بررسی و تحلیلرفاه و تامین اجتماعیسند دیدگاهمسائل اجتماعی

نگاهی نو به فقر و سیاست مواجهه با فقیر

بیانیه راهبردی فقر و محرومیت و بررسی این مسئله اجتماعی با توجه به حکمت و معرفت اسلامی

مسئله فقر و محرومیت یکی از مسائل پرتوجه امروز جامعه ایران است. این مسئله و اثرات وضعی و ذهنی آن موجب شده است تا نارضایتی اجتماعی در کشور افزایش پیدا کند. با وجود این موضوع و پس از گذشت 40 سال از شعار محرومیت زدایی، هنوز نظریه بومی معتبر و قابل قبولی برای آن ارائه نشده است. لذا بررسی و شناخت مسئله فقر و محرومیت، ارائه الگوی کارآمد برای کاهش فقر و اثرات آن در جامعه و به تبع آن سیاست گذاری در این زمینه یکی از اولویت های نظام جمهوری اسلامی است.

ضرورت و اهداف پژوهش

بی گمان، شناخت پدیدارهای «فقر» و «محرومیت» برای هرگونه سیاست گذاری، برنامه ریزی و اقدام در نسبت آن ها بسیار ضروری است و از سوی دیگر، این شناخت و بدست آوردن الگویی کارآمد و کارا، باید ریشه در «حکمت» و «معرفت» اسلامی داشته باشد. برای دستیابی بدین شناخت و الگوی بنیادین بومی-خودمانی، باید میراث مکتوب جهان اسلام و تاریخ تمدن اسلامی را کاوید. این پژوهش موضوعات فقر و محرومیت را در قرآن حکیم و سنت نبوی و ولوی و همچنین حکمت عملی جهان اسلام با روش اجتهادی و با نگاه راهبردی بررسی می کند.

معنای فقر و محرومیت و انواع آن در حکمت و معرفت اسلامی

اگر چه موضوع محرومیت محورهای «هم نشینی» و «جانشینی» دارد؛ اما در بررسی ها، می توان بیش از همه از فقر در معنای عامش بهره برد و محرومیت را بدان احاله کرد. فقر که از پیچیده ترین پدیدارها در جهان ست، به ذهن ها استضعاف را متبادر می کند؛ ولی همه فقرها چنین نیست و فقر در «نظام علّی» (فاعلی، غایی و …) گوناگون است:

  1. 1. فقر ابتلائی
  2. 2. فقر استضعافی
  3. 3. فقر جزائی
  4. 4. فقر محافظتی

در برخی از این انواع فقر، «قسیمیت» نیست؛ زیرا شاید نتوان فقری را نام برد که درش سنت «ابتلا/امتحان» (اختبار!) نیست. اگر چه فقر را از سربازان «جهل» گفته اند؛ اما آن ابزار/مایه «فعلیت عباد»ست. گاهی فقر، قصوری و پیامد «استضعاف» است که گاه با «عجز طبیعی» نیز هم راه است و گاه نیز «مجازات» است و پیامد «تقصیر» که یا بخاطر برخی معاصی و یا از آثار وضعی بی کاری/بی تلاشی یا نداشتن «تدبیر منزل» یا «تفاقر» یا … است. فقر گاه سرباز خداست برای حفظ دنیوی بنده اش از «حسد» (و چشم زخم) دیگران و … یا محافظت اخروی او از طغیان/عصیان و «سوء عاقبت». در این راستا، می توان از سنت «إفقار» خدای حکیم و «فقر ادخاری» یا «فقر اختیاراللهی/اختیاری» نیز نام برد.

این بخشش/تقسیم فقر به گونه ای فراسیاستی است که باید در «سیاست گذاری» درباره فقر «رعایت» شود؛ زیرا مفادش «نسبیت فقر» و نیز «ضرورت» آن است. از این گونه شناسی فقر باید دریافت که در «مدینه فاضله» نیز فقر هست و آن از لوازم جوامع بشری است و در این میان باید فقر تقصیری و همچنین قصوری استضعافی را زدود یا کاست. از این رو، در زدایش یا کاهش فقر باید نخست گونه آن را شناخت که این مهم بر عهده «رهبر مدنی/اجتماعی»ست که تمهیدگر/اعدادگر پیشرفت و توسعه محلی یا منطقه ای است.

دفع فقر در اسلام

با دانستن گونه های فقر و ضرورت آن برای جامعه، باید دانست که بسیارست اخباری که درباره «استعاذه از فقر»اند و کم نیست ادعیه ای که برای «دفع فقر»اند (و حتی از خواص قرائت برخی سوره های قرآن، دفع فقرست) و نکوهش فقر و پیامدهای آن در اخبار فراوان است. اگر چه در برخی اخبار درباره کار و تلاش و نیز در پی روزی بودن سخن رفته؛ اما پربسامدی استعاذه از فقر و دعا برای دفع آن پرسش زاست!

این حجم استعاذه ها و ادعیه (و برخی توصیه ها) نخست نشان گر اهمیت مقوله فقر و غنا در دنیا بلکه برای آخرت است و آن گویا بدین اشاره دارد که فقر و پیامدهای ناگوار دنیوی و اخروی آن هیچ از انسان دور نیست که بسیار نزدیک است. همچنین بیانگر آن است که کار و کوشش شاید (ممکن است!) شرط لازم برای گرفتار فقر نشدن است؛ ولی شرط کافی نیست. گویا 1. دچار فقر شدن عواملی فراوان دارد که بسیاری شان در اختیار ما نیست بلکه حتی 2. بسیاری از آن ها برای ما مجهول و ناشناخته است و نیز شاید ناشناختنی باشد (شناخته شدنی/شناخت پذیر نباشد!). پس باید پیش و بیش از «رفع فقر» از موضوع بنیادین «دفع فقر» سخن گفت و آن را در سیاست های فقر ملاحظه کرد.

فقر و حرص

هرچند بدرستی، «فقر» را نبود آن چه بدان نیازست (فقد ما یحتاج إلیه!)، گفته اند؛ ولی در اخبار آمده که معصوم علیه السلام در پاسخ بپرسش «ما الفقر؟» (نداری چیست؟) می فرمایند: «الحرص والشره» (آزمندی و آزناکی) که بسیار تأمل برانگیز و پرسش زاست. شاید کسی بگوید: معصوم علیه السلام در چیستی فقر، «لازم» (عرضی لازم دربرابر مفارق) آن را آوردند و «تعریف بلازم شیء» کردند؛ اما آشکارا، حرص «لازم عقلی» فقر نیست و از گذشته، در کتاب های اخلاقی جهان اسلام، فقیر را بدو گونه 1. قانع/خشنود و 2. حریص/آزمند تقسیم کرده اند.

در مقابل شاید کسی بگوید: حرص «لازم عرفی» فقرست که این نیازمند پژوهش است؛ زیرا آن چیزی لازم عرفی ست که یا 1. اکثر در خارج باشد یا 2. اکثر در استعمال (اظهر!) باشد یا شاید 3. اکمل باشد و گویا درباره حرص دومین را می توان گفت. بدین معنا که فقیرانی به چشم می آیند و از آنان یاد می شود و سخن می رود که «سائل/گدا»یند و بـه «تکدی» سرگرم؛ اما شاید بتوان گفت که این خبر می گوید: آن که در نظر مردم غنی/توان گرست، اگر حرص و شره داشته باشد، فقیرست و آن کس که در نگاه مردم ندارست، اگر قناعت پیشه کند، غنی ست. زیرا فقر و غنا دایرمدار حاجت است و با قناعت دیگر حاجتی در میان نیست؛ ولی حرص و شره پدیدآور و افزون گر حاجت است!

قناعت و فقر و محرومیت

اگر چه در اخبار، ستایش گرانه از قناعت سخن می رود و شاید باعث شود که کسی بپندارد قناعت رضایت به وضع موجود است و آدمی را از جنبش و سعی بازمی دارد؛ اما باید دانست که قناعت، رضایت به کفاف و دربرابر حرص است که حرص افراط یا کوشش زیادی در طلب است. از سوی دیگر، در کنار قناعت باید مواسات و انفاق داشت که از لوازمش حرکت و تلاش است؛ چنان که در کنار سفارش به قناعت، بدین معنا که آدمی نیازهایش را بکاهد، باید در تامین نیازهای دیگران نیز کوشید. از این روست که اخبار، فقیران را هم به قناعت و هم به انفاق سفارش می کند و گفتنی است که حتی «فقیر ممسک/مانع» نیز نکوهیده است. از سوی دیگر، اگر چه بی/کم نیازی ستوده است؛ اما بهره مندی از نعمت های دنیایی نیز تا آن جا که مصداق اسراف/تبذیر و تجمل نباشد و آدمی را دچار غفلت نکند، نکوهیده نیست.

فقر و دستیابی به نیازها

امروزه، در جامعه ما فراوان به هرم سلسله مراتبی نیاز-انگیزه «مازلو» ارجاع داده می شود که اگر هر سطحی از نیازهای آدمی تامین نشود، امکان ترقی آدمی به سطوح برتر نیاز-انگیزه ها وجود نخواهد داشت. اما نخست باید گفت که مدعای مازلو، چنان که گفته اند و او نیز پذیرفته است، عام نیست و گویا مبتنی بر فرهنگی است که در آن پژوهش شده است. دوم آن که گاهی نیازی تامین می شود و گاهی نیز آن با قناعت، مرتفع می شود و دیگر آن فقدان/نداری، نیاز بشمار نمی آید که بخواهد بازدارنده از رسیدن بسطوح برتر باشد.

از سوی دیگر، باید دانست که آن چه به واقع آدمی را از سطوح برتر بازمی دارد، حرص به موارد سطوح فرودین است. در میراث ما فراوان، صرف نظر کردن و چشم پوشی از چیزی را شرط رسیدن بچیزی دیگر دانستند و نخواستن را شرط دست یافتن شناساندند. بی گمان، انسان بسیار دچار تزاحم نیازها نیز می شود که درش باید دست به گزینش زند و در این انتخاب، انسان ها به ویژه با توجه به تربیت و فرهنگشان، گوناگون اند. از سوی دیگر، قناعت دربرابر حرص کمالی انسانی و نشان تعالی ست.

نکات سیاستی مسئله فقر و محرومیت

سخن درباره پدیدار پیچیده فقر، به ویژه در کتاب و سنت، فراوان است؛ اما از آن چه تا کنون آمد، می توان فراسیاست ها و سیاست های زیر را برگرفت:

  1. حدی از فقر در هر جامعه ای ضروری و آن موافق حکمت الهی ست و نمی توان فقر را بطور کامل، ریشه کن کرد.
  2. فقر گونه هایی دارد و نباید آن را منحصر در 1. استضعاف و 2. سستی/بی کاری (در کل، تقصیری) دانست و رهبر مدنی/اجتماعی موظف است که گونه فقر را در هر ناحیه ای بشناسد/دریابد و مبتنی بر آن سیاست گذارد.
  3. پیش و بیش از توجه به رفع فقر باید به دفع آن که «پیش گیری»ست، التفات داشت؛ یعنی از فقیر شدن فرد و جامعه جلوگیری کرد.
  4. پیامدهایی که برای فقر در ذهن هاست، عوارض ذاتی آن نیست و آن ها را باید در «نبود/فقدان صبر» و نداشتن قناعت و نیز حرص و طمع جستجو کرد.
  5. آن چه باید مرکز توجه سیاست گذاری ها باشد، کاهش یا زدایش «اضطراب فقر»ست که فقیر بدان دچارست و منشا همه آسیب هاست.
  6. برای کاهش یا زدایش «اضطراب فقر» باید ذهن فقیر را از فقرش «مصروف» (دور و جدا) کرد و باید تمرکز و تاکید را از فقر برداشت.
  • باید فقیر را «تکریم» و «تعظیم» کرد و بدو «احترام» گذاشت (پایان احساس «طردشدگی» و آغاز احساس عزت، شرافت، منزلت و کرامت!).
  • باید او را بکاری بزرگ و افتخارآمیز (امر والا) در نسبت دیگران (محلی یا منطقه ای یا ملی یا جهانی) برانگیخت (انفاق و مواسات که نظر ببیرون دارد!).

جمع بندی

بی گمان، شناخت پدیدارهای «فقر» و «محرومیت» برای هرگونه سیاست گذاری، برنامه ریزی و اقدام در نسبت آن ها بسیار ضروری است و از سوی دیگر، این شناخت و بدست آوردن الگویی کارآمد و کارا، باید ریشه در «حکمت» و «معرفت» اسلامی داشته باشد. به صورت کلی حدی از فقر در هر جامعه ای ضروری است و فقر گونه هایی دارد و نباید آن را منحصر در 1. استضعاف و 2. سستی/بی کاری (در کل، تقصیری) دانست. پیش از توجه به رفع فقر باید به دفع آن که «پیش گیری»ست، التفات داشت. پیامدهایی که برای فقر در ذهن هاست، عوارض ذاتی آن نیست و آن ها را باید در «نبود/فقدان صبر» و نداشتن قناعت و نیز حرص و طمع جستجو کرد. آن چه باید مرکز توجه سیاست گذاری ها باشد، کاهش یا زدایش «اضطراب فقر»ست و برای کاهش یا زدایش این اضطراب باید ذهن فقیر را از فقرش «مصروف» کرد.

 

این مطالعه در اندیشکده پایا توسط سجاد هجری در سال 1399 انجام شده است.

 

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

اندیشکده پایا

اندیشکده‌ «پایا» با رسالت پیشرفت، سازندگی و آبادانی (توسعه‌ پایدار متوازن) منطقه‌ای ایران اسلامی به ‌همت جوانان دغدغه‌مند، در سال ۱۳۹۵ بنیان‌گذاری شد ورود به صفحه انديشکده

سجاد هجری

کارشناسی ارشد تاریخ علم ریاضی در جهان اسلام - دانشگاه تهران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا