اخباریادداشت سیاستی

موشک‌های ۴ هزار کیلومتری و مسئله ورود اروپا به جنگ رمضان

بررسی و تحلیل حمله به پایگاه دیگو گارسیا و احتمال اتحاد اروپا با آمریکا و اسرائیل بر سر جنگ با ایران

✍️ محمد سپهر معصومی

بعد از شلیک موشک‌های با برد ۴ هزار کیلومتر به‌سمت جزیره دیگو گارسیا توسط ایران، بعضی کاربران در شبکه‌های اجتماعی این موضوع را عاملی برای اتحاد اروپا (که از ورود به جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران اجتناب کرده‌اند) و پیوستن به اتحاد امریکایی – صهیونیستی تلقی کردند.
در این یادداشت تلاش شده به‌صورت خلاصه استدلال شود چرا احتمالاً اتفاقی کاملاً برعکس رخ خواهد داد.

1. جنگ فعلی، نبرد اراده‌های مبتنی‌بر هزینه-فایده است. اگر متجاوزان به میهن این اقدام را آغاز کرده‌اند به‌خاطر آن بوده که در محاسبات خود، هزینه‌های این اقدام را بسیار کمتر از فایده‌ای که ممکن است به‌دنبال داشته باشد برآورد کرده‌اند. صحبت‌های فعلی آن‌ها هم حاکی از اعتراف به این اشتباه در محاسبه هزینه‌هاست.

2. برای ایران نیز این جنگ ماهیتی وجودی دارد؛ به‌همین‌علت جمهوری اسلامی ایران حاضر است هزینه‌هایی که تاکنون حاضر به پرداخت آن نبوده (مانند تبعات مسدودکردن تنگه هرمز) را بپذیرد تا نظام پابرجا بماند. نوع واکنش‌های ایران به صدمات دشمن (مثلا حمله به تاسیسات انرژی قطر درمقابل بمباران مخازن نفتی جزیره خارک) نیز شاهدی دیگر بر این مدعاست.

3. اگر تاکنون اروپا خلاف موارد دیگر (مثلا جنگ روسیه و اوکراین) حاضر به مداخله جدی در جنگ رمضان و حتی بازگشایی تنگه هرمز نشده نیز به این خاطر است که از نظر سیاست‌مداران اروپایی، هزینه‌های میان‌مدت این جنگ برای آن‌ها بیشتر از فایده بازگشت نفت به حالت معمول در کوتاه‌مدت است.
جبران تحقیرهای سیاست‌مداران اروپایی توسط ترامپ، کاهش نیاز به انرژی در دو فصل پیش‌رو، وجود انبوه مهاجران مسلمان در خاک کشورهای اروپایی و تردید در مورد هزینه‌کردن برای جنگی که احتمالا فایده‌ی اصلی آن (اگر وجود داشته باشد) را امریکا خواهد برد، از مواردی است که اروپا را در مورد هرگونه ورود جدی به جنگ رمضان مردد می‌کند.

4. تجربه واکنش ایران به اقدامات تهاجمی دشمن نشان می‌دهد جمهوری اسلامی تلاش کرده اولا تهدیدات خود را محدود به لفظ نکرده و عملی سازد و ثانیا نشان دهد هر هزینه وارده توسط دشمن را با تحمیل هزینه‌ای بالاتر جبران خواهد کرد. حمله به تاسیسات انرژی قطر و یکی از مراکز مالی دوبی (DIFC) در واکنش به حمله به خارگ و شعبه بانک سپه،‌ نمونه‌هایی از این استراتژی هستند.
در چنین چارچوبی، حمله به دیگو گارسیا را می‌توان ارسال سیگنالی به کشورهای اروپایی دانست که اگر در جنگ مشارکت داشته باشید، ایران ابایی از هدف قرار دادن شما (چه امروز و چه در آینده) نخواهد داشت.
نباید فراموش کرد که پیش از این ایران برد موشک‌های خود را برای اعتمادسازی با اروپا به کمتر از ۲ هزار کیلومتر محدود کرده بود. حال اگر اروپا بخواهد اقدام عملیاتی تهاجمی در مقابل کشورمان داشته باشد، ایران دیگر لزومی به حفظ این محدودیت نخواهد داشت.‌ شلیک امروز را از این منظر می‌توان تحلیل کرد.

5. با داده‌های امروز، به نظر می‌رسد اروپا حاضر به پرداخت هزینه بلندمدت (درمعرض تهدید موشک‌های ایران قرار گرفتن) برای منفعت کوتاه‌مدت (بازگشایی تنگه هرمز) نباشد. ترامپ نیز با اقدامات پیشین خود (ازجمله تحقیر اروپاییان در کلام و عمل) نمی‌تواند انگیزه لازم برای اجماع بین ایشان را فراهم کند.
به‌همین‌خاطر، به نظر می‌رسد اقدام بامداد امروز نه عاملی برای تشدید تنش و ورود اروپا به جنگ، که عاملی برای ایجاد ترس فعال در اروپا و جلوگیری از ورود آن‌ها به جنگ خواهد بود.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا