بررسی و تحلیلتک نگاشتتوسعه و مدیریت شهریحکمرانی و توسعه

بررسی مسئله تبادلات مشهد و پهنه پیرامونی آن

شناسایی مسائل، شبکه علی و راهبردهای تحولی در مسئله «تبادلات مشهد و پهنه پیرامونی»

مشهد دومین شهر و بزرگ ‌ترین کلان شهر مذهبی کشور است که به دلیل موقعیت ممتاز مذهبی و گردشگری سالانه پذیرای گردشگران بسیاری از داخل و خارج کشور است. این شهر به دلیل وسعت و وجود گردشگران، تاثیرپذیری و تاثیرگذاری بسیاری از پهنه پیرامونی خود دارد و در این راستا پدیده ها و نیروهای بسیاری نقش دارند. برای نمونه از منظر سیاسی، طیفی از نیروها و عناصر ساخت سیاسی اثرگذار و تصمیم گیر بر این بخش تاثیرگذار هستند. همچنین وجود کانون های سکونتی مختلف در مقیاس شهر و روستا در پیرامون مشهد و تقسیمات سیاسی این جغرافیا، کانون های محلی و نهادهای حاکمیتی استانی و ملی از جمله عوامل تاثیرگذار بر پهنه پیرامونی این شهر هستند.

ضرورت و اهداف پژوهش

مشهد به عنوان یک کلانشهر با بیش از ۳ میلیون نفر جمعیت دامنه تاثیرگذاری بسیار وسیعی بر پهنه پیرامونی خود و اجزای گوناگون آن دارد و به شکل متقابل، پذیرنده تاثیرات پیرامونی بر شئون مختلف زیست امروز و فردای شهر است. بدون شک تنظیم و کارکرد صحیح روابط تبادلات و تاثیر و تاثرات هر کلانشهر و پهنه پیرامونی آن جزو شروط بنیادین بقا و پایداری شهر است. با این حال به نظر می رسد روندی که طی دهه های اخیر بر مشهد و پهنه پیرامونی آن گذشته است، حکایت از بروز تنش های جدی، عدم توازن ها و نقص های کارکردی مهمی در میان روابط شهر و پیرامون دارد. در این بین، پیچیدگی ها و تعدد وجوه و نیروهای اثرگذار بر این مسئله، بیش از هر چیز ضرورت دستیابی به روایت اولیه ای که ترسیم کننده روندها و علل بروز مسئله باشد را روشن می نماید؛ روایتی که بتواند با ایجاد فهمی مشترک، هر اقدام طراحی شده برای حل مسئله را در جایگاه معنادار خود بنشاند. از همین رو پژوهش حاضر به شناسایی مسائل، شبکه علی و راهبردهای تحولی در مسئله «تبادلات مشهد و پهنه پیرامونی» می پردازد.

شناسایی و تدوین شبکه مسائل

در فرایند برنامه ریزی تعاملی بر اساس شبکه مسائل اولیه و تدقیق آن طی جلسات نخبگان و خبرگان ۶ کلان مسئله به عنوان مسائل اصلی در موضوع مشهد و تبادلات پهنه پیرامونی شناسایی شد که ذیل هر یک فهرستی از تنش ها و آشفتگی ها قابل فهرست کردن است:

  • اسکان غیررسمی حاشیه نشینی و نابرابری فضایی: برخی از تنش های ذیل این مسئله عبارتند از: «فقدان فضای رسمی برای سکونت فرودستان و هدایت شدن تقاضا به مسیر زیست غیررسمی»، «ساخت و ساز غیرمجاز و بازتولید فرسودگی و بد مسکنی» و «تشدید نابرابری های فضایی، تمرکز جغرافیایی و تله فضایی فقر»؛
  • از بین رفتن هویت سکونتگاه های پیرامونی: برخی از تنش های این مسئله عبارتند از: «افزایش جمعیت بدون توجه به ظرفیت های اکولوژیک و برنامه مشخص»، «شکل گیری مناطق منفصل شهری و پراکنده روی» و «از رونق افتادن و توجیه نداشتن کشاورزی»؛
  • فقدان نظریه پایه توسعه و سیاست ها و طرح های برآمده از آن: برخی از تنش های این مسئله عبارتند از: «فقر تصمیم گیری در خصوص دوگانه های توسعه و اتخاذ سیاست های کلان»، «پاسخ ده نبودن طرح ها و برنامه ها، قوانین و رویه ها» و «به رسمیت نشناختن نیازها، مطالبات و نیروهای توسعه»؛
  • از بین رفتن فرصت ها برای توسعه پایدار و نیازهای واقعی مشهد: برخی از تنش های این مسئله عبارتند از: «از بین رفتن ظرفیت اراضی بزرگ مقیاس برای شهر»، «توسعه برنامه ریزی نشده و بازار محور بدون توجه به نیازهای واقعی شهر» و «تشدید آلودگی ناشی از جابجایی با دور شدن صنایع از شهر»؛
  • دست اندازی سودجویانه به طبیعت و تغییر کاربری غیرمجاز اراضی کشاورزی: برخی از تنش های این مسئله عبارتند از: «تحمیل توسعه مازاد بر توان اکولوژیک دشت مشهد»، «تحمیل مصرف بی رویه آب و انرژی ناشی از تغییر کاربری ها» و «تحمیل آثار فرهنگی و اجتماعی خانه های دوم به محیط های روستایی»؛
  • فقدان نگاه کلانشهری، تعیین نقش و تقسیم کار میان سکونتگاه ها و عدم توازن و تبادلات یک سویه میان مرکز و پیرامون: برخی از تنش های این مسئله عبارتند از: «عدم شکل گیری کانون هایی با هویت مستقل»، «تمرکز کلیه مزیت های تولیدی در شهر مشهد» و «توسعه منطقه ای ناپایدار در منطقه و استان».

شناسایی و تدوین شبکه علل

کنار هم قرار دادن مسائل اصلی و پیامدها و آشفتگی های ناشی از آن ها ارتباطات علی و معلولی میان آن ها را آشکار می سازد. از همین رو در ادامه، توضیحاتی در خصوص شبکه علی ترسیم شده برای ذیل 3 مورد از مسائل پیش گفته ارائه خواهد شد.

اسکان غیررسمی، حاشیه نشینی و نابرابری فضایی

در این مسئله علل متعدد و درهم تنیده ای وجود دارد که برخی از آن ها ماهیت ریشه ای و برخی سیستمی دارند. جریان پیوسته مهاجرت به مشهد به دلایل مختلف که از مولفه های کلان اقتصادی و الگوی نابرابر توسعه ملی و محلی سرچشمه می گیرند، در کنار فقدان پیش بینی فضای رسمی برای اسکان طبقات فرودست و همچنین ضعف ها و نواقصی که در مدیریت روستایی و حکمرانی زمین وجود دارد، باعث شکل گیری اسکان غیررسمی ساخت و ساز غیرمجاز و رشد بدون برنامه پهنه های سکونتی در حاشیه شهر مشهد شده است. در این بین همواره میان این رشد ارگانیک و به رسمیت شناخته شدن و ارائه خدمات لختی و وقفه ای وجود دارد که خود باعث عقب ماندگی همیشگی و تشدید نابرابری و بروز ماهیت جدیدی تحت عنوان حاشیه در برابر متن می شود.

از بین رفتن هویت سکونتگاه های پیرامونی

افزایش جمعیت بالای روستاهای پیرامون شهر مشهد که در اثر مهاجرت و پرتاب فرودستان به حاشیه رخ می دهد، در کنار تغییر کاربری و فقدان توجیه اقتصادی کشاورزی که به تغییر ساخت اقتصادی روستاها منجر شده، عملا هویت و ساخت کالبدی، اجتماعی و اقتصادی روستاهای پیرامون شهر را تغییر داده و آن ها را نه به عنوان کانون هایی مستقل و با تعریف متکی به خود که ذیل و حاشیه و وابسته به شهر مشهد تعریف نموده است.

فقدان نظریه پایه توسعه و سیاست ها و طرح های برآمده از آن

پیچیدگی ساختار سیاسی مشهد و نگاه ها و مبانی متفاوت و بعضا متعارض حاکم بر آن ها، غلبه نگاه های کوتاه مدت و در هم تنیدگی و غلبه منافع و ضعف گفتگو و تلاش برای رسیدن به وفاق، مانع شکل گیری یک نظریه پایه توسعه و الگوی مدیریت رشد شهری برای مشهد شده است. از سوی دیگر ضعف در تولید و تحلیل داده های پایه مورد نیاز برای برنامه ریزی فضایی در پهنه سرزمینی مشهد، یکی از پیش نیازهای شکل گیری یک نظریه داده مبنا است که در آن حوزه نیز خلا جدی وجود دارد. نگاه های کوتاه مدت و دوره های کوتاه مسئولیت گروه های سیاسی نیز اساسا پرداخت عمیق به مبانی و مبادی توسعه را بر نمی تابد و در هر دوره طراحی اقدامات بر اساس گفتمان های رایج را بیشتر مورد توجه قرار می دهد.

طراحی راهبردها و اقدامات

در این بخش از پژوهش به برخی از راهبردهای حل چالش های پیش گفته پرداخته می شود:

چالش 1: اسکان غیررسمی، حاشیه نشینی و نابرابری فضایی

برای این چالش عوامل گوناگونی چون «به رسمیت شناخته نشدن اجتماعی و اقتصادی فقرا در طرح ها و برنامه های رسمی» و «ضعف نظارت و مشکلات مدیریت روستایی» ذکر شده است. از همین رو راهبردهای رفع این چالش عبارتند از:

  • برنامه ریزی و طراحی برای مسکن رسمی مقرون به صرفه متناسب با سه دهک اول جامعه با اقداماتی همچون بازنگری ضوابط، مقررات، فرایندها، چارچوب درآمدی و مشوق های لازم برای ساخت خانه های کوچک و کم هزینه؛
  • رسمیت بخشی به واقعیت های غیررسمی با اقداماتی چون تلاش برای انطباق بخشی واقعیت های غیررسمی در حوزه اشتغال، مسکن، اقتصاد و… با قوانین و رویه های رسمی.

چالش 2: از بین رفتن هویت سکونتگاه های پیرامونی

این چالش ناشی از عواملی چون «بی توجهی به مزیت ها و فرصت ها» و «فقدان مشارکت مردم در فرایندهای توسعه» می باشد. از همین رو راهبردهای ذیل برای رفع این چالش ارائه شده است:

  • توسعه سیستم های کشاورزی پایدار پیراشهری با اقداماتی چون مطالعه بر روی ظرفیت ها و راهکارهای افزایش بازدهی کشاورزی در متر مربع؛
  • ایجاد زمینه برای مشارکت اهالی سکونتگاه ها در تعامل با شهرداری مشهد با اقداماتی همچون برگزاری رویدادها با محوریت توانمندسازی و مشارکت.

چالش 3: فقدان نظریه پایه توسعه و سیاست ها و طرح های برآمده از آن

برخی از عوامل ایجاد این چالش عبارتند از: «ضعف گفتگو، فقدان وفاق نظری و نگاه مشترک» و «خلا تئوریک و سوالات بی پاسخ». لذا راهبردهای رفع این چالش عبارتند از:

  • بهبود فضای گفتگوی ذی مدخلان و دستیابی به چشم انداز استراتژیک بلندمدت با اقداماتی همچون استفاده از ابزار برنامه ریزی تعاملی در ایجاد ادراک مشترک از وضع موجود و مطلوب؛
  • توسعه پژوهش های کاربردی مورد نیاز در خصوص مدیریت رشد شهری و حریم شهر با اقداماتی همچون حمایت هدفمند از کرسی ها و پژوهش های مرتبط با موضوع نظریه توسعه مشهد.

جمع بندی

روندی که طی دهه های اخیر بر مشهد و پهنه پیرامونی آن گذشته است، حکایت از بروز تنش های جدی در میان روابط شهر و پیرامون دارد. از همین رو پژوهش حاضر به شناسایی مسائل، شبکه علی و راهبردهای تحولی در مسئله «تبادلات مشهد و پهنه پیرامونی» می پردازد. در فرایند برنامه ریزی تعاملی بر اساس شبکه مسائل اولیه و تدقیق آن طی جلسات نخبگان و خبرگان ۶ کلان مسئله به عنوان مسائل اصلی در موضوع مشهد و تبادلات پهنه پیرامونی شناسایی شد که اسکان غیررسمی حاشیه نشینی و نابرابری فضایی، از بین رفتن هویت سکونتگاه های پیرامونی و فقدان نظریه پایه توسعه و سیاست ها و طرح های برآمده از آن از جمله آن هاست. در ادامه علل سه مورد از این مسائل بیان شد و راهبردهایی برای رفع آن ها ارائه شد که برنامه ریزی و طراحی برای مسکن رسمی مقرون به صرفه متناسب با سه دهک اول جامعه از جمله این راهبردهاست.

این مطالعه در کانون تفکر آینده سازان توسط محمود نقوی و به سفارش معاونت برنامه ریزی و توسعه سرمایه انسانی شهرداری مشهد مقدس در سال 1401 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا