چرخش به شرق جهان اسلام و بازگشت به قلمرو زبان فارسی
اهمیت و ظرفیت های آسیای مرکزی و قفقاز در معادلات سیاست خارجی ایران و راهکارهایی برای بهبود روابط ایران و این کشورها
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته رویکردی سیاسی-امنیتی داشته و تمرکز آن بیش از هر جای دیگری بر منطقه غرب آسیا بوده است. تصویر امنیتی محدودیت هایی دارد که لازم است سیاست خارجی جمهوری اسلامی دست و پای خود را از بند این محدودیت ها آزاد کند. منطقه آسیای مرکزی و قفقاز و کشورهای مسلمان شرق آسیا، دو ظرفیت عظیم برای همکاری و ازجمله مزیت های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران هستند. توجه به این مناطق نه تنها به خاطر وابستگی ژئوپلیتیک این کشورها به ایران آورده اقتصادی عظیمی به همراه خواهد داشت، بلکه ازنظر فرهنگی، تمدنی و امنیتی برای ایران دارای اهمیت است.
ضرورت و اهداف پژوهش
با توجه به اهمیت فرهنگی، تمدنی و ژئوپلیتیک کشورهای آسیای مرکزی و شرق جهان اسلام برای ایران توجه به این مناطق باعث تقویت عمق استراتژیک جمهوری اسلامی خواهد شد. ایجاد عمق استراتژیک نیازمند زمینه هایی همچون فرهنگی، اقتصادی، نظامی و … هستند و توجه جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا بر زمینه های نظامی است. همچنین جمهوری اسلامی ایران در مناطق دیگری نیز می تواند عمق استراتژیک داشته باشد که این امر به دلایل متعددی در سال های گذشته نادیده گرفته شده است. ایران در آسیای مرکزی، قفقاز و آسیای جنوب شرقی دارای عمق استراتژیک مبتنی بر «فرهنگ ایرانی» و «اسلام» است. جمهوری اسلامی ایران اگر قصد همکاری بلندمدت با کشورهای چین و روسیه را داشته باشد باید بتواند در محیط پیرامونی این دو کشور یعنی آسیای جنوب شرقی و آسیای مرکزی و قفقاز حضوری فعال داشته باشد. شرایط کشورهای این مناطق به گونه ای است که ایران امکان حضور امنیتی و نظامی در آن ها را ندارد، اما امکان حضور فرهنگی در آن ها برای ایران فراهم است. از همین رو این پژوهش به بررسی اهمیت کشورهای مسلمان آسیای جنوب شرقی و کشورهای حوزه تمدنی زبان فارسی در آسیای مرکزی و قفقاز پرداخته است.
مناطق چهارگانه اسلامی
وقتی از جهان اسلام صحبت به میان می آید منظور یک جهان اسلام یکپارچه نیست، بلکه جهان های اسلام متعددی مدنظر است. در قرن بیستم و پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سه جهان اسلام وجود داشت که عبارت بودند از: «جهان عرب شامل کشورهای عربی منطقه خاورمیانه و خلیج فارس»، «کشورهای شمال آفریقا شامل سودان، مغرب، تونس، مصر و …» و «کشورهای اسلامی شرق آسیا شامل پاکستان، هند، بنگلادش، اندونزی و مالزی». پس از فروپاشی شوروی جهان اسلام جهان اسلام چهارم «آسیای مرکزی و قفقاز» به وجود آمد.
به غیر از برخی از کشورهای جهان عرب مانند سوریه، عراق و لبنان که جمهوری اسلامی در آن ها مزیت امنیتی دارد، در سایر مناطق باید رویکردی غیرامنیتی را دنبال کند؛ زیرا اغلب این کشورها کار ویژه هایی غیرامنیتی برای خود تعریف کرده اند و نسبت به رویکردهای امنیتی واکنش منفی دارند. به عنوان مثال کشورهای مسلمان جنوب شرق آسیا خودشان را کشورهایی صنعتی و تجاری تعریف کرده اند و الگوی امنیتی شان در مناسبات بین المللی برد – برد یا بازی با حاصل جمع جبری غیر صفر است. این کشورها آن قدر از مسائل امنیتی فارغ شده اند که در حال حرکت به سمت جامعه امنیتی مشترک هستند. پس باید با الگویی غیرامنیتی با این کشورها ارتباط گرفت. اگر جمهوری اسلامی بخواهد الگوی نزدیکی فرهنگی جهان اسلام را پیش ببرد در هر چهار منطقه اسلامی ظرفیت ها و رقبایی دارد؛ اما در دو منطقه ایران رقیب جدی ندارد اول جنوب شرق آسیا به اضافه هند و پاکستان دوم؛ آسیای مرکزی و قفقاز.
اهمیت آسیای مرکزی و قفقاز در معادلات سیاست خارجی ایران
در این دو منطقه عناصر زبان فارسی و عناصر معماری و تمدن ایرانی هم وجود دارد که ظرفیت حضور فرهنگی ایران را دوچندان می سازد. حتی منطقه ای مانند آسیای مرکزی و قفقاز را می توان مناطق بکری نامید که جمهوری اسلامی امکان زیادی برای فعالیت در آن منطقه دارد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تعاملات ایران با این کشورها مثبت بود. ایران به این کشورها مساعدت کرد تا عضو سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی شوند و حتی بخشی از کادر دیپلماتیک این کشورها در ایران تربیت شدند؛ اما این روابط به صورت عمیق ادامه پیدا نکرد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از مهم ترین تحولات در تاریخ معاصر ایران است که ایران با روسیه مرز مشترک نداشته باشد و کشورهای آسیای میانه و قفقاز به عنوان حائل میان ایران و روسیه قرار بگیرند. روسیه طی دویست سال گذشته تا فروپاشی شوروی همواره تهدیدی امنیتی برای ایران به شمار می رفت و وجود فاصله ای میان ایران و روسیه از دستاوردهای فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به شمار می رود.
ظرفیت های آسیای مرکزی برای ایران
جمهوری اسلامی ایران در گذشته یعنی در سال های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سال هایی که رویکرد دولت ها غربی بود، اشتباهاتی را در تعامل با این کشورها داشته است. ایران این قابلیت را دارد که کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز را به آب های گرم متصل کند. این کشورها عمدتا محصور در خشکی اند و نیازمند این هستند تا به آب های بین المللی راه پیدا کنند و ایران می تواند این نیاز آن ها را برطرف سازد. دولت ایران باید تسهیل گر روابط با کشورهای جهان اسلام باشد تا بخش خصوصی خودش در این زمینه فعال شود. ازجمله اقدامات مورد نیاز برای این امر عبارتند از:
ایجاد اراده سیاسی
برای ایجاد پیوند میان ایران و کشورهای شرق جهان اسلام، در اولین گام باید اراده سیاسی این اتفاق در آن کشورها ایجاد شود. اصلی ترین مسئله ای که باعث شده است این کشورها به همکاری با ایران تمایل نداشته باشند نگرانی از دخالت ایران در امور داخلی آن هاست. جمهوری اسلامی ایران باید از رویکردهایی که ایران را برای این کشورها تهدید امنیتی به شمار می آورد فاصله بگیرد. به عنوان مثال گروه «حسینیون» برای جمهوری آذربایجان یک تهدید امنیت ملی محسوب می شود. یکی از نگرانی های اصلی حکومت آذربایجان حمایت ایران از حسینیون است. تا زمانی که این نگرانی در سطح دولتی آذربایجان وجود دارد طرف مقابل به سمت توسعه همه جانبه روابط حرکت نخواهد کرد.
رویکرد فرهنگی، اولویت سیاست خارجی ایران در شرق جهان اسلام
رویکرد اصلی جمهوری اسلامی ایران در تعامل با کشورهای شرق جهان اسلام باید رویکردی فرهنگی باشد نه رویکردی نهضتی. وجود این نگاه که ایران در آسیای مرکزی به دنبال رویکرد نهضتی است، اعتماد سیاسی را از بین می برد و درنتیجه بستری برای همکاری ایجاد نمی شود. جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس رویکرد فرهنگی در این کشورها ورود کند؛ یعنی گسترش تعاملات علمی، فرهنگی، اقتصادی و هنری اولویت کار با این کشورها باشد؛ مثلا دولت مالزی نگران است تنش بین بودایی ها و مسلمانان در این کشور افزایش پیدا نکند؛ چرا که اگر ایران بخواهد رویکرد شیعی را در آنجا ترویج کند ممکن است این کشور با افزایش دامنه اختلافات مذهبی و ایجاد مسئله امنیتی مواجه شود.
نگاه درست به ایران فرهنگی و میراث فرهنگی
مسئله مهم دیگر توجه به میراث ایران فرهنگی و همگرایی میان کشورهای حوزه تمدنی زبان فارسی است. توجه به ایران فرهنگی به این معنا نیست که تمام میراث ایران تاریخی را منحصر به ایران دانست. این نگاه برخلاف رویکردی است که یونسکو به دنبال ترویج آن است. برای نمونه یونسکو به دنبال آن است تا به جای آنکه یک کشور چوگان بازی کند ده کشور چوگان بازی کنند. یونسکو به دنبال تکثر در مالکیت های فرهنگی است تا تعداد بیشتری از کشورها آن میراث را از آن خود بدانند. این طور نیست که اگر میراثی فرهنگی در یک کشور ثبت فرهنگی شد دیگر کشورها از آن میراث محروم می شوند. این تکثر و تنوع فرهنگی برای ایران مفید است. اینکه چند کشور خود را میراث دار فردوسی و فارابی بدانند برای ایران بهتر است تا اینکه دیگران خود را از میراث زبان فارسی بیگانه بپندارند.
راهکارهای برای بهبود روابط ایران و کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز و کشورهای مسلمان شرق آسیا
این بخش از پژوهش راهکارهایی را برای روابط ایران و کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز و کشورهای مسلمان شرق آسیا پیشنهاد می کند:
- ایران حجم بالایی از تعاملات تجاری را با چین دارد و اگر ایران همکاری های ترانزیتی خود با چین را به صورت زمینی و ریلی گسترش دهد، آسیای مرکزی هم درگیر می شود و ایران پلی برای ارتباط این کشورها با آب های آزاد خواهد شد. در خصوص قفقاز هم باید بر اجرایی شدن کریدور شمال – جنوب تاکید کرده و ایران نباید به دنبال حذف آذربایجان از مسیر این کریدور باشد؛
- در سخنرانی های ریاست مجلس به کشورهای شرق جهان اسلام بیشتر اشاره شود. همچنین مناسب است ایشان به این کشورها سفر داشته باشند و حامل پیام سیاست جمهوری اسلامی در نگاه به شرق جهان اسلام باشند؛
- نگاه به شرق جهان اسلام نباید رویکردی حذفی باشد. ایران نیازمند تعامل با همه بازیگران از شرق آسیا گرفته تا غرب آسیا و حتی اروپا است. آنچه در این پژوهش شد بیان اهمیت جهان اسلام و منطقه آسیای مرکزی است؛ وگرنه در یک طرح کلی ایران نیازمند تعامل با همه جهان است و ارتباط با بخشی از جهان کشور را بی نیاز از ارتباط با سایر بخش ها نمی کند.
جمعبندی
با توجه به اهمیت فرهنگی، تمدنی و ژئوپلیتیک کشورهای آسیای مرکزی و شرق جهان اسلام برای ایران، این پژوهش به بررسی اهمیت کشورهای مسلمان آسیای جنوب شرقی و کشورهای حوزه تمدنی زبان فارسی در آسیای مرکزی و قفقاز پرداخت. جمهوری اسلامی ایران در گذشته یعنی در سال های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سال هایی که رویکرد دولت ها غربی بود، اشتباهاتی را در تعامل با این کشورها داشته است؛ با این حال ایران ظرفیت های زیادی دارد این توان را دارد تا اشتباهات گذشته را جبران کند. دولت ایران باید تسهیل گر روابط با کشورهای جهان اسلام باشد تا بخش خصوصی خودش در این زمینه فعال شود. برای تحقق این امر اقداماتی همچون ایجاد اراده سیاسی و تغییر رویکرد ایران از رویکرد نهضتی به رویکرد فرهنگی نیاز است. همچنین پژوهش حاضر راهکارهایی را برای بهبود روابط ایران و این کشورها پیشنهاد نموده است که ازجمله آن ها می توان به افزایش همکاری ریلی ایران و چین به منظور بهره گیری آسیای مرکزی از منافع این همکاری اشاره نمود.
این مطالعه در موسسه اندیشه و عمل پویا توسط رضا انصاری بارده در سال 1402 انجام شده است.



