رسالت مشترک اندیشگاهها و اندیشهورزان جنوب غرب آسیا
یادداشت علیرضا نصراصفهانی و امیرحسین رهبر درباره بازاندیشی در معماری امنیت جمعی منطقه
علیرضا نصراصفهانی، عضو هیئت علمی مرکز پژوهشهای مجلس و امیرحسین رهبر؛ عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا
فروپاشی نظم وارداتی
تحولات منطقه جنوب غرب آسیا در این چند دهه نشان میدهد که مدل مفهومی اداره منطقه توسط ایالات متحده به پایان راه خود رسیده است. مدل مفهومی اداره منطقه از جنگ با صدام چنین بوده که امریکا سهم مهمی از مواهب کشورهای عربی را بهبهانه تامین امنیت دریافت میکرده و از همان محل میلیاردها دلار کمکهای بلاعوض تسلیحاتی به اسرائیل انجام میداد تا برتری بلامنازع رژیم را بر همه کشورهای منطقه تضمین کند. بهموازات آن سیاست ایجاد هراس از ایران و بدبینکردن برادران مسلمان به یکدیگر انگیزه کافی در بین اعراب برای حضور در این کمپین را فراهم میکرد.
تضاد ساختاری و قربانیشدن امنیت منطقه
امروز آشکار شده است که در دکترین امنیتی امریکا، امنیت اسرائیل یک «اولویت راهبردی» و امنیت کشورهای عربی صرفا یک «بازار اقتصادی» است. ایالات متحده با با انتشار رسمی پستهای حمله زمینی سامانههای هایمارس به ایران از خاک کشورهای عربی و نیز حمله به زیرساختهای انرژی ایران سعی دارد ایران را ناگزیر از آسیبرساندن به پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای عرب کند. این بیمبالاتی نشان میدهد واشنگتن حاضر است امنیت منطقه را قربانی منافع ژئوپلیتیک رژیم کند. همان کشورهایی که میلیاردها دلار در هر سال برای خرید امنیت از امریکا هزینه میکنند.
ضرورت دیپلماسی مسیر دو (Track II Diplomacy) و نقش اندیشکدهها
با شکست الگوهای امنیتی فراآتلانتیک، شایسته نیست که طرح آینده اداره این منطقه همچنان در اندیشکدههای غربی تدوین شود. امنیت پایدار، محصول همگرایی درونی است و این رسالت تاریخی اکنون بر دوش اندیشگاهها و نخبگان منطقه جنوب غرب آسیاست تا ازطریق «دیپلماسی مسیر دو» وارد عمل شوند.
سابقه دیپلماسی اندیشگاهی در جهان نشان میدهد که شبکههای نخبگانی غیررسمی، کارآمدترین ابزار برای کاهش سوءبرداشتهای امنیتی و طراحی معماری بومی هستند. برجستهترین نمونه این سازوکار، «باشگاه گفتگوی والدای» (Valdai Discussion Club) در روسیه است. باشگاه والدای توانست با ایجاد یک شبکه بینالمللی از سیاستپژوهان، دانشگاهیان و مقامات ارشد، بستری غیررسمی اما بهشدت اثرگذار برای تولید ادبیات راهبردی، نزدیککردن دیدگاههای متعارض و شکلدهی به سیاست خارجی مستقل ایجاد کند.
در افق پیشرو، بازاندیشی در امنیت منطقه تنها زمانی محقق میشود که ابتکار عمل از اتاقهای فکر واشنگتن و لندن، به میزهای گفتوگوی تهران، بغداد، مسقط، دوحه، ریاض و دوبی منتقل شود. اندیشکدهها در این گذار تاریخی، نهتنها تحلیلگر، بلکه معماران نظم نوین خاورمیانه خواهند بود.
طراحی سازوکار «اتاق گفتوگوی جنوب غرب آسیا»
با الهام از مدلهای موفقی چون والدای، اندیشکدههای بزرگ و خوشنام ایران باید با تغییر رویکرد به کنشگری راهبردی، تسهیلگرِ تاسیس «اتاق گفتوگوی جنوب غرب آسیا» باشند. این سازوکار میتواند بر پایه محورهای زیر طراحی شود:
۱) شکلگیری گفتوگوهای شبکهای:
اتصال نهادینهشده میان اندیشکدههای راهبردی ایران، عراق، عمان، قطر و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس برای تولید ادبیات مشترک امنیتی؛
۲) نشستهای نخبگانی:
برگزاری کنفرانسهای بینالمللی با حضور استراتژیستها، مقامات پیشین و رهبران فکری منطقه برای گذار از «امنیت وارداتی و تسلیحاتمحور» به «امنیت جمعی و توسعهمحور»؛
۳) تولید دانش سیاستی بومی:
ارائه راهکارهای عملیاتی برای خنثیسازی تفرقهافکنیهای فرامنطقهای و تبیین وابستگی متقابل امنیت انرژی، غذایی، دارویی و دفاعی تمامی کشورهای منطقه به یکدیگر.



