معرفی محرومیت انرژی و محروم ترین استان های ایران در این حوزه
ارائه راهکارهایی جهت کاهش محرومیت انرژی با تمرکز بر شناسایی مناطق محروم انرژی در کشور و با استفاده از شاخص هایی مشخص
محرومیت انرژی به عنوان یکی از چالش های مهم توسعه پایدار شناخته می شود که بر رفاه اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی جوامع اثرات منفی می گذارد. قرار گرفتن در وضعیت محرومیت انرژی، امکان دسترسی به منابع حیاتی نظیر برق و گاز را محدود کرده و توانایی جوامع برای تامین نیازهای ابتدایی خود را تحت تاثیر قرار می دهد. به همین دلیل، شناسایی دقیق و هدفمند مناطق محروم از انرژی و ارائه راهکارهای علمی برای رفع محرومیت انرژی امری ضروری است. در ایران، سیاست گذاری های کلان در اسناد بالادستی نظیر سند چشم انداز 1404، قانون برنامه ششم توسعه و سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی بر اهمیت عدالت در توزیع منابع و بهینه سازی مصرف انرژی تاکید دارند.
ضرورت و اهداف پژوهش
محرومیت انرژی در برخی از شهرستان های مناطق گرمسیر و برخی روستاها به دلیل استفاده از فناوری های ناکارآمد، نبود زیرساخت های مناسب و پایین بودن دانش مدیریت انرژی تشدید شده است. این مناطق، به ویژه در مواجهه با افزایش قیمت های حامل های انرژی، در معرض آسیب بیشتری قرار دارند و امکان استفاده بهینه از انرژی برای رفع نیازهای اولیه زندگی را ندارند. در این راستا، ممیزی انرژی به عنوان یکی از راهکارهای موثر برای شناسایی الگوهای مصرف، نقش مهمی در رفع محرومیت انرژی ایفا می کند. این رویکرد، با توجه به سیاست های اقتصاد مقاومتی و بهینه سازی مصرف سوخت می تواند به کاهش هزینه های انرژی برای خانوارهای محروم و افزایش بهره وری انرژی در سطح ملی کمک کند. از این رو در این گزارش، به ارائه راهکارهایی جهت کاهش محرومیت انرژی با تمرکز بر شناسایی مناطق محروم انرژی در کشور و با استفاده از شاخص هایی مشخص پرداخته شده است.
تعریف محرومیت
در یک تعریف اجمالی می توان محرومیت را وضعیتی دانست که مانع از حرکت و بروز استعدادهای افراد می شود. اما به طور کلی آنچه از محرومیت مدنظر است، محرومیتی است که مانع از حرکت افراد در راستای رفع نیازهای مادی اولیه باشد. خانواری که دسترسی به آب سالم ندارد در این تعریف محروم در نظر گرفته می شود؛ کسی که پس از چند ماه بیکاری نتوانسته کار مناسبی پیدا کند و در اثر ناامیدی متوقف شده نیز ذیل این تعریف قرار می گیرد. با این تعریف اولیه در ادامه به معرفی انواع محرومیت انرژی پرداخته می شود.
محرومیت ذهنی
گاهی افراد به لحاظ امکانات و استعدادها با کمبودی مواجه نیستند، اما نمی تواند حرکت و جریان داشته باشند. گاهی نیز کمبود به مقدار قابل توجهی نیست که مانعی در مسیر حرکت در نظر گرفته شود؛ اما این کمبودها توسط افراد به مثابه مانعی بزرگ تلقی می شوند؛ بنابراین آنچه از جانب ذهن افراد موجب توقف شود محرومیت ذهنی نام دارد. ناامیدی، عدم اطمینان، کمبود اعتماد به نفس و… از قبیل عوامل است.
محرومیت حقیقی
در محرومیت حقیقی برخی امکانات یا استعدادها بعضا مشمول کمبودهایی می شوند که آن کمبودها به لحاظ حقیقی مانع از حرکت افراد می شوند. معمولا در چنین شرایطی به ندرت و با وجود انگیزه فراوان امکان فراهم می شود.
معیارهای شناسایی محرومیت انرژی
نیاز به مصرف انرژی جزء نیازهای اساسی جامعه در نظر گرفته شده است و در مناطق مورد بحث، دانش ناکافی در مصرف درست انرژی، تمکن ناکافی جهت سکونت در منزلی با بهره وری انرژی یا عدم تمکن در استفاده از لوازم خانگی با مصرف انرژی بهینه از عمده دلایل ناتوانی در استفاده انرژی به اندازه نیاز است. از این رو در ادامه برخی از معیارهایی که در اولویت بندی مناطق هدف پراهمیت خواهند بود بیان می شود:
نرخ مشارکت
معمولا در جامعه، افرادی حضور دارند که با وجود تمایل به کار، شغلی برای آن ها تامین نمی شود؛ این افراد مدتی به دنبال کار مناسب می گردند و در صورت نیافتن کار دست از جست و جو می کشند. این شاخص از این نظر مورد توجه است که با بالا رفتن آن، احتمال رسیدن به شغل و به تبع آن درآمد، برای خانوارها افزایش پیدا می کند و در نتیجه احتمال تامین نیازهای اساسی بالا می رود.
ضریب جینی
این شاخص بیانگر درصد خانوارهای فقیر از کل جامعه است. قرار گرفتن ثروتمندان در کنار فقرا در یک جامعه، سبب مشاهده مکرر شوکت و منکت در اغنیا توسط فقرا می شود. مشاهده مکرر این پدیده توسط فقرا نتایج ذهنی متعددی به همراه دارد که یکی از آن ها احساس ناتوانی یا عدم لیاقت در افراد فقیر است.
تورم
پس از اینکه تورم در یک کشور اتفاق می افتد، هزینه های خانوار بالا می روند. از این رو خانوار در تامین سبد نیازهای اساسی ممکن است دچار مشکل شده و نتواند نیاز خود را تامین کند که با در نظر گرفتن انرژی به عنوان کالاهای اساسی، در واقع محرومیت حقیقی رقم می خورد.
سرانه کمک های اجتماعی
نهادهای اجتماعی مجموعه هایی هستند که جامعه هدف خود را پایش می کنند و به صورت میدانی و کیفی اطلاعاتی دقیق به دست می آورند. این شاخص از این جهت مورد توجه است که نهادهای اجتماعی اشراف اطلاعاتی بیشتری به مناطق محروم داشته و فقط تمرکز آن ها روی مناطقی با محرومیت حقیقی است.
اختلاف درآمد و هزینه
با توجه به شکل گیری هزینه ها براساس درآمد، صرف کفاف هزینه ها به معنای گریز خانوار از محرومیت نیست بلکه در سطوح درآمدی پایین به این معناست که از بسیاری از نیازهای ثانویه و بالاتر چشم پوشی شده و اصلا این هزینه ها لحاظ نشده است.
بیکاری
این شاخص نمایانگر نسبت افراد بیکار به جمعیت فعال جامعه است. این شاخص، از آن جهت که بر درآمد افراد تاثیرگذار است، اهمیت دارد.
روش اولویت بندی مناطق بر اساس شاخص ها
هر استان در این شاخص ها رتبه خاصی دارد که اولویت بندی را دچار مشکل می کند؛ لذا لازم است این شاخص ها به صورت روشمند تجمیع شده تا بتوان در نهایت یک رتبه بندی معین ارائه کرد. با توجه به این شاخص ها روش میانگین گیری وزنی به عنوان بهترین روش در نظر گرفته شده است. این روش به دلیل اینکه نیاز به بررسی همبستگی ندارد و امکان وزن دهی با توجه به سطح اهمیت شاخص ها وجود دارد، مورد توجه قرار گرفته است.
در این روش با رتبه بندی استان ها در هریک از شاخص ها، میانگین رتبه وزنی که برای شاخص ها در نظر گرفته شده است، محاسبه می شود. میانگین وزنی در سه شکل متفاوت با توجه به ضریب دهی به شاخص ها انجام گرفته است. در حالت اول میانگین گیری با توجه به بخش روستایی استان های متناظر با با شاخص هایی که داده های روستایی را داشته اند انجام گرفته است. در حالت دوم، میانگین گیری با توجه به بخش شهری استان ها انجام گرفته است و در حالت سوم، این کار به صورت تجمیعی انجام شده است. با انجام میانگین گیری وزنی برای پنج استانی که بدترین وضعیت انرژی از نظر محرومیت را دارا هستند، نتایج زیر به ترتیب به دست آمد:
- روستایی: هرمزگان، مرکزی، لرستان، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی.
- شهری: سیستان و بلوچستان، لرستان، هرمزگان، چهارمحال و بختیاری و کرمانشاه.
- تجمیعی: سیستان و بلوچستان، لرستان، خراسان جنوبی، هرمزگان و فارس.
با بررسی پنج استانی که بدترین وضعیت را دارا هستند، می توان دریافت که سه استان در هر سه حالت بررسی شده، مشترک هستند. استان های مشترک به ترتیب «سیستان و بلوچستان، لرستان و هرمزگان» هستند.
بسته سیاستی برای رفع محرومیت انرژی
دولت باید به رفع چالش های مالی و تسهیل دسترسی مناطق محروم به تجهیزات و فناوری های بهینه سازی مصرف انرژی بپردازد. از این رو اجرای بسته سیاستی انرژی زیر می تواند به دستیابی به عدالت در دسترسی به انرژی و کاهش محرومیت در سطح کشور منجر شود.
ارائه یارانه های هدفمند انرژی
سیاست های یارانه ای باید به سمت هدفمندسازی و حمایت از اقشار آسیب پذیر حرکت کنند. با توجه به اهمیت عدالت در توزیع منابع، یارانه های انرژی می توانند به صورت تخفیف در قبوض انرژی، نصب رایگان تجهیزات با بهره وری بالا و یا ارائه پنل های خورشیدی در مناطق محروم اختصاص یابند.
سرمایه گذاری های منطقه ای در مناطق اولویت دار
باتوجه به شاخص های ارائه شده در این گزارش، استان های سیستان و بلوچستان، لرستان و هرمزگان به عنوان مناطق اولویت دار شناسایی شده اند. این مناطق به دلیل سطح بالای محرومیت، نیازمند سرمایه گذاری های هدفمند در حوزه انرژی هستند.
جمع بندی
محرومیت انرژی در مناطقی از کشور به دلیل استفاده از فناوری های ناکارآمد، نبود زیرساخت های مناسب و پایین بودن دانش مدیریت انرژی تشدید شده است. با توجه به یافته های این پژوهش، مناطقی مانند سیستان و بلوچستان، لرستان و هرمزگان، در این دسته قرار می گیرند. استان ها به ویژه در مواجهه با افزایش قیمت های حامل های انرژی، در معرض آسیب بیشتری قرار دارند و امکان استفاده بهینه از انرژی برای رفع نیازهای اولیه زندگی را ندارند. از این رو دولت باید به رفع چالش های مالی و تسهیل دسترسی مناطق محروم به تجهیزات و فناوری های بهینه سازی مصرف انرژی بپردازد. اجرای بسته سیاستی انرژی (ارائه یارانه های هدفمند انرژی، سرمایه گذاری های منطقه ای در مناطق اولویت دار) می تواند به دستیابی به عدالت در دسترسی به انرژی و کاهش محرومیت در سطح کشور منجر شود.
این مطالعه در مرکز نوآوری تابا با همکاری امیرمحمد دهقان و سبحان تحویلیان در سال 1403 انجام شده است.




