اخبار

اینفوگرافی خروج امارات از اوپک، در خدمت محور امریکایی-صهیونیستی

شماره سیزدهم از مجموعه((جنگ ایران و امریکا؛ اعداد چه می‌گویند؟))

به‌همت محمدمهدی کردآبادی

اوپک در سپتامبر ۱۹۶۰ در کنفرانس بغداد تشکیل شد. هدف اصلی این بود که کشورهای تولیدکننده نفت بتوانند دربرابر شرکت‌های بزرگ نفتی غربی (هفت خواهران) متحد شوند و کنترل منابع ملی خود را به‌دست بگیرند. در دهه‌های بعد، اوپک با استفاده از ابزار سهمیه‌بندی تولید تلاش کرد تعادل بازار و سطح قیمت‌ها را مدیریت کند.

نمونه‌­های واگرایی در اوپک

طی سال‌های اخیر، اوپک سه عضو خود را از دست داد. قطر در سال ۲۰۱۹، آنگولا در سال ۲۰۲۴ و اخیرا در اپریل ۲۰۲۶ امارات متحده عربی از این سازمان جدا شده‌اند. خروج قطر و آنگولا را می‌توان در یک چارچوب کلی‌تر تحلیل کرد. قطر با تمرکز راهبردی بر گاز طبیعی مایع (LNG)، ترجیح داد منابع و ظرفیت خود را به بازاری اختصاص دهد که در آن مزیت رقابتی بالاتری دارد و از محدودیت‌های سهمیه‌ای اوپک نیز رها شود. مورد آنگولا نیز به‌خاطر اختلاف بر سر تعیین سهمیه تولید و نارضایتی از سطح تخصیص‌یافته پیش آمد که نشان‌دهنده شکاف میان ظرفیت واقعی تولید کشورها و محدودیت‌های تحمیل‌شده ازسوی اوپک بود. در مجموع، این خروج‌ها بیانگر روندی است که در آن برخی اعضا، منافع ملی و انعطاف‌پذیری در تولید را بر تعهد به سازوکار جمعی ترجیح می‌دهند.

روایت رسمی امارات از خروج

امارات دلیل خروج خود را در سه مبحث توجیه کرده است:

  1. ظرفیت تولید: امارات سرمایه‌گذاری سنگینی (حدود ۱۵۰ میلیارد دلار) برای افزایش توان تولید خود انجام داده و مایل است بدون محدودیت‌های سهمیه‌بندی اوپک، نفت بیشتری به بازار عرضه کند؛
  2. چشم‌انداز اقتصادی مستقل: این تصمیم در راستای راهبرد بلندمدت کشور برای تنوع‌بخشی به اقتصاد و مدیریت مستقل منابع انرژی عنوان شده است؛
  3. تنش‌های منطقه‌ای: این تصمیم در بحبوحه بحران‌های نظامی منطقه و اختلال در مسیرهای صادراتی اتخاذ شده است.

فراروایت خروج امارات از اوپک

خروج امارات از اوپک را نمی‌توان صرفا در چارچوب دلایل رسمی یا ملاحظات کوتاه‌مدت بازار تحلیل کرد، بلکه این تصمیم را باید در بستر بازآرایی نقش‌ها و موقعیت بازیگران در ساختار جدید بازار جهانی نفت فهم کرد. در شرایطی که بازار نفت بیش از پیش تحت تاثیر تحولات ژئوپلیتیکی و اختلالات عرضه قرار دارد، ظرفیت مازاد تولید به یک ابزار راهبردی برای مداخله غیرمستقیم در بازار تبدیل شده است. در چنین بستری، کشورهایی مانند امارات می‌توانند با فعال‌سازی ظرفیت‌های بلااستفاده خود، در دوره‌های بحران، نقش جبران‌کننده ایفا کرده و بر تعادل عرضه و تقاضا اثر بگذارند.

امارات ظرفیت تولید اسمی ۴.۸ میلیون بشکه در روز و ایران توان تولید اسمی ۳.۸ میلیون بشکه در روز را دارد. تا قبل از شروع جنگ، امارات حدودا ۳ میلیون بشکه در روز تحت ائتلاف اوپک تولید داشت و تولید نفت ایران حدودا ۳.۲ میلیون بشکه در روز بود. حالا با خروج امارات ظرفیت تولیدی این کشور به‌میزان ۱.۸میلیون بشکه افزایش خواهد داشت. برآوردها نشان می‌دهد امارات درصورت آزادسازی و بازیابی توان تولیدی خود می‌تواند در مدت کوتاهی بخشی از اختلالات بازار را پوشش دهد.در این چارچوب، سناریوهای مرتبط با سیاست‌های ایالات متحده علیه ایران نیز صرفا به ابزارهای مستقیم مانند تحریم یا محدودسازی فیزیکی مسیرهای صادراتی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند ازطریق سازوکارهای غیرمستقیم بازار ازجمله جایگزینی عرضه توسط سایر تولیدکنندگان پیگیری شود. تجربه دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نشان داد که افزایش تولید نفت شیل امریکا توانست بخشی از کاهش صادرات ایران را در بازارهای جهانی جبران کند.

در شرایط کنونی نیز، نقش بازیگرانی مانند امارات می‌تواند در قالب چنین سازوکار مکملی تحلیل شود؛ به‌گونه‌ای که افزایش تولید آن‌ها، حتی بدون مداخله مستقیم، به بازتوزیع سهم بازار و کاهش قدرت چانه‌زنی ایران منجر شود. البته هر چند این سیاست دربرابر چین شکست بخورد؛ ولی با این عرضه می‌تواند قیمت نفت را تا حدود زیادی کاهش دهد. بنابراین می‌توان این سیاست را یکی از قطعات پازل محاصره ایران در سیاست تولید بیشتر نفت امارات درحال حاضر دانست که تاثیر این سیاست در روزها و ماه‌های آینده قابل مشاهده است.

اخبار

اخبار و رویدادهای اندیشکده‌های ایران را در این صفحه دنبال کنید. مشاهده سایر اخبار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا