ارزیابی و سطحبندی اندیشکدهها و اندیشهورزان دستور کار جدی جامعه اندیشکدههاست
مصاحبه با حمزه امیری، مدیر جامعه اندیشکدهها

جامعه اندیشکدهها بهعنوان واحد تخصصی رصد و ارزیابی خانه اندیشهورزان که از بدو تاسیس و شکلگیری نیز، با تمرکز بر ماموریت «پایش، رصد و ارزیابی اندیشکدهها» فعالیت خود را آغاز کرد؛ همواره تلاش داشته رشد و توسعه زیستبوم اندیشهورزی را از مسیر ارزیابیهای تخصصی پیگیر باشد. این ماموریت از ابتدای امر تاکنون با توجه به نونهالی فعالیتهای نهادی سیاستپژوهی و سیاستسازی در کشور، با اولویت قراردادن شکلگیری، هویتیابی، توسعه و تقویت اصل زیستبوم، و تعریف شاخصهای حداقلی و تسهیل حداکثری در زیستبوم اندیشکدهای کشور دنبال شده است. اینک پس از یکدهه فعالیت رصد فعالیتهای اندیشهورزی و نیز هویت بخشی و اظهار نقش اندیشکدهها و اندیشهورزان و نظر به مطالبه جدی محیط داخلی و بیرونی این زیستبوم، به نظر میرسد وقت آن رسیده است که با مرور دهه گذشته و اقتضائات و نیازمندیهای راهبردی کشور، این پایش و ارزیابی با دقت و ریزبینی بیشتری مورد توجه قرار گیرد. دراینراستا، دهه پیش رو، با مشارکت اندیشکدهها و صاحبنظران زیستبوم زمان مناسبی برای اعمال شاخصهای دقیقتر در سنجش فعالیتها و اقدامات اندیشکدهها و اندیشهورزان است. با این هدف، مجموعه مطالب و محتوای لازم جهت تبیین و تشریح این رویکرد جدید یکی از محورهای اصلی فعالیتهای ترویجی هفتههای پیش رو خواهد بود. در نخستین پست از این مجموعه، در گفتوگو با حمزه امیری، مدیر جامعه اندیشکدهها، ضرورت تاکید بر ارزیابی اندیشکدهها را از نظر میگذرانید.
ضرورت ارزیابی اندیشکدهها از کجا ناشی میشود؟
جامعه اندیشکدهها بهعنوان متولی رصد و ارزیابی اکوسیستم سیاستپژوهی در خانه اندیشهورزان بهدنبال نظام پایش و ارزیابی دقیقی است که بتواند با مدلی از ارزشگذاری فعالیتها و اثربخشیهای اندیشکدهها و اندیشهورزان مسیر بلوغ و شکوفایی دین حوزه راهبردی در کشور را بیش از پیش تسهیل کند. شاید در گامهای نخستی که این زیست بوم در مرحله جنینی و تولد بود خیلی امکان و اولویتی برای ارزیابی وجود نداشت و رویکردها بیشتر بهسمت ترویج و توسعه کمی اندیشکدهها و سیاستپژوهان بود اما قاعدتا از یک مقطعی باید کیفیسازی و تعمیق اثربخشیهای سیاستی توسط اندیشکدهها بیشتر مورد توجه قرار گیرد. چراکه بههرحال مجموعهها و افرادی که فعالیتها و خروجیهای موثرتری دارند باید مورد توجه قرار گیرند و بهعنوان الگوهای موفق به سایرین معرفی شوند. از طرفی توانمندسازیهای لازم برای تقویت و ارتقای فعالیتهای مجموعههایی که هنوز موفق به اثربخشیهای ملموس و مشخصی نشدهاند طراحی و پیادهسازی شود. از این طریق هم حمایتها و توامندسازیها هدفمندتر و موثرتر میشود و هم بهتدریج ایفای نقش نهادهای مشاوره سیاستی توسعه مییابد.
پروژه ارزیابی، چه مزایایی برای/درمواجهه با مخاطب هدف خارج از زیستبوم خواهد داشت؟
یک ضرورت دیگر هم آن است که در پاسخ به مراجعات و اعلام نیاز دستگاهها و نهادها میتوان پاسخهای دقیقتری ارائه کرد. ما تاکنون در پاسخ به دستگاهها یا به هر دلیل دیگری نیاز به شناسایی ظرفیتهای موجود در یک موضوع یا حوزه خاص داشتیم خیلی کلی و براساس دستهبندیها و اطلاعات کلی این شناسایی و معرفی را صورت میدادیم ولی الان هم دستگاه حاکمیت بهتدریج انتظار دقت و سرعت بیشتری از ما و مجموعه سیاستپژوهی کشور دارد پس حتما باید پایش و ارزیابیهای دقیقتری را در دستور کار داشته باشیم. البته این ارزیابیها همواره در جامعه اندیشکدهها و خانه اندیشهورزان وجود داشته ولی در سال گذشته حرکت جدیتری به این سمت داشتهایم و موفق شدهایم شاخصها و دادههای با کیفیتتری به این منظور داشته باشیم. جامعه اندیشکدهها بههرحال جامعترین فهرستبندی و ثبت و ضبط اندیشکدهها، اندیشهورزان و مسائل سیاستی کشور را دارد و طبیعتا حفظ و نگهداشت این سرمایه ارزشمند میطلبد که در حد توان این فهرستبندی و شناخت را با ریزدانگی بیشتر حاصل کرد.



