اخباریادداشت سیاستی

بلندی‌های فناورانه

مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکده‌های خارجی

✍️بنیاد توسعه فردا به نقل از فارین افرز(15 آوریل 2026)

در رقابت‌های قدرت‌های بزرگ، کشوری موفق می‌شود که خود را با شرایط جدید وفق دهد. امروز، فناوری به میدان اصلی رقابت بین آمریکا و چین تبدیل شده است. برای سال‌ها، سیاست آمریکا در قبال چین بر این فرض ساده استوار بود که پکن دارد همان مسیر آمریکا را می‌رود، فقط چند قدم عقب‌تر. اما چین از این مرحله عبور کرده و نظریه متفاوتی از قدرت را دنبال می‌کند: نظریه‌ای که در آن «تولید»، «مقیاس» و «کنترل بر منابع حیاتی» در مرکز استراتژی ملی قرار دارد.

هدف از این رقابت صرفاً «شکست دادن» چین نیست. اگر آمریکا از چین سبقت بگیرد اما نتواند امنیت و فرصت‌های بیشتری برای مردم خود ایجاد کند، در عمل شکست خورده است. موفقیت نیازمند سه اقدام همزمان است: اول، ایجاد یک پایگاه صنعتی-فناورانه که بتواند نوآوری مستمر تولید کند. دوم، تجهیز ارتش به فناوری‌هایی که از بروز جنگ‌های بزرگ جلوگیری کند. سوم، گسترش زیرساخت دیجیتال آمریکا در جهان. همه اینها باید در کنار حفظ فضایی برای همکاری با چین در موضوعات مورد علاقه مشترک انجام شود.

چهار عرصهٔ استراتژیک (High Grounds)

۱. بازسازی پایگاه صنعتی-فناورانه آمریکا

آمریکا باید نه تنها در نوآوری پیشرو باشد، بلکه توانایی تولید انبوه فناوری‌های پیشرفته را نیز داشته باشد. زنجیره‌های تأمین باید متنوع و مقاوم باشند و با همکاری متحدان ساخته شوند. نگاه صرف به نوآوری بدون توجه به تولید، یک اشتباه استراتژیک است.

۲. نوآوری نظامی

برای بازدارندگیارتش آمریکا باید سریعاً خود را با فناوری‌های جدید تطبیق دهد. هدف اصلی، بازدارندگی از درگیری در نقاط حساس جهان، به ویژه حفظ صلح و ثبات در تنگه تایوان است.

۳. ایجاد نظم دیجیتال دموکراتیک

آمریکا باید فناوری خود را به الگوی غالب در جهان تبدیل کند؛ فناوری‌ای که با استانداردهای ایمنی بالا، شفافیت مالی، و احترام به حقوق بشر و حریم خصوصی همراه باشد.

۴. حفظ ثبات در روابط آمریکا و چین

دو کشور باید از ورود به یک مسابقهٔ مخرب که به ضرر هر دو تمام می‌شود، جلوگیری کنند. رقابت نباید به معنای نابودی کامل زمینه‌های همکاری باشد.

سه حوزهٔ فناوری اولویت‌دار

  •  حوزه محاسبات: شامل تراشه‌های نیمه‌هادی، سیستم‌های کوانتومی، و مهمتر از همه، هوش مصنوعی
  • حوزه زیست‌فناوری و تولید زیستی: از کشف دارو تا تولید مصالح ساختمانی با روش‌های زیستی
  • حوزه انرژی پاک: به ویژه باتری‌ها، موتورهای الکتریکی، تراشه‌های قدرت و الکترونیک مرتبط

این سه حوزه روی هم تأثیر می‌گذارند: قدرت محاسباتی بیشتر و انرژی پاک‌تر، هوش مصنوعی را قوی‌تر می‌کند و زیست‌فناوری پیشرفته آن را به پیشرفت‌های علمی و صنعتی تبدیل می‌کند.

بازسازی پایگاه صنعتی؛ از اشتباه تا اصلاح

سال‌ها در آمریکا این باور رایج بود که طراحی و تحقیق نقطه قوت آمریکاست و تولید را می‌توان با خیال راحت به خارج از کشور منتقل کرد. اما این باور اشتباه از آب درآمد. وقتی تولید به خارج منتقل می‌شود، دانش فنی و تجربه عملی نیز همراه آن می‌رود و به تدریج چرخهٔ بازخوردی که نوآوری را حفظ می‌کند، از بین می‌رود.

برای اصلاح این وضعیت، آمریکا باید:

  • جذب و حفظ استعدادهای برتر: سیاست‌های مهاجرتی باید به گونه‌ای باشد که بهترین دانشمندان و مهندسان جهان به آمریکا بیایند و در آنجا بمانند. بسیاری از متخصصان برجسته حوزه هوش مصنوعی متولد کشورهای دیگر هستند، اما به نفع آمریکاست که این نیروهای ماهر حرفه خود را در آمریکا بسازند.
  •  افزایش بودجه تحقیقاتی: دولت باید بودجه فدرال برای تحقیق و توسعه را به سطح تاریخی دهه ۱۹۶۰ برگرداند. سرمایه‌گذاری در تحقیقات پایه، بالاترین بازده استراتژیک را نسبت به هر هزینه دولتی دیگری دارد.
  •  الگو گرفتن از «عملیات سرعت جنگی»: دولت ترامپ در دوران همه‌گیری کرونا با این عملیات توانست ظرف چند ماه واکسن تولید کند. آمریکا به همین روش برای تولید داخلی فناوری‌های پیشرفته مانند باتری‌های نسل جدید و پهپادها نیاز دارد.

هدف نهایی «خودکفایی کامل» نیست، بلکه «تنوع‌بخشی به زنجیره تأمین» است. این کار بدون همکاری با متحدان ممکن نیست.

حیاط کوچک، حصار بلند

آمریکا باید از پیشرفته‌ترین فناوری‌های خود در برابر سوءاستفاده محافظت کند. در قلب این سیاست، تراشه‌های نیمه‌هادی پیشرفته* قرار دارند که برای حفظ رهبری در هوش مصنوعی حیاتی هستند. رویکرد درست همان چیزی است که من «حیاط کوچک، حصار بلند» می‌نامم: یعنی فقط حساسترین فناوری‌ها را هدف قرار دهیم (حیاط کوچک) و سپس آنها را با محدودیت‌های شدید محافظت کنیم (حصار بلند). این رویکرد در دوران بایدن برای کنترل تراشه‌ها و برخی تجهیزات زیست‌فناوری به کار گرفته شد.
در عین حال، آمریکا باید از نفوذ هکرهای دولتی چین به زیرساخت‌های حیاتی و داده‌های حساس شهروندان و شرکت‌های خود جلوگیری کند.

 ارتش آینده؛ فراتر از نقشه‌های قدیمی

ارتش آمریکا نمی‌تواند جنگ‌های آینده را با برنامه‌های جنگی گذشته بجنگد. هوش مصنوعی هم‌اکنون نقش مهمی در بهینه‌سازی لجستیک، تحلیل اطلاعات، شناسایی آسیب‌پذیری‌های سایبری و تشخیص اهداف نظامی دارد. با گذشت زمان، این سیستم‌ها نحوه آموزش، برنامه‌ریزی و جنگیدن ارتش‌ها را متحول خواهند کرد.

اما نوآوری نظامی به تنهایی کافی نیست. ارتش آمریکا باید بتواند فناوری‌های پیشرفته را با متحدان خود به اشتراک بگذارد. مشارکت‌هایی مانند «اوکوس» (AUKUS) – پیمان امنیتی بین آمریکا، بریتانیا و استرالیا -نمونه‌ای از این رویکرد است. این پیمان فقط درباره زیردریایی‌های هسته‌ای نیست، بلکه بیشتر شبیه یک شتاب‌دهنده فناوری برای حوزه‌هایی مانند ناوبری کوانتومی بدون نیاز به جی‌پی‌اس است.

نظم دیجیتال دموکراتیک؛ جایگزینی برای سیستم استبدادی چین

پکن در حال صادرات نسخه‌ای چینی از زیرساخت دیجیتال به بسیاری از کشورهای در حال توسعه است: از سخت‌افزار مخابراتی و خدمات ابری گرفته تا سیستم‌های نظارتی و پلتفرم‌های پرداخت. این صادرات خنثی نیست؛ ذاتاً بر کنترل دولتی، سانسور و نظارت طراحی شده‌اند. به عبارت دیگر، چین در حال صادرات «سیستم عامل استبداد» است.

آمریکا باید جایگزین بهتری ارائه دهد. اگر اقتصاد دیجیتال جهانی بر پایه فناوری آمریکا – معماری ابری، طراحی تراشه، پروتکل‌های ایمنی و استانداردهای فنی – کار کند، آینده‌ای تضمین می‌شود که در آن ارزش‌های دموکراتیک در کدهای قرن بیست و یکم گنجانده شده است. برای این کار، دولت آمریکا باید با شرکت‌های داخلی همکاری کند تا موانع دسترسی به فناوری آمریکایی در سراسر جهان کاهش یابد.
در این رقابت، استانداردهای فنی به اندازه خود سخت‌افزار مهم هستند. استانداردها قواعد تعامل سیستم‌ها، نحوه مدیریت داده‌ها و کنترل ریسک‌ها را تعیین می‌کنند. آمریکا باید در نهادهای بین‌المللی که این استانداردها را می‌نویسند، رهبری کند، نه اینکه مانند دولت فعلی از آنها کنار بکشد.

سخن پایانی؛ یک ماراتن، نه یک دوی سرعت

این رقابت یک دوی سرعت نیست که با یک لحظه پیروزی به پایان برسد. یک ماراتن است که دهه‌ها طول خواهد کشید. موفقیت نیازمند هماهنگی سرمایه با استراتژی، توانمندسازی نهادها برای تصمیم‌گیری قاطع، و حرکت با فوریت دوران پس از جنگ جهانی دوم و چابکی عصر دیجیتال است. این یک پروژه ملی تعیین‌کننده برای زمانه ماست و مردم آمریکا توانایی انجام آن را دارند.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

بنیاد توسعه فردا

بنیاد توسعه فردا اندیشگاهی برای حل مسئله های واقعی کشور و پیشرو در ترویج رویکرد اندیشگاهی در کشور است. سیاست نوآوری بنیاد توسعه فردا بر سه پایه آینده‌نگری، مطالعات بین رشته ای و تکیه بر شبکه سازی است. ورود به صفحه اندیشکده

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا