاست نیستند؛ آنان سرمایه‌گذار، مالک، تصمیم‌گیر، بهره‌بردار و شریک ریسک توسعه‌اند.
این تجربه نشان می‌دهد که بخشی از ثروت بالقوه ایران در سرمایه‌های کوچک اما گسترده و در توان جامعه برای اقدام جمعی نهفته است. تبدیل این ظرفیت به توسعه، به چند شرط نیاز دارد:
• مسئله‌ای واقعی و ملموس که برای مردم اهمیت داشته باشد؛
• اعتماد عمومی و شفافیت در منافع و سازوکارها؛
• کنشگران محلیِ معتبر که بتوانند نقش میانجی ایفا کنند؛
• امکان تجمیع سرمایه‌های خرد و تضمین نسبی مالکیت مردم؛
• اتصال پروژه اقتصادی به نیازهای سرزمینی و اشتغال محلی.
در این نگاه، سرمایه اجتماعی یک مفهوم تزئینی یا صرفاً فرهنگی نیست؛ بخشی از زیرساخت اقتصادی کشور است. هرجا اعتماد و همکاری شکل بگیرد، امکان تبدیل دارایی‌های پراکنده به سرمایه‌گذاری و اقدام اقتصادی فراهم می‌شود.

اقتصاد پساجنگ؛ بازگشت به گذشته یا ساختن نظم تازه؟

 عنوان نشست، «اقتصاد پساجنگ» را در مرکز توجه قرار می‌داد؛ اما منطق بحث، آن را به بازسازی ساختمان‌ها، زیرساخت‌ها یا ظرفیت‌های ازدست‌رفته محدود نمی‌کرد. پساجنگ می‌تواند یک نقطه بازنگری باشد: لحظه‌ای که در آن، ناکارآمدی‌ها و آسیب‌پذیری‌های قبلی آشکارتر می‌شوند و امکان بازآرایی اولویت‌ها فراهم می‌آید.
در این تلقی، پرسش اصلی پساجنگ این نیست که چگونه به وضعیت پیشین بازگردیم؛ بلکه این است که کدام بخش‌های الگوی پیشین دیگر قابل تداوم نیستند و نظم اقتصادی تازه باید بر چه سرمایه‌ها و قابلیت‌هایی بنا شود؟
این بازطراحی می‌تواند شامل بازنگری در الگوی انرژی، تقویت تاب‌آوری زیرساختی، تنوع‌بخشی به تولید، بازتعریف پیوند مناطق با اقتصاد ملی، بهبود سازوکارهای مشارکت مردم، توسعه مهارت‌ها و افزایش ظرفیت نوآوری باشد. پساجنگ، اگر فقط به بازگشت تقلیل یابد، فرصت یادگیری و اصلاح را از دست می‌دهد؛ اما اگر به‌عنوان نقطه بازطراحی دیده شود، می‌تواند زمینه‌ای برای ارتقای کیفیت توسعه فراهم آورد.

از گفت‌وگو به دستورکار سناریویی

 یکی از نقدهای جدی مطرح‌شده در نشست، ضعف مطالعات پیشینی و امکان‌سنجی در بسیاری از طرح‌های راهبردی بود. هیچ تصویر مطلوبی بدون شناخت منابع، محدودیت‌ها، بازیگران، منافع، هزینه‌ها و پیامدهای ناخواسته، راهگشا نخواهد بود.
برای تبدیل مباحث جلسه به یک مسیر آینده‌پژوهانه، چند گام ضروری به نظر می‌رسد:
1. تعریف عملیاتی ثروتمندی ایران: روشن شود ثروت مورد نظر فقط رشد اقتصادی نیست، بلکه شامل چه نسبت‌هایی میان رفاه، تولید، دانش، عدالت فرصت، پایداری سرزمینی، مشارکت و تاب‌آوری است.
2. تهیه نقشه سرمایه‌های نه‌گانه: وضعیت کنونی، روند تغییر، نقاط فرسایش و ظرفیت انباشت هر سرمایه شناسایی شود؛ به‌ویژه پیوندهای میان سرمایه طبیعی، انسانی، اجتماعی، داده‌ای و زیرساختی.
3. انتخاب عدم‌قطعیت‌های بحرانی: در میان متغیرهای متعدد، عواملی انتخاب شوند که هم اثر بالا دارند و هم مسیر آینده‌شان نامطمئن است؛ مانند وضعیت آب، کیفیت حکمرانی، مسیر فناوری، تحول نظم منطقه‌ای، ساختار جمعیت و الگوی گذار انرژی.
4. ساخت سناریوهای متمایز: سناریوها باید روایت‌هایی منسجم از ترکیب متفاوت پیشران‌ها باشند، نه صرفاً فهرست خوش‌بینانه یا بدبینانه از رخدادها.
5. استخراج تصمیم‌های مقاوم: باید مشخص شود چه اقدام‌هایی در اغلب سناریوها مفیدند؛ برای مثال، سرمایه‌گذاری در کیفیت آموزش و مهارت، ارتقای بهره‌وری آب و انرژی، تقویت اعتماد و مشارکت اجتماعی، توسعه زیرساخت داده و شفافیت نهادی.
6. تعریف سازوکار پایش و یادگیری: سناریوها نباید متن‌هایی ثابت باشند. لازم است با مشاهده علائم ضعیف، تغییرات محیطی و نتایج اقدام‌ها، به‌طور دوره‌ای بازبینی شوند.

معرفی کتاب 

در امتداد بحث درباره ضرورت عبور از آرزوپردازی و حرکت به‌سوی سناریوهای قابل‌بررسی، کتاب «نواندیشی برای هزاره نوین» اثر ریچارد اسلاتر نیز در نشست معرفی شد. این اثر، در قالب دوازده مقاله، به برخی مبانی، رویکردها و روش‌های آینده‌پژوهی می‌پردازد و می‌تواند برای تقویت زبان مشترک گفت‌وگو، تمرین دیدن عدم‌قطعیت‌ها و طراحی سناریوهای آینده ایران مورد استفاده قرار گیرد.

جمع‌بندی

نشست «ایران پساجنگ؛ نظم تازه، سناریوهای تازه» در پی ارائه یک پاسخ نهایی برای آینده اقتصاد ایران نبود؛ بلکه تلاش کرد زبان مسئله را تغییر دهد. در این زبان، ثروت فقط انباشت منابع نیست؛ بلکه توان جامعه برای دیدن امکان‌ها، ساختن نهادهای یادگیرنده، پیوند دادن سرمایه‌ها، سازمان‌دهی مشارکت مردم و آمادگی برای گسست‌های آینده است.
افق هفتادساله، دعوتی به کنار گذاشتن مسائل فوری نیست؛ بلکه هشدار می‌دهد که مسائل فوری نباید تمام افق تصمیم‌گیری را ببلعند. ایرانِ ثروتمند آینده، ایرانی خواهد بود که منابع طبیعی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی، دانش، داده، موقعیت سرزمینی، زیرساخت و سرمایه نمادین خود را در یک منظومه ببیند و بتواند میان آن‌ها رابطه‌ای مولد، عادلانه و پایدار برقرار کند.
از این منظر، آینده نه تقدیری از پیش نوشته‌شده است و نه محصول آرزوهای مجرد. آینده، میدان امکان‌هایی است که با شناخت، انتخاب، سازمان‌دهی، یادگیری و اقدام جمعی می‌توان در شکل‌گیری آن‌ها مؤثر بود.

اخبار

اخبار و رویدادهای اندیشکده‌های ایران را در این صفحه دنبال کنید. مشاهده سایر اخبار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا