مواضع کشورهای عضو شورای همکاری های خلیج فارس در مواجهه با تقابل ایران و اسرائیل
بررسی مواضع کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نسبت به جنگ اخیر تهران و تل آویو و پیامدهای تنش ایران و رژیم صهیونیستی بر ترتیبات امنیتی و دیپلماسی منطقه ای خلیج فارس
منطقه غرب آسیا طی ماه های اخیر، شاهد یکی از شدیدترین و بی سابقه ترین مراحل تنش نظامی میان دو بازیگر محوری منطقه (جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی) بوده است. این رویارویی فراتر از یک درگیری نظامی معمول بود؛ چرا که نخستین بار زیرساخت های هسته ای، فرماندهان عالی رتبه و مراکز نظامی حساس ایران هدف مستقیم حملات هوایی تل آویو قرار گرفتند. تهران نیز با شلیک صدها موشک بالستیک و پهپاد، یکی از گسترده ترین واکنش های خود در تاریخ را رقم زد. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با وجود آنکه در ظاهر از تنش دور مانده اند؛ در واقع، خود را بر لبه ی پرتگاهی می دیدند که هرگونه لغزش آن می توانست پیامدهای ژرفی بر امنیت، ثبات اقتصادی و معادلات ژئوپلیتیک شان داشتند.
ضرورت و اهداف پژوهش
ایران با گستره نفوذ منطقه ای خود در عراق، سوریه، لبنان و یمن و با اتکای ایدئولوژیک به شعارهای انقلاب اسلامی، تهدیدی بنیادین بر نظام های پادشاهی سنتی در خلیج فارس تلقی شده است. در سوی دیگر، رژیم صهیونیستی با سابقه اشغال سرزمین فلسطین و با تلاش برای تبدیل شدن به قدرت بلامنازع منطقه ای، برای بسیاری از دولت ها و ملت های عربی، تجسم متخاصم دیگری است. از این رو، سایه تنش میان این دو نه فقط یک تقابل نظامی دور از مرزهای خلیج فارس؛ بلکه برخوردی میان دو دشمن تاریخی نظام های عربی محسوب می شود. در این منازعه هر پیروزی یا شکست، توازن منطقه ای را به نحوی بنیادین تغییر می دهد. مسئله اصلی برای این کشورها نه حمایت قاطع از یک طرف و دشمنی سریع با طرف دیگر، بلکه تلاش برای حفظ توازن قدرت، پیشگیری از فروپاشی یک جانبه یکی از دو طرف و جلوگیری از سیطره کامل طرف دیگر است. از این رو در این پژوهش به بررسی مواضع کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نسبت به جنگ اخیر تهران و تل آویو و پیامدهای تنش ایران و رژیم بر ترتیبات امنیتی و دیپلماسی منطقه ای خلیج فارس پرداخته شده است.
مواضع کشورهای خلیج فارس نسبت به جنگ اخیر تهران و تل آویو
در پی آغاز عملیات گسترده رژیم صهیونیستی علیه ایران در ژوئن 2025، واکنش های کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، ترکیبی از مواضع دیپلماتیک رسمی مبتنی بر «نفی تنش و اقدامات پنهانی مبتنی بر موازنه سازی» بود. این واکنش ها به خوبی نشان می دهدکه رویکرد کشورهای خلیج فارس در برابر بحران، نه حاصل نگاه ایدئولوژیک یا احساسی، بلکه مبتنی بر منطق محافظه کارانه حفظ منافع و ثبات منطقه ای است.
اجماع رسمی: محکومیت رژیم، دعوت به خویشتنداری
در اولین روزهای پس از حملات هوایی تل آویو به تاسیسات نظامی و هسته ای ایران، وزارتخانه های خارجه تمامی شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس بیانیه هایی صادر کردند که در آن حملات رژیم را «تجاوز آشکار» توصیف کرده و خواستار خویشتنداری و بازگشت به مسیر مذاکرات شدند. سعودی ها، در بیانیه ای کم سابقه، ایران را «کشور برادر» خواندند و نسبت به نقض حاکمیت ملی آن هشدار دادند. دولت های امارات، قطر، عمان و کویت نیز در بیانیه هایی جداگانه خواستار احترام به اصول حقوق بین الملل و اجتناب از حملات به تاسیسات هسته ای شدند.
رسانه های رسمی و دوگانگی پیام ها
رسانه های رسمی کشورهای خلیج فارس نیز بازتاب دهنده نوعی سردرگمی تاکتیکی بودند. در حالی که شبکه هایی چون «العربیه» و «اسکای نیوز عربی» با تمرکز بر خسارات وارد شده به زیرساخت های ایرانی، سعی در پررنگ کردن موفقیت عملیات های رژیم داشتند، الجزیره قطر کوشید با روایت دوطرفه، فضای تحلیلی تری ایجاد کند. این شکاف در روایت رسانه ای، از یک سو، بازتاب دهنده تفاوت در میزان نزدیکی یا فاصله گذاری با رژیم صهیونیستی در میان دولت های خلیج فارس است. از سوی دیگر، این مسئله نشانه ای از تردید راهبردی این رسانه ها در خصوص چگونگی مواجهه با بحرانی است که می تواند پیامدهای امنیتی و زئوپلیتیکی داشته باشد.
مواضع بازیگران کلیدی
موضع عربستان سعودی، به عنوان بازیگر اصلی جهان عرب، پیچیده تر از سایرین بود. ریاض در یک سو با تقبیح رژیم، از تمایلات داخلی برای احیای روابط با تهران بهره گرفت و در سوی دیگر، با آمریکا در سطح اطلاعاتی و امنیتی در تماس بود. امارات متحده عربی، در حالی که خواستار خوشتنداری شده بود، تماس های پنهانی خود را با تل آویو ادامه داد. قطر و عمان نیز با توجه به روابط سنتی با تهران، تلاش کردند به عنوان واسطه های منطقه ای مطرح شوند.
محاسبات استراتژیک و مطلوبیت ها: تهران ضعیف، تل آویو مهار شده
در مواجهه با بحران ایران و رژیم صهیونیستی، کشورهای خلیج فارس به جای اتخاذ مواضع یک جانبه، در پی یافتن سناریویی هستند که کمترین هزینه و بیشترین سود راهبردی را برای آنها به همراه داشته باشد. این محاسبات نه تنها به منازعه جاری، بلکه به نظم آینده منطقه مربوط می شود. در ادامه به برخی از این سناریوها پرداخته شده است.
ایران ضعیف اما پا برجا
کشورهای خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، امارات و بحرین، همواره از گسترش نفوذ منطقه ای ایران در یمن، عراق، لبنان و سوریه بیم داشته اند. از منظر این کشورها ایران اکنون ضعیف تر از دهه های اخیر است و این موضوع فرصتی را برای کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی فراهم کرده تا مطمئن شوند ایران هرگز به سطح تهدید قبلی خود بازنمی گردد. این وضعیت به ایران فرصت می دهد تا به جای تمرکز بر خارج، به داخل خود بپردازد.
تهدید مشترک اما همزیستی اجباری
بسیاری از کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس، ایران را در درجه اول به عنوان یک چالش سیاسی برای اقتدار داخلی خود می بینند؛ زیرا از منظر آن ها، جمهوری اسلامی ایران توانایی تضعیف اقتدار طبقه حاکم در این کشورها را دارد. اما همزمان تل آویو نیز به عنوان تهدیدی بالقوه دیده می شود که در صورت حذف ایران، می تواند هژمونی منطقه ای خود را گسترش دهد و بر ترتیبات امنیتی منطقه مسلط شود.
پیامدهای تنش ایران و رژیم بر ترتیبات امنیتی و دیپلماسی منطقه ای خلیج فارس
شدت گرفتن تقابل نظامی و ژئوپلیتیکی میان ایران و رژیم صهیونیستی در ماه ژوئن 2025، نه فقط توازن میان دو قدرت رقیب را تحت تاثیر قرار داد، بلکه ساختار امنیتی و روندهای دیپلماتیک کشورهای جنوب خلیج فارس را نیز دستخوش تحولاتی چندلایه کرد. از آنجا که این کشورها در متن منازعه نیستند، اما در مدار اثرگذاری آن قرار دارند؛ پیامدهای جنگ از سطح فیزیکی تا ابعاد نمادین و نهادی در سیاست خارجی آن ها قابل رهگیری است.
ترتیبات امنیتی در وضعیت شکننده
کشورهای جنوب خلیج فارس، علیرغم تجهیز به سامانه های پدافندی پیشرفته و میزبانی ده ها هزار نیروی آمریکایی به دلیل نزدیکی جغرافیایی به ایران و وابستگی راهبردی به بازیگران خارجی، در برابر پیامدهای جنگ بسیار آسیب پذیرند. این کشورها با تهدید مستقیم امنیتی و مخاطرات انرژی و اقتصاد روبه رو هستند.
مسیر عادی سازی با رژیم صهیونیستی
پروژه عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی که از زمان امضای توافق های ابراهیم در 2020 شتاب گرفت، در اثر تنش اخیر با دشواری های سیاسی و نمادین جدیدی مواجه شده است. افکار عمومی عربی، به ویژه پس از جنگ غزه و عملیات های نظامی رژیم علیه ایران، بیش از پیش مواضع ضد اسرائیلی و همدل با محور مقاومت را اتخاذ کرده اند. نظرسنجی ها از افزایش مخالفت با رژیم صهیونیستی و حمایت از ایران در میان جوامع عربی حکایت دارد. یکی از بارزترین و ملموس ترین نشانه های این حمایت، پشتیبانی صریح کشورهای عربی و مسلمان از حملات سنگین نظامی ایران علیه رژیم بود. فراتر از محکومیت گسترده حملات صهیونیست ها به ایران در افکار عمومی عرب، پلتفرم های رسانه های اجتماعی مملو از پست های شاد از کاربران عرب شد که تصاویر شهرهای ویران شده رژیم صهیونیستی را با ویرانی های غزه مقایسه می کردند.
دیپلماسی چندجانبه خلیج فارس: تلاش برای نقش واسطه
همزمان با افزایش خطرات امنیتی و اقتصادی، کشورهای خلیج فارس تلاش کردند با افزایش تحرک دیپلماتیک، نقش واسطه در بحران ایفا کنند. عربستان با بهره گیری از بازسازی روابطش با تهران، تلاش کرد مسیری دیپلماتیک برای کاهش تنش بیابد. امارات نیز اگرچه متحد امنیتی رژیم به شمار می رود، اما سعی کرد رویکرد توازن گرایانه خود را حفظ کند و با هر دو طرف در تماس باشد.
جمع بندی
بررسی مواضع و اقدامات کشورهای خلیج فارس در قبال جنگ اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی نشان می دهد که این کشورها در حال پیگیری راهبردی مبتنی بر حفظ توازن منطقه ای و نه ائتلاف سازی قطبی یا جانبداری مطلق هستند. این کشورها، گرچه به ظاهر از درگیری فاصله دارند، در عمل به شدت تحت تاثیر تحولات امنیتی، ژئوپلیتیکی و اقتصادی این بحران قرار گرفته اند. محاسبات راهبردی این کشورها نشان می دهد که هیچ یک خواهان پیروزی کامل یا فروپاشی طرف مقابل نیستند. تهران ضعیف اما پابرجا و تل آویو مهارشده، دو مولفه کلیدی در سناریوی مطلوب آن هاست. در مجموع، کشورهای خلیج فارس به جای ائتلاف سازی مطلق، رویکردی توازن محور، واقع گرایانه و فرصت طلبانه را در پیش گرفته اند. آن ها می کوشند در میانه تقابل دو دشمن تاریخی خود، نه تنها از آسیب مصون بمانند؛ بلکه با ایفای نقش دیپلماتیک، موقعیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود را تقویت کنند.
این مطالعه در موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران در سال 1404 انجام شده است.




