تحلیل عملکرد برون مرزی وزارت امور خارجه آمریکا در حوزه زنان و خانواده
تحلیل استراتژی ها و تاثیرات برنامه های وزارت امور خارجه آمریکا در حوزه زنان و خانواده در سطح جهانی
زنان از دیرباز یکی از اصلی ترین بازیگران تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع بوده اند. با این حال در دهه اخیر رخدادهای مهمی در سطح کشورهای مختلف توسط زنان رقم خورده که نشان دهنده قدرت و نقش زنان در تغییرات اجتماعی و سیاسی در سراسر جهان است. در این میان، ایالات متحده آمریکا با درک اهمیت نقش زنان و ظرفیت بالای آن ها در پیشبرد اهداف اجتماعی و سیاسی، از این ظرفیت در راستای منافع ملی خود بهره می برد. این اقدامات نه تنها به پیشبرد اهداف استراتژیک آمریکا کمک می کند، بلکه در تلاش است تا تصویری مترقی و پیشرو از این کشور در سطح جهانی ارائه دهد.
ضرورت و اهداف پژوهش
زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می دهند و توانایی های آنها در در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، ظرفیتی بزرگ برای پیشرفت جوامع محسوب می شود. در برخی از کشورها، نظیر ایران به این موضوع کمتر توجه شده است؛ اما کشورهایی نظیر ایالات متحده با حمایت از جنبش های زنان در کشورهای مختلف و ترویج برابری جنسیتی، از ظرفیت زنان در پیشبرد منافع ملی خود بهره می برد. جنبش هایی نظیر “زن، زندگی، آزادی” در ایران و “زنان صلح را طلب می کنند” در فلسطین اشغالی، نمونه ای برنامه های وزارت امور خارجه آمریکا از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۳ هستند که رویکرد این کشور در استفاده از ظرفیت زنان برای اهداف استراتژیک خود را نشان می دهد. از این رو این گزارش به بررسی برنامه های وزارت امور خارجه آمریکا در حوزه زنان و خانواده در سطح جهانی می پردازد.
عملکرد برون مرزی وزارت امور خارجه آمریکا در موضوع زنان و خانواده
در این بخش به بررسی عملکرد برون مرزی وزارت امور خارجه آمریکا در موضوع زنان و خانواده در قالب 5 موضوع پرداخته شده است:
زنان، صلح و امنیت (WPS)
مفهوم «زنان، صلح و امنیت» (WPS) یکی از پایه ای ترین استراتژی های آمریکا در حوزه زنان است. مفهوم اولیه زنان، صلح و امنیت از دهه های پایانی قرن بیستم و به ویژه پس از پایان جنگ سرد در پاسخ به دو مسئله کلیدی شکل گرفت: 1. نقش محوری زنان در پیشگیری و حل منازعات 2. تاثیرات شدید جنگ ها و درگیری های مسلحانه بر زنان و دختران. کنفرانس جهانی زنان در پکن در سال 1995 نقطه عطفی برای برجسته کردن نیاز به مشارکت زنان در صلح و امنیت بود.
گفتمان «زنان، صلح و امنیت» (WPS) به ظاهر دغدغه ای جهانی و انسانی است، اما در واقع بخش زیادی از آن ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی و هژمونیک ایالات متحده محسوب می شود. آمریکا با به کارگیری شعارهای حقوق بشری و فمینیستی، مداخلات نظامی و سیاسی خود در کشورهای دیگر را توجیه می کند، در حالی که نابرابری های جنسیتی و تبعیض در داخل خود را حل نکرده است. برنامه های WPS عمدتا به مسائل ظاهری مانند افزایش حضور زنان در نهادهای سیاسی می پردازند و به ریشه های عمیق مشکلات زنان مانند فقر، نابرابری ساختاری و اشغال نظامی توجهی ندارند. همچنین فقدان شفافیت، پاسخگویی و مشارکت فعال زنان محلی، کارایی برنامه ها را کاهش داده و باعث شده این سیاست ها بیشتر نمایشی و ابزاری سیاسی باشند تا واقعی و مؤثر. در نهایت تا زمانی که این گفتمان در خدمت منافع قدرت های بزرگ باشد، نمی تواند به بهبود واقعی وضعیت زنان در مناطق درگیری منجر شود.
آموزش عمومی دختران نوجوان
موضوع توانمندسازی دختران نوجوان یکی از محورهای مهم در گفتمان جهانی توسعه است. در سال ۲۰۱۶ آمریکا استراتژی جهانی توانمندسازی دختران نوجوان را با چهار بازوی اجرایی اصلی معرفی کرد که اهدافی مانند آموزش امن، رفاه، مقابله با خشونت جنسیتی و مشوق های اقتصادی را دنبال می کنند. بررسی عملکرد این برنامه ها نشان می دهد که این استراتژی ها بیشتر تحت تاثیر منافع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آمریکا قرار دارند تا نیازهای واقعی دختران و جوامع محلی. این برنامه ها به جای تمرکز بر مسائل بنیادی، بیشتر ابزاری برای ترویج ارزش های غربی و نفوذ در کشورهای در حال توسعه شده اند؛ بنابراین سوال این است که آیا این سیاست ها واقعا به نفع دختران نوجوان جهان هستند یا صرفا وسیله ای برای تحقق اهداف ژئوپلیتیکی قدرت های بزرگ.
آموزش تخصصی رهبری زنان
ایالات متحده برنامه های متعددی برای توانمندسازی زنان و توسعه رهبری آن ها طراحی کرده است، از جمله برنامه مشارکتی جهانی هدایتگری زنان، برنامه رهبران زنان جوان مادلین آلبرایت و پروژه زنان در خدمات عمومی. این برنامه ها ظاهرا فرصت هایی برای آموزش و شبکه سازی فراهم می کنند، اما در واقع اغلب ابزاری برای نفوذ فرهنگی، مهندسی نخبگان و تقویت هژمونی آمریکا هستند. شرکت کنندگان معمولا از کشورهای در حال توسعه انتخاب شده و تحت آموزش مدل های مدیریتی مبتنی بر ارزش های غربی قرار می گیرند که با ساختارهای محلی همخوانی ندارد. شبکه سازی فارغ التحصیلان، آمریکا را قادر می سازد در تصمیم سازی کشورها تاثیر بگذارد. این برنامه ها گاهی با حمایت از رژیم های ناقض حقوق زنان همراه اند و تنها به ترویج ارزش های لیبرال غربی می پردازند، در حالی که مشکلات ساختاری حقوق زنان در خود آمریکا باقی مانده است.
آموزش مهارت های کارآفرینی تحت عنوان توسعه و رفاه جهانی زنان
استقلال اقتصادی زنان و کارآفرینی از اولویت های اصلی حکمرانی جهانی آمریکا است که با رهبری وزارت امور خارجه و هماهنگی سایر نهادها پیگیری می شود. ابتکار «توسعه و رفاه جهانی زنان» بر سه محور اصلی طراحی شده است:
- افزایش مشارکت زنان در نیروی کار از طریق آموزش فنی و مهارتی؛
- فراهم کردن دسترسی بهتر زنان کارآفرین به منابع مالی، بازارها و شبکه ها؛
- رفع موانع قانونی، اجتماعی و فرهنگی که جلوی بهره برداری کامل زنان از ظرفیت اقتصادی شان را می گیرد.
محور سوم شامل پنج موضوع دسترسی به نهادها، اعتبارسازی، مالکیت و مدیریت اموال، آزادی سفر و حذف محدودیت های شغلی است. پس از تدوین این استراتژی، آمریکا بخش های مختلف را موظف به برنامه ریزی و اقدام برای تحقق این اهداف کرده تا نقش زنان در اقتصاد جهانی تقویت شود.
بهداشت زنان
برنامه های سلامت جهانی زنان آمریکا، به ویژه در حوزه های اچ آی وی/ایدز و مالاریا، دستاوردهایی داشته اند ولی هدف اصلی آن ها فراتر از بهداشت، بخشی از استراتژی گسترده حکمرانی جهانی این کشور است. پس از جنگ جهانی دوم، کمک های سلامت آمریکا به عنوان ابزاری برای تامین منافع امنیت ملی و ایجاد وابستگی کشورهای هدف طراحی شده اند. وابستگی شدید این کشورها به منابع مالی آمریکا چالشی اصلی است که تغییر سیاست ها یا کاهش بودجه ها می تواند اجرای برنامه ها را مختل کند. این امر به ویژه با خروج آمریکا از سازمان بهداشت جهانی در ۲۰۲۵ و انحلال آژانس توسعه بین المللی صورت می گیرد. چالش های فرهنگی نیز جدی است؛ مفاهیمی مثل برابری جنسیتی و آزادی روابط جنسی در برخی جوامع، به ویژه با جمعیت مسلمان، مقاومت اجتماعی ایجاد کرده اند. برنامه هایی مانند «دریمز» روابط جنسی آزاد دختران نوجوان را ترویج می کنند که با فرهنگ محلی در تضاد است. این برنامه ها نه تنها بهداشت، بلکه تغییر فرهنگی و نفوذ سیاسی را هدف گرفته اند. همچنین جمع آوری داده های علمی از روش های پرریسکی در جوامع هدف نیز بخشی از این طرح هاست.
جمع بندی
زنان به عنوان نیروی محرک تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، نقش مهمی در دهه های اخیر ایفا کرده اند. ایالات متحده با استراتژی و برنامه های متنوع در حوزه زنان ادعای تلاش برای تقویت حضور زنان را در عرصه های مختلف مطرح می کند. با این حال تحلیل این اقدامات نشان می دهد که بسیاری از آن ها بیشتر ابزار نفوذ فرهنگی و سیاسی آمریکا هستند تا توانمندسازی حقیقی زنان در کشورهای هدف. علاوه بر این چالش های فرهنگی و وابستگی مالی، تاثیرگذاری برنامه ها را محدود کرده است. به طور کلی این سیاست ها بیشتر در خدمت منافع ژئوپلیتیکی آمریکا بوده و اغلب منافع واقعی زنان را تامین نمی کنند.
این مطالعه در اندیشکده ژرفنا با همکاری مهناز یاوری و شیما رجبی و به سفارش سازمان فرهنگ و تبلیغات اسلامی در سال 1403 انجام شده است.




