الگوی تحلیل و حل شبکه مسائل عفاف و حجاب در ایران امروز
مطالعه وضعیت موجود عفاف و حجاب در جامعه، بررسی علل گسترش بدحجابی و بی حجابی و ارائه راهکارهای اجرایی جهت گسترش فرهنگ عفاف و حجاب
اینکه اصلا حجاب و عفاف و یا به تعبیر درست تر بی حجابی مسئله است یا نامسئله و در مرتبه بعدی اینکه آیا اگر مسئله باشد، جزء مسائل اصلی و اولویت دار هست یا نه، محل تامل و تضارب متفکرین و صاحبنظران و حتی آحاد و عامه مردم جامعه بوده است. برای داشتن نگاه جامع به این مسئله و رسیدن به راهبردها و راهکارهای جامع و در عین حال عملیاتی، از یکسو مطالعات کتابخانه ای جامع در باب این موضوع و از سوی دیگر، گفتگو با صاحبنظران این حوزه ضروری است.
ضرورت و اهداف پژوهش
بر اساس نتایج پیمایش ها؛ با وجود اعتقاد اکثریت جامعه به مطلوبیت رعایت عفاف و حجاب، اما به دلایل مختلف شاهد التزام متوسط جامعه به رعایت عفاف و حجاب کافی یا کامل و اقدام اقلیت به کشف حجاب و افزایش مخالفت با الزام حجاب در جامعه هستیم. از این رو در این پژوهش با انجام مطالعات کتابخانه ای و مطالعه حدود 150 کتاب، بیش از 200 مقاله، 12 طرح ملی، سلسله مصوبات نهادهای بالادست و پیمایش های ملی و همچنین گفتگو با صاحبنظران فکری و عملیاتی این حوزه به تبیین مبنایی مسئله حجاب، علل بدحجابی و همچنین راهکارهای بهبود وضعیت پرداخته شده است.
تبیین مبنایی و مفهومی
رویکرد و چارچوب نظری ما با توجه به موارد ذیل شکل گرفته است:
ملاحظه توامان اقامه و اشاعه و ارتکاب
- اقامه: فهم مسئله حجاب به مرحله ارتکاب محدود نمی شود و ارتکاب صرفا به عنوان مرحله سوم از یک زنجیره در نظر گرفته می شود. در ابتدا باید مشخص شود چه کسی و چگونه سبک زندگی غیر عفیفانه را در جامعه ما ممکن کرده است. چه فرایندی طی شده تا دختر جوان ایرانی جهان بینی غربی را به جهان بینی اسلامی ترجیح دهد و این گونه زندگی کردن چگونه در ایران ممکن شده است؟
- اشاعه: پس از اینکه شناسایی عاملان اصلی در اقامه سبک زندگی غیرعفیفانه بایستی به شناخت اشاعه دهندگان آن پرداخت. چرا این سبک زندگی را اشاعه می دهند؟ منافع آن ها در این کار چیست؟ در چه شبکه روابطی قرار دارند؟ این شبکه روابط چگونه بر عمل ایشان تاثیر می گذارد؟
- ارتکاب: مرحله آخر از زنجیره مسئله حجاب، ارتکاب است. چه کسانی کشف حجاب می کنند؟ چرا این کار را می کنند؟ در چه مکان هایی این کار را می کنند؟ چرا سبک زندگی غیر عفیفانه را انتخاب کرده اند؟ آیا طیفی وجود دارد که افراد در موقعیت های متفاوت این طیف قرار بگیرند؟
فهم این خصوصیات به ما کمک می کند برخورد متناسب با افراد متفاوت را در دستور کار قرار دهیم و به قول معروف خشک و تر را با هم نسوزانیم.
ملاحظه اصول پایه و شاخص های بنیادین
برخی از اصول مانند کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و انسجام اجتماعی در الگوی مورد نظر ما از ابتدا تا انتها مد نظر هستند. مثلا اصل کرامت انسانی ایجاب می کند در برخورد با مرحله ارتکاب، به ناحق به افراد توهین و بی احترامی نشود. یا اصل انسجام اجتماعی ایجاب می کند مواجهه در سطح اقامه و اشاعه به گونه ای نباشد که قشر های اجتماعی در مقابل ارزش های نظام قرار گیرند و این صدمه به انسجام اجتماعی بستر را برای مشکلات بعدی فراهم کند. همچنین اصل بنیادی عدالت اجتماعی ایجاب می کند اگر مداخله ای در مسئله حجاب صورت می گیرد افراد متنعم از مواهب اقتصادی به اندازه قشر مستضعف طرف حساب قانون و طرح های حل مسئله حجاب قرار گیرند.
رویکرد شبکه ای
این رویکرد ایجاب می کند ابعاد فرهنگی، اجتماعی، تربیتی، اقتصادی، سیاسی، انتظامی و غیره همگی در ارتباط با هم مورد توجه قرار گیرند. ممکن است با توجه به بررسی های الگوی پیشنهادی به این نتیجه برسیم که بعد تربیتی و فرهنگی اهمیت بیشتری از ابعاد دیگر دارند ولی این تفاوت در اهمیت باعث نمی شود به ابعاد دیگر توجه نکنیم؛ زیرا به طور کلی مهم ترین تلاش ما دیدن مسئله در یک شبکه از ابعاد و مفاهیم مختلف است که بی توجهی به یکی از این ابعاد و ندیدن شبکه موضوعات الگوی ما را مثل اکثر طرح های دیگر با مشکل مواجه می کند.
ملاحظه شرایط روز جامعه
شرایط، ذهنیت و اولویت های جامعه از جمله مسائل معیشتی باید در مواجهه با مسئله حجاب مورد توجه قرار گیرد. اگر مانند امروز که اولویت کشور مسئله اقتصادی و معیشتی است، برخورد با مسئله حجاب به گونه ای باشد که مردم احساس کنند این امر در اولویت قرار گرفته است، حتما در بازخورد ایشان به تلاش های ما برای حل مسئله حجاب تاثیر منفی خواهد گذاشت.
نقش های متفاوت
ملاحظه توامان نقش حاکمیت و جامعه، و همچنین بانوان و آقایان در تمام اقسام الگو از علل تا راه حل مورد توجه ما خواهد بود. اگر جامعه در امر به معروف و نهی از منکر وظیفه دارد، تصحیح وضعیت اقتصادی و دسترسی به اقلام حجاب و سبک زندگی عفیفانه از وظایف حاکمیت است، برخورد با شبکه های سازمان یافته ترویج سبک زندگی غیر عفیفانه هم از جمله وظایف دولت است. همچنین در مسئله حجاب نمی توان فقط به سراغ بانوان رفت، آقایان نیز در زمینه زندگی با عفت وظیفه سنگین دارند. همچنین نقش پدران، برادران و همسران بر بانوان در خانواده غیر قابل چشم پوشی است.
اقتضائات عملیاتی
جامعه به عنوان یک پیکره واحد نیازمند هماهنگی مدیریتی در مواجهه با مسائلی است که به آن دچار شده است. اگر مانند امروز مسئله حجاب بین دستگاه های مختلف رد و بدل شود و اولا هماهنگی بین ارگان های مختلف و ثانیا بین دولت و مردم وجود نداشته باشد، سردرگمی و موازی کاری، حل مسئله را تقریبا غیر ممکن می کند. مطلب دیگر غنای محتوایی طرح های ارائه شده است. مبحث دیگر تناسب روشی است. به این معنی که نمی شود به طور مثال وقتی از لحاظ نظری بحث می کنیم محبت را پایه امر به معروف و نهی از منکر در نظر بگیریم، ولی در عمل خشک و چکشی عمل کنیم. یکی دیگر از اقتضائات مهم تداوم در عمل است. لازم است مواجهه با مسئله نظام مند و ادامه دار باشد و در هر مرحله ای که طرح اجرایی می شود باید از میدان بازخورد گرفته شود.
آرمان و واقعیت
یک تاکید مهم ما در مواجهه با مسئله حجاب، حفظ آرمان طلبی ضمن مواجهه واقع بینانه است. ما تلاش می کنیم با مقایسه دائم وضع مطلوب و موجود رویکردی آرمان گرایانه و واقع بینانه به طور همزمان داشته باشیم. رها کردن آرمان طلبی ما را به ورطه سازشکاری و پذیرش وضع موجود سوق می دهد و در مقابل، نداشتن واقع گرایی راهکارهای پیشنهادی ما را نسبت به وضعیت میدان بی ربط و عملا غیر قابل انجام می کند.
مسئله محوری
چنان که پیش از این گفته شد حجاب اولویت ما نیست بلکه مسئله مورد توجه ماست. پس لازم است ابتدا با شاخص های مشخص وضعیت را تبیین کنیم و مسئله را برای خود روشن کنیم. تاکید بر این امر از این جهت است که اگر ما فهم شبکه ای و مدون از مسئله نداشته باشیم، ارائه راهکار برای حل مسئله تنها می تواند در سطح خرد اجرایی و در محدوده شیوه پوشش باشد، ولی اگر فهم شبکه ای از موضوع داشته باشیم متوجه می شویم سبک زندگی عفیفانه با یک رویکرد اقتصادی خاص می تواند در تضاد باشد و حل مسئله نیازمند بازنگری در سیاست های اقتصادی است.
رویکرد فرایندی و مخاطب شناسی
باید توجه داشت اگر شناخت ما از مخاطب ناقص باشد و مراحل حل مسئله را در نظر نگیریم، نتیجه مطلوب حاصل نمی شود. در حالت کلی، سیر مراحل به این معنی است که قبل برخورد سخت لازم است پدیده به خوبی تبیین شده باشد. مخاطب شناسی به ما امکان می دهد مراحل لازم برای حل مسئله را با دقت بیشتر در مورد طیف های متفاوت استفاده کنیم. رفتار با نوجوانی که در خانواده غیر مذهبی بزرگ شده با عضو سازمان منافقین متفاوت است.
نسبت عفاف و حجاب با ارزش های والاتر
توجه به هویت زن به عنوان یکی از ارزش های مهم مورد نظر ما در الگوی حل مسئله عفاف و حجاب، ما را به ایجاد بستر مناسب برای مدیریت احساسات و و تکوین سالم این هویت راهنمایی می کند. در فرایند حل مسئله عفاف و حجاب این نسبت نباید از ذهن ما خارج شود؛ زیرا اگر مسئله حجاب را صرفا با توجه به حفظ نظم اجتماعی مورد بررسی قرار دهیم راه حل هایی که به ذهن ما می رسد، احتمالا تناقضاتی با هویت فطری زن در اسلام خواهد داشت.
وضعیت موجود عفاف و حجاب در جامعه
امروزه در جامعه شاهد التزام متوسط جامعه به رعایت عفاف و حجاب کافی یا کامل و اقدام اقلیت به کشف حجاب و افزایش مخالفت با الزام حجاب در جامعه هستیم. بخش مهمی با وجود آگاهی و انگیزه لازم اما به واسطه ضعف های زیرساختی همچون گرانی و دسترسی سخت لوازم حجاب، بلاتکلیفی معیار و مصداق حجاب قانونی، بی اعتمادی اجتماعی و … حجاب اجتماعی را رعایت نمی کنند. بخش زیادی به واسطه بسط هویت و سبک زندگی مدرن و ضعف گفتمان سازی و فرهنگ سازی بهینه در جهت تعمیق هویت و سبک زندگی ایرانی اسلامی، به بدحجابی گرایش یافته و آن را ترجیح می دهند؛ قسمت قابل تاملی از این بخش به واسطه ضعف آگاهی کاربردی و قسمت قابل توجه دیگر به واسطه ضعف انگیزشی، پوشش اسلامی را انتخاب نمی کنند. بخشی نیز به واسطه ضعف یا اختلال در کنترل اجتماعی از رعایت حجاب سر باز می زنند و نهایتا بخش اندک اما اثرگذار به صورت عامدانه، سازمان یافته و با انگیزه مخالفت به اقدامات هنجارشکن و ضدعفاف مبادرت می ورزند.
در طرف مقابل وضعیت بعضی شاخص های زیست عفیفانه نیز مناسب است که سه مورد از مهم ترین این شاخص ها بدین شرح است:
- اکثریت مردم به مطلوبیت عفاف و حجاب اعتقاد دارند؛
- اکثریت به حجاب عرفی و نزدیک به الگوی قابل قبول در شرع التزام دارند؛
- درصدی از بانوان که التزام به حجاب کامل دارند بیشتر از باور مردم است و این نشان دهنده بهتر بودن وضعیت حجاب و عفاف نسبت به باور عمومی است.
در مجموع توجه به آمار های ارائه شده به ما نشان می دهد اکثریت مردم بر سر ارزش بودن حجاب توافق دارند و این توافق بر سر ارزش های مشترک از نشانه های یک جامعه سالم است، ولی در حال حاضر هیچ گونه توافق اجتماعی بر سر شیوه مواجهه با پدیده بی حجابی وجود ندارد و احتمالا نگرانی از تکرار تبعات مواجهه های قبلی، عموم مردم را به نوعی انفعال کشیده است.
علل گسترش بدحجابی و بی حجابی
با بررسی دقیق و مطالعات انجام شده علل بی حجاب و بدحجابی بیان شده است که در ادامه به برخی از این علل در قالب دسته بندی اشاره شده است:
تضاد ارزشی گفتمانی
- از بین رفتن بسترهای مشترک با اقشار بی حجاب
- چرخش های هنجاری و ارزشی جامعه
- منزلت یابی بدحجابی و بی حجابی
- فشار اجتماعی منفی بر محجبه
اختلال نظام ربط و کارکرد ساخت اجتماعی
- تضعیف جایگاه خانواده و کاهش محبت والدین بر فرزندان
- ضعف در تربیت جنسی فرزندان
- عادی سازی اختلاط در روابط فامیلی
- آشفتگی مرجعیت اجتماعی و تکثر الگوهای مرجع
- تغییر الگوهای شکلگیری و کارکردی دوستانه
نارضایتی و بی اعتقادی به حکمرانی دینی
- تبدیل بی حجابی به ابزار سیاسی مخالفت با حکومت
- برخوردهای نامناسب و عملیات های غلط توسط دستگاه های مسئول
- تاثیر منفی انباشته شدن مسائل اقتصادی بر پوشش
جنگ رسانه ای شناختی
- ضعف در تولید فکر و محتوای به روز و مستدل
- ضعف در نظارت بر فضای مجازی و رسانه ها و عملیات علیه حیا و عفاف
- بسترهای اقتصادی- اجتماعی و طبقاتی
- ارزانی و ازدیاد لباس های نامناسب و گرانی البسه حجاب
- تبعات فرهنگی اقتصاد سرمایه داری
- زنانه شدن مسئله پوشش و حجاب در جامعه
اختلال شخصیتی روانی
- بحران هویت شخصیتی
- اجتناب از تمسخر اجتماعی
- ابراز تمایز و خود نمایی و تبرج
- ضعف روحیه حیا و عفت
- ارزش زدایی از حجاب و ازدیاد عرصه های بی حیایی
- ضعف اعتماد به نفس و تامین نیازهای عاطفی و جنسی
- ضعف در نظام تربیت جنسی و مشاوره مدیریت احساسات
ضعف سیاستگذاری و نهادهای اجتماعی حاکمیت
- غلبه رویکرد پلیسی- امنیتی
- شتابزدگی در راهکارهای حل مسئله و ارائه یک راه حل برای مسئله متکثر
- عدم فهم دقیق از طیف های مخاطب
- ناهماهنگی و عدم تفکیک مسئولیت و عملکرد شفاف نهادها
راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب
برای حل شبکه مسائل مرتبط به حجاب باید نگاه چرخه تحولی را در پنج محور تسهیل مدیریتی و زیرساختی، هویت سازی تربیتی-آموزشی، فرهنگسازی رسانه ای و میدانی، جریان سازی اجتماعی و مدیریت اطلاعاتی-انتظامی، در یک نظام مشخص و با ضریب های متناسب در نظر گرفت. از جمله اولویت های راهبردی ناظر به این چرخه می توان به موارد زیر اشاره کرد. پرداخت به راهکارهای اولویت دار در گزارش تفصیلی موجود است.
- محوریت خانواده در هویت سازی، جامعه در کنترل اجتماعی و حاکمیت در زیرساخت سازی و مقابله
- اولویت اخلاق قلبی گرایش ساز بر عقاید ذهنی نگرش ساز، احکام عملی کنش ساز و قوانین رسمی منش ساز
- اولویت عرصه تربیتی بر عرصه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی، انتظامی و …
- محوریت مؤلفه های عفت و غیرت در عرصه های مختلف الگو به ویژه عرصه تعلیم و تربیت
- اولویت ارزان سازی برای دهک های پایین به جای جذاب سازی نزد دهک های بالا ، تسهیل ازدواج بر نمایشگاه مد و…
- اولویت دهک های بالا در کنترل، نظارت و برخورد
- تقدم اِعدادی گام بسترسازی بر هویت سازی، کنترل اجتماعی و مقابله رسمی
- تقدم زمانی ساختارهای حاکمیتی از جمله ادارات، رسانه و … بر جامعه در شروع فرآیند حل شبکه مسائل عفاف و حجاب
- اولویت اخلاص قلبی و اشراف عقلی، بر انگیزه فعالان و کمیت فعالیت ها
جمع بندی
توجه به هویت زن به عنوان یکی از ارزش های مهم مورد نظر جامعه در الگوی حل مسئله عفاف و حجاب، جامعه را به ایجاد بستر مناسب برای مدیریت احساسات و تکوین سالم این هویت راهنمایی می کند. با وجود اعتقاد اکثریت جامعه به مطلوبیت رعایت عفاف و حجاب اما به دلایل مختلف جامعه شاهد اقدام به کشف حجاب و افزایش مخالفت با الزام حجاب در جامعه است. از بین رفتن بسترهای مشترک با اقشار بی حجاب و برخورد نامناسب و عملیات های غلط توسط دستگاه های مسئول و… را می توان از علل بی حجابی و بدحجابی جامعه دانست. از این رو راهکارهایی همچون نگاه شبکه ای به موضوع حجاب و عفاف در برنامه های دستگاه های اجرایی کشور و نشان دادن اثرات منفی فرهنگ مبتذل و غیراخلاقی غرب در زندگی اجتماعی و فردی جهت گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه می تواند امری راه گشا باشد.
این مطالعه در اندیشکده شرح توسط حجت الله صیادی، کیوان سلیمانی، اشکان سبزواری در سال 1401 انجام شده است.





سلام و سپاس از تلاش شما
به نظر می رسه چند تا نکته رو باید مد نظر داشت.
تنها وقتی موضوعی مسئله میشه که اولویت داشته باشه و فرد یا گروهی حاضر شوند سال هایی از عمرشان را روی آن صرف کنند و سختی ها رو به جان بخرند. پس اگر برای شما اولویت پیدا نکرده، هنوز برایتان مسئله هم نشده.
این که اشاره شده “حل مسئله نیازمند بازنگری در سیاست های اقتصادی است” به نظر می رسد یک حرف کلی و ناقص است. نقض آن را می توان در طیف های مختلف دید.
متأسفانه در ارائه راهکارهای اجرایی غالباً وظایف سازمان ها بدیشان گوشزد می شود یا این حکم ارائه می شود که اگر همه چیز سامان یابد و همه وظیفه خود را به خوبی انجام دهند این مشکل نیز حل می شود.
با این وجود ابعاد و علل نسبتاً مکفی و قابل تأملی ارائه شده است.
شاید باید روی این موضوع بیشتر تفکر شود که ما با نگاه به جوامع مدرن پای در مسیر توسعه گذاشته ایم و این انجرافات برگرفته از نگاه افراد به توسعه شخصی و اجتماعی خود است و …
مؤید باشید.