شکست ترامپ در خانه
تحلیل اندیشکده سیاست و راهبرد از حملات نظامی هوشمند ایران-یمن و دست برتر اخلاقی

✍🏻 امیر یوسفی، اندیشکده سیاست و راهبرد
مقدمه
شکست ترامپ را باید از دو زاویه بررسی کرد؛ اولا نتیجه اقدامات نظامی ما و یمن علیه انرژی منطقه است که لزوم پاسخ نظامی قدرتمند به دشمن متجاوز را یادآور میشود که حتی میتوانست با شدت بیشتری و در نقاط حساس دشمن، ایجاد درد بیشتری داشته باشد و یا در تنگه هرمز با انسداد مؤثرتری دنبال شود. ولی در روی دیگر سکه، باید این نکته را یادآوری کرد که اگر ایران به نحو نامعقولی منطقه را به آتش میکشید و یا تلفات چند هزار نفری به آمریکا تحمیل میکرد، نه تنها سبب شکسست آمریکا نمیشد که به ترامپ دلایل کافی برای ارائه در افکار عمومی آمریکا هدیه میکرد که به دلیل انتقام خون هزاران سرباز آمریکایی باید مداخلات جدیتری علیه ایران انجام دهد. در مقابل ما توانستیم با حملات هوشمندانه، فشار اقتصادی علیه دشمن ایجاد کنیم به نحوی که با افزایش قیمت انرژی در سطح جهانی و در آمریکا، هزینه این جنگ را به مردم آمریکا و جهان یادآوری کردیم تا آنها به فکر ایجاد تغییر در کشور خود باشند.
رشد قیمت انرژی درجهان با اقدامات نظامی ایران و متحدانش
در جدول زیر میتوان رشد قیمت بنزین و گازوئیل را از پیش از جنگ چهل روزه تا انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا مشاهده کرد. گرچه در این میان با بازگشایی تنگه هرمز در مدت کوتاهی یکبار تمام ظرفیت انباشت شده در پشت تنگه خارج شد ولی به لطف انسداد مجدد و همینطور نقش فعال یمن در حمله به زیرساختهای انرژی عربستان سعودی، توانستیم مجددا فشار و قیمتها را صعودی کنیم؛ چندانکه در اوج حملات یمن به خط لوله شرق به غرب سعودی، قیمت بنزین به میانگین 4.47 دلار در هرگالن رسید و مجموعه این اقدامات توانست فشار مستمری را علیه اقتصاد غرب ایجاد کند که بر روی رأی دهندگان آمریکایی به اعتراف ترامپ و معاونش اثرگذار بود و صندلیهایی در کنگره را که دههها در اختیار جمهوریخواهان قرار داشت از دست آنان خارج کرد.
|
دوره زمانی |
وضعیت میدانی |
بنزین معمولی (دلار/گالن) |
گازوئیل (دلار/گالن) |
|
بهمن ۱۴۰۴ (فوریه ۲۰۲۶) |
پیش از آغاز جنگ |
۲.۹۱ |
۳.۸۵ |
|
فروردین ۱۴۰۵ (آوریل ۲۰۲۶) |
پایان جنگ چهلروزه |
۳.۶۴ |
۴.۶۰ |
|
تیر ۱۴۰۵ (ژوئیه۲۰۲۶) |
نقض آتشبس توسط آمریکا |
۴.۱۰ |
۵.۴۰ |
|
شهریور ۱۴۰۵ (سپتامبر ۲۰۲۶) |
حمله به خط لوله عربستان و تشدید بحران |
۴.۴۷ |
۶.۵۲ |
|
آبان ۱۴۰۵ (نوامبر ۲۰۲۶) |
انتخابات میاندورهای کنگره |
۴.۱۵ |
۶.۱۰ |
–جدول قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا 8ماه
رشد قیمت بنزین در پیش از جنگ با ایران حدود 2.8 دلار به ازای هر گالن بود که پس از جنگ با ایران به میانگین بالای چهار دلار به ازای هر گالن رسیده است و مهمتر از این بازه زمانی است که در این حوالی این قیمت تثبیت شده است که حدود 8 ماه است. از این نظر حتی از دوره پس از آغاز جنگ اوکراین توسط روسیه که شوک بزرگی را به اقتصاد جهانی وارد ساخت این مدت بیشتر است و همین امر توانسته است که فشار مستمری را به مردم به آمریکا وارد سازد.
رشد قیمت گازوئیل از این جهت بسیار مهم است که کشور آمریکا سرزمین پهناوری دارد که از شرق تا غرب آن حدود 4500 کیلومتر است و از شمال تا جنوبش حدود 2660 کیلومتر، لذا حمل و نقل و توزیع کالا در آمریکا متأثر از افزایش قیمت گازوئیل است که تورمش را در کالاهای دیگر نیز نشان میدهد و همانطور که در نمودار قابل مشاهده است؛ نرخ قیمت گازوئیل از میانگین حدود 3.8 دلار به بالای 6.10 دلاربه ازای هر گالن رسیده است که در این بازه 8 ماهه در همین حدود تقریبا در نوسان بوده است و مستمر بودن افزایش قیمت توانسته است که اثرات تورمی خود را بر دیگر کالا نیز تثبیت کند.
این آمارها و رشد مستمر قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا در هشت ماه اخیر سبب شد که در رسانههای آمریکایی عنوان بیشترین قیمت میانگین انرژی در مقایسه با دوره بایدن به ترامپ داده شود. همین عنوان که ترامپ بارها با آن به بایدن تاخته بود و آن را مقصر جنگ اوکراین و افزایش قیمت انرژی میدانست با جنگ ایران و افزایش بیشتر میانگین قیمت در دوره او نسبت به دوره بایدن دامن او را گرفت و در رسانهها به این مقوله بسیار پرداخته شد و از اسباب شکست ترامپ و حزبش در این انتخابات است.
13 آبان و همزمانی روز دانشآموز و مبارزه با استکبار با شکست ترامپ
این رخداد تاریخی منجر به آثاری خواهد شد که موضوع این جستار نیست ولی حتما شکستی آشکار برای ترامپ به شمار میرود و یادآوری نمادین و معجزهگون در تاریخ است که در 13 آبان که روز مقابله با استکبار در ایران است و همزمان روز دانشآموز نیز میباشد، استکبار آمریکا با زبان رئیسجمهور و معاونش خود اعتراف به شکست در خانه خود به دلیل جنگ با ایران میکند. همچنین مجددا به یاد اوایل انقلاب که رییسجمهور وقت آمریکا از ایران سیلی خورد، اینبار ترامپ است که سیلی محکمتری را از مردم ایران دریافت میکند. این رویداد تاریخی، تأویل نمادین دیگری نیز دارد و آن هم وقوع این رخداد در روز دانشآموز است؛ در حالی که دانشآموزان ایرانی در خیابان علیه استکبار آمریکا شعار میدادند، ستونهای کاخ سفید ترامپ در آن سوی جهان به لرزه درآمد و به حرمت و حق 168 دانشآموز بیگناه و معلمان مینابی، این دست خدا بود که به نشانهی حجتی برای مردم ایران وجهان آشکار شد.
راهبرد درست؟
- 1.استراتژی نابودی آمریکا و رژیم صهیونی با قوای مستقیم نظامی ایران؟
- 2.دفع شر دشمن و نابودی آمریکا و رژیم صهیونی از درون ؟
میان دو تفکر، تفاوت راهبرد جدی وجود دارد: رویکری که به دنبال نابودی دشمن به دست مستقیم ایران است که منطقه و ایران را لاجرم به آتشی کور میکشاند و رویکردی که صرفا به دنبال دفع تخاصم دشمن و افزایش قدرت نظامی و اقتصادی ایران در منطقه و در نهایت نابودی دشمن از درون خودش است. زمانی که توازن قوا وجود ندارد و یک طرف دارای اقتصاد و قوای نظامی مادی بسیار گستردهتر از ماست؛ تلاش برای نابودی او با ابزار مادی و نظامی به نحو مستقیم نه تنها نامعقول است که به هدف غایی که نابودی دشمن است نیز منجر نخواهد شد وحتی میتواند منجر به تضعیف بیدلیل جبهه خودی شود. برای مثال، در این جنگ برخی توصیه به اقدام برای افزایش تلفات شدید علیه دشمن میکردند؛ این تاکتیک آن هم زمانی که نمیتوان ضربه مهلکی در جهت شکست مطلق دشمن وارد ساخت، فایدهای جز کمک به دشمن برای توجیه جنگ در داخل مرزهایش و افزایش اقدامات نظامی دشمن ندارد. لذا راهبرد دوم که به دنبال دفع تخاصم دشمن است حتما دارای عقلانیت و حکمت اسلامی است و میتواند ما را به هدف نهاییمان که حفظ بقا و نابودی نهایی دشمن است نیز برساند. چندانکه ایران در این جنگ توانست با حفظ دست برتر اخلاقی علیه دشمن، و حفظ رویکرد اسلامی که اجازه کشتار غیر نظامیان را نمیدهد به دنیا نشان دهد که این آمریکاست که به راحتی 168 کودک را در یک حمله بی رحمانه در مدرسه قتل عام میکند و ایران در مقابلش پاسخی علیه غیر نظامیان نمیدهد و با حملات به مناطق نظامی و اقتصادی دشمن به دنبال انتقام خون کودکان خود است.
نتیجه انتخابات کنگره آمریکا در کنار رشد فضای بین المللی علیه صهیونیستها و سیاستمداران آمریکایی مدافع صهیونیسم نشان داد که رویکرد اسلامی و اخلاقی ایران که مورد تأکید رهبری شهید انقلاب اسلامی بود رویکردی درست است که در میدان عمل نیز موجب پیروزی خواهد بود نه آنکه صرفا موجب برتری اخلاقی باشد بلکه راه کسب پیروزی در میدان نیز از طریق این راهبرد کلان ممکن است.
لزوم اقرار دو طرف طیف سیاسی به واقعیت موجود
اکنون زمان آن رسیده است که دو طرف طیف سیاسی در ایران به یک نقطه تعادل نزدیک شوند؛ اصلاحطلبان اقرار کنند که توجه رهبری شهید به افزایش قدرت نظامی و لزوم استفاده به هنگام از آن بدون هیچ ترسی مانند بستن تنگه هرمز و حمله به زیرساختهای انرژی منطقه در جای خود ضروری است و نباید در آن تردید کرد و یا مانع از آن شد.
همینطور اذعان کنند که آمریکا نه زبان توافق و مذاکره را بلکه زبان قدرت سخت را درک میکند و نباید به مذاکره با آمریکا و امید به رفع تحریمها از این مسیر دل بست و لاجرم باید مسیر افزایش قدرت را از مسیرهای ممکن دیگر دنبال کرد.
در این راستا، همکاری بیشتر با متحدان شرقی و جنوب جهانی و همچنین اقدامات اقتصادی داخلی متناسب با وضعیت تحریم را باید در اولویت اقدامات سیاستی کلان کشور و در بدنه اجرایی قرار داد. چندان که روسیه در این مسیر ودر تقابل با تحریمهای آمریکا، کارنامه موفقی داشته است و نشان داد که راه حفظ ارزش پول ملی و اقتصاد داخلی، نه از راه تلاش برای رفع تحریمها از طریق مذاکره که با اصلاح از درون ممکن است و دشمن تنها زمانی تحریمها را لغو خواهد کرد که بداند اثر خود را از دست داده است.
از طرف دیگر، برخی در جریان انقلاب نیز به نظر میرسد که نیازمند تفکر عمیقتر هستند؛ تا درک کنند که لزوما هر اقدام نظامی تمامعیار و به آتش کشیدن منطقه آن هم به نحو کور راه حل نیست و باید از اهرم نظامی به نحو هوشمندانه استفاده کرد که بتوان بیشترین منفعت را برای کشور و بیشترین خسارت را برای دشمن در یک باز زمانی معنادار ایجاد کرد و از اقداماتی که در کوتاه مدت چهره منفعت دارند ولی پس از مدت کوتاهی بسیار زیانبار هستند اجتناب کرد. لذا اینگونه امور دارای جزییات و پیچیدگیهایی است که نمیتوان بدون در نظر گرفتن مسائل به نحو جامع، اقدامات سیاستی زیانبار این چنینی را توصیه کرد.
برخی نسخه پیچیهای تند، نتایج مطلوب در پی ندارد
اگر ایران دست به کشتار بی پروای نظامیان آمریکایی در منطقه میزد یا حملاتش به گونه ای بود که غیر نظامیان بسیاری در منطقه کشته میشدند، قطعا مسیر به نحو دیگری پیش میرفت و میتوانست که علیه ایران اجماع ایجاد کند و حتی متحدان ایران را در حمایت از ما دچار تردید جدی کند. نتیجهی چنین انزوایی حتما به نفع ما نبوده و نیست. لذا جمع اقدام هوشمندانه نظامی و رعایت چارچوبهایی برای اولا داشتن دست برتر اخلاقی و ثانیا حفظ حمایت متحدان ضروری به نظر میرسد. همین اقدامات عاقلانه است که سبب شده است که دشمن نتواند علیرغم توان بسیار در دنیای رسانه، فضای بینالمللی را علیه ما مدیریت کند و در مقابل، صدای وجدان عمومی جهان علیه اسرائیل و ترامپ را میتوان به وضوح شنید و نتیجه انتخابات میان دورهای آمریکا تنها گام اول در سلسله اتفاقاتی در آینده است که نتیجه همین بیدار شدن وجدان بسیاری از مردم در جهان است.
بیاخلاقیهای غرب سبب شده است که دیگر نتواند با بازیگری و نقش در عالم رسانه خود را مدافع حقوق بشر بنامد و مردم جهان نیز دیگر سیاستمداران غربی را باور نمیکنند و همین عدم مشروعیت در طول زمان سبب خواهد شد که بحرانهای دیگر در کنار تغییر در نظم جهانی به اقتصاد آمریکا فشار بیشتری وارد سازد و همراه بحران مشروعیت و افزایش دوقطبیهای داخلی رو به تجزیه و انزوا و حتی فروپاشی داخلی حرکت کند.
راهبرد نقطه تعادل
ایجاد بحران انرژی توسط ایران در پاسخ به جنگ تحمیلی غرب
همه میدانیم که جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی در غزه بسیار بیشتر از آن چیزی بود که از حیث ضربه به غیر نظامیان در ایران وارد شد ولی علی رغم اعتراضات فراوان در غرب، صدای مردم غزه در میان سیاستمداران غربی آن گونه که باید شنیده نشد چراکه امت اسلامی میتوانست با عمل کردن به طرح رهبری شهید حداقل دست به اقدامات اقتصادی تحریمی و فشار علیه منافع اقتصادی غرب و رژیم روی بیاورد. ولی از آنجایی که چنین نکردند و فشار اقتصادی و یا نظامی در عمل متوجه آنان نشد، سیاستمداران غربی نیز چندان تمایلی به جلوگیری از این اولین نسلکشی در میان چشم رسانههای جهان نشان ندادند. این بار ایران بود که یک تنه توانست با اقدامات نظامی خود و توسط متحدش یمن، چندان فشار اقتصادی بر نظام بینالملل و زندگی روزمره مردم غرب بیاورد تا بلکه با فشارهای اقتصادی، مردم آمریکا بیدار شوند و از اقدامات سیاسمتداران خود حمایت نکرده و به فکر تغییر باشند. در نهایت نتیجه انتخابات کنگره نشان داد که با زبان قدرت میتوان به نتایج مفیدی دست پیدا کرد. اینبار بخشهای بزرگتری از اقشار مختلف در جوامع غربی نیز برای حفظ منافع خود هم که شده به فکر تغییر سیاستمداران افتادند و با عواقب عملی حمایت از جنایتکارانی چون ترامپ و نتانیاهو و رژیم صهیونیستی این بار در زندگی روزمره خود مواجه شدند.
عدم استفاده ایران از راهبرد تلفات گیری شدید از دشمن
عامل دیگری که در مقایسه با جنایت رژیم در غزه رخ داد این بود که حملات رژیم در غزه با بهانه وقوع 7 اکتبر قاببندی رسانهای شد و توانست از نظر رسانهای حداقل تا چندین ماه آن را بهانه اقدامات خود در اذهان غربی کند ولی در مورد ایران چنین بهانهای را ایران به آنها نداده بود. 7 اکتبر برای مردم غزه و شرایط آنجا اقدامی موجه است ولی آن راهبرد برای کشوری با قدرت ایران که یک دولت مستقر است و هنوز در انتهای سلسله تنش نیست، راهبرد درستی به نظر نمیرسد. میتوان تصور کرد که اگر ایران با جمع میان دیپلماسی و میدان عمل نمیکرد و مثلا بنا به توصیه برخی از دوستان با اقدامی نظامی مثلا هزاران نفر از شهروندان رژیم و یا کشورهای منطقه کشته میشدند، حتما راه برای افزایش فشار بینالمللی بر ایران بیشتر میشد و دست آمریکا و رژیم را برای اقدامات بیشتر علیه مردم ما باز میکرد. در برابر جنایات آنها این بار جمع میان قدرت نظامی و دست برتر اخلاقی سبب شد که اولا دشمن نتواند با هیولاسازی از ایران اقدامات خود را توجیه کند و ثانیا با فشار بر نظام اقتصادی جهانی با عواقبی عملی و واقعی نیز مواجه شوند. هنر ایران جمع میان دو بود.
راهبرد درست رهبری شهید و امام راحل انقلاب در عدم تصعید ناگهانی تنش به نحو نامتناسب
در نظام اسلامی ما همیشه رکن اصیل رعایت چارچوبهای اخلاقی برجسته و مورد تأکید امامین انقلاب بوده است؛ همگان به خاطر داریم که صدام ملعون علیه مردم بیگناه ما از بمباران شیمیایی استفاده کرد ولی امام راحل اجازه اقدام متقابل را به نیروهای مسلح ندادند، چراکه ما از کشتار جمعی غیر نظامیان به عنوان ابزار جنگی استفاده نمیکنیم و این تفاوت ما و مکتب ماست با جنایتکاران کنونی عالم.
همچنین سیاست رهبری شهید از اجتناب و عدم تمایل به گستردهسازی ناگهانی و نامعقول جنگ به صورت بدوی و توسط ایران سبب شد که متحدان ایران نتوانند که ایران را مقصر وضعیت کنونی بدانند و ایران اقدام متناسب را بعد از تصعید وضعیت جنگی توسط دشمن دنبال کرده است و هرگز بدوا به تشدید تنش ناگهانی و نامتناسب اقدام نکرد. گرچه میتوان به شدت پاسخ و زمان اجراییسازی برخی راهبردها در پاسخ ایران مسیرهای بهتری را پیشنهاد کرد، ولی این راهبرد که ایران تصعید کننده نامتناسب و ناگهانی جنگ به صورت ابتدایی نباشد، راهبردی درست و معقول است که عدم رعایت آن میتواند آثار مخربی را علیه ما به دنبال داشته باشد؛ عدم همراهی متحدان ما یکی از این آثار است ولی حتما پس از تصعید تنش توسط دشمن نباید از اقدام و پاسخ سخت و پشیمان کننده و فراتر از تصور و معادلات دشمن پرهیز کرد. چراکه این تفریط در پاسخ متناسب خود میتواند سبب تصعید تنشهای بعدی توسط دشمن باشد و راه میانه و متعادل در این مسیر باید با هوشمندی بسیار تشخیص داده شود که اقدامات ایران در پیش از این میتوانست در مواردی بسیار بهتر و کارآمدتر باشد چندانکه با ترور رهبری شهید تصعید دشمن به نهایت خود رسید و اقدامات و پاسخهای شدیدتری را طلب میکرد و یا در جنگ 12 روزه نیز میتوان موارد متعددی را مورد انتقاد و بازبینی قرار داد که فراتر از معادلات دشمن صورت نگرفت که نقد آن در محل دیگری و مقاله دیگری مورد اشاره صاحب این قلم بوده است.
جمع میان فهم درک حفظ متحدین و پاسخهای قاطع و خارج از طرح دشمن به او
اگر ایران پس از جنگ 12 روزه و ترور فرماندهان اقدام به بستن تنگه هرمز می کرد و البته پس از اتمام جنگ مجددا آن را بازگشایی میکرد یا برخی از ضربات خود را معطوف به زیرساختهای انرژی منطقه حتی توسط متحدان خود میساخت؛ میتوانست این درس را به دشمن بدهد که میتواند اقدامات جدیتری را دنبال کند و این پاسخ متناسب سبب ایجاد بازدارندگی بیشتری برای ایران میشد. ولی در آن دوره برخی به علت احتمال عدم همراهی متحدان ما با این تصمیم یا ترس از تصعید فراتر از انتظار دشمن، مخالف بودند. در صورتی که باید جمع میان این دو راهبرد درست حفظ متحدان و حفظ بازدارندگی و پاسخ متناسب به دشمن را در صورتبندی که ذکر شد در پیش گرفت و عدم سنجش درست این نقطه تعادل، میتواند به هر یک از این دو راهبرد خدشه وارد سازد.
لذا اولا نباید در پاسخ پشیمان کننده و خارج از تصور دشمن هنگامی که تنش را آغاز کرده است تردید کرد؛ هنگامی که پاسخ متناسب در جهت هدف عقب راندن دشمن متخاصم باشد و ضربهای متناسب به نحو واقعی اعمال شود حتما متحدان ایران نیز میتوانند چنین موضع معقولی را درک کنند گرچه در زبان مخالفت کنند ولی در عمل همراهی خواهند کرد.
فهم درست از پاسخ متناسب به دشمن
تعریف پاسخ متناسب بسیار حیاتی است برای مثال؛ پاسخ متناسب به حمله دشمن به زیرساختهای ایران در فولاد این نیست که مثلا به فولاد بحرین ضربه وارد کنیم بلکه در پاسخ به زیرساختهای ایران با حجم اقتصاد بسیار کمتر از دشمنانش، باید بیشتر از آن ضربه که به اقتصاد ما وارد میکنند ضربه متقابل در محلی ارسال شود که بسیار بیشتر منجر به ایجاد خسارت علیه دشمن شود؛ چندانکه در مقاله دیگری به تأکید بیان شد که صرفا زیرساختهای انرژی در منطقه، زیرساختهای برق و آب شیرین و هستهای در رژیم صهیونی فقط قابلیت ایجاد درد برای دشمن را دارد و نباید انرژی میدان را صرف مکانهایی کرد که آثار جدی بر سیاست دشمن نمیگذارد و این از مواردی است که باید در آینده اصلاح شود.
اکنون میانه راه است نه پایان راه
گرچه اکنون برگ برنده ای برای مقاومت مردم ایران در سطح بین المللی رقم خورد ولی حتما آغازی برای فصل جدیدی از رخدادهای بعدی است این میانه راه است و حتما ظلم ظالمان تمام نشده است و به همین دلیل نیز مقاومت و جنگ نیز پایان پیدا نکرده است. لذا باید از گذشته درس گرفت و ایراداتی که دو سوی طیف های سیاسی در ایران مرتکب می شدند را اصلاح کرد و با توان بیشتر بر روی هر دو بعد قدرت سخت و نرم ایران تأکید کرد و با دنبال کردن همزمان این سیاست ها برای رویارویی با اقدامات خصمانه دشمن آمادگی بیشتری را مهیا نمود.



