نقش هوش مصنوعی در جنگ رمضان
بررسی نقش هوش مصنوعی در جنگ رمضان و ارائه راهبردهایی در برابر محور آمریکا-اسرائیل در این حوزه
هوش مصنوعی در جنگ های نوین، با تبدیل میدان نبرد به شبکه ای پیچیده از داده ها و اطلاعات، تمرکز را از توان فیزیکی صرف به سوی «تسلط بر اطلاعات» و «سرعت پردازش و واکنش» سوق داده است. این فناوری از طریق تحلیل عمیق و جامع حجم انبوهی از داده ها که از منابع مختلف اطلاعاتی گردآوری می شود، به فرماندهان امکان می بخشد تا تصویری روشن و به هنگام از محیط عملیاتی به دست آورند. این درک فزاینده، توانایی شناسایی الگوهای پنهان حرکتی دشمن و پیش بینی تحولات آینده را افزایش داده و به تصمیم گیرندگان در ارائه پیشنهادهای استراتژیک بهینه کمک می کند.
ضرورت و اهداف پژوهش
هوش مصنوعی در سال های اخیر به یکی از موثرترین فناوری های تحول آفرین در حوزه دفاعی و نظامی تبدیل شده است. این فناوری با توانایی پردازش حجم گسترده ای از داده ها، افزایش سرعت تصمیم گیری و بهبود دقت عملیات، ساختار سنتی مدیریت میدان نبرد را دگرگون کرده است. سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی قادرند وضعیت های پیچیده عملیاتی را تحلیل کرده، الگوهای تهدید را شناسایی نموده و راهکارهای مناسب را برای فرماندهان ارائه دهند. کاربردهای هوش مصنوعی در جنگ های مدرن شامل مدیریت سامانه های خودکار و نیمه خودکار، تحلیل اطلاعات ماهواره ای، افزایش کارایی سامانه های پدافندی، بهینه سازی لجستیک و پشتیبانی از تصمیم گیری راهبردی است. از این رو در این پژوهش به بررسی نقش هوش مصنوعی در جنگ رمضان و ارائه راهبردهایی در برابر محور آمریکا-اسرائیل در این حوزه پرداخته شده است.
نقشه کاربست هوش مصنوعی در جنگ اخیر
در ادبیات داخلی جنگ محور، حداقل دو گزاره سیاستی صریح درباره نقش فناوری و AI قابل استخراج است. نخست نشانه ای از ضرورت گذار به «فناوری های نوین و هوش مصنوعی» برای بهبود امنیت و دوم جنگ به صورت «دو وجهی» (سخت/نرم) و متکی بر ادراک و امنیت روانی تحلیل شده است. در این بخش کاربست های هوش مصنوعی در شش لایه عملیاتی بررسی شده است.
هوش مصنوعی در ISR و همجوشی حسگرها
در جنگ های پرتکاپو، حجم داده های تصویری/ویدئویی/سیگنالی به حدی است که بدون خودکارسازی تحلیل، تبدیل داده به آگاهی موقعیتی کند می شود. تمرکز جدی بر بینایی ماشین، همجوشی حسگر و تحلیل سیگنال به عنوان حوزه های بالغ تر AI در میدان جنگ وجود دارد و حتی برای برخی بازیگران، اولویت کارکردی آن ها «کشف هدف/هدایت/کارکردهای پایانی خودران» است.
هوش مصنوعی در هدف یابی، تولید هدف و چرخه آتش
دو مسیر متمایز وجود دارد: الف) «تولید هدف در مقیاس» با تحلیل داده های حجیم و پیشنهاد هدف برای بررسی انسانی؛ ب) «کاهش زمان تا اصابت» با اتصال پهپاد/حسگر به واحد آتش و اصلاح آتش.
هوش مصنوعی در فرماندهی و کنترل و تصمیم سازی
در این لایه، AI معمولا تصمیم را صادر نمی کند، بلکه سه کار انجام می دهد: 1) تسریع تحلیل وضعیت؛ 2) تولید سناریو/گزینه؛ 3) پیشنهاد اقدام و تخصیص منابع. سامانه های AI در وظایفی مانند مسیرگذاری می توانند نسبت به روش های کلاسیک مزیت زمان پاسخ داشته باشند (میلی ثانیه در برابر ثانیه/دقیقه)، اما در عوض ممکن است از حیث ریسک کشف دشمن بدتر عمل کنند یا در مقیاس های بزرگ، گرفتار محدودیت داده و یکپارچه سازی شوند.
هوش مصنوعی در سامانه های خودران و نیمه خودران
«خودرانی پایه» (مثلا هدایت پهپاد) می تواند ماهیت جنگ را تغییر دهد و از همین رو «چارچوب های فنی آزمون و ارزیابی» و معیارهای قابل آزمون برای اصول کلان (ازجمله مسئولیت پذیری و تبیین پذیری) ضروری است.
هوش مصنوعی در عملیات ادراکی، فریب و بحران اصالت
بعد ادراکی جنگ تلاقی «هوش مصنوعی مولد»، «دیپ فیک»، «بات/شبکه هماهنگ» و «تکثیر محتوا در مقیاس» است. این فناوری می تواند برای جعل دستور، ایجاد سردرگمی عمومی/نظامی و مشروعیت بخشی به جنگ یا شورش استفاده شود و نیاز به ابزارهای حکمرانی برای «تصمیم گیری مسئولانه درباره بهره گیری/مقابله» به روشنی دیده می شود.
هوش مصنوعی در چرخه یادگیری جنگ و ارتقای مستمر
بازیگران جنگی می توانند با «جمع آوری نظام مند داده های میدان» (ویدئوی پهپاد، تله متری اپراتور، آثار اصابت، شاخص های عملکرد) یک حلقه بازخورد بسازند که کارزار را به طور مستمر اصلاح کند؛ یعنی جنگ، به یک موتور «یادگیری سریع نرم افزاری» تبدیل شود. این بخش برای ایران حیاتی است، زیرا بدون معماری داده و فرایند یادگیری، حتی با داشتن ابزارهای AI، مزیت پایدار ایجاد نمی شود.
پیامدهای راهبردی برای ایران در برابر محور آمریکا-اسرائیل
تغییر ماهیت بازدارندگی از «صرف قدرت سخت» به «قابلیت تصمیم در مقیاس و سرعت» در محیطی که AI و خودکارسازی، tempo جنگ را افزایش می دهد، بازدارندگی صرفا به معنای «توان ضربه» نیست؛ بلکه به معنای «توان تشخیص، تصمیم و اقدام در زمان مناسب» نیز هست. مسئله تبیین پذیری، حساسیت به داده و یکپارچه سازی نرم افزاری، به طور مستقیم بر پذیرش عملیاتی AI و ایمنی/اعتماد اپراتور اثر می گذارد؛ بنابراین اگر ایران بخواهد در یک جنگ پرسرعت، تصمیم دقیق و به هنگام داشته باشد، باید از هم اکنون «حکمرانی داده»، «یکپارچه سازی ابزارها» و «معیارهای آزمون پذیر» را جزئی از بازدارندگی بداند.
ریسک «فشار مقیاسی» در هدف یابی و حملات پرتراکم
کاربست AI در هدف یابی نشان می دهد خطر اصلی، افزایش تعداد اهداف و سرعت انتخاب حمله است. پیام سیاستی برای ایران این است که باید در برابر «تراکم عملیات» و تهدیدات چندمحوره، معماری دفاعی داده محور و مقاوم داشته باشد؛ وگرنه با همان ظرفیت سنتی، ممکن است دچار «اشباع اطلاعاتی» شود.
تهدید «عملیات ادراکی مولد» و بی ثبات سازی اعتماد
در سطح اجتماعی، خطر صرفا جعل یک ویدئو نیست؛ بلکه ایجاد «ابهام پایدار» درباره اصالت هر پیام است. دیپ فیک ها و فریب های AI می تواند اعتماد را تضعیف کنند و حتی زمینه را برای انکار حقیقت فراهم سازند. این تهدید باید هم در سطح عملیات رسانه ای و هم در سطح امنیت ملی به رسمیت شناخته شود، چون مستقیما با انسجام اجتماعی و کارکرد حکمرانی در بحران پیوند دارد.
بسته اقدامات اجرایی
این بسته اجرایی با اتکا به دو اصل طراحی شده است؛ نخست، تمرکز بر حوزه هایی که هوش مصنوعی در آن ها واقعا مزیت عملیاتی ایجاد می کند، از جمله سرعت واکنش، همجوشی داده، تشخیص الگو و مقیاس پذیری؛ و دوم، پیشگیری از توهم فناوری، اعتماد نابجا به خروجی های الگوریتمی و انتقال بی ضابطه تصمیم به سامانه های هوشمند.
بر این مبنا چند اقدام اولویت دار زیر برای استقرار حکمرانی کارآمد هوش مصنوعی در شرایط جنگی پیشنهاد می شود.
- اقدام اول ایجاد «ستاد یکپارچه حکمرانی هوش مصنوعی در جنگ» است. این ستاد باید سه خروجی عملیاتی را به صورت هم زمان تولید کند: نقشه کارکردهای اولویت دار هوش مصنوعی در حوزه های دفاع، پدافند و رسانه؛ استانداردهای مشترک داده و معماری یکپارچه سازی سامانه ها؛ و پروتکل تصمیم گیری درباره حدود استفاده یا عدم استفاده از خروجی های هوش مصنوعی در عملیات. مسئولیت مستقیم تشکیل و راهبری این ستاد بر عهده شورای عالی امنیت ملی قرار می گیرد.
- اقدام دوم راه اندازی «مرکز عملیات داده و بینایی ماشین برای ISR و هشدار» است. ماموریت این مرکز باید همجوشی و تحلیل سریع داده های تصویری، ویدئویی و سیگنالی، تشخیص الگو برای هشدار زودهنگام تهدیدات و تولید تصویر عملیاتی مشترک برای فرماندهی باشد. مسئولیت مستقیم این اقدام بر عهده ستاد کل نیروهای مسلح قرار می گیرد.
- اقدام سوم تدوین و استقرار «چارچوب آزمون ارزیابی و اطمینان برای سامانه های هوش مصنوعی دفاعی» پیش از میدان دادن به آنها در تصمیم سازی یا عملیات است. با توجه به مسائل بنیادینی مانند کمبود تبیین پذیری، حساسیت به داده آموزشی و آسیب پذیری نسبت به خطاهای مدل، هیچ سامانه دفاعی مبتنی بر هوش مصنوعی نباید بدون گذر از چرخه آزمون و ارزیابی وارد مدار عملیاتی شود. مسئولیت این اقدام بر عهده وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح قرار می گیرد.
- اقدام چهارم ایجاد «برنامه دفاع شناختی مبتنی بر هوش مصنوعی و تحلیل شبکه» برای شناسایی موج های هماهنگ، حساب های غیرواقعی و الگوهای انتشار در شرایط بحران است. این برنامه باید بتواند با استفاده از تحلیل شبکه، رصد چندسکویی و پایش داده های باز، موج های ادراکی را پیش از تثبیت شناسایی و برای طبقه بندی و و اکنش سریع، داده عملیاتی تولید کند. مسئولیت مستقیم این اقدام بر عهده پلیس فتا قرار می گیرد.
جمع بندی
هوش مصنوعی در سال های اخیر به یکی از موثرترین فناوری های تحول آفرین در حوزه دفاعی و نظامی تبدیل شده است. این فناوری با توانایی پردازش حجم گسترده ای از داده ها، افزایش سرعت تصمیم گیری و بهبود دقت عملیات، ساختار سنتی مدیریت میدان نبرد را دگرگون کرده است. در این راستا نقش های هوش مصنوعی در جنگ در شش سطح احصا شد که ریسک «فشار مقیاسی» در هدف یابی و تهدید «عملیات ادراکی مولد» را برای ایران به دنبال داشته است. در نهایت بسته اقدامات اجرایی در 6 سطح و سه بازه زمانی پیشنهاد شد. ایجاد «ستاد یکپارچه حکمرانی هوش مصنوعی در جنگ»، راه اندازی «مرکز عملیات داده و بینایی ماشین برای ISR و هشدار» و ایجاد «برنامه دفاع شناختی مبتنی بر هوش مصنوعی و تحلیل شبکه» در این بسته گنجانده شده است.
این مطالعه در موسسه متد توسط فاطمه بابائی در سال 1405 انجام شده است.




