امنیت و سیاست خارجیبررسی و تحلیلحکمرانی بخش سیاست خارجیسند تحلیل مسئله

پیشران و پسران های حمایت چین از ایران در جنگ با اسرائیل

بررسی عوامل محرک و موانع حمایت چین از ایران طی جنگ 12 روزه با رژیم صهیونیستی و آمریکا

تاریخ روابط بین الملل نشان می دهد که حمایت قدرت های بزرگ از قدرت های میانه به ویژه در شرایط جنگی، از عوامل تعیین کننده در شکل دهی به معادلات قدرت و تغییر سرنوشت جنگ است. این نوع حمایت می تواند ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی و اطلاعاتی داشته باشد و به طور قابل توجه ای توان مقاومت یا کنشگری یک قدرت میانه را افزایش دهد. در جنگ اخیر، در حالی که رژیم صهیونیستی از حمایت های معتنابه آمریکا و کشورهای اروپایی برخوردار بود، جمهوری اسلامی ایران، خود را در دفاع از میهن، تنها یافت. اهمیت این امر، موضوع حمایت قدرت های بزرگی مانند چین و روسیه از ایران را به یکی از موضوعات چالش برانگیز فضای کارشناسی و حتی رسانه ای داخل کشور مبدل کرده است.

ضرورت و اهداف پژوهش

رابطه چین با ایران در بستر جنگ با رژیم صهیونیستی و آمریکا، در قالب یک تعامل راهبردی و مبتنی بر موازنه منافع قابل تبیین است. در سیاست خارجی چین، برخلاف تصور عمومی، گزاره هایی نظیر «حمایت بلاشرط از ایران توسط چین» یا «رهاسازی کامل ایران توسط چین»، جایی ندارند. سیاست خارجی چین مبتنی بر احتیاط، پرهیز از تقابل آشکار با غرب و اولویت بخشی به ثبات ژئواقتصادی است. با این حال موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، ظرفیت های انرژی، نقش ایران در حفظ ثبات پیرامونی چین و نیز اثرات الگویی راهبرد مقاومت در برابر قدرت های بزرگ؛ دلایل قانع کننده ای را برای حمایت ولو غیرمستقیم پکن از تهران فراهم کرده است. از این رو حمایت چین از ایران، تابع محاسبه ای دقیق از منافع و ریسک های راهبردی است. موفقیت ایران در جذب این حمایت ها، منوط به چینش هوشمندانه اهرم های متقابل و اعتمادسازی راهبردی در روابط دو جانبه است. از این رو در این پژوهش به بررسی عوامل محرک و موانع حمایت چین از ایران طی جنگ با رژیم صهیونیستی و آمریکا پرداخته شده است.

پیشران های حمایت چین از ایران

پیشران هایی وجود دارد که حمایت چین از ایران در جنگ با رژیم صهیونیستی را، منطقی و توجیه پذیر می سازد. این پیشران ها عبارت اند از:

جلوگیری از تسری ناامنی به غرب چین در پی بی ثباتی در ایران

ایران طی دهه های گذشته نقش بی بدیلی در مهار تهدیدات تکفیری، تروریستی و افراط گرایی در غرب آسیا و آسیای مرکزی ایفا کرده است. بی ثباتی در ایران، خواه در اثر فشار نظامی یا جنگ فرسایشی، می تواند مسیرهای انتقال افراط گرایی را به سمت مرزهای غربی چین باز کند. افزون بر آن، نفوذ عمیق ترکیه در جوامع ترک زبان، به ویژه اویغورها، ظرفیت بالقوه ای برای تهدید درونی در غرب چین پدید می آورد؛ ظرفیتی که در فقدان سد ژئوپلیتیکی ایران، به راحتی توسط ناتو و متحدانش فعال می گردد.

کاستن از سرعت انسجام قوای آمریکا و ناتو در شرق آسیا

تا زمانی که ایران یک قدرت مقاوم در غرب آسیاست، آمریکا ناچار به تخصیص منابع، ظرفیت های اطلاعاتی و نیروهای خود در این منطقه است. تضعیف یا حذف ایران، آزادی استراتژیک بیشتری برای تمرکز بر مهار چین فراهم می آورد. در نتیجه، حمایت از ایران، می تواند به منزله گسترش خاکریزهای دفاعی چین در ورای مرزهایش باشد.

ممانعت از افزایش وابستگی چین به منابع نفتی هم پیمانان آمریکا در منطقه و روسیه

در حوزه نفت، ایران اهرم موازنه ساز چین در قبال واردات نفت از هم پیمانان آمریکا در منطقه و همچنین روسیه محسوب می شود. در واقع چین با واردات نفت از ایران، توانسته است منابع تامین انرژی خود را متنوع تر ساخته و وابستگی خود را به منابع روسی و آمریکایی کاهش دهد. همچنین در شرایطی که امنیت چین از حیث دسترسی به منابع و هم از حیث انتقال انرژی از ناحیه آمریکا، آسیب پذیر است و آمریکا می تواند در روز مبادا از اهرم های خود برای مهار چین استفاده می کند، ایران و منابع انرژی آن، اهمیت بیشتری نزد چین پیدا کرده است؛ چرا که چین، تهران را نیروی مستقل بازار انرژی به ویژه در برابر آمریکا می داند.

جلوگیری از افزایش کنترل آمریکا بر گلوگاه های جهانی

با حذف ایران مستقل از معادله، آمریکا و متحدانش بر تنگه هرمز، باب المندب، کانال سوئز، تنگه ملاکا و سایر مسیرهای دریایی کنترل بیشتری خواهند داشت. باید توجه کرد که رقابت قدرت های بزرگ، یک رقابت شبکه ای است که در آن تسلط بر گلوگاه ها، نقش حیاتی ایفا می کند. در این رقابت، قدرتی پیروز است که در روزهای صلح، آسیب پذیری خود را برای روزهای جنگ کاهش داده باشد. افزایش تسلط آمریکا بر گلوگاه های جهانی، چین را در موقعیت شکننده ای در عصر رقابت قدرت های بزرگ قرار می دهد.

ناکام گذاشتن آمریکا در نظامی سازی رقابت با چین

سال هاست که غرب به رهبری آمریکا به دنبال الگوی ناتوسازی در شرق آسیاست. تجربه ای موفق در غرب آسیا، الگویی برای بازتولید در شرق آسیا خواهد بود. مقاومت ایران، تجربه ای گران قیمت برای مهار سیاست نظامی سازی آمریکاست که شکست آن، پیامدهای مستقیم برای تایوان، دریای چین جنوبی و ساختار ژئوامنیتی شرق آسیا به دنبال دارد.

پسران های حمایت چین از ایران

پسران های که مانع از حمایت چین از ایران در جنگ می شود یا حمایت ها را محدود می سازد؛ عبارتند از:

نگرانی از واکنش کشورهای غربی

هر گونه فروش یا انتقال تسلیحات پیشرفته به ایران می تواند چین را مشمول تحریم های ثانویه آمریکا و اتحادیه اروپا کند. افزون بر این، در صورت حمایت گسترده نظامی چین از ایران، احتمالا کشورهای غربی حمایت تسلیحاتی خود از تایوان را افزایش خواهند داد که چنین امری می تواند منافع راهبردی چین را به خطر اندازد.

نگرانی از تیره شدن روابط با کشورهای حاشیه خلیج فارس

چین در دهه گذشته به مهم ترین شریک تجاری کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بدل شده و حدود 36 درصد نفت خام خود را از این منطقه تامین می کند. پکن مایل نیست با حمایت رسمی و آشکار از ایران، اعتماد و فرصت های اقتصادی در عربستان، امارت و قطر را به خطر اندازد. حمایت رسمی از ایران در جنگ، دست برتر ایران در برابر کشورهای حاشیه خلیج فارس را تقویت می کند که این امر می تواند با واکنش این کشورها علیه چین همراه شده و تمایل آن ها به تعمیق روابط با آمریکا را افزایش دهد.

ادارک چین نسبت به پیچیده بودن منازعات در غرب آسیا

تجربه های شکست خورده دخالت نظامی شوروی در افغانستان و آمریکا در افغانستان، عراق و لیبی، چین را به این نتیجه رسانده که منازعات در غرب آسیا پیچیده تر از آن است که با مداخله نظامی یک قدرت بزرگ حل شود. در این چارچوب، پکن همواره ترجیح داده است به جای ورود مستقیم نظامی یا امنیتی به معادله، از ابزارهای اقتصادی بهره ببرد.

حوزه های امکان پذیر برای حمایت چین از ایران

پیشران ها، حمایت از ایران در جنگ را توجیه پذیر می کنند. اما پسران ها، آن را در قالب های اقتصادی یا حمایت های پنهان در حوزه تامین برخی قطعات نظامی یا کالاهای با کاربرد دوگانه محدود می سازد. به طور کلی، حوزه هایی که انتظار می رود چین از ایران در جنگ، حمایت به عمل آورد به شرح زیر است:

  • حوزه سیاسی: چین در بیانیه های رسمی، نگرانی عمیق خود را نسبت به حملات نظامی رژیم اعلام و این حملات را محکوم کرد. مواضع چین، در عمل به منزله ایجاد سپری سیاسی برای کاهش فشارهای بین المللی علیه ایران عمل می کند. همچنین با توجه به این که چین یکی از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل است، می تواند از ایجاد یک اجماع نظامی علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد ممانعت به عمل آورد.
  • حوزه اقتصادی: چین یکی از معدود کشورهایی است که علی رغم فشارهای تحریمی، واردات نفت از ایران را نه تنها متوقف نکرده بلکه حفظ و حتی تقویت کرده است. استمرار صادرات نفت ایران به چین می تواند نقش کلیدی در تامین هزینه های دفاعی و ثبات داخلی کشور ایفا کند.
  • حوزه نظامی: با وجود آن که دکترین سیاست خارجی چین ورود به درگیری های مستقیم را منع می کند اما در سطوح زیرساختی و لجستیکی، شواهدی از حمایت پنهان پکن از توان دفاعی ایران دیده می شود.

جمع بندی

تحلیل روابط کشور چین با جمهوری اسلامی ایران در بستر جنگ با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا، نشان می دهد که مجموعه ای از پیشران ها و پسران ها، سیاست های پکن در قبال تهران را شکل می دهند. از حیث پیشران ها، ایران در جایگاه یک قدرت میانه با نقش راهبردی در مهار گروه های تروریستی، حفظ ثبات منطقه ای، تنوع بخشی به منابع انرژی چین و ممانعت از تسلط آمریکا بر گلوگاه های راهبردی جهانی، از اهمیت بالایی برای پکن برخوردار است. از حیث پسران ها، محدودیت هایی نظیر نگرانی چین از واکنش منفی غرب و تمایل سنتی پکن به پرهیز از مداخله در منازعات پیچیده غرب آسیا، حمایت های چین از ایران را به حوزه های محدودتری همچون سیاست و اقتصاد تقلیل می دهد. در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران می تواند با اتخاذ سیاست هاییی هوشمندانه، مشوق هایی برای تقویت حمایت چین فراهم آورد.

این مطالعه در موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران توسط مصطفی کوشکی در سال 1404 انجام شده  است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

موسسه تهران ضمن توجه به نیازها و ضرورت ‌های حوزه سیاستگذاری، تولید منابع مرتبط با حوزه‌ های سیاست خارجی، مطالعات استراتژیک و امنیت بین ‌الملل را برای مخاطب دانشگاهی مدنظر قرار داده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا