چشمانداز راهبردی ایران و چین
تبیین چالشها و ترسیم مسیرهای همکاری آینده؛ در چهارمین نشست از سلسله نشستهای طرح خاوران صورت گرفت.

به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکدهها به نقل از رادیو و تلویزیون مرکزی چین (CGTN)؛ چهارمین نشست از مجموعه نشستهای تخصصی طرح خاوران در خانه اندیشهورزان برگزار شد.
این نشست با هدف ارتقای فهم راهبردی از جایگاه چین در نظم نوین جهانی و بررسی ظرفیتهای همکاری ایران و چین در حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ژئوپلیتیکی برگزار شد. برگزارکنندگان این نشست تأکید کردند که این برنامه آغازگر سلسله جلساتی است که تلاش دارد با بهرهگیری از دیدگاه صاحبنظران و کارشناسان برجسته، شناختی عمیقتر و واقعبینانهتر از تحولات جهانی از منظر چین و نسبت آن با منافع ملی ایران ارائه دهد.
ضرورت شناخت عمیق چین در جهان در حال گذار
جواد منصوری در ابتدای سخنان خود با تأکید بر پیچیدگی تحلیل روابط بینالملل، تصریح کرد که شناخت کشورها، نظامها و قدرتهای جهانی صرفاً از طریق بررسی رفتارهای مقطعی یا برداشتهای سطحی ممکن نیست. به گفته وی، هرگونه تحلیل راهبردی نیازمند درک عمیق از «ماهیت نظام سیاسی، اهداف کلان، برنامههای بلندمدت، پیشینه تاریخی، مؤلفههای فرهنگی و منافع ملی» کشورهاست؛ مؤلفههایی که بهصورت درهمتنیده عمل میکنند و فهم آنها مستلزم مطالعه و تجربه میدانی است.
سفیر اسبق ایران در چین با اشاره به برخی ضعفهای رایج در تحلیل سیاست خارجی، خاطرنشان کرد که قضاوت درباره کشورهایی مانند چین بر اساس تجربههای محدود، برداشتهای رسانهای یا مشاهدات پراکنده، میتواند منجر به خطاهای راهبردی شود. وی تأکید کرد که چین را باید نه بهعنوان یک کشور، بلکه بهمثابه یک «قاره تمدنی» با تنوع گسترده فرهنگی، قومی، زبانی و جغرافیایی شناخت.
چین؛ قدرت در حال تثبیت در نظم بینالملل آینده
یکی از محورهای اصلی سخنان منصوری، بررسی جایگاه چین در نظم بینالملل در حال گذار بود. وی با اشاره به تحولات ساختاری در نظام جهانی، تصریح کرد که چین، چه مورد پسند بازیگران بینالمللی باشد یا نه، در مسیر تبدیلشدن به یکی از اصلیترین قدرتهای جهانی قرار دارد و این واقعیتی است که بسیاری از دولتها، از جمله کشورهای اروپایی، آن را به رسمیت شناختهاند.
وی با اشاره به سرمایهگذاری گسترده کشورهای غربی در شناخت چین، از جمله اعزام هزاران دانشجو و پژوهشگر به این کشور، خاطرنشان کرد که قدرتهای جهانی بهخوبی دریافتهاند که تعامل مؤثر با چین بدون شناخت عمیق از ساختارهای فکری، فرهنگی و سیاسی آن امکانپذیر نیست. به گفته او، تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که موفقیت در همکاری با چین، بیش از هر چیز، نیازمند فهم دقیق منطق تصمیمسازی در این کشور است.
تنوع در عین حاکمیت واحد؛ ویژگی متمایز چین
منصوری با اشاره به ساختار داخلی چین، توضیح داد که این کشور متشکل از دهها استان یا منطقه خودمختار بزرگ با جمعیتهایی بعضاً بیش از کل جمعیت ایران است که هر یک ویژگیهای فرهنگی، قومی و تاریخی خاص خود را دارند. وی افزود: در عین وجود یک دولت مرکزی قدرتمند و حاکمیت سیاسی واحد، تنوع فرهنگی و اجتماعی در چین بسیار گسترده است و این ویژگی، چین را از بسیاری از کشورها متمایز میکند.
به گفته وی، درک این تنوع برای هرگونه برنامهریزی سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی در تعامل با چین ضروری است، چراکه الگوی تعامل با پکن لزوماً با الگوی تعامل با دیگر مناطق چین یکسان نیست. این واقعیت، اهمیت نگاه چندلایه و غیرکلیشهای به چین را دوچندان میکند.
نگاه چین به ایران؛ همگرایی تمدنی و منافع مشترک
یکی از بخشهای مهم این نشست به تبیین جایگاه ایران در نگاه راهبردی چین اختصاص داشت. منصوری با تأکید بر نگاه مثبت پکن به تهران، تصریح کرد که چین ایران را صرفاً بهعنوان یک شریک اقتصادی مقطعی نمینگرد، بلکه بهعنوان کشوری با پیشینه تمدنی عمیق، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و ظرفیتهای گسترده انرژی و ترانزیت مورد توجه قرار میدهد.
وی افزود: ایران به دلیل قرارگرفتن در چهارراه کریدورهای راهبردی شرق–غرب و شمال–جنوب، نقشی کلیدی در معادلات ترانزیتی و اقتصادی آینده منطقه ایفا میکند. این موقعیت، همراه با منابع انرژی قابلتوجه و بازار بزرگ داخلی، ایران را به یکی از بازیگران مهم در محاسبات بلندمدت چین تبدیل کرده است.
اقتصاد مکمل؛ افق همکاری بلندمدت
منصوری با اشاره به تجربههای خود در دوران تصدی سفارت در چین، به مفهوم «اقتصادهای مکمل» میان ایران و چین پرداخت و گفت: چین علاقهمند به تعریف همکاریهای پایدار و بلندمدت با ایران است؛ همکاریهایی که مبتنی بر برنامهریزی، ثبات مدیریتی و چشمانداز مشخص باشد.
وی تأکید کرد که مدل همکاری مطلوب چین، مبتنی بر پروژههای مقطعی و کوتاهمدت نیست، بلکه بر شراکتهای راهبردی و پیوندهای ساختاری اقتصادی استوار است. به گفته او، چین در تعامل با شرکای خود به ثبات تصمیمگیری و تداوم سیاستها اهمیت ویژهای میدهد و این موضوع، یکی از الزامات موفقیت در روابط اقتصادی با این کشور به شمار میرود.
سیاست خارجی چین؛ عملگرایی مبتنی بر منافع ملی
در بخش دیگری از نشست، سیاست خارجی چین مورد بررسی قرار گرفت. منصوری با اشاره به رویکرد عملگرایانه پکن، تصریح کرد که چین در روابط خارجی خود، برای هر کشور «پروندهای مستقل» تعریف میکند و تلاش دارد روابط خود با بازیگران مختلف را بدون پیوندزدن آنها به یکدیگر مدیریت کند.
به گفته وی، چین در عین حفظ روابط گسترده با قدرتهای جهانی و منطقهای، از ورود به منازعات ایدئولوژیک پرهیز میکند و تمرکز خود را بر توسعه اقتصادی، ثبات داخلی و گسترش نفوذ نرم و اقتصادی قرار داده است. این رویکرد، بخشی از راهبرد کلان چین برای ایفای نقش مؤثرتر در نظم بینالملل آینده محسوب میشود.
آینده چین؛ از تولید انبوه تا فناوری پیشرفته
دکتر منصوری همچنین به تحولات راهبردی اقتصاد چین اشاره کرد و گفت: چین بر اساس برنامههای بلندمدت خود، در حال حرکت از اقتصاد مبتنی بر تولید انبوه کالاهای مصرفی به سمت اقتصاد دانشبنیان، فناوریهای پیشرفته و صادرات دانش فنی و نیروی متخصص است.
وی افزود: این تحول، فرصتهای جدیدی برای کشورهایی مانند ایران فراهم میکند تا با تعریف پروژههای مشترک در حوزههای فناوری، زیرساخت، انرژی و ترانزیت، جایگاه خود را در زنجیره ارزش همکاری با چین ارتقا دهند.
ضرورت سرمایهگذاری در شناخت متقابل
در جمعبندی مباحث، منصوری بر ضرورت سرمایهگذاری هدفمند در حوزه شناخت چین تأکید کرد و پیشنهاد داد که مطالعات چینشناسی، تعامل مستقیم با نخبگان چینی و گفتوگوهای کارشناسی مستمر، بهعنوان پیشنیازهای اصلی توسعه روابط راهبردی مورد توجه قرار گیرد.
وی همچنین با معرفی چند منبع معتبر مطالعاتی درباره چین، بر اهمیت بهرهگیری از تجربیات دیپلماتها و کارشناسانی که بهصورت میدانی با چین کار کردهاند، تأکید کرد و این امر را شرط لازم برای ارتقای کیفیت تصمیمسازی در سیاست خارجی دانست.
شاخص ارزیابی روابط راهبردی ایران و چین
در بخش دیگری از این نشست، علیرضا شاهمیرزایی معاون سابق تجارت وزارت صمت با نگاهی انتقادی به وضعیت موجود روابط ایران و چین، تأکید کرد همکاری دوجانبه ایران و چین هنوز به سطح راهبردی نرسیده است. وی افزود: «برخی سفرای سابق ایران در چین و مدیران وزارت خارجه ادعا می کنند که روابط با چین در عالی ترین سطح قرار دارد درحالیکه بیان چنین جملاتی، فراتر از تعارفات دیپلماتیک، نیاز به شاخص ارزیابی دارد. مثلا اینکه بگویند چند درصد از درآمد صادراتی کشور از چین است، شاخص مناسبی نمی باشد چون بیانگر اقتصاد نفتی ماست».
علیرضا شاه میرزایی با تصریح اینکه ادعای «روابط راهبردی در سطح عالی» زمانی معنا پیدا میکند که با شاخصهای عینی مانند «میزان سرمایهگذاری مستقیم چین در ایران» سنجیده شود، افزود: نبود برنامه مشخص و تغییرات زیاد مدیریتی در کشور که معمولا با گسست و عدم انتقال تجارب همراه است، از مهمترین عوامل بازدارنده سرمایهگذاری چینی در اقتصاد ایران است. به گفته شاهمیرزایی، مقایسه حجم سرمایهگذاری چین در ایران با کشورهایی همچون پاکستان یا برخی کشورهای آفریقایی، بهروشنی از وجود یک خلأ جدی در روابط اقتصادی دو کشور حکایت دارد؛ خلأی که تنها با اصلاحات نهادی، تعریف پروژههای مشخص و ایجاد اطمینان بلندمدت برای طرف چینی قابل جبران خواهد بود.
جمع بندی
نشست «چشمانداز راهبردی ایران و چین: چالشها و راهکارها» با تأکید بر ضرورت نگاه واقعبینانه، بلندمدت و مبتنی بر شناخت عمیق به روابط تهران–پکن، تصویری جامع از فرصتها و الزامات همکاری میان دو کشور ارائه داد. سخنان دکتر جواد منصوری نشان داد که آینده روابط ایران و چین، بیش از هر چیز، به میزان درک متقابل، انسجام در سیاستگذاری و تعریف منافع مشترک پایدار وابسته است؛ مسیری که میتواند در صورت توجه راهبردی، به یکی از ارکان مهم سیاست خارجی و توسعه اقتصادی ایران در دهههای آینده تبدیل شود.





