کارآمدی نظام اسلامی
بررسی شاخص های کارآمدی نظام اسلامی و ارائه راهبردها
نظام اسلامی ایران که بر پایه عدل و داد الهی و با محوریت قرآن و سنت اهل بیت (ع) شکل گرفته است از ساختار و مکانیسمی برخوردار است که اهداف متعالیه دینی را بر محوریت مردم سالاری طی می کند که در خاتمه جلب رضایت الهی و مردمی را مدنظر قرار می دهد و این رضایت نشان دهنده کارآمدی این نظام است. سازوکارهای جمهوری اسلامی ایران در این مسیر مواردی چون قانون محوری، مسئولیت پذیری و نظارت همگانی و برابری و عدم برتری انسان ها هستند. از این رو نهادهای تبلیغی موظفند در عمومی سازی و ترویج این مفاهیم به جامعه بکوشند و آن را به عنوان فرهنگ عامه در کشور نهادینه سازند.
ضرورت و اهداف پژوهش
کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران و اساسا حکومت دینی، از شایع ترین مسائلی است که بعد از استقرار کامل نظام اسلامی در ایران، مورد توجه اندیشمندان داخلی و خارجی قرار گرفته و هر از چند گاهی مورد چالش جدی قرار می گیرد. مهم ترین ملاک داوری مردم در کارآمدی یا ناکارآمدی هر نظامی، چه دینی و چه غیردینی، منوط به عملکرد آن نظام و دستیابی به مقبولیت مردمی است. درواقع قضاوت مردم بیش از آن که بر اساس مبانی نظری باشد وابسته به عملکرد است و لذا هر نظامی که در عملکرد مطلوب تر باشد، کارآمدتر به نظر می رسد که این مطلوبیت در سایه عمل دقیق به قانون حاصل می شود. بر طبق این مبنا، دفاع از ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران که مبتنی بر یک اندیشه نظری دینی ارزشی است، در صورتی امکان می یابد که مسئولان نظام در مقام عمل، کارایی و اثربخشی خود را به اثبات رسانده باشند. نظام متشکله در ایران بر پایه مردم سالاری دینی تاسیس شده است و این نشان می دهد ابعاد فرهنگی و اجتماعی برای شناخت کارآمدی نظام اسلامی در ایران از اهمیت بیشتری برخوردار است و کارآمدی دیگر نظامات نیز در چارچوب ابعاد فرهنگی و اجتماعی قابل ترسیم و تبیین است؛ بنابراین آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد کارآمدی در بعد فرهنگی و اجتماعی است و شاخص های کارآمدی در این دو بعد مورد کنکاش قرار می گیرد.
شاخص های کارآمدی نظام
طبق آنچه در نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان نقطه اتکا و بنیان دانسته می شود اندیشه های امام و رهبری و همچنین قانون اساسی کشور است که یکی از بخش های اساسی آن بیان اهداف تبیین شده در ابعاد فرهنگی و اجتماعی است. بر اساس همه این اندیشه ها و قوانین بیان شده، می توان شاخص های کارآمدی نظام را در 6 ردیف «دستیابی به اهداف و سیاست های نظام»، «ثبات و امنیت اجتماعی»، «بستر فرهنگی مناسب»، «نظام حقوقی منسجم»، «سرمایه اجتماعی» و «ارزیابی و نظارت» بیان کرد که در صورت تحقق آن شاخص ها، بی تردید نظام جمهوری اسلامی ایران در ابعاد فرهنگی و اجتماعی به بالاترین میزان کارآمدی دست خواهد یافت. در این بخش به بیان سه مورد از این شاخص ها پرداخته می شود:
دستیابی به اهداف و سیاست های نظام
منظور از دستیابی به اهداف و سیاست های نظام، آن دسته از اهداف فرهنگی و اجتماعی است که در قانون اساسی ذکر شده است. شاخص اهداف و سیاست های نظام از مجموعه ای از مولفه ها و مصادیق اجتماعی تشکیل یافته که تحقق آن مجموعه دلیل بر دستیابی به اهداف نظام محسوب می شود که در ذیل به اهم آن ها اشاره می شود:
- ارتقای سطح آگاهی عمومی: برای شناخت میزان سطح آگاهی مردم می توان به بررسی دو مصداق سطح سواد بزرگسالان و وضعیت مطالعه در میان مردم پرداخت. بررسی میزان سرانه مطالعه سال 1390 مشخص کرد هر ایرانی 13.9 دقیقه در روز مطالعه می کند که در مقایسه با سایر کشورهای توسعه یافته و اروپایی در سطح بسیار پایینی قرار دارد. در زمینه کیفیت آموزش نیز ایران وضعیت مناسبی ندارد. نتایج بررسی نرخ بی سوادی در مناطق شهری و روستایی در سال 95 گویای آن است که در مناطق شهری کمتر از 10 درصد افراد بی سواد هستند، ولی در مناطق روستایی حدود 22.5 درصد بی سواد وجود دارد که رقم نامطلوبی است؛
- حقوق زنان: بر اساس داده های آماری، طی بیست سال گذشته درصد حضور دانشجویان دختر در ساختار آموزش عالی حدودا دو برابر شده است که این امر نشان دهنده آن است که برنامه های افزایش سطح دسترسی به آموزش عالی برای جوانان به صورت یکسان و برابر در ایران اجرا شده است؛ اما بر اساس داده های مرکز آمار ایران، سهم ورود دختران تحصیل کرده به بازار کار یا به عبارتی عرضه نیروی کار با تحصیلات عالی کمتر از پسران است.
ثبات و امنیت اجتماعی
یکی از مهم ترین و اساسی ترین دغدغه های حاکمان در هر نظامی، برقراری امنیت اجتماعی است. به همین دلیل سالیانه هزینه های هنگفتی برای برقراری و تدوام امنیت اجتماعی در جامعه صرف می شود. برای بالا بردن شاخص امنیت اجتماعی می توان به موضوعاتی همچون کاهش جرائم و رذایل، سلامت روانی، رفع تبعیض، محرومیت زدایی و … اشاره کرد. در ذیل به اهم مولفه های تاثیرگذار بر میزان امنیت اجتماعی پرداخته می شود.
- احساس امنیت اجتماعی: یکی از نمودهای امنیت اجتماعی، احساس امنیت است. آمارها نشان دهنده این است که هرچند احساس امنیت میان مردم برقرار است، اما امنیت مالی بسیار پایین تر از تراز 100 است که نشان از احساس عدم امنیت مالی میان مردم است. پرواضح است که احساس امنیت در استان های کشور متغیر است؛ برخی استان ها وضعیت بدتر و برخی دیگر وضعیتی بهتر از حد متوسط کشوری دارند؛
- سلامت روانی: یکی از مولفه های سلامت روانی در جامعه، خودکشی دانسته می شود. نرخ خودکشی در ایران از اغلب کشورهای غربی پایین تر ولی از سایر کشورهای خاورمیانه بالاتر است و با حدود 500 مورد موفق در سال، یکی از آسیب های اجتماعی رو به رشد در ایران محسوب می شود. با توجه به افزایش نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی در کشور انتظار می رود خودکشی های نوع آنومیک (بی هنجارانه) افزایش یابد؛
بستر فرهنگی مناسب
بی تردید فقدان فضای مناسب فرهنگی موجب اعمال فشارهایی می شود که به مرور زمان باعث بروز مشکلات دست و پاگیر و نارضایتی هایی می شود که نظام را به سمت ناکارآمدی خواهد کشاند. از همین رو برای شناخت بستر مناسب فرهنگی و اجتماعی کشور باید به تحقیق درباره مقولاتی همچون فرهنگ دینداری، عام گرایی، نبود تشکیلات موازی در سیستم، مدیریت فضای مجازی و … پرداخت.
- هم افزایی دستگاه های فرهنگی و دینی: درباره رضایت مردم از فعالیت های سازمان ها و دستگاه هایی که در حوزه فرهنگ دینی کار می کنند، پژوهشی صورت گرفته که نشان می دهد 6.3 درصد پاسخگویان میزان موفقیت سازمان های دینی را خیلی کم، 17.3 درصد کم، 37.8 درصد متوسط، 4.31 درصد زیاد و 7.31 درصد خیلی زیاد ارزیابی کرده اند؛
- فرهنگ عام گرایی و نبود خاص گرایی قومی: شعاع اعتماد، روابط و تعاملات اعضای جامعه با یکدیگر که بیانگر جهت گیری عمل افراد در قبال دیگران است، بیانگر جهت گیری خاص گرایانه و عام گرایانه اجتماعی آن هاست. در پژوهش مرکز رصد ملی، انواع رفتار اجتماعی نسبت به سه طبقه «اعضای خانواده»، «همسایگان و آشنایان» و «غریبه ها» سنجیده شده و نشان می دهد که این تعامل ها نسبت به هریک از سه طبقه به چه میزان است. بررسی ها نشان دهنده این است که بیشترین اعتماد و تعامل با اعضای خانواده است و سپس آشنایان. با توجه با پایین بودن میزان اعتماد و تعامل به افراد غریبه و غیر همشهری می توان گفت میزان عام گرایی اجتماعی بسیار پایین است.
سناریوهای موجود در مورد کارآمدی و ارائه راهبردها
کارآمدی و اثربخشی نظام جمهوری اسلامی ایران و اساسا حکومت دینی، از مسائل مهمی است که بعد از استقرار کامل نظام جمهوری اسلامی در ایران، توجه محافل نخبگانی در داخل و خارج کشور را به خود جلب نموده است و پژوهشگران و نخبگان از زوایای گوناگونی (سیاسی- اقتصادی- فرهنگی، اجتماعی) آن را موردبررسی و تحلیل قرار داده اند. در مجموع 4 سناریو درباره کارآمدی یا ناکارآمدی هر نظامی قابل تصور است:
- نظام کارآمد و وجود احساس کارآمدی؛
- نظام ناکارآمد و عدم وجود احساس ناکارآمدی؛
- نظام کارآمد و وجود احساس ناکارآمدی؛
- نظام ناکارآمد و وجود احساس ناکارآمدی.
طبق آنچه از وضعیت داخلی ایران مورد بررسی قرار گرفت سناریو 3 و 4 مورد تایید واقع شد. هر چند که اکثریت نخبگان سخن از ناکارآمدی نظام در برخی از مولفه ها و اهداف نظام را بیان کردند، اما وجود احساس ناکارآمدی در جامعه، گزینه ای بود که همه نخبگان بر آن واقف بودند.
راهکارهای رفع مشکلات کارآمدی نظام اسلامی
با توجه به سناریوهای موجود نهادها و مسئولان کشوری اعم از دولتی، غیردولتی و مردمی نیازمند تدبیر و ترسیم برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت و ارائه راهبردهای دقیق برای حل مشکل هستند. راهبردهای ارائه شده در پژوهش حاضر در دو نوع راهبردهای کوتاه مدت و بلند مدت قابل ارائه هستند.
راهبرد کوتاه مدت
در بسیاری از شاخص ها و مولفه های زیرین آن ها اثربخشی تا حدودی به چشم می آید، اما آنچه جامعه را با مخاطره روبرو کرده است احساس ناکارآمدی در اجتماع است که باید رفع شود. راهبرد اصلی برای حل این مسئله در کوتاه مدت، «شفافیت و نظارت هوشمندانه» است. مسئولان در بسیاری از مسائل به دروغ سیستماتیک پناه بردند که به تدریج بی اعتمادی را به جامعه القا کرد.
برای از بین بردن این بی اعتمادی که ریشه اصلی احساس ناکارآمدی است، به کار بردن راهبرد شفافیت و نظارت هوشمندانه چاره کار است. یکی از اضلاع اصلی جامعه در حوزه فرهنگ، مردم هستند، اما باید دانسته شود مردم لازم نیست همه چیز را بدانند اما آنچه به آنان گفته می شود باید صحیح باشد و حیله در آن راه نیابد.
راهبرد بلندمدت
بهترین راهبرد ممکن در درازمدت برای تقویت کارآمدی نظام، «تخصص گرایی مبتنی بر پژوهش عینی و کاربردی در مسائل فرهنگی و اجتماعی» است. درواقع زمانی می توان هدف کلان را محقق ساخت که تخصص گرایی و شایسته سالاری در حکومت ایجاد شود. در مرحله بعد درباره هر مولفه ای، پژوهش های راهبردی صورت پذیرد و سیستم اجرایی با استفاده از متخصصان امر، راهبردهای این پژوهش ها را عینیت بخشیده و عملیاتی کنند.
جمع بندی
نظام متشکله در ایران بر پایه مردم سالاری دینی تاسیس شده است و این نشان می دهد ابعاد فرهنگی و اجتماعی برای شناخت کارامدی نظام اسلامی در ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است و کارآمدی دیگر نظامات نیز در چارچوب ابعاد فرهنگی و اجتماعی قابل ترسیم و تبیین است؛ بنابراین پژوهش حاضر به بررسی شاخص های کارآمدی در دو بعد فرهنگی و اجتماعی پرداخت.
بر اساس نظرات نخبگانی سناریوهای موجود در مورد کارآمدی نظام اسلامی مورد بررسی قرار گرفت که دو سناریوی «نظام کارآمد و وجود احساس ناکارآمدی» و «نظام ناکارآمد و وجود احساس ناکارآمدی» مورد اتفاق اکثر آن ها بود. لذا راهبردهایی برای حل این مسائل در کوتاه مدت و بلند مدت ارائه شد که در کوتاه مدت «شفافیت و نظارت هوشمندانه» و در بلندمدت «تخصص گرایی مبتنی بر پژوهش عینی و کاربردی در مسائل فرهنگی و اجتماعی» پیشنهاد شده است.
این مطالعه در مرکز پژوهشی مبنا با همکاری محمدتقی دشتی، سید مرتضی میرتبار و یاور عیوضی در سال 1400 انجام شده است.




