از عزت تا رخوت؛ تحولات توده های اسلامی در عصر عدالت و توسعه
اسلامی یا غیراسلامی بودن حزب عدالت توسعه و راهبردهای چشم اندازی ایران از تحولات ترکیه

در تاریخ معاصر ترکیه تنش و تضاد میان دو جریان سکولار ـ ملی گرا و اسلامگرا مسیر این کشور را وارد مراحل خاصی کرده است. از سال 2002 به بعد بود که حزب عدالت و توسعه با تکیهبر ماهیت اسلامی و توسعهیافتگی غربگرا، قدرت را دراین کشور به دست گرفت. به رغم برخی دستاوردهای مثبت اقتصادی، اما به دنبال برخی سیاست های اشتباه منطقه ای، اختلافات درون حزبی و تنش های مذهبی آینده این کشور را با سرنوشت مبهمی دچار کرده است.
ضرورت و اهداف پژوهش
بسیاری از کارشناسان مسائل منطقه ای براین عقیده اند که حزب عدالت و توسعه در اثر بحران های اقتصادی و منطقه ای به دوران افول خود نزدیک شده است و استمرار آن تاکنون به دلیل وجاهت و مشروعیت شخص رجب طیب اردوغان است، با حذف یا مرگ وی توده های اسلام گرا به سمت جریان خاص رهسپار می شوند و حزب عدالت و توسعه برای همیشه از صحنه سیاسی ـ اجتماعی ترکیه محو خواهد شد. با توجه به اینکه کماکان جریان های اسلامی دست برتر را در تحولات کشور ترکیه دارند، اقدامات راهبردی جمهوری اسلامی ایران از تحولات سیاسی ـ اجتماعی کشور ترکیه برای اهداف منافع ملی، امنیت و ارتباطات دو کشور با توجه به اشتراکات فرهنگی، مذهبی، زبانی بخشی از اقوام و سیاست های منطقه ای متفاوت دو کشور مهم و حیاتی است.
فرآیند اسلام گرایی در ترکیه
اسلامگرایی به عنوان فهم ایدئولوژیک از دین اسلام و بازتعریف هویت مسلمانان در تاریخ ترکیه تا دوران عثمانی مطرح بود. دراین کشور جریان های اسلامی با تکیه بر مؤلفه هایی چون مقاومت در برابر استبداد، لزوم بازگشت به احکام پیشرو شریعت و ارائه قرائتی نو از اسلام، دموکراتیک سازی حکومت بر اساس مفاهیم اسلامی چون شورا کوشیده اند خود را به جریانهای اسلامگرا در مقابل رویه های سکولار و غربی مطرح کنند. از دهه 70 با برآمدن جریان ملی گوروش تکنوکرات های متدین صوفی تلاش کردن تشکیلات دینی را از طریق مطالعه آثار مودودی، حسن البنا، سبد قطب، شریعتی و… پیش گیرند و در تلاش بودند که جریان تمدنی ـ امتی را در ترکیه تشکیل دهند. به طورکلی تا این سال ها قدرت طلبی و سیاست محوری درحرکت های اسلامی باعث شد که جریان فکری بیشتر از آنکه درپی اندیشه ورزی باشد درپی توجیه تراشی و گفتمان سازی برای مشروعیت قدرت باشد.
حزب عدالت و توسعه و اسلام گرایی
در دهه 90 با فروپاشی شوروی و حاکمیت نظام تک قطبی و مطرح شدن اصول جهانی شدن و آموزه هایی چون حقوق بشر، آزادی، توسعه سیاسی، حقوق شهروندی، فعالیت مدنی و… اغلب جریان های اسلامی در کشورهای مسلمان از آن تأثیر پذیرفتند. در چنین وضعیتی برخی از افراد موجود در جریان ارتودوکسی و اصولگرایانه مرحوم ربکان که نگرشی سنتی و ایدئولوژیک از اسلام داشتند، دست به انشعاب و جریان نویتی زدند. ازجمله این افراد می تواند به اردوغان، عبدالله گل، آرینچ، گوکچک و… اشاره کرد. آنها تحت تأثیر تحولات حاکم بر فضای دنیا کوشیدند صبغه ای لیبرال، غیراسلامی و گشاده رو به جهان غرب و مبانی آن اراده دهند. به طورکلی حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان در رابطه با اسلام و ارزش های لیبرال در یک دوگانگی هویتی رفتار می کنند؛ بدین صورت که اردوغان به عنوان شخصیت کاریزماتیک جریان همواره از عناصر هویت اسلامی بهره می جوید اما حزب همیشه خود را به عنوان یک جریان پایبند به ارزش های دموکراتیک و لیبرال در ترکیه مطرح کرده اند.
تأثیرات حضور حزب عدالت و توسعه بر اسلامگرایی در ترکیه
تحول در رابطه توده و اسلام گرایی
تا قبل از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، جریان اسلام گرایی به عنوان نماینده حقیقی بخش عمده ای از مردم به شما می آمد اما امروزه به عنوان نماینده حاکمیت در برابر مردم شناخته می شود، لذا مسئله دوری و تکبر در برابر توده ها و برگزیده پنداری خود، مسائل و چالش های مختلفی در رابطه با توده های اسلامی ایجاد کرده است. این دوگانگی را در موقعیت های مختلف می تواند مشاهده کرد که از یکسو نیروهای میدانی حزب در شبکه های اجتماعی ضمن انتقاد از سیاست های کمالیستی در دوره های گذشته خود را نماینده مردم در برابر حاکمیت استثمارگر قبلی معرفی می کنند.
اشرافیت دولتی و ریاکاری مبتنی بر دین
یکی از مواردی که در انتقاد از عملکرد و سیاست های حزب عدالت و توسعه از سوی منتقدین مطرح شده است، افراط در تظاهر به ثروت و قدرت، دور شدن از توده های مردم از سوی این جریان است. این مسئله سبب کاهش مقبولیت این جریان و شکست تاریخی در انتخابات شهرداری ها در کلان شهرهای کشور ترکیه شد که رجب طیب اردوغان ابلاغیه منع تظاهر به ثروت و قدرت را به تمام رده های حزبی کشور ابلاغ کرد. نکته ای که بسیاری از مخالفین به آن استناد می کنند استفاده ابزاری از دین و تظاهر در حزب عدالت و توسعه است؛ بدین صورت که معتقدند بسیاری از افراد و اشرافیت دولتی تلاش می کنند همواره شخصیتی متدین و موردقبول توده های اسلام گرا از خود نشان دهند ازجمله اینکه برخی از رهبران حزبی جهت استفاده از امکانات حزبی همسران خود را به حجاب وارد کرده و برخی مناسک دینی را رعایت می کنند و…
تحول در رابطه جماعات دینی و حاکمیت
جماعت های مختلف طریقتی و صوفیه یکی از جریان های مهم و کلیدی در ترکیه اند که با رویکرد و جریان سکولار و لائیک اختلافات بنیادینی دارند. حزب عدالت و توسعه باهدف کاهش قدرت اجتماعی سکولارها و از طرف دیگر بهره گیری انسجامی از توده های صوفی، ارتباط و تعامل گسترده ای با جماعت فتح الله گولن برقرار کرده بود اما به دنبال کودتای 15 جولای و تائید نقش این جماعت در انجام این کودتا علیه رجب طیب اردوغان روابط اردوغان با این گروه وارد مراحل تازه ای شد. رجب طیب اردوغان می کوشد با توازن سیاست قدرت می کوشد میان این جماعت های توده ای و سکولار به نفع خودش توازن ایجاد کند.
تکثر تشکیلاتی در جریان اسلام گرایی
دوره متأخر حزب عدالت و توسعه شاهد انشعابات متعدد این حزب و سایر جماعت های اسلام گرایی بوده ایم یکی از مهم ترین مصداق ها را می توان به جدایی دو تن از افراد صاحب نظر حزب عدالت و توسعه یعنی داوود اوغلو (معمار دیپلماسی نوین ترکیه) و علی باباجان (معمار اقتصاد نوین ترکیه) به صورت رسمی از حرب عدالت و توسعه جدا شدند و یک تشکیلات جدید ایجاد کردند.
چشم پوشی از مسئله فلسطین
اظهارنظر و تصمیم گیری نسبت به مسئله فلسطین یکی از مسائل مهم جریان شناختی اسلامی و غیر اسلامی در ترکیه است. حزب عدالت و توسعه که همواره در افکار عمومی و مجامع منطقه و بین الملل به عنوان خامی اصلی مسئله فلسطین مطرح کرده و ازاروغان به عنوان قهرمان قدس یادکرده بودند اما در عمل و واقعیت چیزی دیگر مشاهده می کنیم؛ به طوری که در دو دهه ریاست اردوغان حجم روابط تجاری ترکیه و رژیم صهیونیستی چهار برابر شد و این دولت نقش مهمی در اهداف استراتژیکی و منطقه ای این رژیم بازی کرد. در همین چارچوب از دوران حزب عدالت و توسعه به عنوان آغاز چشم پوشی و انحراف از موضوع فلسطین یاد می کنند.
راهبردهای جمهوری اسلامی ایران از تحولات ترکیه
حفظ و تقویت عمق استراتژیک ایران با اسلام گرایان ترک؛ چراکه سابقه و عملکرد بد و نامطلوب جریان های لائیک و ملیگرایی، کماکان جریان اسلامگرا و محافظه کار را بازیگران اصلی تحولات ترکیه تبدیل کرده است.
نتیجه گیری
از سال 2002 به بعد بود که جریان عدالت و توسعه به عنوان جریانی اسلامی، کارکردگرا ـ عمل گرا در انتخابات شهرداری ها قدرت را به دست گرفتند و توانستند باسیاست های مطلوب اقتصادی اعتبار و منزلت اجتماعی برای ترکیه کسب کنند. پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه تحولاتی دراین کشور ایجاد شد که می تواند آینده جریان شناختی آن را تحت تأثیر قرار دهد. تکثر جریان های اسلام گرایی، به انزوا و حاشیه رفتن مسئله فلسطین، ارتباط گسترده تجاری و اقتصادی با رژیم صهیونیستی، باز شدن فضای ارتباطی جریان های اسلامی در سطح منطقه و جهان، تقابل و تنش های مذهبی ـ ملی گرایی، استفاده ابزاری و تظاهرگرایانه حزب عدالت توسعه از اسلام گرایی، مناقشات منطقه ای و دخالت های ناروا در مسائل سوریه و… و برداشت های متفاوت و بعضاً متعارض رقبای درون حزبی و گروه های منتقد لائیک و… ازجمله مهم ترین آنها هستند که آینده تحولات این کشور را تحت تأثیر قرار می دهد که نیازمند است سیاست گذاران جمهوری اسلامی ایران ضمن رصد دقیق این تحولات تصمیمات راهبردی درست و منطقی اتخاذ کنند.
این مطالعه توسط مسعود صدر محمدی و در اندیشکده مرصاد انجام شده است.



