خطر تبدیل دیپلماسی به مسیر تحمیل اراده
سیدهادی رهگشای، اندیشکده اقتصاد مقاومتی به دوگانه مذاکره از موضع اقتدار یا چرخه امتیازدهی پرداخته است.
میرهادی رهگشای، اندیشکده اقتصاد مقاومتی
ایران پس از هفتهها مقاومت در میدان، در نقطهای با آتشبس موقت موافقت کرد که طرف مقابل از مواضع اولیه خود عقب نشست، کنترل ایران بر تنگه هرمز را پذیرفت و طرح ۱۰ بندی تهران را مبنایی قابل اجرا برای آغاز مذاکرات دانست.
تا اینجای کار، ورود ایران به میدان دیپلماسی را میتوان تلاشی برای نقدکردن دستاوردهای میدانی و تبدیل آنها به ترتیباتی پایدار دانست.
اما در همان ساعتهای نخست پس از آتشبس، مجموعهای از نشانهها از نقض تعهدات اولیه پدیدار شد؛ از حملات گسترده اسرائیل به لبنان تا تکرار مواضع سختگیرانه درباره حق غنیسازی، ادامه حضور نظامی امریکا در منطقه و گزارشهایی درباره تعرض به حریم هوایی ایران.
اگر این روند بدون پاسخ بماند، دیپلماسی بهجای آنکه محل تثبیت دستاوردهای میدان باشد، به بستری برای تحمیل همان ارادهای تبدیل میشود که در جنگ نتوانست بر ایران تحمیل شود.
هرچه ایران دیرتر به این تغییر روش پاسخ دهد، احتمال آن بیشتر میشود که فضای مذاکرات از «تثبیت دستاوردها» به «مدیریت عقبنشینی» تغییر کند.
مشکل اصلی در بسیاری از مذاکرات پیشین این نبود که ایران اصل گفتوگو را پذیرفت، بلکه این بود که در مقاطع حساس، ماندن پشت میز مذاکره به یک هدف مستقل تبدیل شد.
اگر ایران خواستار نتیجهگرفتن واقعی در عرصه دیپلماسی است، باید از همین ابتدا روشن کند که نقضهای پیاپی آتشبس بیهزینه نخواهد ماند.
تیم مذاکرهکننده نباید خود را در عمل انجامشده ببیند. ایران محتاج این مذاکرات نیست و اگر قرار باشد گفتوگو فقط پوششی برای بازتولید همان فشارهای جنگی باشد، ترک سریع میز مذاکره نه شکست، بلکه حفظ عزت و اقتدار است.
بدبینی نسبت به مذاکرات نیز از همینجا ناشی میشود؛ جامعه وقتی به گفتوگو بیاعتماد میشود که احساس کند تجربههای قبلی دوباره در حال تکرار است: طرف مقابل عهد میشکند، خواستههای تازه مطرح میکند و تهران با امید به حصول نتیجه، همچنان در زمین او بازی میکند.



