اخباریادداشت سیاستی

تاثیر سیاست خارجی آمریکا بر رفتار اروپا نسبت به ایران

بررسی سوابق سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال ایران و تغییرات آن نسبت به تحولات سیاسی ایالات متحده

✍️یادداشت حمزه علی پور، دبیر دپارتمان غرب آسیا اندیشکده روابط بین الملل

روابط ایران و اتحادیه اروپا به طور تاریخی تحت الشعاع سیاست های ایالات متحده قرار داشته است. این تأثیرپذیری، که ریشه در وابستگی های امنیتی و اقتصادی عمیق اروپا به آمریکا دارد، در پرونده هسته ای ایران و به ویژه پس از خروج یکجانبه آمریکا از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۸ به اوج خود رسید. سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ با بهره گیری از تحریم های فراسرزمینی، بنیان های اقتصادی همکاری ایران و اروپا را هدف قرار داد و اتحادیه اروپا را با تعارضی جدی میان پایبندی به یک توافق چندجانبه و حفظ مناسبات حیاتی با متحد اصلی خود روبرو ساخت. اگرچه اروپا در ابتدا با ابزارهایی مانند «مکانیسم مبادلات تجاری موسوم به اینستکس» درصدد مقاومت در برابر فشارهای آمریکا برآمد، اما در عمل ناتوانی در ایجاد یک مسیر مالی مستقل و مصون از تحریم های آمریکا، باعث همسویی اجتناب ناپذیر آن با سیاست های واشنگتن شد. این تحول، نه تنها روابط اقتصادی دو طرف را به حداقل ممکن رساند، بلکه منجر به شکل گیری «ادراک انفعال اروپا» در نزد مقامات ایرانی گردید. تغییر دولت در آمریکا و روی کار آمدن بایدن، اگرچه باعث احیای گفت وگوهای هسته ای شد، اما نتوانست گسست بنیادین در رفتار اروپا ایجاد کند. امروزه اروپا با حفظ اهداف آمریکا در زمینه مهار برنامه موشکی و نفوذ منطقه ای ایران، اما با روشی دیپلماتیک تر و پیچیده تر عمل می کند. این مقاله با اتکا به منابع علمی و تحلیلی معتبر، تأثیر سیاست آمریکا بر رفتار اروپا را در قالب یک جدول زمانی و تحلیل سازوکارهای کلیدی بررسی می نماید.

چارچوب نظری و اهمیت موضوع

درک رفتار اروپا در قبال ایران بدون توجه به نقش محوری ایالات متحده ناممکن است. از منظر نظریه روابط بین الملل، این پویایی را می توان در چارچوب «وابستگی امنیتی» و «قدرت ساختاری» تحلیل کرد. اتحادیه اروپا با وجود وزن اقتصادی عظیم (حدود ۲۰٪ تولید ناخالص داخلی جهانی)، وابستگی حیاتی به معماری امنیتی تحت رهبری آمریکا، به ویژه از طریق ناتو، دارد. این وابستگی، اروپا را در مواجهه با سیاست های قهرآمیز واشنگتن به ویژه در حوزه های حساسی مانند تحریم های مالی، آسیب پذیر می سازد. از سوی دیگر، ایالات متحده با بهره گیری از موقعیت دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی و سلطه بر نظام پرداخت های بین المللی، از «قدرت ساختاری» برخوردار است که می تواند قواعد بازی را به نفع خود تغییر دهد و هزینه مخالفت متحدانش را به شدت افزایش دهد. پرونده هسته ای ایران نمونه ای بارز از اعمال این قدرت و آزمونی برای انسجام یا انفعال اروپا به شمار می رود. بررسی این موضوع نه تنها برای فهم سیاست خارجی اروپا، بلکه برای تحلیل فضای راهبردی ایران و آینده تعامل با غرب حائز اهمیت فراوان است.

تحلیل تاریخی و سیر تحولات

رفتار اروپا در قبال ایران به طور مستقیم تحت تأثیر چرخه های انتخاباتی و تغییر رویکردهای دولت های آمریکا بوده است. جدول زیر سیر تحولات کلیدی و واکنش اروپا را نشان می دهد.

 

بازه زمانی

تحول کلیدی در سیاست آمریکا

واکنش و رفتار اروپا

پیامد مستقیم بر روابط ایران و اروپا

۲۰۱۷-۲۰۱۵ (دوره اوباما)

تعهد به دیپلماسی چندجانبه و انعقاد برجام.

همسویی و همکاری نزدیک با آمریکا در چارچوب گروه ۱+۵. مشارکت فعال در مذاکرات و تعهد به عادی سازی روابط اقتصادی با ایران.

اوج روابط اقتصادی و سیاسی. افزایش چشمگیر مبادلات تجاری و حضور شرکت های اروپایی در ایران.

۲۰۲۱-۲۰۱۸ (دوره ترامپ)

خروج یکجانبه از برجام و اعمال سیاست «فشار حداکثری» با تحریم های فراسرزمینی شدید.

تعارض و سپس انفعال: ابتدا محکومیت رسمی خروج آمریکا و تلاش برای حفظ برجام از طریق ابزارهایی مانند «مکانیسم اینستکس». در نهایت، به دلیل ترس از مجازات آمریکا، شرکت های اروپایی ایران را ترک کردند و تجارت به شدت کاهش یافت.

سقوط شدید روابط. حجم تجارت اتحادیه اروپا با ایران در ۸ ماهه اول ۲۰۲۰، حدود ۱۲.۸۴٪ نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش یافت. شکل گیری ادراک «اروپای اسیر و منفعل» در نزد مقامات ایرانی.

از ۲۰۲۱ به بعد (دوره بایدن)

اعلام تمایل برای بازگشت به برجام و آغاز مذاکرات غیرمستقیم در وین.

استقبال از بازگشت آمریکا به برجام اما با تشدید مواضع خود در سایر زمینه ها (موشکی، منطقه ای). عدم لغو تحریم های حقوق بشری و تروریستی خود علیه ایران.

رابطه دوگانه: ادامه مذاکرات هسته ای همزمان با تشدید فشارهای دیپلماتیک اروپا بر ایران در سازمان های بین المللی و اعمال تحریم های جدید.

 

سازوکارهای تأثیرگذاری سیاست آمریکا بر اروپا

سیاست آمریکا از طریق چند مکانیسم مشخص و قدرتمند، دامنه عمل و انتخاب اروپا را محدود می کند:

  1. تحریم های فراسرزمینی و قدرت مالی دلار: قلب سیاست «فشار حداکثری» تحریم های ثانویه یا فراسرزمینی بود که هر شرکت یا بانک غیرآمریکایی را که با ایران معامله می کرد، تهدید به قطع دسترسی به سیستم بانکی و مالی ایالات متحده می نمود. از آنجا که بخش عمده ای از مبادلات جهانی به دلار انجام می شود و تسویه حساب ها اغلب از طریق شبکه های تحت نفوذ آمریکا می گذرد، حتی بزرگترین شرکت های اروپایی نیز نتوانستند این ریسک را بپذیرند. این امر باعث خروج گسترده آن ها از ایران شد.
  2. وابستگی امنیتی و ناتو: اروپا امنیت خود را در گرو اتحاد با آمریکا و ناتو می داند. در دوره ترامپ، که رویکردی تهاجمی و حتی تحقیرآمیز نسبت به متحدان اروپایی داشت (به عنوان نمونه، در سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ دولت ترامپ، اروپا با چالش «محو تمدنی» توصیف شده است)، اروپا دریافت که برای مواجهه با تهدیداتی مانند روسیه، چاره ای جز اتکا به آمریکا ندارد. این وابستگی، اهرم فشار سیاسی مضاعفی به واشنگتن می دهد تا در سایر حوزه ها، از جمله سیاست نسبت به ایران، از اروپا انتظار همراهی داشته باشد.
  3. وابستگی اقتصادی متقابل گسترده: حجم عظیم مبادلات تجاری و سرمایه گذاری های دوجانبه بین آمریکا و اتحادیه اروپا (بالغ بر ۱.۳ تریلیون دلار تجارت کالا و خدمات) در مقایسه با حجم ناچیز تجارت اروپا با ایران (حدود ۱۲ میلیارد دلار)، اولویت های اروپا را به وضوح مشخص می کند. از منظر عقلانیت اقتصادی، حفظ رابطه با آمریکا بر حفظ رابطه با ایران اولویت قاطع دارد.

انگیزه ها و محدودیت های اروپا

اروپا در این میانه منفعل صرف نیست، بلکه منافع و محدودیت های خاص خود را دارد که رفتارش را شکل می دهد:

  • تمایل به استقلال عمل راهبردی: تجربه دوره ترامپ، بحث «استقلال راهبردی اروپا» را جدی تر کرد. اروپا تمایل دارد در حوزه هایی مانند دیپلماسی، یک بازیگر مستقل با روش های مختص به خود باشد. برخلاف آمریکا که رویکردی صریح و قهرآمیز دارد، اروپا ترجیح می دهد از روش های پیچیده تر، گفت وگو محور و مبتنی بر «بازدارندگی بدون جنگ» استفاده کند.
  • اولویت ثبات و منع گسترش هسته ای: برای اروپا که در همسایگی خاورمیانه قرار دارد، جلوگیری از بحران های امنیتی جدید و منع گسترش سلاح های هسته ای یک اولویت مطلق است. از این رو، حتی اگر با روش آمریکا مخالف باشد، در نهایت هدف مشترک مهار برنامه هسته ای ایران را دنبال می کند.
  • محدودیت نهادی و عدم یکپارچگی: اتحادیه اروپا یک بازیگر یکدست نیست. برای تصمیم گیری در مورد تحریم ها یا سیاست خارجی مشترک، نیاز به اجماع یا اتفاق آرا میان ۲۷ کشور عضو دارد که این امر باعث کندی و محافظه کاری در واکنش های آن می شود.

دیدگاه ایران؛ از ادراک تمایز تا ادراک انفعال

مطالعات علمی نشان می دهد که ادراک مقامات ایرانی از رابطه آمریکا و اروپا، یک عامل تأثیرگذار در سیاست گذاری خارجی ایران بوده است. در دوره مذاکرات منجر به برجام (۹۴-۱۳۹۲)، ادراک غالب در میان دیپلمات های ایرانی، «ادراک تمایز» بین اروپا و آمریکا بود. بر این اساس، اروپا دارای تفاوت های بنیادین فرهنگی، رویکردی (جستجوی راه حل برد-برد) و حتی اعلامی با آمریکا تلقی می شد و امید می رفت که بتوان از این تمایز برای ایجاد فاصله بین آن ها استفاده کرد. اما پس از خروج آمریکا از برجام و ناتوانی اروپا در عمل کردن به تعهدات اقتصادی خود (مانند راه اندازی مؤثر اینستکس)، این ادراک به تدریج به «ادراک انفعال» تغییر یافت. در این دیدگاه جدید، اروپا «زندانی منفعل آمریکا»، «عاجز و بسته شده در مقابل آمریکا» و فاقد اراده مستقل برای مقاومت در برابر فشار واشنگتن تصویر شد. این تغییر ادراک، یکی از دلایل کلیدی برای تصمیم ایران به کاهش تدریجی تعهدات خود تحت برجام از سال ۱۳۹۸ به بعد بود.

نتیجه گیری و چشم انداز

سیاست خارجی آمریکا، به ویژه از طریق اهرم های تحریم فراسرزمینی و وابستگی امنیتی، تأثیر تعیین کننده ای بر نوع رفتار اروپا با ایران دارد. این تأثیر به حدی است که حتی در شرایطی مانند دوره ترامپ که رهبران اروپا به طور علنی با سیاست های آمریکا مخالفت می کردند، در عمل شاهد همسویی اجتناب ناپذیر اروپا با واشنگتن بودیم. اروپا ترجیح می دهد در چارچوب توافقات چندجانبه و با ابزار دیپلماسی پیچیده تر عمل کند، اما در نهایت “اهداف کلیدی” خود را با آمریکا در زمینه مهار برنامه هسته ای، موشکی و نفوذ منطقه ای ایران مشترک می داند.

چشم انداز آتی این رابطه همچنان در گرو تحولات داخلی آمریکا و نتیجه مذاکرات هسته ای خواهد بود. با این حال، حتی در صورت توافق مجدد هسته ای، به دلیل عمق وابستگی اروپا به آمریکا و اولویت پایین ایران در سبد منافع اقتصادی و امنیتی اروپا، نمی توان انتظار داشت که اروپا مسیری کاملاً مستقل از واشنگتن در پیش گیرد. آینده رابطه ایران و اتحادیه اروپا احتمالاً تداوم الگوی «همکاری مشروط و همراه با فشار» خواهد بود، به گونه ای که اروپا در عین حفظ کانال گفت وگو، فشارهای خود را در حوزه های غیرهسته ای به منظور تغییر رفتار ایران حفظ یا حتی تشدید نماید.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا