بررسی و تحلیلخانواده و سبک زندگیسند پس زمینهفرهنگ و رسانه

مولفه های نظریه سیاستی نظام اسلامی در حل مسائل زن و خانواده

نقش و چالش های هویتی زنان در انقلاب اسلامی ایران: تلاقی گفتمان های دینی و تجددگرا

در تاریخ معاصر ایران، به خصوص در زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، می توان نمونه های درخشانی از تلاش های بی وقفه زنان در مبارزات اجتماعی و سیاسی را یافت. این انقلاب نه تنها به تغییر نظام سیاسی منجر شد، بلکه بستری را برای مطرح شدن مطالبات و حقوق زنان فراهم کرد. انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه رهایی زن مسلمان از بند خرافه و جهل و به منظور معرفی الگویی جامع از زن مسلمان در عرصه جهانی شناخته می شود. پس از این انقلاب، وضعیت تحصیل، اشتغال و بهداشت عمومی زنان به طور قابل توجهی بهبود یافته است. با این حال، این پیشرفت ها نمی تواند به عنوان تمامی انتظارات از زن مسلمان تفسیر شود، زیرا برای دستیابی به هویت و حقوق واقعی زنان، باید چالش های میان سنت دینی و مدرنیته را در نظر گرفت

ضرورت و اهداف پژوهش

در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، زنان ایرانی با بروز هویتی انقلابی و روحیه ای قوی، بدون نیاز به آموزش های رسمی، به طور خودجوش به پیشبرد اهداف انقلابی کمک کردند. اما پس از جنگ 8 ساله، تفکرات غربی در حوزه های مختلف شامل زن و خانواده، چالش هایی را ایجاد کرد که نیاز به بررسی و بازنگری دارد. این تحولات و گفتمان ها نه تنها در سطح ملی بلکه در سطح جهانی نیز در تعارض با قدرت های بزرگ قرار گرفته و در مسیر گفتمان انقلاب اسلامی تلاش می کنند. بنابراین، هویت و نقش زن در این تحولات همچنان موضوعی جدی و حائز اهمیت است که نیاز به توجه و بررسی دارد. از همین رو پژوهش حاضر به بررسی مولفه های نظریه سیاستی نظام اسلامی در حل مسائل زن و خانواده پرداخته است.

گفتمان های زن در جهان و ایران

جنبش های زنانه و حقوق زنان از اوایل قرن بیستم به دنبال مبارزه علیه استثمار اقتصادی و سیاسی شکل گرفتند و در دهه های 60 و 70 میلادی به نظریه فمینیستی و نحله های مختلف آن، از جمله فمینیسم رادیکال و لیبرال، تبدیل شدند. این گفتمان ها تاثیر زیادی بر قوانین بین المللی حوزه زنان داشته و سعی در ترویج تساوی جنسیتی و حذف مذهب در مناسبات دوجنسیتی دارند.

در جمهوری اسلامی، دو گفتمان اصلی وجود دارد: گفتمان دینی و گفتمان غربگرا. گفتمان دینی بر اساس فقه شیعه و ارزش های اسلامی تاکید دارد و بر حقوق و مسئولیت های زنان از منظر آموزه های دین می نگرد. در مقابل، گفتمان غربگرا بر تساوی مطلق حقوق زن و مرد تاکید کرده و تلاش می کند که شریعت را به نفع نظام های فکری جهانی تفسیر کند.

الگوی سوم زن که به عنوان زن انقلابی شناخته می شود، ترکیبی از هویت مومنانه و مسئولیت های اجتماعی-سیاسی را مبتنی بر آموزه های دین ارائه می دهد. این الگو به زنان هویتی مستقل می دهد و آن ها را به عنوان بازیگران اصلی در تاریخ و فرهنگ اسلامی معرفی می کند. زن انقلابی نه تنها در حوزه خانواده، بلکه در عرصه های اجتماعی و سیاسی نیز فعال است و حقوق و تکالیف او از منشا توحیدی ناشی می شود.

اصول و مبانی سیاست گذاری زن و خانواده

الگوی سوم زن، نیازمند توسعه نظریه سیاسی است که از تقابل این الگو با زن غربی و شرقی شکل بگیرد. نظریات سیاسی به تعیین اولویت های سیاست گذاری کمک می کنند. از همین رو این بحث به ابعاد هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و خانواده شناسی زن انقلاب اسلامی می پردازد و فقط دو گفتمان دینی (انقلابی و تجددگرا) را مورد بررسی قرار می دهد، در حالی که گفتمان سنت گرا به دلیل اشتراک با گفتمان انقلابی لحاظ نمی شود. هدف، ایجاد نظم برای استخراج مسائل مربوط به زنان است.

هستی شناسی

جهان بینی همه جریان های دینی و فقه گرا بر پایه خداباوری و توحید استوار است، اما در فهم هستی شناسی آن ها تفاوت هایی وجود دارد.

  • هستی شناسی جریان دینی انقلابی: این نگاه بر این باور است که تمام عالم هستی از خدای متعال سرچشمه می گیرد و به سوی او در حال حرکت است. خداوند خالق و مدیر جهان است و باید قوانین او را تنها مورد اطاعت قرار داد. ملاک مشروعیت در نظام حقوقی اسلام، اراده تشریعی خداوند است و قوانین شریعت تغییرناپذیر هستند، اگرچه برخی احکام متناسب با شرایط زمان متغیرند؛
  • هستی شناسی جریان دینی تجددگرا: در این دیدگاه، تشریع الهی ارزش های ابدی را تاسیس می کند، نه قوانین مستقیم. وظیفه خداوند تبیین اصول اخلاقی و ایجاد احساس عرفانی و سلوک انسانی است. قوانین الهی ممکن است تغییرپذیر باشند، در حالی که ارزش ها ثابت می مانند و قانون گذاری برای خداوند قائل نیستند.

انسان شناسی

انسان شناسی در دو جریان دینی انقلابی و تجددگرا به بررسی هویت انسانی و جایگاه انسان در عالم هستی می پردازد و از سطح کلان به مسئله هویت جنسی و جنسیتی می رسد.

انسان شناسی جریان دینی انقلابی:

  • هویت انسانی: انسان در این دیدگاه، موجودی است که از سوی خداوند به عنوان خلیفه الله قرار داده شده و هدف او عبودیت و حرکت به سوی خداست. انسان مومن باید در مناسبات فردی و اجتماعی خود در راستای بندگی خداوند زندگی کند. در این نگاه، زنان و مردان از نظر ارزشی و قابلیت کمال برابرند؛
  • هویت زنانه: زن انقلابی مستقل از مردان تعریف می شود و هویتش از ایمان انقلابی ناشی می شود. او به عنوان یک موجود متعین در گرو عبودیت خداوند قرار دارد و هویتش بر اساس قوانین الهی شکل می گیرد.

 انسان شناسی جریان دینی تجددگرا: 

  • هویت انسانی: در این نگرش، انسان به عنوان موجودی دارای حقوق و تکالیف بر مبنای انسانی بودنش تعریف می شود. دین داری حق انسان است و نه تکلیف او و در این دیدگاه کرامت انسانی مستقل از دین اندازه گیری می شود؛
  • هویت جنسی و جنسیتی: این جریان به تغییرپذیری حقوق زنان و مردان اعتقاد دارد و تفاوت های جنسیتی را ناشی از ساختار اجتماعی و تاریخی می داند. مفهوم جنس به ویژگی های بیولوژیکی اطلاق می شود، در حالی که جنسیت به ویژگی های اجتماعی و فرهنگی مربوط می شود و تغییرات در هنجارها می تواند تحولات جنسیتی را به همراه داشته باشد. ایده ای که در فمینیسم لیبرال مطرح می شود، به امکان تغییر در قوانین و هنجارهای اجتماعی اشاره دارد.

معرفت شناسی

معرفت شناسی، به عنوان شاخه ای از فلسفه، به مطالعه شناخت و ابزارها و منابع مرتبط با آن می پردازد. در بحث حاضر، این موضوع در دو جریان دینی انقلابی و تجددگرا مورد بررسی قرار می گیرد.

معرفت شناسی جریان دینی انقلابی:

  • وحی: انسان برای دستیابی به حقیقت نیازمند وحی است که کلام الهی مستقیما به قلب رسول اکرم (ص) القا شده است. فهم این کلام به استناد به معصومین (ع) ممکن می شود؛
  • عقل: عقل به عنوان یک منبع معتبر در استنباط احکام دینی شناخته می شود و به گونه ای کارکرد استکشافی در فهم منابع دینی دارد. عقل صرفا درک کننده احکام است و منشا صدور حکم نیست.
  • روش فهم دین و استنباط احکام: فقه شیعه دارای روش شناسی مشخصی برای فهم دین است که در طول تاریخ تکامل یافته است. این روش نیاز به در نظر گرفتن زمان و مکان و همچنین عنصر مصلحت را شامل می شود و به دنبال حفظ اصول فقهی است.

معرفت شناسی جریان دینی تجددگرا:

  • وحی: این جریان بر بشری شدن کلام الهی تاکید دارد و می گوید که وحی باید از اقتضائات زمانه پاک سازی شود تا ماهیت اصلی وحی نمایان شود؛
  • عقل: عقل به عنوان ابزاری در فهم دین به کار گرفته می شود و فهم حقایق وحیانی را نسبی و تاریخی می داند. این جریان به اختلافات میان فقها به عنوان امری طبیعی نگاه می کند؛
  • روش فهم دین و استنباط احکام: در این نگرش، پویایی فقه وابسته به زمان و مکان بوده و بر اساس خواست و تمایلات اجتماعی تغییر می کند. این رویکرد به دنبال تطابق شریعت با عقلانیت مدرن است و می تواند منجر به تغییر احکام بر اساس نیازهای جدید جامعه شود.

ماهیت و مولفه های نظریه سیاستی

نظریه سیاستی به نظریه ای گفته می شود که بنیان های نظری سیاست و عمل دولتی را در یک حوزه مشخص پی ریزی می کند و به حل مسائل خاص می پردازد. برای استخراج نظریه سیاستی در زمینه زن و خانواده، باید به گزاره های کلان دو جریان فکری (انقلابی و تجددگرا) توجه کرد که مبنای شناخت مسائل و راه های حل آن ها را فراهم می کند. این نظریه ها به عنوان استناد برای موضع گیری در برابر مسائل معاصر عمل می کنند.

  • هویت انسانی: اختلاف اصلی بین جریان انقلابی و تجددگرا به تعریف آن ها از هویت انسانی مربوط می شود. تجددگرایان هویت زنانه را بر پایه فردگرایی و استقلال از ماوراء بنا می کنند و ملاک تشخیص خیر و شر را میل فردی می دانند. در مقابل، جریان انقلابی هویت زن را مبتنی بر ایمان و عبودیت الهی تعریف می کند و استقلال هویتی او را در گرو تبعیت از اراده الهی می داند؛
  • تناسبات تکوین و تشریع: تعارض دوم بین تجددگرایان و جریان انقلابی به تفاوت های طبیعی زن و مرد مربوط می شود. جریان انقلابی تفاوت در حقوق و تکالیف را قابل قبول می داند، در حالی که تجددگرایان بر تساوی کامل حقوق تاکید می کنند. این اختلاف منجر به مناقشات حقوقی در حوزه های مختلف زنان شده است.
  • اصالت خانواده یا اصالت فرد: یکی دیگر از نقاط اختلاف بین جریان انقلابی و تجددگرا، نگرش به خانواده و اولویت همسری و مادری برای زنان است. در دیدگاه انقلابی، زن با شناخت ظرفیت های خود، به طور آگاهانه به نقش های همسری و مادری تن می دهد و این نقش ها را معنادار می داند. در مقابل، تجددگرایان زن را متعلق به خود می دانند و هیچ چیز را بر میل فردی او برتر نمی شمارند. به همین دلیل، همسری و مادری در نظر آنان ارزش های برتری ندارند و زنان باید از فردیت خود محافظت کنند.

جمع بندی

با توجه به تاثیرات تحولات اجتماعی و فرهنگی پس از انقلاب اسلامی ایران بر هویت و حقوق زنان، این پژوهش به بررسی گفتمان های دینی و تجددگرا در زمینه زن و خانواده پرداخت. در حالی که جریان انقلابی بر اساس آموزه های اسلامی به شناخت هویت زن از منظر عبودیت و مسئولیت های اجتماعی تاکید دارد، جریان تجددگرا بر تساوی حقوق و آزادی فردی تاکید می کند. شناخت تفاوت های این دو رویکرد در هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی اهمیت دارد و به شکل گیری نظریه سیاستی مناسب در حل مسائل زن و خانواده کمک می کند. در نهایت، این پژوهش بر لزوم توسعه نظریه ای مبتنی بر ارزش های اسلامی و توجه به چالش های جدید تاکید داشت تا ضمن حفظ اصالت خانواده، حقوق و هویت زنان به درستی تعریف و تامین شود.

این مطالعه در اندیشکده مطالعات حکمرانی فقهی زن و خانواده با همکاری زهرا راد و فاطمه سیفی کناری و به سفارش پژوهشکده مطالعات راهبردی حوزه علمیه قم در سال 1403 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا