بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی
شناسایی چالش های موجود در وضعیت فرهنگی کشور و ارائه الزام ها و راهبردهای بازسازی ساختار فرهنگی
فرهنگ به عنوان پایه و اساس هویتی هر جامعه، نقش بسیار مهمی در ساختار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارد. در دنیای امروز که کشور با چالش های متعدد فرهنگی مواجه است، ضرورت بازنگری و اصلاح ساختارهای فرهنگی بیش از پیش احساس می شود. بازسازی انقلابی فرهنگ، به ویژه در جوامع در حال توسعه، نه تنها به توسعه فردی و جمعی کمک می کند بلکه می تواند بر سلامت اجتماعی و انسجام ملی نیز تاثیر مثبت بگذارد. شناخت ابعاد فرهنگی و ارزیابی چالش های موجود، از جمله گام های اساسی در راستای نوسازی و بهبود کیفیت زندگی جامعه خواهد بود. این روند به برطرف کردن مشکلات و تقویت هویت ملی یاری می رساند.
ضرورت و اهداف پژوهش
موضوع ساماندهی و بازآرایی ساختار فرهنگی کشور به ویژه از سوی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) از سال 1386 مورد تاکید قرار گرفته و در سال های اخیر، به ویژه پس از شروع دولت سیزدهم، به یکی از محورهای اصلی سخنان ایشان تبدیل شده است. رهبری بر لزوم بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی تاکید کرده و این امر را به عنوان یکی از نیازهای اساسی جامعه مطرح کرده اند. ایشان تغییر ذهنیت جامعه و اصلاح رفتارهای فرهنگی را هدف اصلی این بازسازی دانسته و فرایند آن را نیازمند اقداماتی دقیق و هماهنگ می دانند.
شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئولیت دارد تا سازوکارهای لازم برای هماهنگی و نظارت بر اجرای مصوبات را فراهم کند. در این پژوهش، چالش های موجود در وضعیت فرهنگی کشور متناوب تحلیل می شود و بایسته های لازم برای اصلاحات پیشنهادی ارائه می شود. این اصلاحات باید بر مبنای شناخت دقیق از فرهنگ عمومی و ویژگی های انقلابی صورت گیرد. در نهایت، هدف از بازسازی انقلابی، ایجاد تغییر در نرم افزار فرهنگی جامعه و بهبود روند کلی فرهنگی در کشور است تا به ارتقاء سطح زندگی اجتماعی کمک شود.
چارچوب مفهومی بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور
بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور هدفی فراتر از تغییرات اداری و سازمانی دارد و باید به تغییر نرم افزار ذهنی جامعه توجه کرد. مسئولیت این بازسازی بر عهده رئیس جمهور است که به عنوان نماینده جمهور می تواند فشار لازم برای تغییرات اساسی را وارد کند. تجدید ساختار فرهنگی باید به سیاسی شدن دستگاه های فرهنگی مرتبط باشد. سیاسی شدن به معنای درک عمیق موقعیت و تحلیل کلان است که باید میان مردم و رهبری برقرار شود. انقلاب اسلامی باید ارتباط خود را با جریان حاکمیت معصومین تحکیم کند تا فضایی مناسب برای بازسازی فرهنگی فراهم شود. اگر دستگاه های فرهنگی از پذیرش مسئولیت و تصمیم گیری فرار کنند، ارتباط آن ها با مردم دچار اختلال خواهد شد و نمی توانند به تحقق اهداف انقلاب کمک کنند. به این ترتیب، موفقیت بازسازی فرهنگی در گرو همدلی و همکاری میان نهادهای مختلف و مردم خواهد بود.
اهم چالش های دستگاه فرهنگ
با توجه به روایت انجام شده از جریان هدایت در جامعه و وظایف دستگاه های فرهنگی، می توان موقعیت کنونی ساختار فرهنگی کشور را بررسی کرد و چالش ها و مسائل موجود در جمهوری اسلامی را شناسایی نمود. این تحلیل می تواند به تعریف خطی راهبردی برای تبیین وضعیت فعلی و ارائه راهبرد کلان کمک کند.
فراموشی سیاست در دستگاه های فرهنگی
دستگاه های فرهنگی کشور به طور ناخواسته غیرسیاسی شده اند و این مسئله موجب عقب ماندگی آن ها در مواجهه با بحران ها شده است. در اغتشاشات اخیر، کمبود نقش آفرینی این دستگاه ها کاملا قابل مشاهده بود. سیاسی شدن به معنای درک عمیق از موقعیت و هدف های انقلاب است. دولت و مردم باید مسئولیت های فرهنگی خود را جدی بگیرند و از انفعال خارج شوند تا تغییرات مثبت ایجاد کنند. دستگاه های فرهنگی باید آگاهانه تصمیم گیری کنند و به جای حفظ شرایط موجود، در راستای تحقق اهداف جمهوری اسلامی حرکت کنند. تا زمانی که این تغییرات صورت نگیرد، اهداف فرهنگی محقق نخواهد شد.
اختلال ارتباط دستگاه های فرهنگی با بدنه مردم
دولت به عنوان رابط بین امام و امت، در عمل باعث قطع ارتباط مردم با حاکمیت شده و دستگاه های فرهنگی نتوانسته اند این پیوند را تقویت کنند. عملکرد ضعیف دولت در نمایندگی منویات رهبری باعث می شود دستورات او به درستی اجرا نشود. ارتباط مردم با ولی جامعه باید پیوسته و زنده باشد. این پیوستگی نیازمند آگاهی و تعهد مردم به عمل در راستای هدف های رهبری است. همچنین، فعالیت های فرهنگی مانند چاپ کتاب و برگزاری همایش ها کافی نیست و دستگاه های فرهنگی باید روش های موثرتری برای ترغیب مردم به این ارتباط استفاده کنند.
مسئولیت زدایی از مردم
عملکرد دولت باید به گونه ای باشد که مردم را مسئولیت پذیر کند و از آن ها انتظار نداشته باشد که تنها به دریافت خدمات بسنده کنند. صرف ارائه خدمات مادی و معنوی در حوزه فرهنگ، بدون ایجاد حس مسئولیت در مردم، تاثیرگذار نخواهد بود. دستگاه های فرهنگی باید انسان ها را در مدار مسئولیت قرار داده و ارتباطی واقعی و سازنده با آن ها برقرار کنند. این ارتباط باید مخاطب را توانمند و متحول سازد تا درک بهتری از جایگاه انسانی و اجتماعی خود داشته باشد. در نهایت، سیاسی شدن دستگاه های فرهنگی به معنای آگاهی و مسئولیت پذیری مردم در قبال جامعه و فرهنگ است.
نبود نگاه جامع و همه جانبه به فرهنگ
انقلاب اسلامی یک ایده سیاسی برای استقرار حکومت اسلامی است که علاوه بر تامین نیازهای عمومی، مسئولیت هدایت و تحول نفوس مردم را نیز دارد. اصلاح فرهنگ نمی تواند بدون توجه به اقتصاد و مسائل اجتماعی صورت گیرد. گفتار استقلال خواهانه انقلاب تاثیرات زیادی در زمینه های مختلف داشته و ضرورت نگرش جامع در بازسازی فرهنگی را برجسته می کند. دو رویکرد در پرداختن به فرهنگ وجود دارد: رویکرد جزئی نگر که فرهنگ را جدا از سیاست و اقتصاد می بیند و رویکرد فراگیر که فرهنگ را به عنوان یک امر جامع و معطوف به کل شیوه زندگی در نظر می گیرد. رویکرد فراگیر تاکید دارد که فرهنگ تحت تاثیر تمام حوزه های اجتماعی قرار دارد.
ضعف ایده های موجود در دستگاه های فرهنگی
با وجود تدوین اسناد سیاستی فرهنگی، فعالیت های دستگاه های فرهنگی غالبا با این اسناد هم راستا نیست و بیشتر به امور روزمره کارکنان محدود می شود. عدم ارزیابی و نقد جدی عملکرد این دستگاه ها منجر به خروج از سیاست های کلان و تمرکز بر گرایش های شخصی مدیران می شود. برای داشتن یک سیاست گذاری فرهنگی موثر، نیاز به یک حرکت منسجم و یکپارچه با فرماندهی مشخص است تا جایگاه و نقش دستگاه های مختلف تعیین و نیروی انسانی و منابع بهینه تر استفاده شوند. ایجاد ارتباط موثر بین تدوین و اجرا از الزامات اساسی است.
ارزیابی ناقص عواقب تصمیمات فرهنگی
به دلیل عدم شفافیت در نسبت تصمیم گیری و عملکرد دستگاه های فرهنگی با اسناد بالادستی، آثار تصمیمات فرهنگی غالبا مورد ارزیابی قرار نمی گیرند. این امر موجب می شود سیاست گذاران از تجربه های گذشته بهره مند نشوند و تصمیمات آن ها بیشتر به تجویزهای مقطعی تبدیل شود. ایجاد یک نظام ارزیابی منسجم نیازمند بحث های نظری است، اما در حال حاضر، ارزیابی ها ناکافی بوده و عواقب پایدار تصمیمات مورد توجه قرار نمی گیرد. همچنین، اسناد و قوانین تدوین شده راهکارهای مشخصی ارائه نمی دهند، به طوری که دستگاه های اجرایی خود نیز به سیاست گذاری می پردازند و چرخه سیاست گذاری به درستی شکل نمی گیرد.
بایسته های بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی
با توجه با چالش های بیان شده برخی از بایسته های بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی عبارتند از:
مهندسی فرهنگی به مثابه روش بازسازی انقلابی
مقام معظم رهبری مهندسی فرهنگی را به بازطراحی و اصلاح نظام های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور تعریف کرده و آن را به شورای عالی انقلاب فرهنگی محول نموده اند. ایشان تاکید دارند که هدایت فرهنگی تنها با سند نویسی امکان پذیر نیست و نیاز به اجرایی کردن این اسناد دارد. مهندسی فرهنگی بعنوان راه حلی بنیادی برای اصلاح ساختار فرهنگی معرفی شده و شامل رصد دائمی، شناسایی ضعف ها و تغییرات فرهنگی است. این فرایند باید به تغییرات اساسی در ذهنیت و رفتار مردم نیز پرداخته و ارتباط طبیعی میان دستگاه های فرهنگی را به جای تمرکز صرف بر تغییرات اداری تقویت کند. ازسوی دیگر، تحقق مهندسی فرهنگی منوط به برآورده شدن الزاماتی به شرح ذیل است:
- توافق بر نقشه مهندسی فرهنگی به مثابه نقشه راه: یکی از الزامات مهندسی فرهنگی، توافق بر نقشه مهندسی فرهنگی به عنوان سند مصوب است که باید متناسب با زمان و شرایط محلی، عملیاتی شود. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که ایجاد سند جدید در شرایط تغییرات سریع می تواند منجر به اتلاف نیرو و بودجه شود؛ بنابراین، لازم است بر اساس اسناد موجود اقدام شده و در صورت لزوم، اصلاحات یا اسناد جدیدی تدوین شود؛
- نقش آفرینی شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه بازسازی انقلابی: شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان محور تحول فرهنگی کشور، باید فعالیت های فرهنگی را جهت دهی کرده و بازسازی ساختار فرهنگی را هدایت کند. برای این منظور، حضور رئیس جمهور و دیگر روسای قوا در شورا ضروری است تا ضمانت اجرای مصوبات افزایش یابد. این شورا باید به عنوان هماهنگ کننده بین قوا عمل کند و گفتگوهای سازنده بین مجریان سیاست های فرهنگی را تسهیل نماید. هدف نهایی، تحقق اهداف فرهنگی کشور با هماهنگی و همکاری تمامی نهادها است.
اصلاح نحوه تخصیص بودجه در بخش فرهنگ و هنر
حوزه فرهنگ به عنوان پیشران رشد جامعه، نیازمند توجه ویژه در نظام بودجه ریزی کشور است. در حال حاضر، تخصیص بودجه فرهنگی به درآمدهای دیگر وابسته است و این ناپایداری باعث ضعف در برنامه ریزی دستگاه های فرهنگی می شود. همچنین، این وابستگی موجب نارضایتی سایر بخش ها از تخصیص اعتبار به فرهنگ می شود. برای افزایش موثر سهم بودجه فرهنگ، لازم است که اعتبار مستقلا از منابع پایدار به دستگاه های فرهنگی تخصیص یابد و وابستگی به شرکت ها و بانک ها کاهش یابد.
تغییر نظام بودجه ریزی به نفع ایجاد گروه های مردمی
برای بازسازی ساختار فرهنگی کشور، لازم است دستگاه های فرهنگی با گروه های مستقل خارج از دولت همکاری کنند. یکی از موانع اصلی، توزیع اعتبارات به صورت دستگاهی است که موجب حفظ قدرت ساختارهای دولتی و کاهش نقش گروه های مردمی می شود؛ بنابراین، باید رویکرد بودجه ریزی تغییر کند تا اعتبار مستقیما به ترغیب مصرف فرهنگی توسط مردم اختصاص یابد. این تغییر نه تنها به افزایش مشارکت فرهنگی منجر می شود، بلکه می تواند به بهبود وضعیت فرهنگی و تقویت ائتلاف های مردمی کمک کند. تخصیص یارانه به خرید کتاب و وسایل نقلیه عمومی نمونه های موفقی از این رویکرد هستند.
جمع بندی
ساماندهی و بازآرایی ساختار فرهنگی کشور بر اساس تاکیدات مقام معظم رهبری و هدف تغییر ذهنیت و رفتارهای فرهنگی، امری اساسی است. در این راستا، دستگاه های فرهنگی باید با گروه های مردمی همکاری کنند و از انفعال خارج شوند. چالش های موجود، از جمله فراموشی سیاست در دستگاه های فرهنگی و اختلال ارتباط با مردم، نیازمند اصلاحات فوری است. مهندسی فرهنگی به عنوان روشی برای بازسازی، به همراه توافق بر نقشه راه و نقش آفرینی شورای عالی انقلاب فرهنگی، می تواند به تحقق اهداف فرهنگی کمک کند. علاوه بر این، اصلاح نحوه تخصیص بودجه و تغییر نظام بودجه ریزی برای حمایت از گروه های مردمی و ترغیب مصرف فرهنگی ضروری است. این رویکرد، علاوه بر افزایش مشارکت فرهنگی، توانمندی و ارتباط موثر بین دولت و مردم را تقویت خواهد کرد و به بهبود وضعیت فرهنگی کشور منجر خواهد شد.
این مطالعه در مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی توسط حامد سهرابی در سال 1403 انجام شده است.




