اخبارانتخابات

عشایر، جمعیتی بسیار موثر که جدی گرفته نمی‌شود!

بیست و دومین نشست از سلسله نشست‌های «راه نشان» با موضوع «الزامات گفتمان پیشرفت در جامعه عشایری و دولت» در خانه اندیشه‌ورزان برگزار شد.

به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکده‌ها؛ بیست و دومین نشست از سلسله نشست‌های «راه نشان» با موضوع «الزامات گفتمان پیشرفت در جامعه عشایری و دولت» با حضور مجتبی پالوج، معاون موسسه پژوهش‌های برنامه‌ریزی اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی؛ سید علی‌اکبر عظیمی، استادیار آینده پژوهی، موسسه پژوهش های برنامه ریزی اقتصادکشاورزی و توسعه روستایی؛ میرولی صفرزاده،  مشاور رئیس سازمان امور عشایر ایران؛ کوروش ده‌کیان؛ آرش کیانی و مجید زارعی، دانشیار گروه شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی ره، در خانه اندیشه‌ورزان برگزار شد.

تاریخچه کشور ما مبتنی بر عشایر است

مجید زارعی با اشاره به نقش عشایر در کشور بیان داشت: «عشایر پایه و اساس کشور و همچنین اولین سلول حیاتی پیشرفت کشور هستند. تاریخچه کشورما مبتنی بر عشایر می‌باشد. عشایر در مرزداری، امنیت، تامین گوشت کشور نقش مهمی دارند. اتصال عشایر با روستا و روستا با شهر، نظام مدیریت کشور را در گذشته تشکیل می‌داد. اما در زمان رضاخان، عشایر جابه‌جا شدند و این نظام از بین رفت.

پس از انقلاب، با مصوبه شورای عالی انقلاب، شورای عالی عشایر شکل گرفت. بعد از آن در سال 1384، آئین نامه ساماندهی عشایر تدوین شده و تصویب می‌شود که یک قانون حمایتی برای اسکان عشایر در روستاها می‌باشد. و در نهایت در برنامه هفتم، در ماده 51، بند 1، سازمان پیشرفت روستایی تشکیل می‌شود که ظرف آن، عشایر در نظر گرفته شده‌اند.

جامعه عشایر یک جامعه با ابعاد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی گسترده است و نمی‌توان آن را تنها از یک جهت دید و کلیت این ساختار اجتماعی را به برخی اهمیت‌های اقتصادی تقلیل داد. عشایر کشور در زمینه‌های مختلفی، مخصوصا در کشاورزی، از علوم بومی بهره‌مندند که بسیار غنی و کارآمد است».

هر چادر سیاه عشایر، یک سنگر دیده‌بانیست!

مجتبی پالوج با ارائه تعریفی از چیستی وضعیت عشایر، گفت: «منظور ما از عشایر، بیشتر عشایر کوچنده‌اند، زیرا عشایری که اسکان یافته‌اند یا روستایی شده‌اند و یا شهری. عشایر کوچنده سه ویژگی دارند. یکی آنکه ساختارشان یک ساختار ایلی و طایفه‌ایست. دوم آنکه به لحاظ اقتصادی، معیشت عشایر به دامداری وابسته است. و سوم آنکه شیوه زندگی عشایر، دامداری مبتنی بر کوچ است. پس عشایر با طبیعت زندگی می‌کند و زندگی عشایر با طبیعت، به معنای بهره‌وری آن از طبیعت و همچنین صیانت و محافظت از طبیعت است.

دولت آینده باید به «پدافند غیرعامل بودن» عشایر توجه داشته باشد. یک چادر سیاه عشایر، یک سنگر یا یک دیده‌بانی است. هر یک از عشایر در سرحدات ما یک سرباز هستند. قبل از آنکه سربازان ما به عرصه دفاع از کشور وارد شوند، عشایر به عنوان پیش دفاع حضور دارند.

کار عشایر تولید و بهره‌وری در دورترین نقاط است. در ارتفاعات زیاد، در سرحدات و مرزها یا مکان‌های پر پیچ و خمی که شرایط سخت و ویژه‌ای دارد.

دولت آینده باید این جمعیت یک میلیون و 200 هزار نفری را، به عنوان یک جمعیت تولید کننده که اشتغال آن، اشتغال مولد است و کمترین بار را بر روی دولت دارد، به رسمیت بشناسد و حمایت کند».

نباید عشایر شهروند درجه سه محسوب شود!

معاون موسسه پژوهش‌های برنامه‌ریزی اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی در ادامه توضیح داد: «یک انشقاقی بین روستا و شهر با عشایر به وجود آمده و این باعث شده که عشایر به عنوان جامعه سوم یا شهروند درجه سه مورد تصور قرار بگیرند. در چنین شرایطی شهرها و روستاها نیز عرصه زندگی‌ را بر عشایر تنگ‌تر کردند. نگاه باید از چنین چیزی به اینکه عشایر یک جامعه مولد و تولید کننده هستند تغییر پیدا کند.

کشورما در مسیر توسعه قرار داشته و دارد، اما عشایر به اندازه حقوقش از این توسعه منتفع نشده است. از جمله دیگر چالش‌ها، نارسایی زیرساختی در مباحث ارتباطی وجود دارد. عشایر ایران با جمعیت کم، تولید بسیار زیادی را دارند، اما برای انتقال تولیداتشان باید از جاده خاکی استفاده کنند و به آزادراهی یا جاده استانداردی دسترسی ندارند. همچنین در حوزه‌های دیگر مثل حوزه‌های آموزشی یا بهداشتی با با چالش و محرومیت مواجه می‌باشند.

عشایر کشورما، توانایی تطبیق درآمدشان را با درآمد شهری و همچنین افزایش آن مطابق تورم را ندارند. قیمت محصولات عشایر، با تورم بالا نمی‌رود و این مسئله باعث می‌شود که وقتی یکی از عشایر برای انجام کاری به شهر برود، با سختی بتواند از عهده هزینه‌های انجام آن کار بربیاید.

متاسفانه مدرن سازی به شکل کافی و درست در مورد عشایر صورت نگرفته. در مورد عشایر، بجای آنکه تمرکز بر بهبود و راحت‌تر شدن فرایند کوچ قرار بگیرد، بر اسکان قرار گرفته. همچنین صنایع عشایر همان شکل سنتی را حفظ کرده و تلاشی برای بهره‌وری بیشتر و حرکت به سمت توسعه صنایع تبدیلی در این جمعیت صورت نگرفته است.

رابطه مبادله‌ای که از جانب مرکز با عشایر نیز صورت گرفته، به نفع عشایر نیست. روابط مبادله‌ای در کشورما بیشتر به نفع خدمات و صنعت است و عشایر با اینکه 40 درصد دام کشور را در اختیار دارد 25 درصد گوشت کشور را فراهم می‌کند، اما با سرکوب قیمت مواجه است و سود تجاری خاصی از رفتار تولیدی خود نمی‌برد».

کشاورزی عشایر مبتنی بر توسعه پایدار است

پالوج در ادامه با اشاره به سبک زندگی عشایر و وابستگی معیشت ایشان به کشاورزی گفت: «نباید توجه داشته باشیم که زندگی عشایری، مبتنی بر مفهوم توسعه پایدار در کشاورزیست. عشایر نمی‌توانند خارج از چارچوب توسعه پایدار فعالیت کشاورزی داشته باشند، زیرا محیط طبیعت محل زیست و زندگی آن‌هاست.

ما در حال حاضر، ساختار زنجیره ارزش اقتصادی را در زندگی عشایری شکل ندادیم. اما ظرفیت آن وجود دارد و باید در مورد آن آموزش‌هایی داده شود تا فرایند خلق زنجیره ارزش نیز در عشایر شکل بگیرد.

قلمرو عشایر فرای تقسیمات کشوری است و نظام برنامه‌ریزی کشور، پاسخگوی نیاز ایشان نیست. باید یک نظام برنامه‌ریزی خاصی و با توجه به منابع مالی بخصوصی برای عشایر کشور ایجاد شود.

 همچنین در بحث‌های اقتصادی، باید تلاش کنیم که بهره‌وری تولید عشایر افزایش پیدا کند. این افزایش بهره‌وری هم در بحث دامداری و کشاورزی می‌تواند صورت بگیرد و هم در زمینه گردشگری. زیبایی‌های زندگی عشایری از لباس، نحوه برخورد، طبیعت و … همگی از جمله جاذبه‌هاییست که می‌تواند گردشگران را به خود جذب کند. در حال حاضر چنین زیرساخت افزایش بهره‌وری در معیشت عشایر فراهم نیست.

مسئله دیگر محرومیت عشایر است. هنوز بسیاری از عشایر در مسائل انرژی مثل برق و گاز و حتی آب محرومند و باید برای این وضعیت نیز برنامه‌ریزی دقیقی صورت بگیرد».

عشایر باید از خدمات فرهنگی و امکانات رفاهی برخوردار باشند

میرعلی صفرزاده با اشاره به نقشی که عشایر در حفاظت از محیط‌زیست ایفا می‌کنند توضیح داد: «عشایر به علت وابستگی زندگی‌شان به طبیعت و مراتع، نمی‌توانند تخریب کننده آن باشند و سعی در حفظ طبیعت و مراتع دارند. تا پیش از انقلاب سفید و ملی شدن مراتع، حفاظت از مراتع و همزیستی مسالمت آمیز، کاملا توسط سران ایل مدیریت می‌شد و مراتع ما نیز مراتع غنی‌ای بود و به همین واسطه دامداری خوبی در عشایر وجود داشت. زندگی عشایری نیز زندگی سختیست و با ناملایمتی‌های طبیعت نیز همراه است.

نباید با این نگاه که نباید به زندگی عشایر دست زد، فضا به این سمت پیش برود که عشایر در محرومیت قرار بگیرند. باید آن‌ها نیز از خدمات روستایی و شهری مثل آموزش، امکانات فرهنگی و امکانات رفاهی، برخوردار باشند.

پس از انقلاب، همیشه نگاه خوبی به عشایر وجود داشته و خدمات و حمایت‌هایی نسبت به عشایر صورت گرفته است، اما همچنان برخی خلأها وجود دارند. عشایر اگرچه نزدیک به 04/1 درصد از جمعیت کشور هستند، 25 درصد گوشت کشور را تامین می‌کنند و 42 درصد دام کشور را در اختیار دارند و در مجموع 5 درصد محصولات کشاورزی را تولید می‌کنند. ما ظرفیت‌های باالقوه بسیاری را در جامعه عشایری داریم.

در بحث آموزش عشایر، در حال حاضر معلمانی داریم که نه جزو نیروهای آموزش و پرورش محسوب می‌شوند و نه سهمیه‌ای دارند. یک سرباز معلم برای یک منطقه وسیع، به عنوان معلم نقش آموزشی را ایفا می‌کند. در این بین بحران دیگری نیز شکل می‌گیرد و آن اینست که دختران عشایر، مدام از آموزش محرومند. یکی از دلایل چنین اتفاقی، سیال بودن عشایر در مناطق مختلف کشور است.

برخی محصولات عشایری، هویت تولیدی بودن خود را از دست داده‌اند و شکل تزئینی پیدا کرده‌اند. عشایر هویت تولیدکننده خود را از دست داده‌اند».

اقتصاد نفتی باعث شده از ظرفیت عشایر غافل باشیم

سید علی اکبر عظیمی با اشاره به زندگی عشایر در طبیعت گفت: «زندگی عشایر به نحوی است که هم خودشان از طبیعت منتفع می‌شوند و هم طبیعت از وجود ایشان منتفع می‌شود. برخی به حمایت از عشایر تنها با نگاه داشتن صرفه اقتصادی نگاه می‌کنند در حالی که چنین چیزی درست نیست. باید به نقش عشایر را در پدافند غیرعامل و همچنین پایداری سرزمینی نیز توجه کرد. همچنین اقتصاد نفتی کشور، باعث شده از جایگاه باالقوه اقتصادی عشایر و اقتصاد مولدی که این جمعیت می‌تواند داشته باشد، غافل باشیم».

عشایر ظرفیت بالایی برای مقابله با تهاجم فرهنگی دارد

کوروش ده‌کیان با اشاره به آسیب‌هایی که عشایر در معرض آن قرار دارند گفت: «آیا باید عشایر را در حوزه روستا تعریف کرد؟! روستاها در حال تجمیع و تبدیل شدن به شهرک و شهر هستند و پائین آمدن کیفیت مراتع و همچنین خشکی چشمه‌ها و از بین رفتن ییلاق قشلاق‌ها و تغییرات جامعه مدنی، باعث شده که عشایر به یک گروه‌ حاشیه‌ای در جامعه ایران تبدیل شوند. به همین علت‌ها،  عشایر نیز به شهرهای ناقص در اطراف کلان‌شهرها تبدیل می‌شوند و این یک بحران است.

شهرها درحال بلعیدن فرهنگ عشایری هستند و این در حالیست که عشایر به لحاظ مبارزه با تهاجم فرهنگی، ظرفیت بسیار بیشتری نسبت به شهرها دارند. نمود چنین چیزی را در مسئله‌ای مثل لباس می‌توان دید. بختیاری‌ها افتخار می‌کنند که دخترانشان به لباس‌های سنتی در جشن‌ها حضور پیدا کنند.

جامعه عشایری ایران ظرفیت‌ اینکه احیا و نقش‌پذیر بشود را دارد. می‌شود در کشور ما که خلأ حزبی نیز وجود دارد، به واسطه تنوع قومی عشایر و تکثر ایشان، می‌توان یک تحول سیاسی در ساختار آینده ایجاد کرد و قومیت‌ها نقش احزاب را بازی کنند».

عشایر از کودکی مدیر بزرگ می‌شوند!

آرش کیانی با اشاره به دو عنصر مهم در فرهنگ عشایر بیان داشت: «در فرهنگ عشایر، برخی چیزها از ابتدا یادگرفته می‌شود. برای مثال، در سختی‌های زندگی در طبیعت، انسان یاد‌می‌گیرد که مدیر باشد و در عشایر، به طور ناخودآگاه، همه مدیر هستند. یا استغنایی که عشایر به واسطه سبک زندگی پیدا می‌کنند و به چیزی وابستگی ندارند. در عشایر مدیریت و استغنا از ابتدا آموزش داده می‌شود و می‌توان گفت زندگی عشایر بر پایه اقتصاد مقاومتی شکل گرفته است.

فرهنگ عشایری نیز فرهنگ دقیق و عمیقی است. در زبان عشایر برای حالات مختلف و رنگ‌های مختلف یک چیز هم اسامی مجزا وجود دارند.

باید یک فهم عمیقی نسبت به عشایر وجود داشته باشد تا بتوانیم در مورد ظرفیت‌های آن صحبت کنیم».

اخبار

اخبار و رویدادهای اندیشکده‌های ایران را در این صفحه دنبال کنید. مشاهده سایر اخبار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا