نقدی بر نسبت اندیشکده و رسانه؛ بحران روایت در اندیشکدههای ایرانی
دومین نشست تخصصی-ترویجی جایزه اثر با عنوان «درآمدی بر نسبت اندیشکده و رسانه» برگزار شد.

به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکدهها؛ دومین نشست تخصصی-ترویجی جایزه اثر با عنوان «درآمدی بر نسبت اندیشکده و رسانه» سهشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۴ برگزار شد. هدف جلسه ایجاد گفتوگویی میان سه جریان فکری بود: دانشگاهی (نمایندگیشده از جانب دکتر فیاض زاهد)، جریان عملیاتی و دولتی (با حضور دکتر جهانپور) و جریان اندیشکدهای و سیاستپژوهی (با حضور بردیا عطاران). ترکیب اعضای نشست، مقدمهای برای ترسیم تصویری چندوجهی از مسیری است که سیاستگذاری در ایران باید طی کند؛ راهی که به اذعان سخنرانان نشست با پیوند میان پژوهش، رسانه و حاکمیت معنا پیدا میکند.
در جلسه مواکدا تشریح شد که سیاستگذاری موفق در دنیای امروز نیازمند فهمی تازه از رسانه است؛ رسانهای که نه ابزار تبلیغی بلکه محیطی زنده و تعیینکننده است. صاحبنظران از زوایای مختلف توضیح دادند که بدون تعامل اصولی با افکار عمومی و بدون مدیریت روایت، حتی بهترین سیاستها نیز محکوم به شکستاند.محور مهم دیگر این نشست، این بود که سیاستگذار ایرانی با پارادایم گذشته تصمیم میگیرد، درحالیکه افکار عمومی در پارادایم شبکهای و الگوریتمیک زندگی میکند. این شکاف بهعنوان یکی از چالشهای بزرگ حکمرانی معرفی شد.
در پایان نشست، نقش اندیشکدهها و ترکیب آنان با رسانه بهعنوان یکی از حلقههای مفقوده سیاستگذاری در ایران طرح شد. سخنرانان معتقد بودند که اندیشکدهها باید از روزمرهکاری و اصلاحات تاکتیکی فاصله بگیرند و به تولید ایدههای تاثیرگذار در مسائل کلیدی کشور بازگردند. رسانه نیز اگر در کنار اندیشکده قرار گیرد، میتواند ایدهها را به گفتمان عمومی و سپس به فرآیند تصمیمسازی منتقل کند. جلسه بر اهمیت این همافزایی تاکید کرد و آن را شرط شکلگیری یک فرآیند سالم سیاستگذاری دانست.
فیاض زاهد: مرجعیت رسانهای به خارج از مرزهای فرهنگی، رسانهای و جغرافیایی منتقل شده است
ضرورت پیوست رسانهای در سیاستگذاری
فیاض زاهد، رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران، در آغاز با تأکید بر نقش حیاتی رسانه در سیاستگذاری توضیح میدهد که هیچ سیاست عمومی، بهویژه در حوزههایی مانند قیمت انرژی یا اصلاحات اقتصادی، بدون پیوست رسانهای دقیق قابل اجرا نیست. او تجربه مخالفت کارشناسان با زمان اجرای اصلاح قیمت انرژی و تأثیر آن بر تصمیم رئیسجمهور را نمونهای از اهمیت اقناع و ارتباطگیری فعالانه میداند. سخنانش بر تجربه بنزین ۹۸ تکیه دارد؛ جایی که غفلت از پیامرسانی پیشدستانه، زمینه بیاعتمادی عمومی را تشدید کرد. زاهد تأکید میکند که سیاستگذار باید روایت خود را پیش از وقوع بحران بسازد وگرنه روایتهای موازی بر افکار عمومی غلبه میکنند.
رسانه در بحران؛ شفافیت یا پنهانکاری؟
او با ذکر تجربه شخصیاش در روزهای آغاز جنگ 12 روزه، نشان میدهد که در لحظات بحرانی، رسانه ملی با اعلام شفاف و سریع واقعیت توانست اعتماد ایجاد کند. زاهد در مقابل، فرهنگ پنهانسازی اخبار در برخی حوزهها را نقد میکند و میگوید پنهانکاری تنها موجب عطش جستجوی خبر از منابع نامطمئن میشود. به باور او رسانه باید شجاعت مواجهه با واقعیت را داشته باشد؛ حتی اگر این واقعیت تلخ باشد. زیرا شفافیت، مهمترین رکن شکلگیری همراهی ملی است. او نتیجه میگیرد که صداقت رسانهای، نهتنها مدیریت بحران را تسهیل میکند بلکه سرمایه اجتماعی حکومت را نیز تقویت میسازد.
ایدئولوژی در رسانه و پیامدهای آن برای ایران
زاهد با اشاره به رسانههای بینالمللی مانند نیویورکتایمز، گاردین و اشپیگل توضیح میدهد که همه رسانهها رگههایی از ایدئولوژی دارند؛ اما تفاوت در «شدت» و «نوع مداخله» است. او معتقد است در ایران، ایدئولوژی به سطح «کنترل امنیتی» ارتقا یافته که دامنه فعالیت رسانهای را محدود کرده است. برای مثال به ترکیب مدیران باشگاههای ورزشی اشاره میکند که بسیاری سابقه امنیتی دارند. نتیجه چنین رویکردی، حذف ایران از فدراسیون جهانی روزنامهنگاران و ایجاد فاصله میان رسانه و جامعه حرفهای جهانی بوده است. زاهد تأکید میکند که باید میان حفاظت از امنیت ملی و کنترل رسانه تمایز قائل شد.
ضرورت تقویت نهادهای مدنی و مرجعیت حرفهای رسانه
او در پایان طرحی را برای اصلاح لایحه نظام رسانه و مطبوعات تشریح میکند که هدفش تقویت نهادهای مدنی و ایجاد سازوکارهای خودتنظیمی است؛ مشابه سازمان نظام پزشکی و مهندسی. زاهد معتقد است با وجود دغدغههای امنیتی، بهترین راه حفظ سلامت رسانه، واگذاری بخشی از مسئولیتها به نهادهای صنفی قدرتمند است. از نظر او رسانه زمانی میتواند نقش واقعی خود در سیاستگذاری را ایفا کند که هم از فشارهای ساختاری رها شود و هم بهواسطه نهادهای حرفهای پاسخگو باشد. او این گذار را پیشنیاز شکلگیری فضای سالم ارتباطی میان سیاست، جامعه و افکار عمومی میداند.
کیانوش جهانپور: با کودتای الگوریتمی مواجهیم
رسانه بهعنوان محیط؛ نه ابزار
کیانوش جهانپور، سخنگوی اسبق وزارت بهداشت، سخنانش را با طرح یک تغییر بنیادی آغاز میکند: رسانه دیگر «ابزار» نیست، بلکه «محیطی» است که همه ما در آن زندگی میکنیم؛ مانند هوا. او تأکید دارد که سیاستگذار ایرانی هنوز در پارادایم گذشته تصمیم میگیرد؛ همان دورهای که رسانه صرفاً وسیله انتقال پیام بود. اما اکنون رسانه به لایهای زیستمحیطی تبدیل شده که قدرت، سیاست، جامعه و دولت را احاطه کرده است. او هشدار میدهد که اگر این دگرگونی فهم نشود، سیاستگذاری در ایران به ناگزیر با شکست روبهرو خواهد شد، زیرا تصمیمگیری در فضایی انجام میشود که دیگر با مفاهیم گذشته سازگار نیست.
اتاق آینههای محدب؛ واقعیت تحریفشده رسانهای
او با استفاده از استعاره «اتاق آینههای محدب»، توضیح میدهد که در عصر حاضر تصویری که سیاستگذار میبیند لزوماً تصویر واقعی نیست؛ بلکه تصویری است که رسانه و پلتفرمها بازتاب میدهند. این بازتاب، بسته به الگوریتمها، میتواند نزدیکتر یا دورتر از واقعیت جلوه کند. جهانپور میگوید سیاستگذار، مدیر و حتی شهروند اکنون در فضایی زندگی میکنند که مرز میان حقیقت و بازنمایی دائماً جابهجا میشود. از نظر او این وضعیت، فرآیند سیاستگذاری را در معرض خطاهای ساختاری قرار میدهد، چون تصمیمها بر اساس «برداشت الگوریتمی از واقعیت» اتخاذ میشود.
افول کنترل دولت و ظهور آلودگی رسانهای
کودتای الگوریتمی و چالش دولتملتهای کلاسیک
در بخش پایانی، جهانپور از یک «کودتای خاموش» یا «کودتای الگوریتمی» سخن میگوید؛ وضعیتی که در آن شرکتهای فنآوری و پلتفرمهای دادهمحور جای دولتها را در برخی کارکردهای سیاستگذاری گرفتهاند. او میگوید مرزهای جغرافیایی دیگر تعیینکننده نیستند؛ زیرا قدرت اصلی در دست مالکین داده و الگوریتمهاست. این تحول ساختار دولتملت را تضعیف کرده و شکل تازهای از حاکمیت را پدید آورده است. جهانپور هشدار میدهد که اگر سیاستگذار ایرانی این تغییر را نفهمد، تصمیمگیریها همچنان در قالبهای قدیمی باقی خواهد ماند و شکاف میان سیاست و جامعه روزبهروز عمیقتر میشود.











