تدوین راهبردحکمرانی و توسعهسند گزارش پژوهشینظام اداری و سیاسی

کاهش تعارضات هویتی زنان در عرصه سیاسی ‏اجتماعی

بررسی چالش های کنشگری سیاسی زنان در جامعه ایرانی و ارائه راهکارهای ارتقای مشارکت اجتماعی زنان

در دنیای معاصر، زنان با چالش های متعددی در زمینه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مواجه هستند. تغییرات سریع در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، نیاز به بازتعریف هویت زنان و نقش آن ها در جامعه را بیشتر کرده است. در این راستا، بررسی مسائلی مانند تعارض هویتی، نقش های جدید زنان و تاثیرات مدرنیسم به ویژه در جوامع در حال توسعه، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تحقیق در این زمینه می تواند به فهم بهتر چالش ها و فرصت های پیش روی زنان کمک کند و زمینه ساز تدوین سیاست ها و راهکارهایی جهت افزایش مشارکت فعالانه آن ها در عرصه های مختلف جامعه شود.

ضرورت و اهداف پژوهش

در دوران مدرن، تاثیر تکنولوژی و تغییرات اجتماعی، هویت زنان ایرانی را به شکل بنیادی دگرگون کرده است. زنان امروزی به دنبال ایجاد هویت مستقل و ایفای نقش های فعال در عرصه های اجتماعی و سیاسی هستند و دیگر نمی خواهند تنها به نقش های سنتی مانند خانه داری و فرزندآوری بسنده کنند. این تحولات به بروز تعارضات هویتی و چالش هایی در هماهنگی بین انتظارات خانوادگی و واقعیت های مدرن منجر شده است. تحصیلات عالی و ورود به شغل های جدید، با خود ارزش های جدیدی برای زنان به ارمغان آورده، اما همچنین دشواری هایی در تطابق نقش های سنتی و جدید ایجاد کرده است. برای تحقق توسعه سیاسی و اجتماعی در ایران، ضروری است که بسترهای مناسبی برای جامعه پذیری سیاسی زنان فراهم شود و موانع پیش روی آن ها کاهش یابد. از همین رو پژوهش حاضر به بررسی و ارائه راهکارهایی برای کاهش این تعارضات هویتی در زنان دارای مدرک دکتری و مسئولیت سیاسی پرداخته است.

روش شناسی پژوهش

این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسانه، به بررسی تجربه های زیسته زنان دارای مدرک دکتری با مسئولیت های سیاسی در زمینه تعارضات هویتی می پردازد. نمونه گیری هدفمند برای انتخاب 20 نفر از این زنان انجام شد که شرایط شامل داشتن مدرک دکتری، تجربه فعالیت سیاسی و تمایل به مشارکت بود. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که به صورت حضوری یا آنلاین انجام شد. داده ها با روش تحلیل مضمون، تجزیه و تحلیل شدند و برای اعتباربخشی از روش بازبینی مشارکت کنندگان استفاده شد.

تعارض های هویتی زنان

بر اساس یافته ها، تعارض های هویتی زنان عبارتند از:

دوگانه های سیاسی استقلال و وابستگی

تغییرات اجتماعی و فرهنگی اخیر نشان دهنده افزایش فردگرایی در زنان و کنشگری مستقل آن هاست، هرچند این روند با ارزش ها و باورهای سنتی تحت فشار قرار دارد. مشارکت کنندگان در این پژوهش به بلاتکلیفی و تناقض در رفتارهای خود در مواجهه با انتظارات خانوادگی و اجتماعی اشاره کرده اند. زنان امروزی در تلاش اند تا نقشی فعال در عرصه های سیاسی و اجتماعی ایفا کنند، با این وجود موانع زیادی پیش روی آن هاست. همچنین، ارجاع به ارزش های شخصی و کمرنگ شدن تاثیر ساختارهای سنتی، موجب شده تصمیم گیری در مسائل زندگی به موضوعی فردی و انتخابی تبدیل شود، در حالی که هنوز ساختارهای فرهنگی سنتی در نظام حکمرانی تاثیرگذار هستند.

کلیشه های جنسیتی سیاسی

کلیشه های جنسیتی در جامعه ایران به شدت بر باورها و اعتقادات مردان نسبت به زنان تاثیر گذاشته است. بسیاری از مشارکت کنندگان به این نکته اشاره کرده اند که زنان به عنوان موجوداتی ضعیف تصور می شوند و تنها در نقش های مادر و همسر دیده می شوند. این کلیشه ها باعث محدود شدن کنشگری سیاسی زنان و ناتوانی آن ها در ایفای نقش های فعال خارج از خانه شده است. در خانواده های سنتی، تقسیم کار جنسیتی و باورهای رایج زنان را وادار به انجام وظایف خانگی می کند و فرصت های آن ها برای مشارکت اجتماعی و سیاسی را محدود می سازد.

مشارکت کنندگان تاکید کردند که برای افزایش حضور زنان در جامعه، باید این باورها و کلیشه ها از بین بروند. ساختار خانواده و نگرش والدین در شکل دهی هویت جنسیتی دختران تاثیر زیادی دارد و به طور کلی، چنین تصوراتی منجر به ضعف جامعه پذیری سیاسی زنان و کاهش مشارکت آن ها در سیاست و ساختار قدرت می شود و سیاست را حوزه ای مردانه تلقی می کند.

فرایندهای آموزشی نابرابر

نهاد آموزش یکی از مهم ترین عوامل جامعه پذیری زنان در ایران بوده که تاثیر زیادی بر الگوهای رفتاری آن ها دارد. با این حال، طبق گفته مشارکت کنندگان، این نهاد موانعی برای جامعه پذیری سیاسی زنان ایجاد کرده است. محتوای آموزشی و کارکردهای نهاد آموزش بیشتر زن را به عنوان کنشگر فرهنگی و مادری معرفی می کند و به نقش های سیاسی آن ها توجه نمی کند. بسیاری از زنان به دلیل این رویکردهای مردسالار و کلیشه های جنسیتی، از حوزه سیاست و قدرت به حاشیه رانده شده اند. علیرغم اینکه نهاد آموزش بستر حضور اجتماعی و فرهنگی زنان را تسهیل کرده، اما در موفقیت آن در حمایت از حضور سیاسی زنان ناکام بوده است.

مردانه دانستن فضای سیاست

فضای سیاسی در ایران به طور عمده مردانه بوده و بر خلقیات و ویژگی های سخت مردانه استوار است که منجر به حاشیه ای شدن زیست سیاسی زنان می شود. طبق نظرات مشارکت کنندگان، زنان جایگاه سیاسی مناسبی ندارند و تعداد مدیران زن در سیاست بسیار محدود است. ساختار سیاسی طوری طراحی شده که حضور زنان در مناصب بالا را نمی پذیرد و فعالیت سیاسی زنان به طور کلی در حاشیه قرار دارد. این وضعیت باعث می شود که گفت و گوهای سیاسی عمدتا توسط مردان انجام شود و ورود زنان به عرصه سیاست سخت و دشوار باشد. درنتیجه، ساختارهای اجتماعی و فرهنگی بر محدودیت های زنان تمرکز دارند و آن ها را به فعالیت در فضاهای فرهنگی و خانوادگی محدود می کنند.

تبعی و در حاشیه بودن زنان در ساختار سیاسی- حزبی

مشارکت کنندگان در پژوهش به مشکل عدم امکان فعالیت تشکیلاتی و حزبی مستقل زنان اشاره کردند و بیان داشتند که زنان در نظام سیاسی ایران جایگاه رسمی ندارند و مناصب آن ها غالبا «فرمایشی» هستند. زنان به عنوان جنس دوم دیده می شوند و این مسئله موجب تاخیر در فرایند اجتماعی شدن سیاسی آن ها می شود. همچنین، آن ها برای فعالیت سیاسی خود باید زیر پرچم مردان عمل کنند و از امکان ایجاد حزب مستقل محروم اند. فعالیت های سیاسی زنان بیشتر در چارچوب غیررسمی انجام می شود و ساختارهای قانونی مانع مشارکت رسمی آن ها هستند. درنهایت، زمانی که مقام های رسمی به مناصب فرمایشی تبدیل می شوند، کنشگری سیاسی غیررسمی زنان تبدیل به عمل اعتراضی می شود و جامعه پذیری سیاسی آن ها در مسیر قانون گریز و تعارض آفرین قرار می گیرد.

راهکارهای کاهش تعارضات هویتی زنان در عرصه سیاسی ‏اجتماعی

از جمله این راهکارها عبارتند از:

بازاندیشی و ارائه الگوی هویت سیاسی (الگوی سوم زن)

برای فهم تعارضات هویتی زنان دارای مسئولیت سیاسی، باید از دوگانه های «زنِ خانگی» و «زنِ عمومی» عبور کرد. الگوی سوم هویت سیاسی زن را به عنوان کنشگری مستقل و در ارتباط با شبکه های خانوادگی و اجتماعی مطرح می کند. تحقق این الگو نیازمند تدوین چارچوب هنجاری-سیاستی است که:

  1. نقش های خانوادگی را با حمایت های نهادی به رسمیت بشناسد؛
  2. استقلال سیاسی زنان را از طریق کاهش مصادره حزبی تقویت کند؛
  3. بر توانمندسازی مهارتی تاکید کند.

تشکیل «کارگروه ملی الگوی سوم زن» برای تولید سند اجرایی با شاخص های سنجش پذیر و آزمایش آن در چند استان نیز توصیه می شود.

معرفی گروه های مرجع سیاسی زنان

بر اساس ادبیات «گروه مرجع»، الگوهای موفق می توانند هنجارهای مشارکت را بازتعریف و هزینه های روانی-اجتماعی کنش سیاسی را کاهش دهند. راهبرد پیشنهادی شامل ایجاد «بانک ملی الگوهای زن در سیاست» و برگزاری برنامه های روایت محور و گفت و گوهای تجربه نگارانه است. این بانک باید تنوع طبقاتی، قومیتی، تخصصی و فکری را در چارچوب قانون و سطوح حاکمیتی (ملی/محلی) منعکس کند. پیوند این الگوها با دانشگاه ها، احزاب قانون مند و رسانه ها، به گسترش نفوذ هنجاری کمک می کند.

ارتقای کیفیت خط مشی های فرهنگ سیاسی و رواداری اجتماعی-سیاسی

رواداری شرط لازم برای جامعه پذیری سیاسی زنان است و بازنگری در خط مشی های فرهنگی باید به به هنجارسازی اختلاف نظر و تقویت اعتماد بینجامد. پیشنهاد می شود بسته ای از مداخلات شامل:

  • بازآرایی محتوای آموزشی شهروندی با تاکید بر حقوق برابر مشارکت.
  • طراحی کارگاه های «سواد تعارض» برای مدیران نهادهای سیاسی به منظور کاهش سوگیری های جنسیتی.
  • ایجاد سازوکارهای رسیدگی به تبعیض مانند کمیته های اخلاق و گزارشگری امن.

شاخص های ارزیابی شامل تغییر در «اعتماد سیاسی»، «تحمل مخالف» و «ادراک عدالت سازمانی» در بین زنان سیاست ورز است.

راهکارهای اختصاصی برای نهادهای مختلف

 از جمله این راهکارها عبارتند از:

  • تدوین چارچوب شایستگی های شهروندی-سیاسی ویژه دختران (برای وزارت آموزش و پرورش): چارچوبی شامل سواد قانون اساسی، مهارت گفت وگوی مدنی، تفکر نقاد و سواد رسانه ای با هدف ایجاد توازن میان نقش های فردی و جمعی از طریق آموزش مهارت محور و ارزیابی عملکردی به جای آزمون های حافظه محور طراحی شود؛
  • بازنگری در محتوای آموزشی و برنامه های درسی (برای وزارت عتف): دانشگاه ها باید در برنامه های درسی خود، واحدهای اختیاری یا کارگاه های با محوریت «زنان و سیاست» را گنجانده تا به بررسی تجربیات موفق زنان سیاست ورز، موانع ساختاری و ابزارهای عملی برای مشارکت سیاسی بپردازند. این اقدام موجب غنی سازی محتوای آموزشی و افزایش خودآگاهی سیاسی دختران دانشجو خواهد شد؛
  • بازتعریف گفتمان رسانه ای درباره زن و سیاست (برای سازمان صدا و سیما): بازنمایی های کلیشه ای رسانه ملی از زنان، از جمله نقش های سنتی و حاشیه ای، باعث تداوم تعارض هویتی آنان می شود. پیشنهاد می شود صدا و سیما یک سند راهبردی برای نشان دادن حضور طبیعی و مشروع زنان در سیاست تدوین کند که شامل معیارهای سنجش پذیر باشد.

جمع بندی

تغییرات اجتماعی و ظهور تکنولوژی موجب افزایش خودآگاهی سیاسی زنان شده است، اما همزمان با فشارهای سنتی و کلیشه های جنسیتی، چالش هایی را به همراه داشته است. این پژوهش به شناسایی موانع اصلی مانند محدودیت های فرهنگی، ساختاری و آموزشی پرداخت و راهکارهایی برای کاهش این تعارضات ارائه داد. از جمله این راهکارها می توان به تشکیل «کارگروه ملی الگوی سوم زن»، معرفی گروه های مرجع سیاسی زنان، ارتقای رواداری اجتماعی-سیاسی و تدوین چارچوب شایستگی های سیاسی و آموزشی ویژه دختران اشاره کرد. این اقدامات می تواند به افزایش مشارکت سیاسی زنان و تحقق توسعه اجتماعی کمک کند.

این مطالعه در اندیشکده توسعه و سیاست توسط آمنه سادات موسوی در سال 1403 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا