آینده پژوهیروابط تجاری و اقتصادیسند تحلیل مسئلهصنعت و تجارت

آینده روابط اقتصادی ایران و عمان در پرتو سیاست صنعتی

بررسی فرصت ها و راهبردهای توسعه همکاری اقتصادی ایران با عمان در شرایط تحریم و جنگ

جنگ رمضان و تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، نقش تنگه هرمز و اهمیت همکاری های منطقه ای را برجسته کرد. در چنین شرایطی گسترش مناسبات اقتصادی با کشورهای همسایه به ویژه عمان که به دلیل موقعیت استراتژیک خود از تنش ها دور مانده، راه حلی حیاتی برای توسعه پایدار ایران است. اتصال منطقه مکران به کمربند اقتصادی چین-پاکستان، فرصت های نوینی برای رشد صادرات و جذب سرمایه گذاری فراهم کرده است. این مسیر نه تنها وابستگی به اقتصادهای متخاصم را کاهش می دهد، بلکه گردش مالی با تسویه های غیر دلاری و تمرکز بر صنایع قابلیت پایه، پایه های اقتصاد مقاومتی را تقویت می کند و چشم انداز توسعه اقتصادی ایران را در شرایط جنگ و تحریم بهبود می بخشد.

ضرورت و اهداف پژوهش

بحث توسعه ایران در شرایط بحران، سال هاست که مورد بحث است. با وجود این که برخی توسعه ایران را منوط به اراده آمریکا می دانستند؛ اما در دهه ۱۳۹۰ و با شدت گرفتن تحریم ها، کشور مسیر توسعه را ادامه داد. در شرایط جنگی حاضر، ایران رویکرد توسعه در حین مقاومت را پیش گرفته و قصد دارد در بحران از فرصت های پیش آمده استفاده کند. اکنون پس از تثبیت کنترل تنگه هرمز در جنگ رمضان، ایران با همکاری سه جانبه عمان و پاکستان قصد گسترش نفوذ در شمال اقیانوس هند را دارد.

در شرایط جنگ کم شدت طولانی و محدودیت های اقتصادی، طراحی اقتصاد حلقه بسته با کنترل ورودی ها و جریان مالی در شبکه ای امن منطقه ای ضروری است. صادرات صنایع قابلیت پایه با تسویه غیر دلاری، به ویژه در بازار روسیه و کشورهای منطقه، ابزاری مهم برای کاهش تحریم پذیری و تضمین ارز پایدار است. تنوع بخشی به تجارت با همسایگان شرق، عراق و کشورهای خلیج فارس نیز برای کاهش وابستگی حیاتی است. در این راستا عمان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خاص و بی درگیری در جنگ، فرصت های سرمایه گذاری قابل توجهی دارد که ایران می تواند از آن بهره ببرد. منطقه مکران نیز با اتصال به کمربند اقتصادی چین-پاکستان، مسیر دسترسی به بازارهای جهانی را دارد. با توجه به اهمیت روابط با عمان در جنگ رمضان، این پژوهش برنامه هایی برای افزایش صادرات قابلیت پایه به عمان ارائه داده است.

چرا ایران باید به طور ویژه از جهش اقتصادی عمان استقبال کند؟

عمان تنها کشور حاشیه جنوبی خلیج فارس است که سیاست رقابت منطقه ای با ایران ندارد و برخلاف عربستان، قطر و امارات، روابط مستقل و همراهی بیشتری با ایران دارد. جهش اقتصادی عمان به ویژه افزایش تولید نفت پس از جنگ رمضان، می تواند پیام مهمی درباره امکان توسعه اقتصادی بدون پیروی کامل از آمریکا و اسرائیل به منطقه ارسال کند. اگر ایران نقش فعالی در توسعه اقتصادی عمان ایفا کند، روابط متقابل و مثبت شکل می گیرد که به تداوم همکاری ها کمک می کند.

افزایش درآمد و توسعه زیرساخت های عمان ظرفیت آن را برای جایگزینی امارات به عنوان شریک مهم تجاری ایران افزایش می دهد. این امر دسترسی ایران به بنادر، مراکز مالی و پالایشگاه های عمان را بدون نیاز به سرمایه گذاری مستقیم تضمین می کند و مسیرهای غیرتحریمی تجارت پایدارتری فراهم می آورد. از منظر اقتصادی ایران می تواند منافع خود را از طریق امتیازهای غیرنقدی مانند سهم در صادرات گاز مشترک، قراردادهای فنی و مهندسی و صادرات مجدد کالا دریافت کند. این همکاری اقتصادی قوی، به ثبات و توازن منطقه ای کمک کرده و عمان را به شریک راهبردی در معماری اقتصاد حلقه بسته منطقه تبدیل می کند.

اقتصاد و استراتژی عمان

در سال ۲۰۲۳ تولید ناخالص داخلی عمان به حدود 38.2 میلیارد ریال عمانی (نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار) رسید و رشد ۱.۳ درصدی داشت. ساختار درآمدی عمان در حال تغییر است؛ درآمدهای غیرنفتی با ۲۷.۳ میلیارد ریال از درآمدهای نفتی 12.6 میلیارد ریالی پیشی گرفته اند که نشان دهنده موفقیت در تنوع بخشی اقتصادی است. حداکثر تولید نفت عمان که بازیگران منطقه ای قبول دارند حدود ۱ میلیون بشکه است. با این حال شرایط جدید تنگه هرمز و امنیت بهتر عمان به واسطه تاثیر ایران، می تواند این وضعیت را تغییر دهد و فرصتی برای افزایش تولید نفت این کشور ایجاد کند.

انرژی و تلاش عمان برای حضور در بازار LNG

عمان هنوز به نفت و گاز وابسته است اما به دنبال کاهش وابستگی به نفت و استفاده بیشتر از گاز طبیعی مایع (LNG) برای حفاظت از اقتصاد در برابر نوسانات قیمت نفت است. عمان در سال ۲۰۲۳ بیش از ۳۱۰ میلیون بشکه نفت صادر کرد که بیش از ۹۰ درصد آن به چین رفت. ذخایر نفتی عمان حدود ۵ میلیارد بشکه و ذخایر گازی ۲۴ تریلیون مترمکعب است که مزیت مهمی برای اقتصاد آن محسوب می شود. شرکت Oman LNG با سهام داری شل آمریکا فعالیت دارد که همکاری با آن را چالش زا می کند است. میدان گازی کیش که معادل 4 فاز پارس جنوبی ذخیره دارد و در آینده میدان مشترک گاز هیدراته با ایران یک فرصت تاریخی برای دور زدن تحریم ها در حوزه سرمایه گذاری برای ایران به وجود می آورد. در آینده و با تجاری سازی استخراج گاز هیدراته در دنیا، این فرصت به حد بالای خود می رسد. عمان تحت تحریم های آمریکا نیست و ایران می تواند از این فرصت با سرمایه گذاری چینی ها و ورود تکنولوژی گاز هیدراته، یک معامله دو سر برد را تجربه کند. نقش تجار شیعه عمان برای تشکیل شرکت جدید یا خرید سهام در این حوزه نیز اهمیت دارد.

مدل نقش آفرینی ایران در جهش اقتصادی عمان

در این بخش به بررسی این مدل پرداخته می شود:

نقش چین در روابط سه جانبه ایران–عمان–چین

چین بزرگ ترین مشتری نفت عمان و تقریبا تنها مشتری نفت ایران است و به دنبال توازن بین ایران، خلیج فارس و غرب است. تحریم های آمریکا حضور مستقیم چین در انرژی ایران را محدود کرده، بنابراین ایران می تواند مدل جایگزینی پیشنهاد دهد که چین در عمان سرمایه گذاری کند و بخشی از منافع آن از طریق قراردادها به ایران بازگردد؛ مثلا چین در پالایشگاه ها و میدان های نفتی عمان سرمایه گذاری کند و عمان متعهد شود سهمی از درآمد را صرف خرید کالا و خدمات از ایران کند. میدان مشترک هیدراته عمان و ایران با فناوری محدود توسط چین و چند کشور دیگر، فرصت استراتژیک توسعه فناوری گاز هیدراته است. این مدل ریسک تحریم ها را کاهش و همکاری منطقه ای را تقویت می کند و به ایران امکان سامان دهی اقتصادی گسترده تر در منطقه را می دهد.

ضمانت تحقق منفعت ایران

برای تضمین منافع ایران در پروژه های مشترک با چین و عمان، باید اقدامات مشخصی انجام شود:

  • شرکت های چینی از نیروی انسانی متخصص ایرانی و تعیین یک شرکت مشاور ایرانی به عنوان واسط و ناظر برای تبادل دانش فنی و کنترل منافع ایران استفاده کنند؛
  • چین باید به عمان اعلام کند که ادامه پروژه ها مشروط به کمک عمان در تسویه بدهی های ارزی ایران به چین و خرید کالا از ایران با نقش فعال نهادهای مالی ایرانی به عنوان ضامن اعتماد است.
  • ورود شرکت های تولیدی و خدماتی ایرانی مانند فولادمبارکه، مپنا و کیسون در زنجیره تامین و مدیریت پروژه ها برای تضمین مشارکت اقتصادی ایران وارد شوند و حضور مستمر در بازار عمان داشته باشند.

نفت؛ پایه اعتمادسازی

برای طراحی مسیر ۱۰ سال آینده، باید پذیرفت که ایران تحریم است و سرمایه گذاری خارجی محدود باقی می ماند. عمان سیاست بی طرفی مثبت را حفظ می کند و چین خریدار نفت ایران می ماند. استفاده از میادین مشترک مانند میدان هنگام و گاز هیدراته اهمیت دارد؛ اگرچه استخراج گاز هیدراته هنوز تجاری نشده است. ایران باید حسن نیت خود را با افزایش فروش نفت عمان نشان دهد؛ مثلا با توافقی مشابه قرارداد ایران و عربستان تحت محور چین، تولید نفت عمان ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار بشکه افزایش یابد و ۳۰٪ از درآمد افزایش، صرف خرید کالا و خدمات صنعتی از ایران شود. این همکاری های چندجانبه باعث اعتمادسازی، توسعه روابط تجاری و پایه ای برای همکاری های گازی گسترده تر خواهد شد.

ظرفیت اقتصادی ایران برای حضور در عمان

با وجود تحریم ها، سرمایه گذاری مستقیم در میدان گازی کیش که برابر حداقل ۴ فاز پارس جنوبی است، محدود است اما توسعه مشترک میدان هنگام و ظرفیت گاز هیدراته فرصت های مهمی برای دور زدن تحریم ها دارد. عمان می تواند در صادرات مجدد کالاهای ایرانی به شرق آفریقا، اقیانوس هند و هند نقش دروازه را ایفا کند؛ بخش هایی مثل شیلات، لجستیک و کشتی سازی ظرفیت همکاری مناسبی دارند. همچنین نیروی کار متخصص و خدمات فنی مهندسی ایران، با سابقه حضور در پروژه های نیروگاهی عمان، امکان حضور بیشتر در این بازار را دارند. صنعت خودرو ایران نیز، با محصولاتی مانند ریرا، تارا و شاهین، می تواند سهمی از بازار عمان به ویژه در کلاس های SUV و C داشته باشد که درآمد صادراتی بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در سال ایجاد می کند. این فرصت ها نشان دهنده توان صادراتی صنایع ایران است؛ مشروط به رفع موانع و تدوین یک پیمان هدفمند بین دو کشور.

جمع بندی

ایران در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی باید از فرصت همکاری با عمان بهره ببرد؛ کشوری که سیاست بی طرفی مثبت دارد و روابط همراهی با ایران را حفظ کرده است. با توسعه اقتصادی عمان و افزایش تولید نفت، ایران می تواند از میدان های گازی مشترک و ظرفیت گاز هیدراته بهره برداری کند و صادرات صنایع قابلیت پایه خود را به عمان و بازارهای منطقه ای گسترش دهد. نقش چین به عنوان سرمایه گذار و تسهیل گر همکاری سه جانبه مهم است. توسعه روابط اقتصادی از طریق افزایش صادرات نفت عمان و بازگشت درآمدها به صنایع ایرانی، اعتمادسازی و تقویت همکاری های منطقه ای را ممکن می سازد. با رفع موانع و تدوین پیمان های هدفمند، ایران می تواند جایگاهی قدرتمند در بازار عمان و منطقه داشته باشد.

این مطالعه در اندیشکده سیاست صنعتی و فناوری نوظهور با همکاری محمد زاهدی، محمد تقی ملائی و سیدعلی بنی لوحی در سال 1405 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

اندیشکده سیاست صنعتی و فناوری های نوظهور

اندیشکده سیاست صنعتی به دنبال تهیه و تدوین الگوی سیاست صنعتی برای صنعت جمهوری اسلامی ایران می باشد که از نقد الگوهای توسعه صنعتی گذشته و کشورهای پیشرفته بهره خواهد برد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا