رویای عثمانی اردوغان، پاشنه آشیل ترکیه در سوریه
اندیشکده ترند چند برگ از آینده پژوهی وضعیت ترکیه در شامات را مرور کرده است.

✍🏻 رامین فرهودی، کارشناس ارشد علوم سیاسی، مدیر اندیشکده ترند
خبر هجوم سریع و خشن تروریستهای تکفیری ساکن در ادلب با حمایت ترکیه علیه دولت و ارتش سوریه برای بسیاری از مردم کشور و شرکای منطقهای مان شوکآور بود. کسی باورش نمیشد تمام دستاوردهای مدافعان حرم در عرض یک هفته تحت تاثیر پیشرویهای تروریستهای تکفیری محبوس در سوریه قرار گیرد. اما بهواقع در منطقه چه میگذرد؟ ترکیه چگونه حاضر شد تا در بازی اسرائیل و آمریکا بازیگری کند؟ و مهمتر از همه اینکه ایران چگونه با این وقایع کنار خواهد آمد؟
این روزها تحلیلها و تفسیرهای متعددی به رشته تحریر درآمده است اما شاید این تحلیل نیز بتواند دریچهای نو به سوی مسایل شامات باز کند.
ظهور جریان داعش از ابتدا مورد حمایت دولت ترکیه بود. داشتن پاسپورت ترکیه در جیب وحوش داعشی و اصرار اردوغان نخست وزیر ترکیه بر کنار رفتن بشار اسد از راس حاکمیت سوریه را همگی هم دیدهایم و هم شنیدهایم.
یک ادعا، یک بهانه
ترکها بنا به دلایل تاریخیای که برای خود موجه میدانند خود را ذیحق و ذینفع در سوریه معرفی میکنند. یکی از شعارهای دولت نو عثمانگرای ترکیه این است که «هر جا مقبره سرباز ترک و عثمانی باشد آنجا خاک ماست» و برای همین منظور هم بودجه هنگفتی برای بازسازی قبور سربازان و فرماندهان عثمانی و ترک در کشورهای منطقه اختصاص داده تا با تبدیل آنها به نمادهای تاریخی، آینده مورد نظر خود را در قلمرو این سرزمینها تحقق بخشد.
سال 93 بود که ارتش ترکیه در عمق 38 کیلومتری خاک سوریه مقبره نمادین سلطان سلیمان از پادشاهان عثمانی را از بیم افتادن در چنگال داعشیها تخریب کرد و کوشید با تصرف قطعه خاک دیگری در 180 متری مرز خود در داخل خاک سوریه و به اهتزاز درآوردن پرچمش با انتقال این مقبره یک آرامگاه موقتی برای سلطان سلیمان بسازد. البته از این بگذریم که ماجرای نقل و انتقال این مقبره داستان دیپلماتیک بلند بالایی برای خودش دارد اما به جرئت میتوان وجود این مقبره و اصرار بر باقی ماندن آن در خاک سوریه نخستین دلیل ترکیه برای حضور در این کشور است.
کردهای مخالف ترکیه و سوریه
اما بهانه دوم ترکیه برای حضور در خاک سوریه مسئله کردهای ساکن در این کشورند. بر اساس برآورد سازمان ملل کردهای سوریه 14 درصد جمعیت این کشور را به خود اختصاص دادهاند و در طول حضور داعش در منطقه شامات و عراق این کردها سعی در انسجام بخشی به فعالیتهای خود در قالب «نیروهای سوریه دموکراتیک» داشتند تا سهمی در آینده سیاسی سوریه نصیبشان گردد. این نیروها سه گروه عمده YPG، YPJ و گروه های شبه نظامی عرب و مسیحی را شامل میشود که به عنوان شریکی راهبردی برای ایالات متحده آمریکا در داخل سوریه و شمال این کشور عمل میکنند و البته در ارتباط با حزب کارگران کردستان (P.K.K) هستند.
ترکیه برای برخورد با این کردها عملیاتهایی را در شمال سوریه، مانند عملیات سپر فرات (۲۰۱۶) و عملیات شاخه زیتون (۲۰۱۸) با هدف حذف نیروهای کرد از مناطق مرزی و جلوگیری از تشکیل یک منطقه خودمختار کردی در نزدیکی مرزهایش به اجرا در آورده است. اما اختلافات هنوز موجود است و نگرانیهای عمدهای درباره جریانات کردی برای ترکها وجود دارد.
منافع اقتصادی ترکیه در سوریه
هرچند ترکیه در بحث جنگ داخلی سوریه حمایتهای مادی و معنوی بسیار گستردهای از تروریستهای تکفیری داشت و این امر موجب قطع روابط اقتصادی بین این دو کشور شد اما عملا ترکها در تلاش برای بهرهبرداری از موقعیت اقتصادی سوریها اقدامات متعدد غیررسمی را شکل داده بودند. ارسال کالاهای ساخت ترکیه بهصورت قاچاق به سوریه برای کمک به تصاحب بازار این کشور در برابر کالاهای ایرانی به شکلی گسترده در جریان بود بهنحوی که انتقاد تجار ایرانی فعال در سوریه را نیز برانگیخته بود. قاچاق نفت سوریه توسط تانکرهای تروریستها به مرز ترکیه نمونه بعدی این بهرهگیری اقتصادی از اوضاع نابسامان سوریه بود. و سوم اینکه ترکیه با درک موقعیت لجستیکی شهر ادلب بهعنوان محل تجمع تروریستهای باقیمانده در سوریه تلاش در حفظ مسیر ترانزیتی خود به سمت بندرهای لاذقیه و طرطوس را به کار گرفت.
تقابل منافع ترکیه و ایران
حکومت چندصدساله ترکان عثمانی بر کشورهای عربی نظیر سوریه، ترکها را در یک رقابت تاریخی و دیپلماتیک با ایرانیها قرار داده است. ترکیه کنونی دوست ندارد ایران در مناطقی که قرنها بر آنها تسلط داشته و رتقوفتق امورش با اراده سلطان عثمانی رقم میخورد مدعی جدیدی را بر سر قدرت ببیند. همانگونه که ایرانیها به گذشته پرشکوه امپراطوریهای پیش از اسلام و صفوی میبالند ترک ها نیز تلاش دارند تا این حس قدرت و افتخار را در بین ملت خود زنده نگه داشته و از آن برای حفظ موقعیت متزلزل دولتشان در داخل بهرهبرداری کنند.
اردوغان برای ماندن در چارچوب قدرت ترکیه نیاز به یک دستاورد خارجی داشت و سوریه و شرایط ناپایدار آن میتوانست این افتخار را برای او رقم بزند. اما آیا این یک دستاورد افتخار آمیز است؟
ترکیه توسط سوریه گرفتار شد
اقدامات دستاوردسازی دولت ترکیه پیش از این در منطقه قفقاز جنوبی نمود یافته بود. دخالت مستقیم در جنگ قره باغ و طرح ادعای دالان تورانی ناتو موسوم به دالان زنگزور مصداق عینی این مسئله است. پیش از آن ترکها تلاش داشته و دارند تا با برجستهکردن مسایل فرهنگی و قومیتی ترک در قفقاز و آسیای مرکزی نسبت به تغییر هویت جوامع منطقه دامن زده و فرهنگ و تاریخ ترک را جایگزین فرهنگ قدیمی ایران و فرهنگ معاصر روس در این مناطق نمایند. از سوی دیگر وجود دو میلیون و 750 هزار آواره سوری در ترکیه و اشباع برخی شهرهای ترکیه از این جمعیت مهاجر، این کشور را با دردسرهای گستردهای مواجه کرد. عدم حمایت نهادهای بینالمللی از دولت ترکیه در تامین خدمات رفاهی و معیشتی آنها و اقتصاد بحرانزدهاش از سوی دیگر موجب شد تا ترکیه به فکر بازگرداندن این خیل عظیم جمعیتی به سوریه باشد. به عنوان مثال در سال 95 جمعیت آوارگان سوری در شهر 108 هزار نفری کیلیس در 10 کیلومتری مرز با سوریه از 120 هزار نفر گذشت و این دولت برای سامان دادن به این حجم از جمعیت مجبور به ایجاد کمپ های آوارگان سوری در نقاط مختلف این کشور شد.
تحرکات جمهوری اسلامی ایران در سوریه تحت عنوان «محور مقاومت» ترکیه را بر آن داشت تا نقش از دست رفته خود در سوریه را بازیافته و بار دیگر نقشآفرینی خود در غرب آسیا را بازیابی کند. در همین ایام بود که هاکان فیدان وزیر اطلاعات ترکیه با در تنگنا دیدن منافع ترکیه دست به تاسیس یک شرکت امنیتی موازی با «میت» تحت عنوان «سادات» در سال 2012 بهعنوان رقیب سپاه قدس در این کشور زد. اساس کار سادات بهرهگیری از نیروهای نیابتی تحت عناوینی چون «گردان سلطان مراد» در تحرکات منطقه ای بود. سادات در شمال سوریه و لیبی نقشآفرینی کرد. هر چند این شرکت امنیتی دخالتهای خود در جنگ داخلی سوریه را انکار میکرد اما سال 2014 نشریه جمهوریت با انتشار عکسها و مستندات متعددی پرده از همکاری این شرکت امنیتی با شورشیان سوریه برداشت و «جان دوندار» سردبیر جمهوریت به دلیل انتشار این گزارش تحت تعقیب قرار گرفت و اکنون در آلمان پناهنده است. چند سال بعد هم «سدات پکر» از مافیاهای ترکیهای ساکن در امارات دست به افشاگری علیه سادات در رابطه با ارسال سلاح برای تکفیریهای «النصره» زد.
حمایتهای فیدان از «عدنان تانریوردی» رئیس این شرکت به حدی بود که پای وی را به جلسات هیئت دولت ترکیه نیز باز کرد و همین امر نارضایتی مسئولان احزاب سیاسی نظیر «قلیچداراوغلو» را برانگیخت. با این مستندات میتوان به جرئت گفت تجهیز و آموزش تروریستهای ساکن در ادلب توسط سادات ترکیه انجام شده و رهبری عملیات اخیر آن در سوریه که منجر به سقوط دولت بشار اسد شد توسط این شرکت امنیتی انجام شده است.
اما اوضاع اخیر سوریه موجبات گرفتاری بیشتر ترکیه در این کشور خواهد شد. ترکیه قصد دارد با عملیاتهای نظامی علیه کردهای مخالف در این کشور منطقهای حائل در جوار مرزهای خود ایجاد کند. این عملیات قطعا نیازمند منابع مادی زیادی برای اقتصاد بحرانزده این کشور است که این دولت را در تقابل با دو گروه مسلط بر این مناطق قرار میدهد؛ یعنی کردها و آمریکاییها.
بخشی از کردها مورد حمایت آمریکاییها قرار دارند و البته اسرائیل نیز تلاش دارد با حمایت از جریان کردهای جداییطلب در ترکیه، عراق، ایران و سوریه نسبت به احیای رویای کشور کردی در این منطقه یاری رساند. آمریکا هم به گفته ترامپ تنها در پی دستیابی به نفت سوریه است و این امر تجارت غیرقانونی نفت سوریه در بازار ترکیه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. با این اوصاف ترکیه و آمریکا در بحث انرژی و کردهای سوریه دچار تقابل منافع میشوند.
رابرت فورد، سفیر اسبق آمریکا در سوریه تاکید کرده است نیروهای دموکراتیک سوریه در روزهای آینده بیشتر تحت فشار قرار خواهند گرفت. برخی مقامات آمریکایی به میدل ایست آی گفتهاند حتی تا قبل از حملات اخیر شورشیان تحریرالشام و ارتش آزاد سوریه تحت حمایت ترکیه به حلب، مذاکراتی میان کردها و دمشق برای همگرایی بیشتر در جریان بود اما با توجه به اختلافات میان کردها و دمشق بر سر چگونگی ادغام نیروهای کرد سوریه در ارتش سوریه، این گفتگوها بدون نتیجه رها شد. رابرت فورد مدعی است اکنون کردها مترصد وضعیت شورشیان و دولت سوریه هستند تا بر اساس آن تصمیم بگیرند، به پیشروی خود در مناطق تحت کنترل دولت ادامه دهند یا بر سر آینده و موقعیت خود با ترکیه و شورشیان وارد مذاکره شوند. او به کردهای سوریه پیشنهاد کرده است به دنبال ایجاد موقعیتی شبیه به اقلیم کردستان عراق، در داخل مرزهای سوریه باشند و با توافق با ترکیه و همکاری با آن موقعیت تازهای برای خود فراهم کنند. با این حال، موقعیت کردها تا حد زیادی به ادامه یا قطع حمایت واشنگتن از کردهای سوریه، پس از سر کار آمدن ترامپ در 20 ژانویه 2025 بستگی دارد.
در صورت بالا گرفتن برخوردهای ترکیه با کردهای سوری، تحرکات حمایتگرانه کردهای داخل ترکیه و عراق از هم تباران خود در سوریه دور از انتظار نیست و این یعنی مسدودشدن کریدور «مسیر توسعه» که به ابتکار ترکیه برای فعالکردن بندر فاو در عراق طراحی و اجرا شده است. ازدسترفتن این مسیر اقتصادی یعنی رویآوردن دوباره به ایران و فعالشدن اقتصاد دریایی سواحل مکران و خلیج فارس.
اقدام یمنیها در هدف قراردادن کشتی ترکیهای عازم به اسرائیل نیز برگ دیگری از دفتر مشکلات ترکیه در سوریه شده است. اردوغان اعلام کرده است که پاسخ یمنیها را با اقدام نظامی علیه حوثیها خواهد داد. بلافاصله بعد از این اظهار نظر پاکستان طرفداری خود و واکنش سریع به اقدام ترکها را رسانهای کرد. حالا ائتلاف سهجانبه جمهوری آذربایجان، ترکیه و پاکستان در قفقاز جنوبی هم در خطر قرار گرفته است. بهعبارتدیگر دالان تورانی ناتو (زنگزور) با کنار رفتن پاکستان از معادلات قفقاز با چالش امنیتی مواجه خواهد شد. روسها هم علاقمندند تا در موقعیت پیشآمده نقش ترکیه در قفقاز جنوبی را کمرنگ کنند.
اگر فرض را بر این بگیریم که ترکیه و ایالات متحده و اسرائیل در برنامهای هماهنگ و همسو با یکدیگر علیه سوریه اقدام کردهاند باید گفت این تحولات به نفع هیچکدام پیش نخواهد رفت. «تحریرالشام» در بیانیه ای از عزم خود برای حمایت از حماس و جهاد علیه اسرائیل سخن گفته است. نیروهای تروریستی مشارکتکننده در سقوط دولت بشار اسد هم دچار چندجانبهگرایی و عدم وحدت در اصول فکری هستند، لذا در بحث تقسیم قدرت در آینده سوریه دچار تنش و جنگ داخلی خواهند شد. این امر در طولانی مدت برای اسرائیل بسیار خوشایند است اما در کوتاهمدت ممکن است خساراتی را برای صهیونیستها در پی داشته باشد از این رو این رژیم با نفوذ به داخل سوریه ضمن اقدام به حفر خندق و اشغال القنیطره سعی در تثبیت حاشیه امنیتی در جغرافیای سوریه نموده و با بمباران زیرساختهای اطلاعاتی و نظامی این کشور سعی در کند کردن تحرکات آتی علیه خود را دارد.
نتیجه گیری
چیدمان نیروهای معارض و خارجی در سوریه به گونهای است که ترکیه را وادار به حمایت از تمامیت ارضی سوریه میکند. در صورت بروز (حتمی) اختلاف بر سر تقسیم منافع و قدرت در این کشور توسط عوامل داخلی و خارجی، ترکیه ناچار از ورود در بحرانی است که سالها این کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد. مهم ترین عامل در شکلگیری این بحران حمایتهای آمریکا و اسرائیل از استقلال کردهای منطقه و در اختیار داشتن کانون انرژی سوریه توسط آمریکاست.
ترکیه اکنون نگران گسترش دامنه اختلافات خود با سایر جوامع کرد است که می تواند تمام منافع امنیتی و اقتصادی آن را تحت تاثیر قرار دهد. همچنین تروریستهای تکفیری خطر دوم علیه امنیت ترکیه هستند و هر آن امکان انجام عملیات بر ضدترکیه در داخل و خارج مرزهایش میرود. ناتو بسیار علاقمند است هزینه این منازعات از جیب کشورهای همسایه سوریه پرداخت شود و ترکیه با لغزیدن در این بازی در شرایطی که اقتصاد بحرانزدهاش را مدیریت میکند در دام جنگی خواهد افتاد که هزینهاش باید از جیب شهروندان ترکیهای پرداخت شود و البته وحدت سیاسی این کشور در آینده را تهدید میکند. چهبسا بتوان گفت کردها خیلی دوست دارند از فرصت پیشآمده برای تحکیم پایههای دولت کردی در سوریه و تجزیه ترکیه به عنوان دشمن چندین ساله خود با کمک اسرائیل بهرهبرداری لازم را بکنند.



