امنیت و سیاست خارجیبررسی و تحلیلحوزه کشورهای منطقهسند هشدار راهبردی

بررسی مسائل سوریه پس از سقوط دولت بشار اسد

شناسایی مسائل سوریه پس از سقوط دولت بشار اسد، بررسی تاثیر آن بر منطقه و ایران و ارائه راهبردهایی برای ایران و جبهه مقاومت

سقوط دولت بشار اسد در سوریه در هفته های اخیر یکی از سریع ترین و پیچیده ترین فرایندهای براندازی در طول تاریخ به شمار می رود. این رویداد که در کمتر از 10 روز و با سقوط پی در پی شهرهای مهم و استراتژیک سوریه، مانند حلب و حماه، صورت پذیرفت؛ منجر به پایان حکومت بیش از 50 ساله خاندان اسد در سوریه شد. با پایان یافتن این دوره تاریخی در سوریه، دوره ای جدید در سوریه آغاز شده است که نه تنها به تغییر سرنوشت این کشور منجر خواهد شد، بلکه می تواند آغازگر فصلی جدید در معادلات منطقه ای و روابط قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای باشد.

ضرورت و اهداف پژوهش

یکی از مهم ترین رخدادهای اخیر در منطقه خاورمیانه و جهان، سقوط دولت بشار اسد در سوریه بود. با این حال باید بیان داشت که تحلیلگران ایرانی در حوزه تبیین مسئله سوریه، بیشتر از واقعیت های میدانی آن کشور ضعف داشته و آسیب پذیر هستند. «واقعیت های سوریه» بسیار مهم هستند، اما تفسیر دشمن از آن بسیار مهم تر است. دشمن می خواهد از واقعیت های سوریه این تفسیر را بسازد که «مقاومت» شکست خورده است. با توجه به ضرورت شناخت مسئله مقاومت و آینده پیش روی ایران و منطقه، گزارش حاضر به بررسی و تحلیل مسائل سوریه و تاثیر آن بر منطقه و ایران پرداخته است.

چرا بشار اسد سقوط کرد؟

شاید جدی ترین سوال درباره سوریه این باشد که چرا بشار اسد سقوط کرد؟ در پاسخ باید بیان داشت که در سوریه ارتش نمی جنگید و از هنر رزم، فقط عقب نشینی را می دانست. روسیه که یکی از امیدهای اسد بود، عملا نتوانست یا نخواست کاری برای او انجام دهد. حزب الله لبنان درگیر بازسازی درونی بعد از جنگ با اسرائیل بود و نمی توانست کمکی به اسد کند. مقاومت عراق، عملا وارد معرکه نشد؛ یا به این دلیل که اجماعی برای ورود به سوریه وجود نداشت و یا این که بیمناک فعال شدن هسته های تکفیری در عراق بود.این کشور ترجیح خود برای احتمال یک جنگ داخلی آماده کند. ایران نیز نه نیرویی فرستاد و نه حتی با موشک مواضع تروریست ها را هدف قرار داد. مردم سوریه نیز که در سال های اخیر درگیر ناکارآمدی دولت و فقر فزاینده بودند، انگیزه ای برای کمک به حکومت اسد نداشتند. مقاومت مردمی داخل سوریه نیز دو سال قبل با درخواست خود بشار اسد منحل شده بود. در طرف دیگر اما نیروهای تحریرالشام با سازماندهی کامل نظامی و رسانه ای وارد شدند.

بررسی ابعاد مختلف رخدادهای سوریه

در این بخش به بررسی و تحلیل ابعاد مختلف اتفاقات سوریه پرداخته می شود:

چاقو دسته خود را خواهد برید

اکنون صدای زوزه شادمانه گرگ ها بر جنازه امنیت سوریه شنیده می شود، اما در وقایع سوریه همه طرف های درگیر باید به خوبی بدانند که آنارشیسم و تروریسم، چاقویی است که دسته خود را دیر یا زود خواهد برید. استفاده ابزاری از گروه های تروریست و بدسابقه در جهان پیشینه دارد و در همه موارد نیز روزی ورق برگشته و چاقو دسته خود را بریده است؛ مانند القاعده که بلای جان آمریکایی ها شد. ترکیه، قطر، صهیونیست ها و آمریکایی ها یک بار دیگر دست به قمار زده اند و بدون شک این ناامنی روزی دامان خود آن ها را خواهد گرفت و نه تنها اهدافشان در سوریه را برآورده نمی کند که باید تبعات آن را سال ها تحمل کنند.

آیا مقاومت متوقف خواهد شد؟

بدون تردید آنچه در سوریه گذشت، مطلوب ایران و جبهه مقاومت نبود؛ اما مگر مقاومت فقط یک مسیر و یک طرح دارد؟ پشتیبانی از جبهه مقاومت ده ها مسیر شناخته شده و صدها مسیر نامعلوم دارد. آیا پشتیبانی مقاومت از یمن که در محاصره کامل است تا الان قطع شده است که پشتیبانی از لبنان قطع شود؟ مقاومت در بخشی از ملت سوریه کامل ریشه دار و درونی است و یک کالای صادراتی نیست. اگر تا دیروز در سوریه دولتی مستقر بود که رسما به جبهه مقاومت کمک می کرد؛ با این حال گرفتار محدودیت هایی نیز بود. اینک این گروه ها و هسته های مقاومت در سوریه علیه اسرائیل خواهند بود که بدون هیچ محدودیتی می توانند مسیر مقاومت را همچنان باز نگه دارند و نقطه اتصال مقاومت نه تنها به لبنان فقط که به تمام اروپا و افریقا باشند.

روسیه و بحران سوریه

در رابطه با روسیه در بحران اخیر نیز باید گفت که مهم ترین پایگاه نفوذ روسیه در منطقه در سوریه بود. به نظر می رسد آمریکایی ها با ایجاد بحران در سوریه به دنبال فشار بر روسیه برای انعطاف در اوکراین بودند که بدین طریق یک فشار همه جانبه به روسیه اعمال کنند. روسیه که قبلا دریای بالتیک و دریای سیاه را از دست داده بود اینک دریای مدیترانه را هم از دست می دهد. حالا روسیه مجبور است ایران را در معادلات خود جدی تر وارد کند و وابستگی اش به کریدورهای ایران بیش از گذشته خواهد شد و این، یکی از فرصت های جدید ایران در بحران سوریه خواهد بود.

سناریوهای ترسیمی آینده سوریه پس از سقوط دولت اسد

سناریوهای محور «آمریکایی- عبری– ترکی»، پس از سقوط دولت اسد، هر چه باشد؛ تشکیل یک دولت قوی و یکپارچه با حفظ تمامیت سوریه یکی از آن ها نیست. سوریه قابل قبول از نظر این دولت ها، کشوری بسیار ضعیف است که نه استقلال دارد و نه دارای تمامیت ارضی است. داستان ایجاد «کریدور داود» و تلاش برای تشکیل دو دولت مستقل در شمال و جنوب سوریه (علاوه بر یک یا دو دولت در مرکز سوریه) و ایجاد کانال ارتباطی بین آن ها از منطقه التنف، چه راست باشد و چه دروغ؛ واقعیت صحنه این است که آینده سوریه تحت اشغال تروریست های تحریرالشام با هرج و مرج کامل همراه است. هدف نیز سرگرم کردن منطقه در جنگ های بی پایان برای ایجاد حاشیه امن برای اسرائیل است. عجیب آن که ترکیه با حماقت تمام در این بازی خود را وارد کرد و اردوغان خیلی زود خواهد فهمید که او بازنده اصلی این خیانت کثیف خواهد بود.

حضور و نقش بازیگران متعدد منطقه ای و بین المللی در سوریه، وجود گروه های نظامی متعدد با روحیات و ایدئولوژی های متکثر و بعضا در تضاد با هم و همچنین وجود گسترده تسلیحات در دست مردم و گروه های مختلف سوری، آینده این کشور را بسیار تیره و تار نشان می دهد. گروه هایی که برای مبارزه با اسد ائتلاف کردند دارای شکاف های عمیقی به لحاظ ایدئولوژیک و سیاسی هستند؛ از نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری مظلوم کوبانی (کُردها) گرفته تا تحریرالشام به رهبری جولانی (حامیان اخوان المسلمین که خود متشکل از ده ها گروه کوچک و بزرگ با عقاید و دیدگاه های متفاوت است) و نیز گروه های ملی گرا و سکولار و مذهبی غیرسنی. علوی ها، دروزی ها، شیعیان و مسیحیان سوریه نیز گرچه اقلیت هستند، ولی به هر صورت دارای نفوذ عمیقی در نظام اداری قبلی سوریه هستند. از دیدگاه عوامل خارجی نیز دیدگاه های متضاد زیادی بر داستان سوریه حاکم است. منافع محور عبری- عربی- ترکی- آمریکایی که باعث و بانی وقایع سوریه بودند کاملا یکسان نیست. ترک ها همین الان نیز بر سر قلمرو نفوذ “قسد” در سوریه اختلاف عمیقی با آمریکا دارند. محور عربی نیز قطعا راضی به قدرت یافتن اسلام اخوانی در سوریه نیست. درمقابل آمریکایی ها و صهیونیست ها روی کار آمدن یک دولت ایدئولوژیک را بر نخواهند تابید و برایند همه اراده های بازیگران منطقه، واحد و یکسان نخواهد بود.

وضعیت آینده منطقه

به نظر می آید پس از سقوط دولت اسد در سوریه، نقش آفرینی ترکیه در منطقه بیشتر شود و احتمال انجام اقدامات دیگری در سطح منطقه همچون تلاش برای اشغال استان سیونیک توسط آذربایجان و احداث کریدور زنگزور توسط ترکیه وجود دارد. مسیر زمینی و رسمی ارتباطی ایران با لبنان نیز قطع شده است و شاید اسرائیل دوباره به لبنان حمله ور شود. با در اختیار قرار گرفتن آسمان سوریه توسط اسرائیل، قطعا تحرکات صهیونیست ها علیه ایران تسهیل می شود؛ چه بسا در روزهای پیش رو حملات علیه مقاومت یمن نیز تشدید شود و تلاش کنند که دریای سرخ را برای اسرائیل امن کنند.

با ارتباط رسمی تروریست های تحریرالشام با بخشی از گروه های تجزیه طلب کردی و بلوچ ایرانی، احتمال افزایش تحرکات این گروهک ها نیز وجود دارد. گزارشاتی مبنی بر ارتباط گروهک جندالله با تروریست های شامی نیز وجود دارد. شباهت بسیاری نیز بین ایدئولوژی و ریشه و سابقه طالبان و تحریرالشام موجود است. در روزهای اخیر گزارشاتی از فراخوان تروریست های ازبکی و ترک زبان از سوریه به مناطق اطراف ایران مخابره شده است. در طرف دیگر همان مسائلی که سبب دوری مردم سوریه از دولت بشار اسد شد در ایران نیز به صورت گسترده وجود دارد و برخی نیز بدون توجه به این مسائل، آن را تشدید می کنند. نرخ کنونی ارز، وضعیت برق و گاز کشور، مسائل معیشتی و اقتصادی و نظایر این ها، دستاویزهای خوبی برای ایجاد بحران داخلی است. دولت چهاردهم نیز تا این جای کار هنوز نتوانسته است ثبات لازم را در اقتصاد و معیشت مردم ایجاد کند و مردم نگرانی های جدی در این حوزه ها دارند.

راهبردهایی برای جبهه مقاومت به منظور مقابله با توطئه ها

در ادامه راهبردهایی برای جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت در مقابله با توطئه های موجود سفارش شده است.

راهبردهای جبهه مقاومت

حالا زمان آن است که محور مقاومت با درس گرفتن از حوادث گذشته، سازماندهی و انسجام بخشی مجدد و استفاده از فرصت های موجود در دل بحران های کنونی را مدنظر خود قرار دهد. در نبرد روایت ها، جبهه مقاومت باید آرایش جدید و موثر رسانه ای پیدا کند و در جبهه حقوقی نسبت به جنایات صهیونیست ها فشارهای لازم افزایش یابد. در خطوط مقاومت به ویژه در عراق و لبنان و یمن باید هماهنگی کامل ایجاد شود تا مقاومت مجددا ابتکار عمل را دست گیرد.

راهبردهای بین المللی جمهوری اسلامی ایران

وزارت امور خارجه برای هماهنگی ایران و روسیه و کشورهای منطقه و تعیین منافع مشترک جدید، باید همه تلاش خود را صرف کند. پیمان های منطقه ای موثر دفاعی و اقتصادی باید تسریع شوند و کریدورهای اقتصادی کشور باید هر چه زودتر به فعلیت برسند. همچنین بایستی راهبردهای کشور در مورد کشورهای همسایه که منافع ایران را نادیده می گیرند صریح تر شود.

راهبردهای داخلی جمهوری اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران باید علاوه بر آن که با دقت و وسواس، مسائل منطقه و خصوصا مقاومت در لبنان و عراق و یمن را زیر نظر می گیرد؛ به مسائل داخل و اطراف کشور و برنامه های دشمنان برای کشور توجه و عنایت لازم را داشته باشد. مسئولان کشور بایستی سیاست های اقتصاد مقاومتی را پیگیری و مجدانه عمل کنند و وحدت جریان های سیاسی داخلی و حمایت از وفاق ملی در حد شعار باقی نماند. مردم اساس قدرت جمهوری اسلامی ایران هستند. اولا نباید از نقش آنان در مدیریت این بحران ها غفلت کرد؛ ثانیا باید به مشکلات آن ها به جد رسیدگی کرد و ثالثا باید در دادن اطلاعات به مردم با شفافیت بیشتری عمل کرد.

جمع بندی

یکی از مهم ترین رخدادهای اخیر در منطقه خاورمیانه و جهان، سقوط دولت بشار اسد در سوریه بود. با این حال تحلیلگران ایرانی در حوزه تبیین مسئله سوریه ضعف داشته و آسیب پذیر هستند. لذا گزارش حاضر به بررسی و تحلیل مسائل سوریه و تاثیر آن بر منطقه و ایران پرداخته است. بدون تردید آنچه در سوریه گذشت مطلوب ایران و جبهه مقاومت نبود؛ اما راه برای جبهه مقاومت همچنان باز است. بررسی ها و تجربه های گذشته حاکی از آن است که سه عامل «حضور و نقش بازیگران متعدد منطقه ای و بین المللی در سوریه»، «وجود گروه های نظامی متعدد با روحیات و ایدئولوژی های متکثر و بعضا در تضاد با هم» و «وجود گسترده تسلیحات در دست مردم و گروه های مختلف سوری»، آینده این کشور را بسیار تیره و تار نشان می دهد. همچنین منافع محور عبری- عربی- ترکی- آمریکایی که باعث و بانی وقایع سوریه بودند، کاملا یکسان نیست. در این راستا محور مقاومت باید به منظور مقابله با توطئه هایی که هم اکنون در این منطقه در جریان است با دقت و وسواس، مسائل منطقه و خصوصا مقاومت در لبنان و عراق و یمن را زیر نظر دهد. علاوه بر این، جمهوری اسلامی ایران باید به مسائل داخل و اطراف کشور و برنامه های دشمنان برای کشور توجه و عنایت لازم را داشته باشد.

این مطالعه در اندیشکده راهبردی نگاه توسط علیرضا دیانی نژاد در سال 1403 انجام شده است.

 

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

اندیشکده راهبردی نگاه

اندیشکده راهبردی نگاه، اندیشکده‌ای متشکل از نخبگان و فعالان فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی برای گفتگو، اندیشه‌ورزی و هم‌افزایی با اهداف ذیل است: 1. افزایش بهره‌وری و توانمندی نخبگان و کارشناسان «نگاه» در زمینه سیاست‌گذاری و آینده پژوهی فرهنگی و اجتماعی؛ 2. توسعۀ گفتگو، ارتباط و هم‌افزایی میان نخبگان و نهادهای مردمی و حاکمیتی، برای ارتقا بخشی به تصمیم‌سازی بهنگام و پیشرو در حوزه‌های فرهنگی اجتماعی کشور؛ 3. ارتقای سطح مدیریت دانش و کاربست توصیف‌ها و تجویزهای راهبردی در حوزه های فرهنگی اجتماعی جهت حل چالش‌های کشور 4. افزایش سرمایۀ فکری، فرهنگی و اجتماعی کشور جهت تحقق بیانیه گام دوم انقلاب.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا