سناریوهای پیش روی جنگ
میثم بهارلو براساس سه متغیر اصلی، پنج سناریو برای جنگ پیش رو پیشبینی کرده است.
میثم بهارلو، پژوهشگر مرکز پژوهشهای مجلس
ایران در زمانهای شکلگیری نظمهای جهانی ازجمله جنگ جهانی اول و دوم بهمثابه پل پیروزی قدرتهای بزرگ عمل کرده است. جنگ امروز نیز به تحولات بینالمللی بازمیگردد. امریکا میداند تا ۲۰۳۵، قدرت دریایی چین از آن پیشی میگیرد. ازاینرو، بنا بر تئوری سنتی اسپایکمن مبنیبر لزوم کنترل حاشیه دریایی اوراسیا (ریملند)، با تصرف گلوگاههای کریدوری و منابع انرژی خاصتا در کشورهای دارای قدرت کوچک و متوسط ضدهژمون ازجمله عراق، سوریه، لیبی، لبنان، سودان، سومالی و ایران (ذکر شده توسط فرمانده پیشین ناتو) بهدنبال تثبیت قدرت خود به در قرن ۲۱ و جلوگیری از قدرتگیری بیشتر چین است. ازاینرو، جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران یک جنگ وجودی است.
سناریوهای مختلف را با تکیه بر سه متغیر اصلی میتوان شرح داد:
- ۱) سرنوشت نظام سیاسی
- ۲) میزان یکپارچگی سرزمینی ایران
- ۳) نوع نظم منطقهای پس از جنگ
با ترکیب آنها، یک طیف منسجم از سناریوها بهدست میآید:
۱) گذار سریع و تغییر دفعی نظام سیاسی بدون تجزیه ایران
حملات نظامی گسترده باعث فروپاشی سریع ساختار قدرت میشود و یک دولت موقت با حمایت خارجی (تحت رهبری مثلا رضا پهلوی) شکل میگیرد. برنامه هستهای و بخشی از سیاستهای منطقهای ایران کنار گذاشته میشود و روابط با امریکا و متحدانش عادی میشود.
ویژگیها
- تغییر سریع نظام سیاسی
- حفظ تمامیت ارضی ایران
- ادغام در نظم منطقهای جدید (طرح آبراهام) و کاهش تقابل با غرب و اسرائیل
- احتمال اعطای امتیازات اقتصادی و انرژی
ارزیابی احتمال
بسیاری از تحلیلگران آن را کماحتمال میدانند، زیرا فروپاشی سریع دولتهای متمرکز پس از حمله خارجی نادر است.
2) تغییر محدود در راس قدرت: نسخه ایرانی مادورو
ساختار کلی نظام سیاسی باقی میماند اما رهبری یا جهتگیری آن تغییر میکند. رهبر یا دولت عملگراتر با غرب به توافق میرسد و در ازای رفع فشار نظامی و اقتصادی، محدودیتهایی در برنامه هستهای، موشکی یا سیاست منطقهای میپذیرد.
ویژگیها
- بقای ساختار اصلی نظام
- تغییر در رهبری یا سیاستها
- پایان نسبی جنگ و کاهش تحریمها
- حفظ اهرم فشار خارجی (مثلا تهدید حملات دورهای از سوی رژیم اسرائیل)
احتمال
از نظر برخی تحلیلگران واقعبینانهتر از گذار کامل است.
۳) بقای نظام و تشدید بازدارندگی ازطریق ساخت سلاح هستهای
حملات نظامی نمیتواند نظام سیاسی را سرنگون کند. حکومت دوام میآورد اما بهسمت افزایش بازدارندگی نظامی و بهویژه سلاح هستهای حرکت میکند. نتیجه آن است که در کوتاه مدت، نظام سیاسی ازسوی غرب با تحریمهای مجدد روبهرو میشود اما قدرتهای شرقی ازجمله چین و روسیه آن را میپذیرند زیرا تنها چهار کشور ایران، هند، روسیه و چین همزمان در دو سازمان بریکس و شانگهای هستند. درنتیجه، ایران به یک ستون امنیتی، سیاسی، اقتصادی و نظامی این دو سازمان بین المللی تبدیل خواهد شد.
ویژگیها
- بقای نظام سیاسی
- افزایش نظامیگری و امنیتیشدن سیاست داخلی
- احتمال حرکت بهسمت سلاح هستهای برای بازدارندگی؛
- انزوای بیشتر بینالمللی در کوتاه مدت
- پذیرش ایران هستهای از سویع قدرتهای شرقی
- تاثیر ایران به شکلدهی نظم چندقطبی
ارزیابی احتمال
در بسیاری از تحلیلها یکی از محتملترین نتایج جنگ دانسته میشود.
۴) تغییر تدریجی نظام سیاسی و اقلیمبندی براساس نژاد و مذهب
در این حالت، جنگ مستقیم بههمراه فشارهای طولانی نظامی، اقتصادی و امنیتی ادامه پیدا میکند تا مناطقی از ایران در دست اقوام مرزی قرار گیرد و با این اهرم فشار، یک رهبر سیاسی همسو با خواستههای امریکا روی کار بیاید. با ازبینرفتن زیرساختهای اقتصادی، بهتدریج دولت مرکزی ضعیف میشود، هسته سخت طرفدار نظام سیاسی تحلیل میرود و مناطق مختلف کشور به سمت خودمختاری گسترده یا ساختارهای شبهفدرالی حرکت میکنند.
ویژگیها
- تضعیف تدریجی دولت مرکزی
- افزایش نقش نیروهای محلی یا قومی
- شکلگیری مناطق خودمختار مشابه اقلیم کردستان عراق
- باقیماندن ظاهری کشور واحد اما با کنترل ضعیف مرکز
ارزیابی احتمال
راهی کمهزینهتر و محتملتر برای تغییر توازن قدرت منطقهای تلقی میشود.
۵) فروپاشی، جنگ داخلی و تجزیه
بدترین حالت که حملات نظامی، بحران اقتصادی و اعتراضات داخلی همزمان به فروپاشی ساختار دولت منجر شوند. در این شرایطی ممکن است گروههای قومی یا منطقهای برای استقلال تلاش کنند.
ویژگیها
- مهار قدرت آفند ایران ازطریق بمباران شهرهای موشکی با بمبهای اتمی تاکتیکی
- جنگ داخلی چندجانبه
- فعالشدن جنبشهای جداییطلب
- تجزیه احتمالی کشور
- بیثباتی شدید منطقهای و رقابت قدرتهای خارجی
ارزیابی احتمال
پرآشوبترین و پرهزینهترین حالت برای کل منطقه است.



