الزامات پاسخ هوشمندانه جبهه مقاومت به ترور شهید اسماعیل هنیه
چرایی پاسخ ایران به ترور اسماعیل هنیه، ملاحظات و الزامات پاسخ ایران و جبهه مقاومت و واکنش اسرائیل به پاسخ ایران و جبهه مقاومت
در تاریخ 10 مرداد 1403 (31 ژوئیه 2024) اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس در تهران هدف ترور رژیم صهیونیستی قرار گرفت. وی که پس از شرکت در مراسم تحلیف رئیس جمهور مسعود پزشکیان در یکی از اقامتگاه های جانبازان در شمال تهران مستقر شده بود، به همراه یکی از محافظان خود مورد هدف موشک پرتاپ شده از هوا قرار گرفته و به شهادت رسیدند. اسرائیل با انجام این ترور اهداف گوناگونی را دنبال می کند که بی اعتباری حیثیتی برای ایران به عنوان یکی از ارکان محور مقاومت و کشاندن درگیری ها به خارج مرزهای رژیم صهیونیستی از جمله آن هاست. از همین رو جمهوری اسلامی ایران باید با پاسخی هوشمندانه این رژیم منحوس را در رسیدن به اهداف خود ناکام بگذارد.
ضرورت و اهداف پژوهش
برای اولین بار در جمهوری اسلامی ایران، یک میهمان رسمی خارجی در تهران ترور شد. ترورهای رژیم صهیونیستی در حالی به یک رویه عادی برای این رژیم تبدیل شده است که اغلب کشورهای اروپایی و آمریکا در واکنش به ترور شهید هنیه، بی آنکه این اقدامات را محکوم کنند تنها بر جلوگیری از تشدید اوضاع در منطقه تاکید کرده اند. در مورد چرایی این ترور در تهران قطعا نمی توان فقط حذف کردن یک فرد موثر در حماس را هدف صهیونیست ها دانست. رژیم غاصب با این ترور خود را در شرایط دو سر برد حس می کند؛ زیرا از دیدگاه آنان اگر ایران واکنش بازدارنده ای نشان ندهد این عملیات، ماشین ترور رژیم صهیونیست علیه ایران و محور مقاومت را روشن کرده و اگر هم ایران وارد عملیات سنگین و متقابل نظامی شود، آمریکا را وارد درگیری مستقیم با ایران کرده است که هدف دیرینه اسرائیل است.
همچنین صهیونیست ها با ترور هنیه در ایران به دنبال ایجاد نزاع مذهبی بودند که گرچه با تدبیر هوشمندانه تشییع مردمی و نماز رهبر انقلاب و نیز مواضع خوب خانواده شهید، خنثی شد، ولی بلافاصله پس از ترور، برخی چهره های مذهبی اهل سنت جهان، از تعبیر کوفی بودن ایرانیان استفاده کردند. حال در این شرایط بهترین پاسخ ایران چه می تواند باشد؟ پژوهش حاضر ضمن بررسی ابعاد مختلف این موضوع به بررسی الزامات پاسخ هوشمندانه جبهه مقاومت به ترور شهید اسماعیل هنیه پرداخته است.
چرایی پاسخ ایران به ترور اسماعیل هنیه
روشن است که ایران طبق قواعد پذیرفته شده بین المللی، در پی دفاع از تمامیت ارضی، مجازات ظالم و تعرض به حریم میهمان و میهن خود است. رژیم تبهکار صهیونیست اگر در جمهوری اسلامی ایران چندگانگی، ضعف و سستی احساس کند برای تشدید سطح منازعه، تهییج خواهد شد و سطح اقدامات خود را بالاتر خواهد برد. عملیات وعده صادق و پاسخ موشکی و پهپادی ایران به اسرائیل پس از حمله به کنسولگری ایران در دمشق توانست بازدارندگی ایجاد کند، اما این بازدارندگی ضربه پذیر بود و ترور اسماعیل هنیه در قلب ایران یعنی تهران به این بازدارندگی خدشه وارد کرد و حالا ایران باید بتواند توازن جدیدی برقرار کند و اکنون ایران و جریان مقاومت به دنبال شکل دهی این توازن جدید هستند.
اولین توازن این است که اکنون که حملات اسرائیلی ها علیه گروه های مقاومت تا 10 برابر بیشتر شده و میزان تلفات انسانی جبهه مقاومت به شدت بالا رفته است، جریان مقاومت و ایران سعی می کنند این توازن را بازتعریف کنند؛ چراکه اگر توازن تازه به وجود نیاید گستاخی های نتانیاهو ادامه پیدا خواهد کرد.
دومین موضوع، ترور یکی از رهبران مقاومت در خاک ایران است که باید واکنش متفاوت ایران را به دنبال داشته باشد. به این دلیل که حملات اخیر اسرائیل حمله ای تلفیقی علیه ایران و جریان مقاومت بود، طبیعتا این بار مقاومت نیازمند یک جبهه هماهنگ و یک جنگ چندگانه و تلفیقی علیه اسرائیل است. این تلاشی تازه برای بازتعریف اصل بازدارندگی است به این معنا که باید به دشمن فهماند که اگر این مسیر ادامه پیدا کند اسرائیل دچار آسیب های جدی خواهد شد.
غربی ها تلاش می کنند که به ایران القا کنند که تنها راه حل ممکن دیپلماسی است. در چنین وضعیتی، اگر ایران و مقاومت به عملیات های فوق پاسخ ندهند، از نظر بازدارندگی در موضع ضعف شدیدی قرار می گیرند.
ملاحظات و الزامات پاسخ ایران و جبهه مقاومت
چگونه می توان از اسرائیل انتقام گرفت، اما زمینه ساز گسترش جنگ هم نشد؟ اسرائیل می داند که ایران نه جنگ طلب است و نه به دنبال گسترش جنگ در منطقه و همین نقطه عزیمت ایران خواهد بود. لذا ایران مجبور است با ملاحظاتی سخت و متناقض دست و پنجه نرم کند تا هم پاسخ درخور به اقدامات اسرائیل بدهد و هم بازدارندگی ایجاد کند و هم به جنگ منطقه ای منجر نشود. برای واکنشی که به بازدارندگی ختم بشود دو مسئله قابل تصور است. نخست: نزدیک شدن به خط قرمز های رژیم در پاسخ و دوم: عبور از خط قرمزی که رژیم از ایران در ذهن خود دارد.
رژیم چه خط قرمزی از ایران در ذهن دارد؟ خط قرمز ایران درگیری نظامی و درگیری مستقیم منطقه ای است. درست است که ایران و جبهه مقاومت از جنگ اجتناب می کنند، اما هرگونه طراحی برای پاسخ به تحرکات صهیونیست ها نباید به نحوی باشد که به «ترس» ترجمه شود. این همان موضوع تناقض نمای طراحی است که ظرافت و دقت خود را می طلبد.
نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که آنچه شکل گرفته جنگ نیست بلکه فتنه است؛ فتنه ای که نتانیاهو شکل داده و سعی می کند هدف خود در سه دهه اخیر که به راه انداختن جنگ بین المللی علیه ایران است را محقق کند. با دیدن موضوع در قاب فتنه، ایران تا آنجا که امکان دارد نباید در میدان بازی ای که نتانیاهو آن را طراحی کرده است بازی کند.
همچنین باید توجه داشت که اصل بازی نه روز ترور هنیه که از فردای روز انتقام شروع می شود. اگر نیروهای نظامی و یا طراحان راهبردی ایران نشانه هایی بیابند که اسرائیل قصد پاسخ به ایران را خواهد داشت، آن وقت ایران هیچ چاره ای ندارد که پاسخ خود را به نحوی طراحی کند که منجر به عقیم سازی توان تهاجمی اسرائیل شود تا فکر لجاجت و بازی های بچه گانه از رژیم گرفته شود. لذا هدف قرار دادن توان دفاعی و خصوصا دفاع موشکی و هوایی اسرائیل یکی از مهم ترین الزامات پاسخ ایران است.
چگونگی پاسخ ایران به ترور اسماعیل هنیه
کشور ایران و جبهه مقاومت برای رسیدن به اهداف خود علاوه بر دیپلماسی هوشمند، به «اقدامی قدرتمند» با «هماهنگی و مشارکت کامل با همه اضلاع جبهه مقاومت» و به «شکل کاملا خلاقانه» به نحوی که «هیچ نقطه از فلسطین اشغالی احساس امنیت نداشته باشد» و با «تمرکز مستقیم بر روی سامانه های دفاعی» به صورتی «کاملا ترکیبی» با «تنوع در عاملین، نقاط حمله، ابزار عملیات و بانک اهداف» و «برق آسا و گیج کننده» نیاز دارد تا ضمن نشان دادن وحدت در اردوگاه مقاومت، وحشت کامل در کلونی صهیونیست ها ایجاد کند.
از این منظر و با الزامات مشخص شده، پاسخ جبهه مقاومت گرچه در یک نظم کامل و هماهنگی درونی انجام می شود، اما به صورت ظاهری دو بخش مجزا دارد:
- اضلاع جبهه مقاومت همزمان از یمن و عراق و لبنان و سوریه و حتی از داخل غزه عملیاتی واقعی، سنگین و گسترده و همزمان را بر روی اهداف نظامی، دفاعی و بخشی محدود از منافع و زیرساخت های اقتصادی همانند بندرگاه های حیفا و ایلات را شکل می دهند؛ به نحوی که دست ایران خصوصا در راهبری جبهه مقاومت کاملا در این حملات مشخص و محرز باشد. حتی عامدانه تسلیحات بکار رفته به نوعی انتخاب شود که نقش ایران در این حملات واضح تر از گذشته باشد؛ اما ایران مسئولیت آن ها را نپذیرد، همان گونه که اسرائیل در ترور هنیه اقدام کرد؛
- ایران خود همانند گذشته به چند اقدام محدود نظامی که مشابه عملیات وعده صادق بیشتر هشدار گونه و سمبلیک باشد دست بزند و مثلا با انبوهی از پهپادها و یا موشک هایی با کلاهک های بارشی سیستم دفاعی اسرائیل را سرگرم و خشاب های آن ها را تخلیه کند و یکی دو هدف مهم نظامی و دفاعی را نیز مورد حمله قرار بدهد.
در این طراحی مهم است که سپر دفاعی چند لایه دشمن نه در طول عملیات که برای مدتی طولانی تر از کار بیفتد تا توان پاسخگویی دشمن کند و محدود شود. طبیعی است که چنین عملیاتی به جنگ گسترده رسانه ای و عملیات سنگین روانی نیز نیازمند است که از هم اکنون باید برای آن تدابیر لازم را اندیشید.
واکنش اسرائیل به پاسخ ایران و جبهه مقاومت
یکی از موارد مهمی که باید مدنظر طراحان پاسخ ایران و جبهه مقاومت باشد شرایطی است که بعد از پاسخ ایران به اسرائیل بر منطقه حاکم خواهد شد. آیا باید منتظر تشدید تنش ها و رویارویی مستقیم اسرائیل و ایران بود یا این که بازدارندگی مخدوش شده قبلی با یک اقدام حساب شده احیا خواهد شد و توازن به نفع جبهه مقاومت شکل خواهد گرفت؟
در هر صورت سناریوهای پاسخ احتمالی رژیم صهیونیستی می تواند موارد زیر باشد:
- حمله مستقیم و فوری به ایران: اسرائیل در صورت حمایت آمریکا به مراکزی در ایران حمله نظامی خواهد کرد. پادگان های نظامی و تاسیسات نفتی در اولویت است. حمله به تاسیسات هسته ای ایران در این سناریو به دلیل از کنترل خارج شدن اوضاع و احتمال اشاعه وضعیت به منطقه دور از انتظار است، اما می تواند یکی از گزینه ها باشد. البته احتمال این سناریو کم هست، زیرا مقامات آمریکایی تصریح کرده اند که علی رغم حمایت از رژیم صهیونیستی، از حمله اسرائیل به ایران حمایت نمی کنند؛
- حمله به تاسیسات نظامی محور مقاومت و خارج از مرزهای ایران: یکی دیگر از سناریوهای احتمالی، حمله شدید اسرائیل به حزب الله لبنان و یا تاسیسات نظامی سوریه و یمن و حمله آمریکایی ها به مقاومت در عراق است. طبعا اسرائیل برای حفظ وجهه خود در داخل به این حملات نیازمند است. شاید حملات ایذایی و تروریستی اسرائیل از همان نوعی که در گذشته در اصفهان و برخی مراکز ساخت موشک در ایران داشته است نیز تشدید شود؛
- پیگیری دیپلماتیک از طریق شورای امنیت سازمان ملل: اسرائیل ممکن است با حفظ خویشتن داری موضوع را از طریق طرح در شورای امنیت و جدال سیاسی دنبال کند. در این اقدام، اردن هم ممکن است همکاری کند؛ چراکه این کشور مدعی شده پهپادهای ایرانی حریم هوایی اردن را نیز نقض کرده اند.
ایران برای دیکته کردن بازدارندگی مدنظر خود بر اسرائیل نیازمند تغییر موازنه به نفع خود با یک عملیات هوشمند، فراگیر و ترکیبی و هماهنگ با تمام جبهه مقاومت و در عین حال آمادگی کامل برای فردای پس از پاسخ است و در کنار میدان، به یک دیپلماسی قدرتمند نیز نیاز دارد.
جمعبندی
برای اولین بار در جمهوری اسلامی ایران، یک میهمان رسمی خارجی در تهران ترور شد. رژیم غاصب با ترور شهید اسماعیل هنیه خود را در شرایط دو سر برد حس می کند؛ زیرا از دیدگاه آنان اگر ایران واکنش بازدارنده ای نشان ندهد این عملیات، ماشین ترور رژیم صهیونیست علیه ایران و محور مقاومت را روشن کرده و اگر هم ایران وارد عملیات سنگین و متقابل نظامی شود، آمریکا را وارد درگیری مستقیم با ایران کرده است که هدف دیرینه اسرائیل است. با این حال چگونه می توان از اسرائیل انتقام گرفت، اما زمینه ساز گسترش جنگ هم نشد؟ کشور ایران و جبهه مقاومت برای رسیدن به اهداف خود علاوه بر دیپلماسی هوشمند، به «اقدامی قدرتمند» با «هماهنگی و مشارکت کامل با همه اضلاع جبهه مقاومت» و به «شکل کاملا خلاقانه» به نحوی که «هیچ نقطه از فلسطین اشغالی احساس امنیت نداشته باشد» و با «تمرکز مستقیم بر روی سامانه های دفاعی» به صورتی «کاملا ترکیبی» با «تنوع در عاملین، نقاط حمله، ابزار عملیات و بانک اهداف» و «برق آسا و گیج کننده» نیاز دارد تا ضمن نشان دادن وحدت در اردوگاه مقاومت، وحشت کامل در کلونی صهیونیست ها ایجاد کند.
این مطالعه در اندیشکده راهبردی نگاه توسط علیرضا دیانی نژاد در سال 1403 انجام شده است.




