ایران یکپارچه نیست: موردی برای بهرهبرداری از شکافهای داخلی کشور
مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکدههای خارجی
بنیاد توسعه فردا به نقل از شورای روابط خارجی (1 می 2026)
فشار نظامی به محدودیتهای خود رسیده است. توانمندسازی اقلیتهای قومی ایران به سمت یک آینده فدرال، یک استراتژی بادوامتر و بلندمدتتر برای غرب ارائه میدهد. از سال ۱۹۷۹، روحانیون اسلامگرا ایدئولوژی انقلابی شیعه «ولایت فقیه» را بر ایران تحمیل کردهاند که از قدرت روحانی برای تشکیل «محور مقاومت» علیه اعراب، سنیها، آمریکاییها و اسرائیلیها استفاده میکند. بمبها و محاصرههای درگیری کنونی پاسخی بلندمدت ارائه ندادهاند. ایران سالها با تقسیم کردن سنیها و شیعیان در کشورهای منطقه موفق بوده است. ایالات متحده و متحدانش باید از این استراتژی علیه خود ایران استفاده کنند و شکافهای داخلی آن را تقویت نمایند.
برآوردها نشان میدهد کمتر از ۵۰ درصد ایران فارسیزبان است. غرب میتواند با درگیر کردن اقلیتهایی که میلیونها نفر جمعیت دارند (آذربایجانیها، اعراب اهوازی، بلوچها، کردها، لرها، تاجیکها و ترکمنها) که خواستار جدایی یا سهم بیشتر در امور منطقهای خود هستند، رژیم را مهار کند. ۸۰ درصد نفت و ۶۰ درصد گاز ایران در استان خوزستان (محل زندگی اعراب اهوازی) قرار دارد. رضا شاه پهلوی امارت خودمختار اعراب اهوازی را در سال ۱۹۲۴ منحل کرد و کینه ناشی از آن هرگز واقعاً از بین نرفته است. ایران به سنیها اجازه ساختن مسجد در تهران نمیدهد و بهائیان را دستگیر و زندانی میکند.
ایالات متحده میتواند با تأمین مالی رسانهها و سازمانهای جامعه مدنی که صدای اقلیتها را در داخل ایران، دیاسپورا و سراسر منطقه تقویت میکنند، شروع کند. به رسمیت شناختن دیپلماتیک نارضایتیهای اقلیتها هزینه کمی دارد و پیام زیادی میدهد. آینده ایران در جمهوری اسلامی نیست، بلکه در فدراسیون ایران است.
استراتژی از درون به بیرون (Inside-Out Approach)
ترکیه قدرت این رویکرد را درک کرده است. بخش قابل توجهی از جمعیت ایران آذربایجانی هستند. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در جریان بازدید از باکو در سال ۲۰۲۰ چند بیت شعر خواند که از جدایی مردم آذربایجانزبان در دو سوی رود ارس ابراز تأسف میکرد. واکنش ایران به اردوغان شامل حملات رسانههای دولتی و وزیر امور خارجه بود. آنها میدانستند که میلیونها ایرانی آذربایجانیتبار ممکن است به باکو نزدیکتر از تهران احساس تعلق کنند. این یک سرنخ از نحوه برخورد با ایران میدهد.
کشوری که از درون متحد نیست، نمیتواند یک دولت در انتظار (government in waiting) تولید کند. طبیعی است که ملیگرایان ایرانی با این تکهتکهشدن مخالفت کنند، اما ایالات متحده و متحدانش دلایل استراتژیکی دارند که در کنار اعراب اهوازی، آذریها، بلوچها، کردها و دیگران باشند.
مخالفان: عراق یک مقایسه نادرست است
منتقدان این تلاش به عراق به عنوان یک داستان هشداردهنده اشاره خواهند کرد، اما این یک مقایسه نادرست است. مشکلات عراق ناشی از خلأ قدرت ناگهانی پس از سقوط یک رهبر سنی در کشوری با اکثریت شیعه بود، زمانی که نیروی اشغالگر برنامهای برای جوامع فرقهای نداشت. از آنجایی که اقلیتهای قومی ایران عمدتاً در مناطق جغرافیایی متمرکز شدهاند و در همسایگی کشورهای غیرفارس همجوار قرار دارند، یک فدراسیون ساخته شده بر این واقعیتهای جغرافیایی میتواند به عنوان یک چارچوب سیاسی واقعی عمل کند.
غرب با توانمندسازی مردم محلی پیروز میشود
غرب با تبدیل شدن به لژیون دیگر روم پیروز نمیشود. با توانمندسازی مردم محلی پیروز میشود. در بهترین حالت، این میتواند ایران جدیدی را به جهان هدیه دهد که در آن قدرت غیرمتمرکز، تهدید ایدئولوژیک از سوی روحانیون تندرو در تهران را کاهش میدهد. در بدترین حالت، ایالات متحده و متحدانش جنگ را به جایی میبرند که بیشترین ضربه را به رژیم وارد میکند: سیاستهای قومی و جداییطلبانه. از این گذشته، این جایی است که آنها بیشترین احساس تهدید را دارند.
منابع مستقل، CFR را بر خلاف ادعای خود نه یک اندیشگاه بیطرف، بلکه مغز متفکر امپراتوری والاستریت و نماد اجماع نخبگان فراحزبی برای حفظ و گسترش سلطه آمریکا در جهان معرفی میکنند.



