آب و منابع طبیعیبررسی و تحلیلسند مشاوره ایکشاورزی و محیط زیست

بررسی آثار زیست محیطی روند کاهشی تراز سطح آب دریای خزر

شناسایی عوامل موثر بر نوسانات سطح آب دریای خزر و آثار زیست محیطی آن و ارائه راهکارهای بین المللی برای حفاظت از دریای خزر

دریای خزر، بزرگ ترین پهنه آبی بسته جهان، با خط ساحلی طولانی در میان کشورهای ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان قرار گرفته است. این پهنه در سال های اخیردچار تغییراتی گوناگونی شده که این تغییرات به ویژه روی اکوسیستم و سطح آب رخ نمون شده است. این پهنه آبی برای کشورهای ساحلی خود که از منابع آب، هیدروکربن و زیستی آن بهره می برند، از اهمیت حیاتی برخوردار است. دریای خزر علاوه بر ارائه خدمات بوم سازگانی و امکانات تفریحی برای این پنج کشور، به دلیل موقعیت جغرافیایی و وسعت خود، تاثیرات منطقه ای و جهانی قابل توجهی نیز بر آب و هوا و چرخه های زیست زمین شیمیایی دارد. با توجه به تاثیرات محلی، منطقه ای و جهانی این تغییرات، بررسی آثار زیست محیطی و ارائه راهکارهای بین المللی برای حفاظت از دریای خزر و کاهش آثار سوء آن از اهمیت بالایی برخوردار است.

ضرورت و اهداف پژوهش

دریای خزر، به عنوان بزرگترین دریاچه جهان و یک پهنه آبی بین المللی، از جنبه های مختلف زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی برای کشورهای حاشیه آن، از جمله ایران و همچنین برای جامعه جهانی اهمیت فراوانی دارد. این پهنه آبی در دهه های اخیر با چالش جدی کاهش سطح آب روبه رو شده است. این پدیده که ریشه در عوامل گوناگون طبیعی و به ویژه عوامل انسانی مانند سدسازی بر روی رودخانه ولگا (تامین کننده 80 درصد آب خزر) و برداشت بی رویه از آب در حوزه آبریز آن دارد، پیامدهای گسترده ای را برای بوم سازگان های ساحلی، اقتصاد منطقه و اقتصاد جهانی و جوامع محلی به دنبال داشته است. کاهش سطح آب باعث کاهش ظرفیت تولید انرژی آبی، محدود شدن حمل و نقل دریایی و کاهش درآمدهای حاصل از گردشگری می شود. از این رو توجه جدی به این موضوع و اتخاذ تدابیر بین المللی مناسب برای کاهش آثار آن ضروری است. از این رو در این پژوهش به مطالعه عوامل موثر بر نوسانات سطح آب دریای خزر و آثار زیست محیطی آن و ارائه راهکارهای بین المللی برای حفاظت از دریای خزر پرداخته شده است.

عوامل موثر بر نوسانات سطح آب دریای خزر

 تغییر سطح آب ها از زمان شکل گیری آب ها در زمین وجود داشته است. مطالعات بر روی نوسانات سطح آب دریای خزر نشان می دهد که این دریاچه، در طول قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم نوسانات قابل توجهی را تجربه کرده است. تغییرات تراز آب، یکی از ویژگی های بارز دریای خزر بوده که ناشی از عدم تعادل بین میزان آب ورودی و خروجی آن است. براساس داده های اندازه گیری شده، تراز آب دریای خزر طی 150 سال گذشته حدود 3 متر نوسان داشته است. بالاترین تراز ثبت شده در این بازه در سال 1373 رخ داده است که در یک دوره 20 ساله سطح آب حدود 2/3 متر افزایش یافت. در مقابل، طی 10 سال اخیر، تراز آب روندی کاهشی داشته و بیش از 2 متر افت کرده است. عوامل اصلی موثر بر سطح آب دریای خزر عبارتند از: ورودی آب از حوضه آبریز اطراف (ازجمله جریان رودخانه ها)، بارندگی و تبخیر از سطح دریا و تبادل آب های زیرزمینی که در مقایسه با سایر عوامل ناچیز است.

ورودی آب

اولین منبع ورودی آب به دریای خزر، رودخانه های ورودی که شامل ولگا، اورال، ترک، سوالک، سمور، کورا و سفیدرود هستند و در مجموع حدود 80 درصد آب ورودی به دریا را تامین می کنند. آب رودخانه ای که وارد دریای خزر می شود، عمدتا از ولگا (حدود 90-80 درصد) و تا حد کمتری از رودخانه های دیگر سواحل شمالی، غربی و جنوبی تامین می شود که به دلیل سدسازی بر روی این رودخانه ها حجم آب ورودی به دریای خزر دچار نوساناتی شده است.

تغییرات اقلیمی

افزایش دمای جهانی، تغییر الگوهای بارندگی و تبخیر بیشتر آب از سطح دریا، از عوامل اصلی نوسانات سطح آب هستند. الگوهای بارندگی بر روی دریای خزر به طور قابل توجهی تغییر کرده است. کاهش سطح آب دریای خزر از دهه 1930 تا دهه 1970 تا حدی به کاهش بارندگی در حوضه ولگا و تا حدی به ساخت و پر شدن سدها روی ولگا برای ترکیبی از نیروگاه برق آبی، حمل و نقل و استفاده از آب نسبت داده شده است. همچنین کاهش اخیر سطح دریای خزر به افزایش تبخیر که به شدت با تغییر رژیم های باد مرتبط بوده، نسبت داده شده است.

فعالیت های انسانی

فعالیت های انسانی تاثیر قابل توجهی بر سطح آب دریای خزر داشته اند. مخازن متعددی بر روی رودخانه های ورودی برای حفظ عملکرد صنایع برق آبی ساخته شده است که سطح آب دریای خزر را کاهش داده است. همچنین برداشت مستقیم آب از دریای خزر برای نمک زدایی نیز به عنوان عاملی دیگر در تغییرات تراز سطح آب آن مطرح است.

فعالیت های زمین ساختی

دریای خزر در منطقه ای زلزله خیز واقع شده است و فعالیت های تکتونیکی می توانند بر نوسانات سطح آب آن تاثیرگذار باشند. وقوع زلزله های بزرگ عمدتا باعث ایجاد امواج و تغییرات موضعی در تراز آب می شود که معمولا موقتی بوده و پس از مدتی سطح آب به حالت عادی باز می گردد. با این حال، در موارد خاص، جابه جایی پوسته زمین و تغییر شکل حوضه دریا ممکن است تغییرات دائمی در عمق و ظرفیت آن ایجاد کند که بر تراز کلی آب اثرگذار باشد.

آثار زیست محیطی نوسانات سطح آب دریای خزر

تغییرات سریع سطح آب دریای خزر تاثیرات مختلفی بر محیط های ساحلی و دریایی می گذارد که عمدتا شامل پیشروی یا پسروی خط ساحلی، گسترش یا خشک شدن تالاب ها و شتاب یا کاهش سرعت تبادل آب های عمیق می شود. این پدیده ها ممکن است توسط مداخلات انسانی و گرمایش جهانی فعلی کاهش یا تشدید شوند. همچنین، ممکن است بازخوردهای اجتماعی- اقتصادی منفی داشته باشند که در ادامه به برخی از اثرات کاهش سطح آب دریای خزر پرداخته شده است.

  • زیست محیطی: از بین رفتن تالاب ها و زیستگاه های آبی، کاهش تنوع زیستی، تهدید گونه های جانوری ( به ویژه ماهیان خاویاری، فک خرزی و پرندگان آبزی)، افزایش شوری آب؛
  • اقتصادی: کاهش صید ماهی، آسیب به صنعت گردشگری، مشکلات در حمل و نقل دریایی (از جمله تاثیر بر تجارت بین المللی از طریق کانال ولگا- دن)، کاهش ارزش اقتصادی بنادر، تاثیر بر بازارهای جهانی (مانند بازار خاویار)؛
  • اجتماعی و سیاسی: تنش های بین المللی بر سر منابع آبی، مهاجرت جمعیت های ساحلی، تاثیر بر امنیت منطقه ای.

پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی با رویکرد بین المللی و تمرکز بر ولگا

با توجه به ماهیت فرامرزی چالش های دریای خزر و سهم حیاتی رود ولگا در وضعیت آن، اتخاذ رویکردی بین المللی و همکاری تنگاتنگ میان کشورهای حاشیه، به ویژه با محوریت روسیه (به عنوان کشور بالادست حوضه ولگا) و مشارکت فعال ایران (با توجه به سواحل طولانی و منافع اقتصادی و زیست محیطی)، امری ضروری است. در این راستا، پیشنهادهایی به شرح ذیل بیان شده است:

  • تقویت چارچوب حقوقی و نهادی بین المللی: پیشنهاد می شود جمهوری اسلامی با تسریع در تدوین یک راهبرد ملی منسجم درباره وضعیت حقوقی دریای خزر، مواضع خود را در حوزه هایی نظیر تحدید حدود، بهره برداری از منابع، امنیت دریایی، حفاظت محیط زیستی و کشتیرانی، به صورت شفاف و یکپارچه تعیین کند.
  • هماهنگی سیاست های کشاورزی و صنعتی با اهداف حفاظت از خزر: سیاست های ملی در بخش های کشاورزی و صنعتی باید به گونه ای تنظیم شوند که با اهداف حفاظت از دریای خزر و کاهش فشار بر منابع آب سازگار باشند. ترویج کشاورزی پایدار، استفاده از فناوری های کم آب بر و کاهش آلودگی از جمله این موارد است.
  • ایجاد سازوکارهای ارتباطی و مذاکراتی مستمر بین کشورهای حاشیه: برای حل اختلافات و هماهنگی در اجرای برنامه های مشترک، باید کانال های ارتباطی و مذاکراتی مستمر بین کشورهای حاشیه خزر ایجاد شود.
  • مشارکت هدفمند و مشروط در سازمان های بین المللی مرتبط: کشورهای حاشیه باید با در نظر گرفتن شرایط ژئوپلیتیکی و محدودیت های ناشی از تحریم ها، مشارکت هدفمند و فعال در سازمان های بین المللی مرتبط با مدیریت منابع آب، محیط زیست و تغییرات اقلیمی را دنبال کنند.

جمع بندی

دریای خزر، بزرگ ترین دریاچه بسته جهان، در دهه های اخیر با کاهش چشمگیر سطح آب مواجه شده است. این پدیده ناشی از ترکیبی از عوامل انسانی و طبیعی از جمله سدسازی گسترده بر روی رودخانه ولگا، برداشت بی رویه از منابع آب و تغییرات اقلیمی است. کاهش سطح آب که از دهه 1930 آغاز شده و در سال های اخیر شدت یافته است، پیامدهای زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی گسترده ای در سطح منطقه ای و جهانی به همراه دارد. این پیامدها شامل تغییرات خطوط ساحلی، کاهش تنوع زیستی، خشک شدن تالاب های حیاتی، اختلال در تجارت های بین المللی و ایجاد تنش بین کشورهای حاشیه به دلیل منابع آبی است. با توجه به تاثیرات محلی، منطقه ای و جهانی این تغییرات، بررسی آثار زیست محیطی و ارائه راهکارهای بین المللی برای حفاظت از دریای خزر و کاهش آثار سوء آن از اهمیت بالایی برخوردار است.

این مطالعه در مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی توسط الهه سلیمانی با همکاری میترا چراغی در سال 1404 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

مرکز پژوهش‌ های مجلس شورای اسلامی نهادی وابسته به مجلس شورای اسلامی ایران است که پژوهش‌ های علمی لازم را جهت استفاده در برنامه‌ریزی‌ ها و تصمیمات حقوقی و فناورانه انجام می‌ دهد. ورود به صفحه انديشکده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا