بازندگان بستن تنگه هرمز در سناریوی بلندمدت
یادداشت محمدرضا برجی، پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی

محمدرضا برجی، کارشناس اندیشکده دیپلماسی اقتصادی
Oxford Economics در تشریح سناریوی جنگ طولانیمدت امریکا علیه ایران، بستهشدن ۶ماهه تنگه هرمز و تشدید حمله به زیرساختهای انرژی را منجر به رکود صنعتی جهانی دانسته است تاجاییکه رشد اقتصاد جهان در ۲۰۲۶ را به ۰.۶٪ (بدترین عملکرد از زمان کووید-۱۹) خواهد رساند. این نتیجهگیریِ اقتصادسنجی نشان میدهد هزینه ماجراجویی نظامی علیه ایران برای غرب و متحدانش غیرقابلتحمل است. چون ایران با ایجاد اختلال در گلوگاهی که ۲۰–۲۵٪ نفت جهان از آن میگذرد؛ بدون نیاز به برابری نظامی، بازدارندگی نامتقارن ایجاد میکند. بهاینترتیب ثابت میشود موازنه خلیج فارس فقط با ترازوی نظامی سنجیده نمیشود و ژئواکونومی بهویژه در حوزه انرژی، استدلالی قوی بر علیه جنگ میسازد.
در این مدلسازی صنایع حملونقل، مواد شیمیایی، پالایش، فلزات پایه و تولید برق بیشترین افت را دارند. از نظر راهبردی نیز جداول داده-ستانده نشان میدهد که پالایشگاههای کلیدی آسیا، واحدهای شیمیایی و نیروگاههای وابسته به نهادههای انرژی خلیج فارس وابستگی آسیبپذیری شدیدی دارند. بهطوریکه ژاپن و کرهجنوبی (متحدان نزدیک امریکا) همراه چین و هند (بزرگترین واردکنندگان انرژی) در خط مقدم آسیباند. بنابراین اقدام نظامی امریکا قبل از فشار به تهران، ائتلاف خود واشنگتن را از درون دچار شکاف میکند. زیرا توکیو و سئول حاضر نیستند اقتصاد و زنجیره انرژی ملیشان را قربانی کنند. این یعنی اهرم ژئواکونومیک ایران کل شبکه اقتصادی متحدان امریکا در شرق و جنوب آسیا را دربرمیگیرد و تصمیم جنگ را به محاسبهای پیچیدهتر از یک تقابل دوجانبه تبدیل میکند.
گزارش در ادامه میگوید دامنه این بحران فقط محدود به نفت و گاز نیست. طبق دادههای TradePrism خلیج فارس تامینکننده بزرگ گوگرد، هلیوم، پلیاتیلن، آلومینیوم خام و نهادههای کودی (اوره وآمونیاک) است. بنابراین اختلال عبورشان از تنگه هرمز، ریسک هزینه و اختلال زنجیره تامین در غذا، فلزات، پلاستیک و حتی نیمهرساناها بالا میرود. پس بحران هرمز یک شوک نفتی ساده نیست بلکه اقدامی چندلایه است که تهدید امنیت غذایی از مسیر کود، آسیب به صنعت ساختمان و بستهبندی از مسیر آلومینیوم و پلیاتیلن و در نهایت اختلال فناوری پیشرفته از مسیر تراشه را رقم میزند. در این وضعیت، خلیج فارس از «منطقه نفتخیز» به گلوگاه حیاتی زنجیرههای تأمین صنعتی جهان بازتعریف میشود و نشان میدهد یک آبراه میتواند همزمان غذا، فلزات و تراشه را فلج کند و وابستگی جهان به ثبات منطقه را آشکار سازد.
در موج دوم اثرات این وضعیت، Oxford Economics گزارش میکند که ترکیب تورم فزاینده، سقوط اعتماد عمومی و افزایش نرخ بهره، بحران را فراتر از انرژی میبرد و بهعنوان مثال صنعت خودرو (کالای اختیاری گران) و ماشینآلات (وابسته به سرمایهگذاری بلندمدت) را شدیدا آسیبپذیر میسازد. این ترکیب همان رکود تورمی است که در آن قیمتها بالا میرود اما تولید و اشتغال سقوط میکند و بانکهای مرکزی بین مهار تورم و حمایت از رشد گیر میافتند. حالاینکه اقتصادهای بزرگ هنوز از تورم دوران کرونا و پیامدهای مالی جنگ اوکراین کاملا رها نشدهاند.
درنهایت گزارش به تنگه هرمز بهعنوان شاهرگ اقتصاد صنعتی جهان اشاره میکند. پس در این میان، آسیبپذیرترینها نه ایران بلکه اقتصادهای وابسته به انرژی و مواد اولیه خلیج فارس (همان ستونهای ائتلاف امریکا) هستند. البته که بستن تنگه هرمز برای ایران هم شمشیر دولبه و کاهنده درآمد صادراتی است. اما ایران نیز در طول سالها تحریم سازوکارهای جایگزین و تابآوری را تجربه کرده است. اما پیام نهایی این است که ادامه جنگ با ایران قمار با اقتصاد جهانی است و بازنده اصلی نه تهران بلکه نظم اقتصادی جهانی خواهد بود.



