اخبارمصاحبه اختصاصی

ضعف در آماد و لجستیک، پاشنه آشیل کشور در شرایط بحرانی

گفتگوی خانه اندیشه‌ورزان با عبدالرضا زمینی پیرامون شناسایی نقاط ضعف آماد و لجستیک در کشور و تاثیر آن بر آسیب پذیری کشور در شرایط بحرانی

به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکده ها، در گفتگوی خانه اندیشه‌ورزان با عبدالرضا زمینی، اندیشه‌ورز و مدیر اندیشکده دوران در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۰۱ پیرامون شناسایی نقاط ضعف آماد و لجستیک در کشور و تاثیر آن بر آسیب پذیری کشور در شرایط بحرانی، موارد زیر مطرح شد:

مقدمه

یکی از ابعاد مهم اندیشه‌ورزی تصویرسازی از آینده است. اگر ما در حوزه‌های مختلف تصویری از آینده داشته باشیم، بهتر می‌توانیم روندها را تحلیل کنیم و بدانیم کجا از مسیر خارج شدیم، کجا عقب هستیم، کجا منحرف شدیم و… . اگر تصویری از آینده نداشته باشیم، نمی‌توانیم مسیری که رفته‌ایم و می‌رویم را درست تحلیل کنیم. یکی از تصاویر ما از آینده باید این باشد که ما در جنگ هستیم؛ چه جنگ عریان (مثل وضع فعلی) و چه جنگ خاموش. ما در زمینه نظامی این تصویر را داشتیم و خوب مسئله را متوجه شدیم؛ ازاین‌رو، طبق برنامه پیش می‌رویم؛ اما در زمینه اقتصادی هیچوقت این تصویر را نداشتیم یا حداقل تصویر درستی نداشتیم که باعث شد همیشه عقب بمانیم. برای بازه‌های پنج‌ساله و بیست‌ساله برنامه‌ریزی می‌کنیم؛ ولی محقق نمی‌شود و موفق نمی‌شویم.

جنگ فرصت است؛ فرصتی برای شناخت ضعف‌هایی که ناشناخته مانده بود و فرصتی برای شکستن نظمی که مانع اصلاح ضعف‌های عیان بود. ازاین‌رو، نباید از این فرصت گذشت. الان فرصتی است که بدنه اجتماعی لازم برای تغییرات بنیادین و شکستن نظم‌های انحطاط ایجاد شده است.

قاچاق

کشور ما، کشور شب‌امتحانی است؛ یعنی کارها انجام نمی‌شود تا وقتی بحرانی شود. هنگامه بحران، زمانی است که می‌توان در کشور ما کارها را پیش برد.

یکی از مشکلات مهم کشور ما مبادی ورود کالا است که هوشمند نیست و از استانداردهای قابل‌قبول فاصله بسیاری دارد؛ مثلا می‌توان به بیانات رهبر معظم انقلاب در سال 94 اشاره کرد که می‌فرمایند: «بندری را می‌شناسم که هر روزه حدود 3000 کانتینر از آن وارد کشور می‌شود که فقط حدود 100 کانتینتر بررسی می‌شود.» البته امروز هم با گذشت 10 سال از آن سخنرانی، تغییر آنچنان محسوسی در وضعیت مبادی ورودی کالا ایجاد نشده است. این قضیه آنچنان مهم است که برخلاف رویه معمول مقام معظم رهبری که تأکیدشان بر تولید داخلی است، در اینجا مجوز می‌دهند که اگر تجهیزات بازرسی مرزی را نداریم، برویم بخریم. یعنی اینقدر فوری است.‌

من بعید نمی‌دانم و حتی اطمینان دارم که این ضعف بازرسی در مبادی ورودی کالا به این سطح از ورود ریزپرنده‌ها و دیگر تجهیزاتی که در حملات علیه مراکز نظامی، علمی و شهروندان ما استفاده می‌شوند، کمک کرده باشد.

نکته آن است اگر کاری را در زمان درستش انجام ندهیم، طبق قانون طبیعت، در مقاطع بحرانی یقه ما را می‌گیرد. ما باید در زمان خودش این مبادی را تقویت می‌کردیم تا بدانیم چه چیزی وارد کشور می‌شود و چه چیزی از کشور خارج می‌شود.

پدافند غیرعامل

یکی از ضعف‌های اساسی ما در حوزه پدافند غیرعامل است. پدافند غیرعامل در حفاظت از کشور (مراکز گوناگون، زیرساخت‌ها، شهروندان، مسئولان و…) نقشی اساسی دارد؛ ولی ما دستورالعمل‌های واضحی در این حوزه نداریم. البته در بخش‌هایی از وزارت نفت کارهایی انجام شده است؛ ولی در عموم ارکان کشور چنین چیزی تهیه نشده است. نبود دستورالعمل‌های پدافند غیرعامل، در بحران‌های گوناگون، اعم از سیل، زلزله، پاندمی و جنگ، رفتارها در سطوح مختلف سلیقه‌ای می‌شود و گره می‌خورد.

ببینید: در لحظه اول جنگ چندتن از فرماندهان رده‌بالای نظامی ما شهید شدند؛ اما سازمان نظامی کشور به‌هم نریخت. خیلی سریع افراد جایگزین شدند و کار خود را شروع کردند و از همان روز ما به‌خوبی به حملات دشمن پاسخ دادیم. این، یعنی سیستم به فرد وابسته نیست. یعنی سیستم‌سازی کرده‌ایم. پدافند غیرعامل در وضعیت بحرانی چنین نقشی را بازی می‌کند. اگر دستورالعمل‌های دقیق و ریز برای اقشار مختلف و سازمان‌های گوناگون داشته باشیم، به‌محض اینکه به ما حمله شد، به‌محض اینکه سیل آمد، به‌محض اینکه زلزله شد یا هر بحران دیگری به‌وقوع پیوست، افراد در هر جایی که باشند، می‌دانند چه وظیفه‌ای دارند و این وظیفه در نسبت سایر وظایف چگونه تعریف می‌شود. البته ما در بخش‌هایی کلیاتی از پدافند غیرعامل را داریم؛ ولی منظور من «دستورالعمل» است که باید ریز وظایف افراد در هر قشر و نهادی را مشخص کند. البته عمل به بعضی از بندهای مختلف این دستورالعمل‌ها –اگر تهیه شوند- به پیش از زمان بحران برمی‌گردد؛ ولی اثر خودش را در زمان بحران نشان می‌دهد.

نکته این است: چه جنگ تمام شود و چه جنگ ادامه یابد، باید دستورالعمل‌های دقیق و جزئی پدافند غیرعامل در حوزه‌های مختلف تولید شود و ابلاغ شود.

یکی از مشکلاتی که واقعا آزار داد، اخذ عوارضی در دو روز اول جنگ بود. چرا باید در چنین وضعیتی مردم معطل پرداخت عوارضی شوند؟ مسئولان امر باید متوجه باشند که دریافت عوارضی بار ترافیکی شدیدی در محل‌های مربوطه ایجاد می‌کند که هم خوراکی برای جنگ روانی است و از آن مهم‌تر، چنین تراکمی از جمعیت هدف هر نوع تهاجمی از سوی دشمن است و بار امنیتی زیادی دارد. مشکل چیست؟ مشکل آن است که مسئولان امر وظیفه خود را نمی‌دانند یا حداقل پشتوانه قانونی ندارند. اگر عوارضی نگیرند، ممکن است بعدا بازخواست شوند و اگر بگیرند، مسائلی که توضیح دادم، پیش می‌آید. اینجا مشخص می‌شود که لازم است حتما برای همه بخش‌ها دستورالعمل‌هایی صادر شود تا رفتار همه براساس وضعیت جنگی تنظیم شود.

البته ما کلیاتی در حوزه پدافند غیرعامل داریم؛ ولی کافی نیست. باید دستورالعمل‌هایی دقیق و جزئی خطاب به بخش‌ها، اقشار و دستگاه‌های مختلف کشور صادر شود.

الان لازم داریم حتی جلسه شورای امنیت کشور (شاک) تشکیل شود و برای بخش‌ها و دستگاه‌های مختلف حمل‌ونقل کشور دستورالعمل دقیق و ریز صادر کند تا همه این بخش‌ها و دستگاه‌ها هم وظیفه خود را بدانند و هم رفتارشان را تنظیم کنند.

لجستیک

لجستیک رکن اصلی تقریبا تمام فعالیت‌ها و فرآیندهایی است که در کشور انجام می‌شود؛ چه در زمان جنگ و چه در غیر آن. ما در بسیاری از عرصه‌ها آرزو داریم که در منطقه یا حتی در دنیا میان بازیگران اصلی و مهم طبقه‌بندی بشویم؛ ولی حتی در اسناد بالادستی نیز به لجستیک توجه زیادی نداشته‌ایم. درواقع نظام حکمرانی ما هنوز آنچنان وارد فرآیند لجستیک نشده است. جالب است بدانید که در آمریکا صنف کامیون‌داران، دولتی است؛ یعنی به بخش خصوصی واگذار نشده است. چرا؟ چون این صنف عملا شریان گردش کالا را به دست گرفته است و اگر مشکلی برایش پیش بیاید، کل نظام صنعتی و اقتصادی می‌خوابد. در ایران، قضیه برعکس است. هزینه سیستم‌های حمل‌ونقل اینترنتی را ببینید؛ همه‌چیز مشخص می‌شود. قیمت‌های‌شان دو تا سه برابر روزهای پیش از جنگ است. چرا؟ چون در شهر تاکسی پیدا نمی‌شود و نیز، بسیاری از رانندگان همین سرویس‌های اینترنتی نیز از تهران رفته‌اند.

ما برای لجستیک، نه سرمایه‌گذاری می‌کنیم، نه زیرساخت خوبی ایجاد می‌کنیم و نه نظام مدیریت محکمی برای آن تدارک دیده‌ایم. البته برای مسافرت درون‌شهری کارهایی کرده‌ایم که خب، در طراحی آن اشتباهات زیادی مرتکب شده‌ایم؛ ولی برای مسافرت برون‌شهری و نیز برای جابجایی بار و منابع گوناگون تقریبا هیچ کار مشخص قابل‌دفاعی انجام نداده‌ایم. این قضیه در وضعیت‌های بحرانی همانند جنگ، سیل، زلزله یا در ایام اربعین خود را بیشتر نشان می‌دهد. البته همه مشکلات این حوزه حل‌شدنی است. طرح‌هایی هم وجود دارد که به‌نظرم اندیشکده‌ها می‌توانند در این زمینه وارد شوند، فشار اجتماعی ایجاد کنند تا مسئولان ذی‌ربط مجبور به اقدام شوند.

یقین بدانید که ما اگر در لجستیک ضعف داشته باشیم، در جنگ و در دیگر بحران‌ها و نیز در وضعیت صلح یا آتش‌بس هم دچار مشکلات عدیده‌ای خواهیم بود. جالب است بدانید که مقام معظم رهبری در سال 94 فرمودند که باید هرچیزی را که وارد کشور می‌شود، از لب مرز تا داخل مغازه کنترل شود. این فرآیند، نیازمند یک سیستم لجستیک کاملا هوشمند است. ما الان نمی‌دانیم که مثلا اگر صد تن کشمش وارد کشور می‌شود، الان کجاست، در کدام استان است و چه اتفاقی برایش افتاده است. بدتر آنکه در بسیاری موارد اصلا نمی‌دانیم چه‌چیزی دقیقا وارد کشور شده است! احتمالش زیاد است که بسیاری از این پهپادها، ریزپرنده‌ها و ادوات نظامی که در این روزها کشور را ناامن کرده است، از ضعف ما در همین سیستم لجستیک باشد. بالاخره از یک مرزی وارد کشور شده‌اند. کار کولبر نیست. همچنین، با وسایلی در کشور جابجا شده‌اند. اینکه ما نمی‌دانیم چه‌چیزی وارد کشور می‌شود، کجا هست و با چه‌چیزی جابجا شده است، نشان از ضعف جدی ما در نظام لجستیک دارد. ما در هیچکدام از مبادی ورودی کشوردستگاه X-RAY خودروی سنگین نداریم؛ یعنی خودروهای سنگین را بررسی نظام‌مند و دقیق نمی‌کنیم. هیچکدام از کشورهای همسایه نیز دستگاه X-RAY در خروجی مرزهای‌شان با ما ندارند؛ یعنی هیچ دستگاهی نیست که نشان دهد از کشورهای همسایه چه‌چیزی به داخل کشور ما وارد شده است.

جنگ آغاز شد و مردم به‌تبع آن شهرهای بزرگ و مناطق پرریسک را ترک کردند. تغییری بزرگ در بافت جمعیتی مناطق مختلف جغرافیایی روی می‌دهد و ساختار مصرف انرژی در این بخش‌ها تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. یکی از ابعاد مصرف انرژی، مصرف سوخت (بنزین و گازوئیل) است.

خودمان را جای مسافران وضعیت جنگی بگذاریم. اگر بدانند که اگر با اتومبیل شخصی سفر کنند، در مسیرشان باید مثلا سه‌مرتبه بنزین بزنند، ولی اگر با حمل‌ونقل عمومی، مثلا اتوبوس، سفر کنند –البته با قیمت ارزان و وضعیت مساعد- آنگاه کدام را انتخاب می‌کنند؟ احتمالا گزینه دوم را انتخاب می‌کنند؛ ولی اگر ما این وضعیت را پیش‌بینی نکرده باشیم و وضعیت مسافرت با حمل‌ونقل عمومی مساعد نباشد، خب افراد ماشین شخصی را ترجیح می‌دهد. مثال دیگرش اسنپ است که در این وضعیت هم گران کرده است و هم تعداد ماشین‌هایش کم است. خب ما به اینها فرصت رشد دادیم، فرصت کسب‌وکار دادیم و امروز باید به کمک کشور بیایند.

یکی از فرصت‌های ما برای بهبود نظام حمل‌ونقل مسافر و کالا، نظام ریلی است که به‌راحتی می‌تواند جایگزین جابجایی هوایی بشود. ما در این قضیه دچار اعوجاجی در نظام تصمیم‌گیری هستیم. نهاد مسئول گویا قدرت تشخیص ندارد. وزارت راه تمرکز زیادی بر جابجایی هوایی دارد و حتی پس‌از برجام هم تمرکز بر خرید هواپیماهای گران بود. این در حالی است که ما در حوزه ترابری هوایی تحریم هستیم و نیز خرید هواپیما بسیار گران است؛ اما در حوزه ترابری ریلی تحریم نیستیم، مقدار قابل‌اتکایی ریل در کشور کشیده شده است، امنیت آن بسیار بیشتر است و نیز کلا خرید قطار ارزان است. ما باید بیشتر به این حوزه توجه و روی آن سرمایه‌گذاری کنیم.

از بی‌توجهی یا بدتوجهی دولت به حوزه ترابری ریلی یک مثال بزنم: ما بیش از نهصدوپنجاه دستگاه لوکوموتیو باری داریم که بیش از ششصد دستگاه آن خراب است. بازراه‌اندازی هرکدام از اینها حدود دویست‌هزار دلار هزینه دارد و بخش خصوصی در کشور ما قابلیت بازراه‌اندازی اینها را دارد. ما اگر همینها را احیا کنیم، هم توان لجستیک کشور بسیار افزایش می‌یابد، هم از این مسیر درآمد مالیاتی دولت افزایش پیدا می‌کند. جالب است که دولت چند میلیون دلار به یکی‌دو مجموعه دانش‌بنیان داده‌ایم تا لوکوموتیو بسازند. شما پیدا کنید پرتقال‌فروش را!!

ناترازی انرژی

در حوزه برق باید به این اشاره کنم که ما جزء ده کشور اول تولیدکننده برق هستیم. مشکل ما ضعف در لجستیک و اتلاف برق هنگام انتقال آن در خطوط است. 40درصد عدد بسیار بالایی است. 40درصد از برق تولیدی ما در شبکه هنگام انتقال تلف می‌شود. راهکاری که ما ارائه کرده‌ایم چیست؟ تولید برق با سلول‌های خورشیدی و فروش آن به وزارتخانه! پیشتر هم گفته‌ام که همین راهکار در سال‌های آتی به مشکل امنیتی تبدیل می‌شود. چطور؟ شما از یک نفر 10 واحد برق می‌خرید و آن را در شبکه توزیع می‌کنید؛ اما شبکه 40درصد آن را تلف می‌کند و شما 6 واحد می‌فروشید. یعنی به مشکل بودجه در این حوزه برخورد می‌کنید که حتما در بازه‌ای از زمان به مشکل امنیتی تبدیل می‌شود.

ما خط بالای  400 KW هم نداریم؛ درحالی‌که باید خط 700 KW داشته باشیم تا از هدررفت برق در شبکه جلوگیری کنیم. درصورتی‌که استاندارد جهانی برای اتلاف انرژی در خطوط 8درصد است. ما با اصلاح خطوط انتقال برق می‌توانیم تمام ناترازی کشور در این حوزه را رفع کنیم و حتی اضافه‌تولید نیز داشته باشیم و آن را صادر کنیم.

نظام مالیاتی

بدیهی است که جنگ، هم به درآمدهای کشور فشار وارد می‌کند و هم به هزینه‌های آن؛ یعنی درآمدها را کاهش و هزینه‌ها را افزایش می‌دهد و وضعیت کسری بودجه را وخیم‌تر می‌کند. در چنین وضعیتی، یکی از فوری‌ترین گام‌ها که حداقل از لحاظ فنی به کمتر از 24 ساعت زمان برای اجرا نیاز دارد، اخذ مالیات از تراکنش است. الان، نظام مالیاتی ما به‌شدت ناعادلانه است. بسیاری از افراد و نهادها از پرداخت مالیات فرار می‌کنند و بسیاری نیز بیش از آنچه واقعا باید، مالیات پرداخت می‌کنند؛ اما اگر نظام اخذ مالیات از تراکنش را اجرا کنیم، تا حد خوبی عدالت را در اخذ مالیات جاری و ساری کرده‌ایم؛ چراکه هرکسی دقیقا به‌‌اندازه‌ای که خرج می‌کند، مالیات می‌پردازد؛ یعنی نوعی مالیات بر مصرف کنترل‌پذیر و عادلانه. یکی از خوبی‌های این نحوه اخذ مالیات این است که احتمالا مصرف را هم کنترل می‌کند که درمجموع، هزینه‌های کشور را هم کنترل می‌کند. طبق بررسی‌ها هم میزان درآمدهای مالیاتی با این روش تقریبا دوبرابر می‌شود.

امنیت سایبری

بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته مستقیم به اینترنت وصل نیستند؛ بلکه اغلب‌شان شبکه اینترانت (شبکه ملی اطلاعات) دارند و مردم به این شبکه وصل می‌شوند. این کار باعث می‌شود که هم حجم مصرف ما از پهنای بین‌الملل را کاهش می‌دهد و هم امنیت سایبری را به‌شدت بالا می‌برد. ما زیرساخت مناسب برای این شبکه را نداریم. اگر این زیرساخت باشد، امنیت سایبری ما بالا می‌رود. ما 15000 کیلومتر داکت زیرزمینی در شهر تهران داریم که می‌توان همه آن را فیبرنوری کشید تا از داده‌های خودمان به‌صورت متمرکز محافظت کنیم؛ اما از این 15000 کیلومتر بهره نمی‌بریم و درعوض، هر شرکتی، بانکی، نهادی و موسسه‌ای برای خودش فیبر می‌کشد؛ آن هم با عمق بسیار کم که نتیجه آن چه می‌شود؟ راحت هک می‌شویم و به سیستم‌های‌مان نفوذ می‌شود. درحالی‌که به‌راحتی می‌توانستیم چند مرکز داده اصلی (مثلا 8 مورد) در کل کشور ایجاد کنیم و همه داده‌های کشور را در آن مراکز داده نگهداری کنیم که محافظت از آن بسیار ساده‌تر و شدنی‌تر است. چون این مراکز داده را ایجاد نکردیم، الان تقریبا هر سازمانی یک مرکز داده برای خودش دارد. همه اینها هم به‌هم وصل است. اگر دشمن به یکی از اینها نفوذ کند، به همه آنها دسترسی خواهد داشت.

توصیه برای انتشار مطالب

گاهی می‌شود که ایده‌ یا نکته‌ای به ذهن فردی غیرمتخصص می‌رسد که به ممکن است به ذهن متخصصان همان حوزه نرسد و این طبیعی است. توصیه‌ای که دارم این است که این ایده‌ها و نکته‌ها را خودمان منتشر نکنیم. بالاخره، دنیای امروز، دنیایی است که پلتفرم‌ها و مجاری زیادی برای عرضه عمومی حرف وجود دارد. اگر خودمان آن نکته را منتشر کنیم، احتمال اینکه شنیده نشود یا حتی اثر نامطلوب بگذارد، زیاد است. بهتر است که حرف را به اهلش و به متخصصانش عرضه کنیم. آنها حرف را می‌شنوند، ارزیابی می‌کنند و اگر مناسب بود یا منتشر می‌کنند که وزن پیدا می‌کند یا آنکه خودشان به‌کار می‌بندند. درهرصورت، با عرضه حرف به متخصصان، احتمال تأثیر مثبتش بالا می‌رود یا احیانا اگر مناسب نبود و نقص‌هایی جدی داشت، جلوی تأثیر منفی آن گرفته می‌شود.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. سلام و احترام
    “ما در هیچکدام از مبادی ورودی کشوردستگاه X-RAY خودروی سنگین نداریم”؟!
    ظاهرا اطلاعات نویسنده متن بر مبنای یکی دو دهه قبل بوده
    ما در کشور تولید کننده ایکس ری کانتینری هستیم (توسط شرکت بهیار صنعت) و اکنون در ۱۲ نقطه مرزی نصب است.
    غالب عوارضی ها هم که هوشمند شده است.

    مالیات بر تراکنش؟!
    خب یعنی یک عمده فروش با سود ۳ درصدی باید چند برابر یک دلال مالیات بدهد؟!
    بهتر است روی پیشنهادات کمی بیشتر فکر کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا