بررسی مسائل اقوام در برخورد با مسائل سیاسی کشور
مسائل اقوام در برخورد با مسائل سیاسی کشور و ارائه پیشنهاد به دولت و تشکیل اندیشکده تکریم اقوام و ادیان
انتخابات همواره نمادی از میزان اهمیت مردم در سرنوشت خویش بوده است و با توجه به بازخورد رفتارهای مردم در مواجهه با دوران مختلف انتخابات در کشور، چه انتخابات ریاست جمهوری چه انتخابات مجلس شورای اسلامی و چه انتخابات شورای شهر و شورایاری ها و حتی در انتخابات مجلس خبرگان این موضوع نمایان است. بالا بودن میزان مشارکت سیاسی در جامعه و امکان حضور افراد از هر گروه قوم و دین و مذهب و دخالت آن ها در سرنوشت خود، به تقویت یکپارچگی ملی و انسجام سیاسی و تشکیل یک جامعه پویا و متکثر سیاسی کمک خواهد کرد و به تعامل بین نخبگان سیاسی و مردم منجر خواهد شد. با این حال بررسی انتخابات سال های گذشته حکایت از کمرنگ شدن نقش اقوام در انتخابات کشور است.
ضرورت و اهداف پژوهش
ارتباط میان تمایلات قومی و مشارکت سیاسی درواقع ارتباطی پیچیده است که متاثر از فاکتورهای جغرافیایی، اجتماعی، سیاسی، ساختاری و واسطه گرهای سیاسی است. یکی از موضوعات مورد بحث در جغرافیای سیاسی، بررسی میزان مشارکت سیاسی اقوام و ادیان (مذاهب) مختلف یک کشور در فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری کلان کشور در جهت ایجاد حس همبستگی ملی و تاثیر ویژگی های قومی در فرایند یکپارچگی سیاسی کشور است. ایران نیز سرزمینی است کهن که اقوام آن ده ها قرن با هم زیسته و سرزمین مشترکی را به ارث برده اند و هویت مشترکی را به دست آورده اند. با توجه به کاهش مشارکت مردم در سراسر کشور تحقیق حاضر به صورت کاملا تجربی و بر مبنای دلایل عقلی و میدانی به کشف این موضوع پرداخت که چرا قومیت ها و ادیان و مذاهب حتی عشایر نسبت به مشارکت در انتخابات سیاسی و تعیین سرنوشت خود بی میل و یا کم میل شده اند.
عوامل موثر بر وضعیت مشارکت سیاسی در کشور
با توجه به کاهش مشارکت مردم در سراسر کشور به خصوص استان تهران (پایتخت) در انتخابات و با توجه به پراکنش قومیت های مختلف و نوع ارتباط و تاثرپذیری از یکدیگر، روند کاهش همبستگی اقوام در مشارکت عمومی بر سرنوشت سیاسی کشور را می توان به صورت یک نمودار و منحنی رو به افول دید. هرچند نقش احزاب و تشکل های سیاسی و اجتماعی حتی اقتصادی در قوت و ضعف این نمودار طی دوران ها بی تاثیر نبوده است، اما تغییرات و کاهش همبستگی و تمایل برای شرکت در انتخاب و سرنوشت خود بسیار رو به افول برده است.
شاید بشود این گونه برداشت کرد که موضوع اقتصاد و معیشت که تکه کلام بسیاری از تحلیل گران سیاسی می باشد بی تاثیر نبوده است. در نگاه دیگری می توان به نقش رسانه های داخلی و خارجی در افشاگری و نشان دادن برخی حقایق به ظاهر مدیریت شده و یا دروغ های مدیریت شده اشاره کرد. این رسانه ها ذهن مخاطب را درگیر دانستن بیشتر می کنند. نتیجه این موضوع، ادامه مدیریت اذهان ملت از طریق رسانه های مجازی و ماهواره ای و نهایتا ناامیدی ملت از دولت ها و سیاستمداران خواهد بود.
روش شناسی پژوهش
روش تحقیق به صورت میدانی و تحلیلی بوده که با استفاده از حضور نمایندگان تک تک اقوام مختلف و رهبران ادیان و مذاهب در کشور در محل ستاد و یا ارتباط تلفنی اقدام به گردآوری اطلاعات و دعوت از حضورشان در انتخابات شد. سپس با استفاده از اطلاعات این اقوام و ادیان و … طی سال ها و دوره های قبل و شنیدن همه درد و دل ها و مقایسه و تطبیق آن ها با واقعیت ها به تکمیل داده های میدانی و نیز به کارگیری سایت تکریم اقوام و ادیان پرداخته شد. همچنین طی کارشناسی و تحلیل افراد خبره و استراتژیست و تحلیل مکان، فضا و زمان، میزان مشارکت اقوام در فرایند مشارکت سیاسی کشور و نیز کشف رفتار سیاسی، قومیت ها و ادیان و مذاهب حتی عشایر در طی سال ها و دوران گذشته پرداخته شد.
مسائل اقوام در برخورد با مسائل سیاسی کشور و ارائه پیشنهاد به دولت
به دنبال تحولات در نظام جهانی و خودآگاهی اقوام از مطالبات و خواسته های خود به واسطه عصر فناوری اطلاعات، رسانه های جمعی و گروهی و کمرنگ شدن نقش دولت ها، کشور ایران نیز از این تغییرات به دور نبوده است. میزان حضور اقوام در استان ها در انتخابات و میزان مشارکت سیاسی، بازتابی از هویت قومی آن ها را نشان می دهد؛ به نحوی که نامزدهای انتخاباتی که از میان اقوام بوده اند (مانند انتخابات شوراهای اسلامی شهرها و مجلس شورای اسلامی که به ترتیب میانگین مشارکت 40 درصد و 30 درصد مشاهده می شود). مشارکت سیاسی اقوام در استان ها بالاست؛ به خصوص در مورد میزان مشارکت در انتخابات شوراهای شهر که کاملا انتخاباتی محلی بوده و نامزدهای قومی در آن شرکت می کنند، این درصد بیشتر است.
بررسی و تحلیل تجربیات ستادی مبین این مسئله است که همیشه نیروهای خارج مرزی و اپوزیسیون های داخل مرزی، به ویژه در برخی استان های مرزی، در هر خلاء سیاسی فرصت را جهت تحرکات ضدانقلابی و تجزیه مغتنم می شمارند. از همین رو بهتر است دولت نیز سیاست هایی را در جهت حمایت از تکثرگرایی، تنوع گروهی و حفظ مرزهای جداکننده گروه های چند قومی از یکدیگر طراحی نموده و به کار گیرد تا گروه های قومی تبدیل به گروه های ذینفع سیاسی شوند و نسبت به یک نظام سیاسی مشترک و واحد وفادار بوده و مجموعه یکسانی از ارزش های قومی را ادراک کنند. بدین ترتیب تعلقات، گرایشات و تمایلات قومی در مشارکت سیاسی تاثیر خواهد داشت که عمدتا نیز متاثر از عوامل جغرافیایی، نژادی، زبانی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.
جمع بندی
با توجه به کاهش مشارکت مردم در انتخابات در سراسر کشور، روند کاهش همبستگی اقوام در مشارکت عمومی بر سرنوشت سیاسی کشور را می توان به صورت یک نمودار و منحنی رو به افول دید. از همین رو تحقیق حاضر به صورت کاملا تجربی و بر مبنای دلایل عقلی و میدانی به کشف این موضوع پرداخت که چرا قومیت ها و ادیان و مذاهب حتی عشایر نسبت به مشارکت در انتخابات سیاسی و تعیین سرنوشت خود بی میل و یا کم میل شده اند. بررسی و تحلیل تجربیات ستادی مبین این مسئله است که همیشه نیروهای خارج مرزی و اپوزیسیون های داخل مرزی به ویژه در برخی استان های مرزی در هر خلاء سیاسی فرصت را جهت تحرکات ضدانقلابی و تجزیه مغتنم می شمارند. از همین رو بهتر است دولت نیز سیاست هایی را در جهت حمایت از تکثرگرایی، تنوع گروهی و حفظ مرزهای جداکننده گروه های چند قومی از یکدیگر طراحی نموده و به کار گیرد تا گروه های قومی تبدیل به گروه های ذینفع سیاسی شوند و نسبت به یک نظام سیاسی مشترک و واحد وفادار بوده و مجموعه یکسانی از ارزش های قومی را ادراک کنند.
این مطالعه در اندیشکده تکریم اقوام و ادیان با همکاری معصومه مرادی و سروش رحیمی پور در سال 1402 انجام شده است.




