از اختلال در هرمز تا تاخیر در شانگهای
اندیشکده حمل و نقل ایران شرح میدهد که چگونه عدم اطمینان در تنگه هرمز به بنادر آسیا سرایت کرده است.

آنچه امروز در بنادر بزرگ آسیا دیده میشود، دیگر صرفاً یک مشکل بندری یا نتیجه طوفانهای فصلی نیست؛ میتواند نشانهای از سرایت اختلال و افزایش ریسک در خلیج فارس به قلب زنجیره تأمین جهانی باشد. بررسیهای اندیشکده حمل و نقل ایران نشان میدهد در ماه ژوئیه، قابلیت اطمینان برنامه زمانی کشتیهای کانتینری در جهان به ۵۶.۴ درصد سقوط کرده و میانگین تأخیر کشتیها به ۶.۰۶ روز رسیده که شدیدترین افت ماهانه از ژانویه ۲۰۲۱ قلمداد می شود.
شدت بحران در آسیا حتی بیشتر است. هر ۱۴ بندر بزرگ کانتینری منطقه شاهد افت ورود بهموقع کشتیها بودهاند. در شانگهای تنها ۲۱ درصد کشتیها بهموقع رسیدهاند، قابلیت اطمینان نینگبو به ۳۴.۶ درصد، سنگاپور به ۴۳.۲ درصد و بوسان به ۴۰.۹ درصد کاهش یافته است. یعنی در بسیاری از مهمترین گرههای تجارت جهانی، بیش از نیمی از کشتیها با تأخیر وارد میشوند.
اما چرا اختلال و عدم اطمینان در هرمز باید خود را در شانگهای و سنگاپور نشان دهد؟
پاسخ در «اثر دومینویی» حملونقل دریایی است. کاهش شدید عبور کشتیها از تنگه هرمز، که از حدود ۱۲۵ کشتی تجاری در روز پیش از جنگ به میانگین حدود ۱۰ کشتی در روز رسیده، جریان انرژی و سوخت دریایی را مختل کرده است. این اختلال فقط نفتکشها را متوقف نمیکند؛ بلکه هزینه سوخت، بیمه، برنامهریزی سفر، تخصیص کشتی و زمانبندی بنادر را برای کل شبکه جهانی تغییر میدهد.
هزینه این بحران نیز مستقیماً در حال افزایش است. قیمت سوخت کمسولفور دریایی در سنگاپور از آغاز جنگ حدود ۷۶ درصد افزایش یافته و ذخایر سوخت در مراکز مهمی مانند سنگاپور و فجیره حدود ۳۰ درصد پایینتر از سطح معمول فصلی قرار گرفته است. همزمان، حق بیمه ریسک جنگ برای کشتیهای عبوری از منطقه جهش کرده و برای یک کشتی با ارزش ۱۰۰ میلیون دلار، میتواند میلیونها دلار هزینه اضافی در هر سفر ایجاد کند.
از سوی دیگر، افزایش هزینه و ریسک باعث تغییر مسیر، کاهش سرعت، انتظار برای عبور ایمن و جابهجایی محمولهها میان مسیرهای جایگزین شده است. حتی مسیرهای کانتینری که مستقیماً از هرمز عبور نمیکنند، از طریق کمبود کشتی، افزایش هزینه سوخت و بههمخوردن زمانبندی سفرها تحت تأثیر قرار میگیرند.
نتیجه، همان چیزی است که اکنون در آسیا دیده میشود. اختلال و تأخیر در هرمز میتواند از طریق افزایش ریسک، هزینه و بینظمی عملیاتی به تاخیر در بنادر آسیا و سپس به اختلال در کل شبکه جهانی تبدیل شود.
بنابراین، اختلال در هرمز فقط یک شوک نفتی نیست و میتواند به یک شوک لجستیکی جهانی تبدیل شود. هر روز تداوم عدم اطمینان در این تنگه، هزینه انرژی، بیمه، حملونقل و زمان تحویل کالا را بالاتر میبرد و فشار آن نهایتاً از خلیج فارس به سنگاپور، شانگهای، اروپا و بازار مصرف جهانی منتقل میشود.
به بیان ساده، بحران هرمز دیگر فقط در هرمز باقی نمانده است؛ پیامدهای آن اکنون میتواند در صف کشتیهای شانگهای و تأخیر کانتینرهای جهان دیده شود.




